أول 200 سطر.
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: IMDb-DL ::. تقــديـــم مــي کــند
i left my love, my love i left
a-sleeping in her bed
i turned my back on my true love
went fighting johnny reb
i left my love a letter
in the holler of a tree
i told her she would find me
in the us cavalry
hi-ho, down they go
there's no such word as "can't"
we'll ride clean down to hell and back
for ulysses simpson grant
hi-ho, down they go
there's no such word as "can't"
we'll ride clean down to hell and back
for ulysses simpson grant
i left my love, my love i left
a-sleeping in her bed
i turned my back on my true love
went fighting johnny reb
i left my love a letter
in the holler of a tree
i told her she would find me
in the us cavalry
in the us cavalry
hi-ho, down they go
there's no such word as "can't"
we'll ride clean down to new orleans
for ulysses simpson grant
.تيمسار "هِربِرت" هستم. قرارِ ملاقات دارم
.تيمسار "هِربِرت" و سرهنگ "مارلو" اومدن - .استيو". بيا داخل" -
."سلام "سَم". سرهنگ "مارلو
."تيمسار "شِرمَن". سرهنگ "مارلو - حالتون چطوره؟ -
.مارلو". مشتاقِ ديدارتون بودم"
.باعثِ افتخاره، قربان - .بشينيد -
اين اولين بررسيتون در موردِ شهر "ويکسبِرگ"ـه؟ - .بله قربان -
،ما به مدت ده ماهه که داريم بررسيش ميکنيم .و ازش خوشمون نمياد
،سرهنگ، بخاطر منفعت خودتون .جنگ در مواضعِ ما اصلاً خوب پيش نرفته
.نه در واشنگتن .نه در روزنامه ها. نه در ميدانِ جنگ
.به زبانِ ساده تر بگم .با مردان و منابعِ کمتر
.جنوب به ما بدون هيچ حرکتي ضربه ميزه
...حالا، اگه بتونم "ويکسبِرگ" رو بگيرم
.همه ي تصورات عوض ميشه .اما بايد تو همين تابستون اينکار رو بکنم
.يا يه سالِ ديگه هم همينجا بشينم
.که ممکنه به قيمتِ جونِ صدهزار نفر تموم شه .ممکن هم هست باعثِ يه جنگ بشه
که اين صحبت رو به منبع اصليه تسليحاتِشون کشونده .و موجبِ ناراحتي طرفدارهايِ ما شده
."ايستگاهِ "نيوتن - ."سَم" -
مارلو" تقريباً به طور کامل" .رويِ جزئياتِ نقشه ـتون کار کرده
.اگه بتونم فوراً به "لـِ گرِينج" برگردم .ميتونيم پنج شنبه عازم بشيم
خوبه. افرادِت کيا هستن؟
my own first illinois with secord's first michigan and second lowa
.ما به دسته هايِ کوچکتر تقسيم ميشيم
،"از "لـِ گِرِينج" ميگذريم. به سمتِ "ريپلي .نو اَلباني"، "هيوستون"... ميريم"
مشکليه قربان؟ - .نقشه رو بلدم. سرهنگ. ادامه بدين -
در هر صورت. حقه ي اصلي اينه که .تا وقتيکه به ايستگاهِ "نيوتن" نرسيديم درگير نشيم
چندتا مسير رو براي نابود کردن حساب کردين؟
.هرچقدر که بتونم. حداقل برايِ چند ماه اونها رو مشغول نگه دارم
.در غير اينصورت. هجومِمون دقيقاً يه سوارکاري محسوب ميشه
.بسيار خوب سرهنگ. ادامه بدين. همه ي خطوطِ راه آهن .ساختمانها. پل ها، همه ي ترن هايي که ميتوني بهشون دسترسي پيدا کني
.سَم". اگه حتي اون ميبايست از ايستگاه "نيوتن" عبور کنه"
.اون 300 مايل خارج از ايالاتِ هم پيمان هست
فکر کردين چطور ميخواين برگردين؟ - شما فکر کردين، قربان؟ -
.خوب. گمان کنم بايد بابتِش فکر کنم
"اما از اين متنفرم که شما در زندان "اَندِرسونويل .دست رو دست بزارين و کاري در موردش انجام ندين
.اون يه سوراخِ جهنمه - .من دوبار در موردش فکر کردم، قربان -
.خوب سرهنگ، شما موفق ميشين
آمادگاهِ سواره نظام ايالات متحده آمريکا ."در "لـِ گِرِينج". "تِنِسي
.بسيارخوب، اينجا "لـِ گِرِينج" هست
.ما روزانه ميانگين 35 مايل رو طي ميکيم - 35؟ -
35؟ يه خُرده طولانيش نميکنه؟
."اين قراره تو اولين روز باشه، "نِد .قصد دارم فاصله رو دو برابر کنم
.در عملياتي مثلِ اين، همه چيز طولاني ميشه
."حالا فقط يه دقيقه صبر کن، "جان
با کم کردن جيره ي غذايي هر نفر از پنج روز به سه روز ...تو نميتوني انتظار داشته باشي
.اونها ميبايست براي خروج احتمالي از منطقه زنده بمونن .بايد به خوبي بهش عادت کنن
اونها در واقع بنظر هيجان زده ميان. شايعاتي وجود داره .در مورد اينکه به سمتِ "نَشويل" ميرن و اونجا رژه ميرن
.اين يه شايعه ي خوبي بود که پخش شده .با کمکِ سرگروهبان
.مرسي قربان - .و آقايون -
.بايد اعتراف کنم که من رو هم گول زد
.متوجهين. ميخواستم از مرخصيم برايِ تبليغاتِ انتخاباتي در شهرم استفاده کنم
.ميدونين. با چند نفر دست بدم .چندتا بچه رو ماچ کنم
.ميدونين. ميخوام پاييز امسال کانديدايِ مجلس بشم
."خوب، سيصد هزارتا رأي تو "اَندِرسويل" وجود داره، "فيل
.اميدوارم با هيچکدومشون دست ندي
.مرخصي ها کنسل شدن .بخاطرِ عوض کردن پوتين هايِ تچهيزاتِ نظامي
.و بعضي از پوتين ها ديگه هنوز براق نيستن
.آره
.دارم سعي ميکنم بفهمم چه خبره .اونها همه ي صبح رو زيرِ اون درخت نشستن
.شايعاتي درباره ي عزيمتون براي رژه در شمال شنيدم
.تصور کنم قراره به "نَشويل" بريم - .اين بابِ ميلِ منه -
.يه رژه و بعدش عازم بشيم .حالا اين جنگ داره شروع به شکل گيري ميکنه
محل مشاوره ي افسران کجاست؟ - .اونجا زيرِ اون درخت، قربان -
.مرسي
.ببخشيد که دير کردم - .مشکلي نيست -
.بشينيد، سرگرد - .باور ندارم که سرگرد رو بشناسم -
.اوه، ببخشيد ."سرهنگ "مارلو". سرگرد "کِندال
حالتون چطوره، قربان؟ - .خوشحالم که باهاتون آشنا شدم -
.سرگرد "کِندال" به تازگي توسط تيمسار "گِرَنت" براي پيوستن به ما گماشته شدن
.سرگرد بنظر لباس فُرمِشون رو نپوشيدن اسلحه ي کمريتون کجاست، "کِندال"؟
.اگه به کتاب يه نگاهي بندازين .خواهيد ديد که يه پزشک جراح اونها رو حمل نميکنه
.پزشک جراح؟ شما توپخانه و واگنهامون رو کم کردين .هرچيزي که سرعتمون رو کم ميکرد
و حالا يه دکتر و يه يکان بهداري رو بهمون تحميل ميکنين؟
."مقرراته، "جان .کِندال" همکاري ميکنه"
.خيلي خوب. قربان سوالي نيست؟
.تمامِ چيزي که ميتونم بگم اينه که بخاطرِ برخي از اقدامات خوشحالم - .دنبالِ افتخار نگرد -
اگه هرچيزي به اين کلاهک مسلح شده ي مين ضربه بزنه جنگي به را خواهد افتاد. همش همينه. قربان؟
لوگان. "بِرَدي" آماده هست؟" - .اوه. يه عکسبرداي -
.متفرق شين. برگردين عقب
برايِ ما آماده هستي. "بِرَدي"؟
.سرهنگ. بشين. سرهنگ
.خيلي ممنون - .خوبه -
."بشين. "مارلو - لطفاً کلاهتون رو بردارين. آقايون.س -
.خوبه. آروم و نجيب
.حالا. گلهايِ رز قرمز هستن. گلهايِ بنفشه آبي هستن .دوربين مستقيم به سمتِ شماست
.اوه. من بايد يه دونه ديگه بگيرم .اون آقايي که کت سفيد پوشيده تکون خورد
.اين همه ي چيزي نبود که اون بزودي تکون خواهد داد تيمسار. همش همينه؟
.از همتون ممنونم. آقايون ."مرسي. "بِرَدي
."مرسي. "تيمسار .خيلي ممنونم
.بشينيد
.سرهنگ. متوجه شدم که زياد از همکاريه من باهاتون خوشحال نشدين
.من روتون حساب باز نکرده بودم. فقط همين
.ميتونم دلايلتون براي سعي در جلوگيري از درگيري رو درک کنم .از نظر تاکتيکِ جنگي
.اما شما دارين خيلي زياد داخلِ خاکِ دشمن ميشين
بهم بگين. قصد دارين بابتِ زخمهاتون چيکار کنين؟
.قصد دارم حرکت کنم. و خيلي سريع حرکت کنم
اونهاييکه خيلي بد مجروح شدن تا بشه کاري براشون کرد .به ترحمِ دشمن واگذار ميشه
.غيرنظاي يا نظامي - بانضمامِ خودتون؟ -
.طبيعتاً
.اين تاحدي يه طرز برخوردِ قديميه .از نظر پزشکي ميگم
.خوب، دکتر .جنگ کاملاً يه حرکتِ متمدن نيست
البته که درک ميکنم اين برايِ شما دوستان ...فرصت بزرگتري رو ايجاد ميکنه
براي آزمايش کردن، سرهنگ؟ - .من اين رو نگفتن -
."ميچ" - بله قربان؟ -
.به دکتر فهرست کامل نگهباني رو بده - .چشم قربان -
.همه ي افراد رو معاينه کنين
.هر شخصي که "البته از نظر شما" مناسب نيست رو رد کنين
.حتي اون کسايي که ممکنه يه هفته ديگه مريض بشن
ببينين سرهنگ. من نخواستم .که براي اين مأموريت گماشته بشم
من يه دکتر نظامي هستم. بهم دستور دادن که برم .و من هم دارم کارم رو انجام ميدم
.پس مزاحمم نشو
!"بوگلِر" - بله قربان؟ -
.به "ميچِل" بگو بياد - .سرگروهبان "ميچِل" در بيمارستان هستن. قربان -
چند سالتونه؟ - .32 سال. قربان -
.به اون گروه ملحق شو
.دووم بيار پسر. برو که رفتيم
.اين بدتر درد داره
.همينه. اون حالِش خوب ميشه
."ليست بيمارهاتون رو ديدم. "کِندال - .خوبه. خوشحالم که ليستِ کوتاهيه -
.ميذاريم اون کاملاً خشک بشه
.تصديق ميکنم که اون خوب ميشه. دکتر - .اون جوونک درکل يه جوش حسابي داشت -
.من اينجا نيومدم که شما رو در حالِ بردينِ پشت کسي ببينم
اسمِ "ميچِل" چرا تو اين ليسته؟ - .قربان. ما اينجا سکوت رو رعايت ميکنيم -
اين چيه؟ - .هاپي". ايشون سرهنگ "مارلو" هستن" -
.حالتون چطوره؟ تو صف منتظر بمونين .ما بزودي شما رو بررسي ميکنيم
اون هم قراره با ما بياد؟ - .اون آدمِ خوبيه. من بهش احتياج دارم -
.و من به "ميچِل" احتياج دارم. اون مثلِ يه گاو قويه - .بزارين يه چيزي رو بهتون نشون بدم -
.سرهنگ. سعي داشتم به دکتر بگم که اين چيز غيرعادي اي نيست
.نه برايِ مردي که مالاريا داره
."چيز جديدي در موردِ اين وجود نداره. "کِندِل
.من ديده بودم که 40 مايل رو تو يه روز طي کرده .در حالي که داشت از سرما مي لرزيد
.اون هميشه بيماري مالاريا ميگيره - .پس شما موافقِ تشخيصِ من هستين -
.يالا "ميچ". از تخت بلند شو .يه مقدار ويسکي گرفتم
.همونجا که هستين ميمونين. گروهبان
بهم دستور داده شده بود هر کسي .که از نظر من مناسب برايِ نگهباني نيست رو معلق کنم
.اون مريضه و قراره اينجا بمونه .اونها دستوراتِ من هستن
شما همه ي ليست رو خوندين. نه؟
!اوه. سرهنگ
.ما اون يارو رو با تمام وسايلِش براتون گرفتيم
.بيارينش داخل - .ما اون رو فوراً از قطار به اينجا آورديم -
.گروهبان "کِربي" گزارش ميده. قربان - ."خوب. "کِربي -
.گذشته از اينکه مست هستي چي تو رو اينقدر آشفته کرده؟
.اونها من رو تو شهر گرفتن .من رو به زور سوار قطار کردن
.تازه مرخصي گرفته بودم.براي اولين بار تو دوسال
.اونها بهم گفتن تو کارِت خوبه. بهتره که اينطور باشه
.تو داري جايگزينِ بهترين سرباز در گروهان ميشي
.انتظار داشتم از اين بابت خوشحال باشي - .ميتونستم با رفتن به اونجايي که داشتم ميرفتم خوشحالتر بشم -
.آره. اونجا من رو داشتي - .نه قربان. شما اينجا من رو دارين -
.قربان - .قربان -
بسيار خوب. اين گروهبان رو به کنارِ رودخونه ببرين .و بندازينِش توش
لبهاسها و همه چي رو؟ - لبهاسها و همه چي رو؟ -
.انقدر بهش قهوه ي تلخ بدين تا وقتيکه از گوشهاش بزنه بيرون
.کِربي". وقتي که برميگردي" .هوشيار برميگردي. تو دو ساعت وقت داري
..."رژه. "نَشويل - .ميتوني اون خمره رو همينجا بزاري -
.قابلتون رو نداره... قربان
.کِربي" تو با من در بيفت و من پوستِت رو ميکنم"
.اون هم قابلتون رو نداره. قربان .اگه اين هم جزوي از وظايف باشه
!به پيش پيش. به چپ چپ - !به پيش پيش. به چپ چپ -
i left my love my love i left, a-sleeping in her bed
i turned my back on my true love went fighting johnny reb
i left my love a letter in the holler of a tree...
."موفق باشي. "جان - .مرسي قربان -
hi-ho, down they go there's no such word as "can't"
we'll ride clean down to hell and back for ulysses simpson grant
i left my love a letter in the holler of a tree
i told her she would find me in the us cavalry
in the us cavalry
hi-ho, down they go there's no such word as "can't"
we'll ride clean down to new orleans
for ulysses simpson grant
No comments yet. Be the first to leave one.