Planet Earth III

Planet Earth III

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Planet Earth III S01E06 Extremes 1080p IP WEB-DL H264 AAC2 0 SNAKE
تعليق من SuRouSH_AbG

الوسوم

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
HEVC
x265
نشرت في: 2023-11-27
تنزيلات: 61
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫« سیارۀ زمین ۳ »

‫« زیرنویس از ســـروش » ‫ :. SuRouSH_AbG .:

‫این نقطه، ورودیِ

‫یکی از خارق‌العاده‌ترین عجایب طبیعی‌ست

‫غار سون دونگ، واقع‌در ویتنام

‫گمان می‌رود که این ‫بزرگ‌ترین غار کره زمین باشه

‫اینجا در عمق ۲۰۰ متری زمین،

‫تنها چند هفته در سال،

‫آفتاب از طریق شکاف روی سقف غار ‫نوری به آن می‌تاباند

‫تنها به مقداری که

‫گیاهان بتونند رشد کنند

‫اما با رفتن به اعماق ژرف‌تر غار

‫تاریکی برمی‌گرده

‫و اون‌وقت به مرزی می‌رسید

‫که اونجا حیات می‌تونه جریان داشته باشه

‫« قسمت ششم: نقاط طاقت‌فرسا »

‫برای ما، اومدن به این طاقت‌فرساترین..

‫مکان‌های سیاره‌مون معمولاً کار راحتی نیست

‫در واقع همین غار هم ‫اخیراً توسط انسان کشف شده

‫و عجایب زیادی در خودش داره

‫«مروارید غار»

‫زمانی دانه‌های ریز شن بوده‌اند

‫و حالا گوی‌هایی به اندازۀ توپ تنیس

‫و «استالاگمیت»های بسیار بزرگ... ‫

‫که طی چندین قرن

‫و توسط میلیاردها قطره‌قطره‌ی آب ‫تشکیل شده‌اند

‫رودخانه‌های زیرزمینی درون سنگ‌های آهک

‫چنین گذرگاه بزرگی کشیده‌اند

‫رودی به درازای ۸ کیلومتر

‫و به چنان پهنایی که

‫می‌تونه یک هواپیمای ‫بوئینگ ۷۴۷ درون خودش جا بده

‫و دقیقاً اینجا،

‫در دورترین حفرۀ غاره که...

‫حیات درش دیده می‌شه

‫غارماهی نیمه‌شفاف...

‫و میگو

‫که هزاران ساله در انزوا زندگی می‌کنند

‫و از مواد مغذی ناچیزِ جنگل بالا تغذیه می‌کنن

‫این ماهی‌ها کاملاً نابینا هستن

‫و راه‌شون رو صرفاً به کمک ‫حس لامسه پیدا می‌کنن

‫این دنیاهای زیرزمینی دقیقاً ‫در حد و مرزی قرار دارن

‫که حیات می‌تونه جریان داشته باشه

‫اما روی زمین،

‫طاقت‌فرساترین شرایط سیارۀ ما

‫در قطب شمال و جنوب وجود داره

‫اینجا در قطب شمال،

‫دمای هوا در زمستان ‫به منفی ۵۰ درجۀ سلسیوس هم می‌رسه

‫چهار ماه در سال،

‫اندک نور خورشیدی هم به اینجا نمی‌تابه

‫اما حتی در اینجا..

‫حیات راهی برای بقا پیدا می‌کنه

‫یک گله گرگ شمالگان

‫پوشش خزدار متراکم‌شون از اون‌ها

‫دربرابر چند ماه سرمای شدید محافظت کرده

‫اما خورشید حالا داره برمی‌گرده

‫اینجا «جزیره اِلزمیر» هستش ‫

‫تابستون کوتاهِ اینجا فرصتی برای ‫تجدیدقوا در اختیار گرگ‌ها می‌ذاره

‫اما اینجا در شمالگان...

‫زندگی هیچ‌وقت آسون نیست

‫رهبر این گله یک ماده‌ی باتجربه‌ست

‫اون اگر نتونه غذا براشون پیدا کنه،

‫زمستان آینده ممکنه ‫آخرین فصل زندگی‌شون باشه

‫شکارها در چنان ناحیۀ پهناوری پخش شده‌اند

‫که اونا مدام باید در حرکت باشن...

‫..و دنبالش بگردن

‫ولی پیدا کردن شکار تازه اول ماجراست

‫«گاو مُشک»

‫این جانداران ۵ برابر یک گرگ جثه دارن

‫نبرد بین گرگ‌ها و گاوهای مشک ‫یک نبرد باستانی‌ست،

‫و عمری به اندازۀ عصر یخ‌بندان دارد

‫دو طرف شگردهای همدیگه رو بلدن

‫گرگ‌ها سعی می‌کنن گاوهای ضعیف

‫یا کوچیک‌تر رو تنها گیر بیارن

‫یه گوساله پاش می‌گیره به زمین...

‫و رهبر گله به سرعت بهش نزدیک می‌شه

‫اما گلۀ گاوها دوباره دور هم جمع می‌شن،

‫و شاخ‌هاشون در حالت آماده.

‫وضعیت بن‌بست

‫اما احتمالاً موقتی باشه

‫این‌بار، گلۀ گاوها به سرعت ‫میرن به سمت تپه‌ها

‫همین که به نوک تپه می‌رسن،

‫گاوهای نر برمی‌گردن تا از خودشون دفاع کنند

‫وضعیت بن‌بست...

‫..دوباره

‫هر شکار ناموفق...

‫منجر به تضعیفِ گله می‌شه

‫این شاید غذای آسون‌تری باشه

‫اما یک‌جای کار می‌لنگه

‫این گاو مشک بر اثر یک بیماری مُرده

‫چنین بیماری‌هایی ‫هر روز داره شایع‌تر می‌شه

‫درحالی‌که آب و هوای شمالگان گرم‌تر می‌شه

‫علی‌رغم گرسنگی زیاد،

‫گرگ‌ها این لاشه رو نمی‌خورن

‫یک گله گاو دیگه

‫و یک فرصت دیگه برای گرگ‌ها

‫این دفعه گرگ‌ها موفق می‌شن ‫گله رو از هم جدا کنند

‫این می‌تونه شانس‌شون رو بیشتر کنه

‫رهبر ماده مطمئن می‌شه که گاوها

‫دوباره به نوک تپه نرسن

‫با یک محافظ کمتر، گوساله آسیب‌پذیرتر می‌شه

‫یک وعده غذاییِ بسیار حیاتی

‫گرگ‌ها باید به تلاش خودشون ادامه بدن

‫تا بیشترین استفاده رو ‫از چند هفتۀ باقیِ تابستان ببرن...

‫تا زمانی که زمستان برگشت...

‫آمادگی این رو داشته باشن که

‫در یکی از تحمل‌ناپذیرترین نقاطِ

‫موجود بر روی کره زمین طاقت بیارند

‫چنین شرایط نامساعدی

‫تنها در قطب‌های زمین یافت نمی‌شه

‫با افزایش ارتفاع...

‫دما کاهش پیدا می‌کنه

‫در اینجا هم حیوانات باید ‫بیشترین بهره رو از تغییرات فصلی ببرند

‫به‌خصوص اگر آمادۀ جفت‌گیری باشی

‫یک «قورباغۀ معمولی» نر...

‫در رشته‌کوه‌های آلپِ فرانسه

‫اون تمام فصل زمستان رو زیر یخ‌ها ‫در خواب زمستانی به سر می‌برده

‫اما حالا وقتشه که بیدار بشه

‫از اونجایی که موجود خون‌سردی‌ـه، ‫برای گرم‌کردن بدنش به خورشید احتیاج داره

‫اما چند ساعت دیگه با خورشید غروب،

‫اون ممکنه از فرط سرما بمیره

‫پس پیدا کردن جفت خیلی ضروریـه

‫هوای خوبیـه

‫و اون شروع به سورتمه‌سواری می‌کنه

‫اما این قورباغه در این رقابت تنها نیست

‫ده‌ها قورباغه دارن به سرعت ‫خودشونو به برکۀ جفت‌گیری می‌رسونن

‫اما این همه قورباغه روی سراشیبی...

‫قطعاً جلب توجه می‌کنن

‫نباید لیز بخورن

‫داشت خیلی خوب پیش می‌رفت

‫بالأخره رسید

‫اما همه‌ی ماده‌ها ‫برای خودشون جفت دارن

‫اون فقط یه چاره داره

‫کُشتی بگیره

‫این دفعه نشد

‫یه قورباغۀ دیگه که با تأخیر رسیده

‫یک ماده

‫اون می‌تونه نیمه گمشده‌ش باشه؟

‫گاهی‌اوقات دیر رسیدن هم جوابه

‫بعد از این همه تلاش و زحمت، ‫محاله این نر چنین فرصتی رو

‫از دست بده

‫اینجا جنگل سدرِ رشته‌کوه اطلس ‫واقع‌در آفریقای شمالی‌ست

‫این میمون‌های بربری ‫از یک تابستان بلند لذت بردن،

‫اما حالا دارن بهاش رو می‌پردازن

‫زمستون اینجا می‌تونه خیلی بی‌رحم باشه

‫در برخی سال‌ها، ‫بیش از نیمی از دسته‌شون تلف می‌شن

‫اما در این اجتماع میمونی،

‫میمون هرچی اجتماعی‌تر،

‫شانس بقاش هم بیشتر

‫گرم نگه‌داشتن خودشون با در آغوش گرفتنِ ‫همدیگه خیلی تأثیرگذاره

‫اما نمی‌شه کل روز همدیگه رو بغل کنن

‫بالأخره باید از هم جدا شن ‫و برن غذا بخورن

‫پخش می‌شن، در جستجوی غذا

‫اما هرشب دسته برمی‌گرده ‫تا زیر درخت‌های سدر همدیگه رو بغل کنند

‫هیچکس دوست نداره جدا بیفته

‫مخصوصاً نوزادها

‫این بچه به نحوی از دسته جدا افتاده

‫اون باید خودش رو به ‫گرمای نجات‌بخش آغوش میمون‌ها برگردونه،

‫و سریع هم باید برگرده

‫اما یک مانعی وجود داره

‫یک میمون نر بداخلاق داره ‫به بچه بی‌محلی می‌کنه

‫شاید باید نامحسوس‌تر پیش بره

‫میمون نر تصمیم می‌گیره بره

‫بالأخره...

‫با آغوشی باز پذیرفته شد

‫این میمون نر اون‌قدر خوش‌شانس نبود

‫امشب براش شب درازی خواهد بود

‫بغل‌کردن شاید صرفاً ‫اظهار مهر و عاطفه به چشم بیاد،

‫اما برای بقای این میمون‌های بربری ‫یک اقدام حیاتیـه

‫و نه فقط اینجا.

‫هشت هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر ‫در جنگل‌های مکزیک،

‫میلیون‌ها پروانه شهریار هم

‫همدیگه رو برای بقاء در آغوش می‌گیرن

‫همه‌شون از آمریکای شمالی سفر کردن

‫تا از زمستانی که قراره ‫به اونجا برسه فرار کنند

‫این جنگل که در ارتفاع ۳۰۰۰ متری قرار داره،

‫شاید به‌نظر آسایش محدودی ‫در اختیارشون بذاره...

‫..چون‌که دمای اینجا ‫به زیر نقطه ذوب هم می‌رسه

‫و این می‌تونه پروانه‌ها رو بُکشه

‫اما در واقع، لایۀ کوچکی از هوای گرم

‫که توسط سایه‌بان درخت حبس شده ‫از اون‌ها محافظت می‌کنه

‫و در طول زمستان هم ازشون محافظت می‌کنه...

‫..البته در صورتی که ‫چیزی مخلِ وضعیت جنگل نشه

‫گرچه شرایط آب‌وهوایی طاقت‌فرسا ‫و غیرقابل‌پیشبینی

‫ممکنه این تعادل حساس رو بهم بریزه

‫بادهای شدید می‌تونه به اعماق جنگل ‫نفوذ کنه و هوای اونجا رو سرد کنه

‫صدها هزار پروانه

‫ممکنه از شاخه‌ها پرت بشن

‫در برخی سال‌ها، توفان‌ها ۷۵ درصد شهریارهایی ‫که در خواب زمستانی‌ان رو می‌کُشن

‫این یکی زنده مونده...

‫اما روی زمینه

‫و سرمای شبانه‌ی اینجا مرگباره

‫اگر اینجا بشینه، زنده نمی‌مونه

‫هوا هم برای پرواز زیادی سرده،

‫اما یک‌جوری باید خودشو به شاخۀ درخت برسونه

‫برای همین شروع به بالا رفتن از درخت می‌کنه

‫مثل این می‌مونه که یک انسان ‫بخواد از یه آسمان‌خراش بالا بره

‫بالأخره.. امنیت

‫با بازگشت بهار،

‫پروانه‌های شهریار ‫از خواب طولانی‌شون بیدار می‌شن

‫و حالا یکی از زیباترین مناظر طبیعیِ ‫کره زمین آغاز می‌شه

More Farsi Persian subtitles for Planet Earth III

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left