أول 157 سطر.
... آخ
.این بخشی از علائم خماریه
.آره، آره، میدونم
این بار دیگه، بی برو برگرد !عمراً شراب بخورم
ها، این همون دختری که .داشت روی رودخانه داشت میدوید
.ببین، این همون دختری که روی رودخانه داشت میدوید
!دختر توی رودخانه؟! سلام
به، به، اینکه کینا خانم مشهوره که .رودخانه رو به دو نیم کرد
... حتی شایعات به اینجا رسیده
.متاسفم. شوخی کردم
!خب، قضیه چیه؟
اگه میخوای موزدور بشی ،و به گروه نیزه داران ما ملحق بشی
.با آغوش باز ازت استقبال میکنیم
کاروان ما هم خوشحال میشه !تا ازت پذیرایی بکنه
... هرچند، فکر نکنم
.به این خاطر پیشمون اومده باشی
خب، راستش ... شما !برج نقره ای رو میشناسید، مگه نه؟
تا حالا همچنین برجهایی رو !تو جاهای دیگه دیدین؟
... بذار ببینم
شنیدم یه قلعه زیبا وسط دریاچه ی
پادشاهی هلشپر در شمال هست که !هیچ کسی نمیتونه واردش بشه
... پادشاهی تو شمال
.به گمون یه جنگ بزرگ قبلاً اونجا اتفاق افتاده بود
هدف اصلی سفرت پیدا کردن !این مکانهاست؟
خب، آره. به هر حال کار دیگه ای !برای انجام دادن ندارم
،اگه چیز دیگه ای دستگیرتون شد !لطفاً بهم خبر بدید
.البته، بسپرش به خودمون
.صدالبته
آه، این که کینا خانمی !که کل رودخانه رو بلعید
!میشه لطفاً بس کنی؟
.شما یه احضاریه از آکادمی سلطنتی دارید
!احضاریه؟
.موندم جریان از چه قراره .حالا هر چی
.شاید اینجوری بتونم مای مای رو ببینم
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
Echelon & Yasin :مترجمین
در سرزمین لیدیل
دختر، استادیوم، از دست دادن کنترل و یه آپرکات
دختر، استادیوم، از دست دادن کنترل و یه آپرکات
!تو گفتی که اینجا داری درس میخونی، مگه نه؟
.بله، از طرف دیگه به مدیر آکادمی هم کمک میکنم
.آه، از بابت دیروز خیلی ممنونم دسته شوالیهها از اینکه تونستی
به این سرعت دستگیرش کنی .حسابی جا خورده بودن
.الحق که دنسکه دردسر سازیه
اگه دوباره دیدم
بدون اجازه داره بیرون پرسه میزنه !میتونم دستگیرش کنم؟
... بله، لطفاً. و اینکه
!چیکار کردی که برات احضاریه فرستادن؟
.این چیزی که خودم هم خیلی دوست دارم بدونم
.اینجا اتاق مدیره
.مای مای، دقیقا ً پشت همین دره
.بیایید تو
.با اجازه
... پس این
.مدیر
!ایشون رو اینجا ... آوردم؟
!آه، خیلی وقت میشه که ندیدمت، مامان
!چـــــــی؟
.آروم، آروم، مای مای عزیزم
!چـــــــی؟
.حسابی قدش بلندتر شده. آه، درسته
.آخ. دردم گرفت، مامان
تو مدیر این مدرسه هستی، یادت رفته؟ !اصلاً معلومه چیکار میکنی؟
.ولی 200 سالی میشه که همدیگه رو ندیدیم
!لونتی، حالت خوبه؟
!بـ بـ بـ ببخشید! تو مامان مدیر مدرسه هستی؟
.آره، همینطوره
!ایول، مامان
.ممنونم، آربالست سان !دیگه میتونی بری
.خب، باشه. با اجازه
.راستی، مای مای
!بله، مامان؟
برا چی منو به اینجا احضار کردی؟ !تا اینکه فقط بتونی منو بغل کنی؟
.نه، موضوعی هست که باید باهاتون صحبت کنم
،البته منم بدم نمیاد که تو رو نوازش کنم
ولی تو به عنوان مدیر مدرسه !یه مسئولیت هایی هم داری، مگه نه؟
... بله
!خب، در مورد چی میخواستی حرف بزنی؟
بیخیال، اصلاً انتظار نداشتم همچنین !دختر کوچولویی رو برداری با خودت بیاری
چرا هر کجا میرم همه با دید یه دختر بچه !بهم نگاه میکنن؟
!بس کن، لوپوس. اینطوری حرف نزن
.اون مامان منه
!چی؟
ایشون لوپوس هاروی، استاد کیمیاگری !توی آکادمی سلطنتی ـه
.البته شوهر منم هست
!چی؟
!مامانت ـه؟
!شوهرت؟
!وای، نه! بالاخره گفتم
متاسفم. واضح که بیشتر از اینا باید !روی تربیتش وقت میذاشتم
!حسابی خیلی چموشه، مگه نه؟
نه، همین چموش بازیهاش .خیلی بهم کمک کرده، پس نمی تونم شکایتی بکنم
.تو مرد خوبی به نظر میرسی
.پس لطفاً مراقب دخترم باش، لوپوس سان
.اسم من کیناست
،دختر جان ... نه منظورم کینا دونو !بسی باعث خوشحالیم که تونستم باهاتون آشنا بشم
هی، چرا جوری باهم دست میدید !که انگار من اینجا برگ چقندرم؟
!چرا اینطوری بر بر بهم خیره شدین؟
به هر حال، این چیزی که میخواستیم !در موردش باهاتون حرف بزنیم
... صبر کن، اینکه مال من
.حدسش رو میزدم
به شاگردام تکلیف دادم تا معجون درست کنن .و یکیشون اینو برام آورده
.آه، پس قضیه از این قراره
این اساساً یه معجون سطح دست سازه !که دیگه هیچ کس روش درست کردنش رو بلد نیست
که اینطور. پس دیگه اینارو !با روش قدیمی درست نمیکنن
،اگه همه در این مورد بوی ببرن
باعث میشه اصول اولیه !آماده سازی ما بل کل تغییر کنه
پس لطفاً مراقب باشید !افراد زیادی از این موضوع باخبر نشن
.باشه، باشه. فهمیدم
،بسیار خب، کینا دونو
.ازتون یه درخواستی داشتم
... بوو، بوو ... بوو، بوو
.ایشون جادوگر کینا دونو هستن .مامان مدیر مدرسه
!چــــــــــــی؟
!ساکت باشید
کینا دونو قصد دارن .نحوه درست کردن معجون سطح بالا رو بهتون یاد بدن
.با دقت تماشا کنید
!اطاعت
مگه همین چند دقیقه قبل نگفت !که نباید کسی از این قضیه بو ببره؟
!این موضوع کاملاً با موضوع قبلی فرق داره
.بسیار خب، شروع میکنم
منوی موجودی
خب، شما یکم یک از این مواد برمیدارید و از این استفاده میکنید
... و اینجوری و این شکلی مخلوطش میکنید و
.تموم شد، اینم از معجون سطح بالا
!کارت حرف نداشت، مامان
.بسیار خب، من دیگه برم پی کارم
.یه سوالی ازتون دارم
.قول نمیدم که بتونم به سوالت جواب بدم
!بطری رو از کجا دراوردی؟
!از کجا بدونم؟
.برو از سازنده بازی لیدال بپرس
!مامان، داری میری؟
.دوباره بهت سر میزنم
... باشه
!لطفاً به حساب روح استادیوم ورزشی برسید !از طرف کارکنان کولوسئوم، پاداش: 8 نقره
.آره، همینطوره
اخیراً بخاطر پیدا شدن یه روح
.توی کولوسئوم مردم حسابی ترسیدن
!با این حال، واقعاً مطمئنی؟ !خیلی از ماجراجوها بخاطر این ماموریت شکست خوردن
!یعنی شکار یه روح اینقدر سخته؟
همشون با غرور تمام میرن میگن ،هیچ روحی وجود خارجی نداره
ولی وقتی جلوشون ظاهر میشه .دست از پا درازتر برمیگردن
... هووم
!ولی ارواح اصلاً وجود خارجی ندارن
موندم چی میتونه باشه. شاید .یه هیولای مرده یا همچنین چیزیه
.پس میشه بهش رسیدگی کرد... فکر کنم
!کینا سان، چیکار میکنی؟
.خب، این ماموریت رو قبول میکنم
.بسیار خب، پذیرفته شد
!سلام؟
!آره، من کاملاً عاشقم مامانم هستم
! مادر عزیزتر از جانم
! مادر عزیزتر از جانم
!شما واقعاً از این مورد مطمئنید؟
دیروز، یه گروه پنج نفره ،از ماجراجوها اینجا اومده بودن
.و بلافاصله زدن به چاک
No comments yet. Be the first to leave one.