أول 200 سطر.
.«شب بخیر، «مثلث - .«شب بخیر، «مربع -
،ممنون که نشونمون دادین .یادگرفتن چقدر باحاله
...میخوای لباساشونو عوض کنم یا
،برنامه بعدی «حمام خون 7: محتکر اعضای بدن، برمیخیزد»
!خدای من
!چرا؟
!چرا؟
تو «دنیل بون» هستی؟
تو کی هستی؟
!هی، هی، هی
،من فقط اومدم ایالت کنتاکی رو ببینم
،پنجمین تولیدکننده بزرگ تنباکو
،و سومین تولیدکننده بزرگ ذغالسنگ .در تمام کشور
.احساس میکنم اونجام
،دردناکتر از تماشای تئاتر بچهها
.درد کمر منه
...چرا قرصهایی که دکتر داد رو نمیخوری
تا بتونی از قدرتنمایی پسرت لذت ببری؟
.فقط یکم باید خودمو بِکِشم
.دیگه دکترا برای همهچی قرص میدن
.حالا یه داوطلب میخوایم
،آقای پریچت .ممنون برای اشتیاقتون
چی؟ - ...یکی از بازیگرامون -
،توسط ناپدریش دزدیده شده
.ولی برنامه باید ادامه پیدا کنه
...هربار که یک منطقه
.به ایالت تبدیل میشه، یک ستاره روی پرچم بزنین
...جدی میگم، مگه پلیس
!یک کفِ مرتب بزنین
.سریعتر لطفا، داریم توجهشونو از دست میدیم
کجایی؟
داری یادبود جو .برای 50 ایالت متحده رو از دست میدی
.بدجور سرما خوردم و توی تخت خوابم
.متاسفانه همه مریض شدیم
.شاید چندتا گل و گیاه هم مُرده باشن
.باشه، میرم استراحت کنم
.خیلهخب، مراقبت
!آه - !فیل -
!گفته بودی وَنِ بابات رو فروختی
!تو هم گفته بودی میری پنج مایل بدوی
،این خیابون فقط سه مایله
پس واقعا از کی عصبانی هستی، کلر؟
،گلوریا، ما خیلی متاسفیم
.ولی نمیتونیم به نمایش جو برسیم
...نه، نه، مامان رونالدو، اون
،خب، یه عمل اورژانسی داشته
.و اون و پپر سگاشون رو گذاشتن اینجا
.اونم بدون خبر
!نه! نه، از اون فاصله بگیر !گلدون نه
.ببخشید گلوریا. باید برم
نمیتونستی بگی سرما خوردی؟
،آه، آره، و آبراهام لینکلن
،"میتونست بگه، "87سال پیش
،و هملت هم میتونست بگه ".حالا شاید خودمو کشتم"
...نه، حرکت نهاییه که
!فرق بین خوب و عالی رو تعیین میکنه، میچل
...عزیزم، میدونم که برات مهمه
!نه، نه، نه !بدشگونش نکن! بدشگونش نکن
...کم ممکنه بشه
...مربی دانشگاه - !باپ، باپ، باپ، باپ -
!باپ، باپ
...کم ممکنه بشه مربی
.تیم فوتبال داشنگاه میزوری شمال مرکزی
،شغل رویاییشه
،و قراره امروز خبرش رو بهش بدن
.و داره یکم دیوونه میشه
...راستش
،کلر همیشه بچه مورد علاقه بابا بوده
.و واقعا این منو اذیت میکنه
آه، پسر، بازم این بحثه؟
.باشه، نه، ادامه بده
.حاضرم - !اوه خدای من -
.عزیزم چقدر خوشگل شدی! نگاش کن - !آه، عزیزدلم -
میخوای یه توصیه .از اولین قراری که رفتم بهت بگم
،نگو میخوای چندتا بچه داشته باشی
،و گریه نکن .چون آرایشت خراب میشه
...بیشتر نگرانم اگ اون شما دوتا
.رو ببینه، قرارم خراب بشه
اصلا متوجه ما نمیشه، باشه؟
.خودت باش .تو... تو خیلی بامزهای
خیلهخب، اون داستان بامزه از
پیرمرد مست رو بگو .که یه خر رو میبوسید
چیه، خانواده خودت بینقصن؟
!خیلهخب، خدای من! خودشه
!جوابه
!موبایلم کو؟! موبایلم کو؟
...این بدترین چیزیه که الان
.خیلهخب، آلارم برنامه مدیتیشنم بود
.خیلهخب، باید مردت رو کنترل کنی
،اگه امشب خبر بدی بشنوه
،و جلوی رَندی سر و صدا کنه
.باید با بوسه خداحافظی اون، خداحافظی کنم
.باشه، حواسم هست، حواسم هست .بیا، بریم
متوجهم که ما همه به وسایل
.پدر و مادرامون وابستهایم
.به این خاطر نیست
اینو نگه داشتم تا من و تو .بتونیم ماجراجویی کنیم
...نمیتونی تصور کنی که موقع عبور از
،پل گلدن گِیت داری لباس تا میکنی؟
.ما هیچوقت از این استفاده نمیکنیم
،مصرف بنزینش بالاست .و پارک کردنش یه ساعت طول میکشه
.خب پس میذاریمش همینجا
.همیشه یه خونه برای مهمونا میخواستی
.نه خونهای که میز ناهارخوریش، کمربند ایمنی داره
.بحث نکن، دیلن
.میبریمشون روانپزشک کودک
هنوز درباره اون فیلم وحشی حرف میزنین؟
!روانشون رو بهم ریخته
.بردیمشون پارک
.تابسواری... حوصلشون سر رفت
.سنجابهای بامزه دیدن، خر و پف کردن
بعد یه پیرزن با سگش اومد
،پاش گیر کرد و افتاد توی گلهای رُز
و این دوتا از خنده مُردن
.مثل دوتا نئشه که دارن همو قلقلک میدن
...مطمئنم شما هم مثل بقیه والدین
.دارین شلوغش میکنین
.نه، مامان، داریم خرابشون میکنیم
،و حداقلش، کمک گرفتنه
.مثل یک پرستار خارجی یا همچین چیزی
میشه دوتا پرستار بچه، نه؟
.درسته - .خیلهخب -
.ببین چقدر با این پروانه مهربونن
...دیدی؟ شما دوتا الکی
.دارن نصفش میکنن - !وای خدا -
...اگه بچهها رو بذاریم پیش فراح
و بزرگترا موقع شام دربارهش حرف بزنن، چطوره؟
!فکر خوبیه. آه .چهارتاییم البته
مگه توی یه ماشین عادی جا میشیم؟
.صبرکن
...نظرت چیه که با ون !شوخی میکنی؟
!یادم بنداز قفل چرخ بخرم
.آه، خدایا، لیلی به کمکم احتیاج داره
داری چه غلطی میکنی؟
.میخوام یادش بندازم داستان خر رو بگه
با درآوردن صدای خرِ کارتون پو؟
میدونی چیه؟ .همه خرها که افسرده نیستن
این یه کلیشه توهینآمیزه که
چندتا آیوایی نادون .میخوان جا بندازن
!اوه خدای من !موبایلم ویبره خورد
.لانجینسـه
.آره، میدونیم، «ماری آزموند» رو توی رستوران «فایو گایز» دیدی
.هیچکی اهمیت نمیده
.دوستم گفت باید سیبزمینی بخوریم
!لیلی - .هی بچهها، بچهها، بچهها، بچهها، بچهها -
.سلام - .سلام -
هی بچهها، اینجا چیکار میکنین؟
.وسط ترسوندن بچههامون گفتیم یه استراحتی بکنیم
.بیخیال
،هیلی و دیلن یکم قاطی کرده بودن
...«گفتیم برای آخرین بار بیایم به «اسپادز
.قبل از اینکه تعطیلش کنن
میدونم، ناراحتکنندهست، نه؟
...یادتونه تمام تولدامونو اینجا بودیم - !آره -
.و «اسپادی هالی» همیشه برامون آواز میخوند - آره -
.میخوام تاکید کنم که من فرزندخونده هستم
بهتر نیست کفترهای عشاق رو تنها بذاریم؟
فکر خوبیه، ولی میدونی چیه؟
،اینجا خوبه که آدماش زیاد باشن .مثل یک ماشین
بذارین ببینیم میتونن .ما رو کنار هم بنشونن
.باشه، آره - .باشه -
...من رقیب کم برای مربیگری رو
...توی اینستاگرام فالو کرده بودم و
،و اون کم رو شکست داده بود... ...که یعنی هرلحظه
.ممکن بود این خبر ناراحتکننده به خودِ کم برسه
و نمیتونستم فقط روی ...محیط لذتبخش رستوران اسپادز
.تکیه کنم که دردش رو کم کنه
البته اونجا به این معروفه که ...لری کینگ» با چهارتا از همسرهاش»
.بهم زده
.کم، کم
...خبر بدی گرفتم
.و فکر کنم بهتره از من بشنوی
.آه، شنیدم
.سیبزمینی غیرممکن" تموم کردن"
،ببخشید
اگه تبلیغ میکنین که ،اولین سیبزمینی کاملا از گوشته
.پس بهتره به اندازه همه داشته باشین
.لطفا قرصها رو بخور
تو از ژنرال «جیمز ویلکینسون» هم ...«موقع «خرید لوییزیانا
.هم داری داغونتر میشی
.رسیدیم به ایالت آخر
.اگه بلند شم بهتره
.وای، اینجا خیلی قشنگه
اسم اینجا گفتین چیه؟
.«پیرل هاربر»
!پرچم رو بگیرین پسرا
.هیلی، موبایلت رو ول کن
.بچهها کنار مامان دیلن جاشون امنه
،اگه اضطراب داری .تشت ماساژ پای بابام توی ونـه
.برقش وصل میشه به فندکی ماشین
...هانی، حتی اگه آتشفشانی از پول
...که وصل بشه به چشمهی شراب سفید، هم توش باشه
.بازم نمیخوامش
.چیزایی که یادم رفته بود یادم میاد
.بچههای من دیگه جامعهستیز شدن
.لازم نیست آلرژی به توتفرنگی هم بهشون اضافه بشه
.آه، کاملا درکت میکنم
.خاموشش میکنم
میدونی چیه؟ .بیاین همه موبایلمون رو خاموش کنیم. یالا
،آره، میتونی. یالا .توی لحظه زندگی کن
No comments yet. Be the first to leave one.