أول 19 سطر.
☮❂ ☯™ ツ
مينوشم رفيق دردم زياد است
مينوشم رفيق چاره اي به دردم وجود ندارد
بيا بنوشيم دوست من که امروز سر کيف نيستم
مينوشم رفيق رنگو روحي براي زندگيم باقي نيست
دوستانم سخنان تلخي زدنند دشمنانم باخوشحالي بشنوند
خيلي نوشيدم که شفاي بدنم گردد
دوستانم سخنان تلخي زدند دشمنانم باخوشحالي بشنوند
خيلي نوشيدم که شفاي بدنم گردد
مزه ام کمي پنير و کمي زيتون باشد
مينوشم رفيق مينوشم الان
بيا بنوشيم دوست من، که سرمستم اکنون
پرکن پياله را ميخانه چي تا خالي نماند استکانم
پرکن پياله را ميخانه چي که اصلا درد هايم تموم نميشه
پرکن پياله را ميخانه چي ، زود پر کن بنوشم
پرکن...پرکن...پرکن...پرکن پرکننننننننن تا سر
پر کن پياله را ساقي که درونم بسي مي سوزد
پر کن پياله را که دردهايم هيچ تمامي ندارند
پر کن پياله را ميخانه چي ،به سان پروانه اي کور ، مست هستم
No comments yet. Be the first to leave one.