أول 200 سطر.
تولید مشترک ژاپن آرت تئاتر گیلد و سوزوشا
محصول سوزوشا
تهیهکنندگان: ماسایوکی تاکاجیما، تاکوجی یاماگوچی
فیلمنامه از سوتومو تامورا
فیلمبرداری: یاسوهیرو یوشیوکا، سیزو سنگن
کارگردان هنری: جوشو تودا، موسیقی: هیکارو هایاشی
پدر: فومیو واتانابه
مادر: آکیکو کویاما
پسر: تتسو آبه
پیوی: تسویوشی کینوشینتا
کارگردان: ناگیسا اوشیما
پسر
سنگ، کاغذ، قیچی
دوباره
پس من سوختم
زود قایم شید
رو پل هاریمایا در کوچی
یک راهب گیره سر زنونه خرید
رو پل هاریمایا در کوچی
گرفتمت
آهای، گریه کن
بچهها وقتی گیر میافتن گریه میکنن
من سوختم! همتون کجا رفتین؟
میخوام همه اونایی رو که در رفتن بگیرم
داره خون میاد، بابا
داره خون میاد
یکی دیگه
دو تا باشه
ببین، پول اون شرکت تو اوزاکا هنوز نرسیده
شما همیشه به موقع پرداخت کردین
واسه همین چند روز دیگه بهتون فرصت میدم
ممنون از صبوریتون
پسر، آمادهای بریم؟
پیوی، بذار بابا بغلت کنه
وقتی اتفاقای بد میفته بچهها شروع میکنن به زار زدن
یالا
مامان
از این خبرا نیست
شماره پلاک رو برداشتی؟ گند زدم
پیوی، میخوای بشینی رو پای بابا؟
باید ادامه بدیم
نیشگونم بگیر
پشتم رو محکم نیشگون بگیر
محکمتر
مامان! حالت خوبه؟
مامان
من داشتم با احتیاط رانندگی میکردم. تو زدی بهش
تو زدی بهش؟
چی شده؟ بهش خورد
هی، گواهینامهت رو نشون بده
اینقدر مثل پلیسها رفتار نکن
یعنی گواهینامه نداری؟
معلومه که دارم
من تا حالا تصادف نکرده بودم
مثل اینکه شانستون تموم شد
دکتر گفت دو هفته باید تو رختخواب بمونه
دو هفته؟
من نمیتونم دو هفته مرخصی بگیرم
غیرممکنه
چطور میتونم با لگن شکسته از دو تا بچه مراقبت کنم؟
لگن شکسته؟
بعد از عکسبرداری بیشتر میفهمیم. بعد میریم کلانتری
حالا، عجله نکنیم
تقصیر من نبود! میذاریم پلیس تصمیم بگیره
بله، این بهترین راهه
تقصیر منم نبود. میذاریم تحقیق کنن
چطور جرئت میکنی
مامان، حالت خوبه؟ درد میکنه؟
بمالمش؟
من تا حالا تو این موقعیت نبودم
شاید بتونیم... همینجوری بین خودمون حلش کنیم
نه، هیچ مصالحهای در کار نیست
اگه آدمایی مثل شما مجازات نشن، تصادفا تمومی ندارن
آقا، میتونیم یه دقیقه اینجا صحبت کنیم؟
واقعا درد میکنه؟
اگه یه زن لگنش آسیب ببینه، دیگه زن نیست
خیلی چربه. نمیتونم بخورمش
یه چیز دیگه سفارش بده
حس میکنم میخوام بالا بیارم
و از لگنم تا پشتم بیحس شده
میتونی چند روز استراحت کنی
دو هفته. دکتر اینو گفت
باید ادامه بدیم. شانسمون گرفته
پس تو بپر جلو ماشینها
یالا، میدونی که حال من خوب نیست
آره، کهنهسرباز زخمی با دست از کار افتاده و دیابت
عالیه برای اینکه ماشین بزنه بهت
چی؟
اینقدر ورور نکن
پسر
خوبه، پسر؟
اینم بخور
نمیخوام
همیشه میتونی برگردی
خونه پدربزرگ و مادربزرگت کنار ساحل
نمیتونیم این کار رو ول کنیم؟ من که ازش لذت نمیبرم
منم دوستش ندارم
اما چطور قراره یه خانواده چهار نفره رو سیر کنیم؟
پیوی
بشین و ساکت باش
داداش، بیدار شو
داری میری مادر واقعیتو ببینی؟
داره از سل روده میپوسه
توی اون بیمارستان میخوای چی کار کنی؟
نمیرم
پس میری ساحل؟ نه
دیدی؟ پیش باباش میمونه
مجبور نیستی این کارو بکنی
با بابات حرف میزنم
چی میل داری، بچه؟
سوپ وانتون
خجالت نکش
دو پرس آبنودل و یه سوپ وانتون
نودل
قاشق نه! با چاپستیک میخورم
اون مال منه
من که کار نمیکنم. من ظرف کوچیکتر رو برمیدارم
بیا، این مال تو
بچه، دستشویی داری؟
بریم. وقتی برگشتیم بخورش
من میرم ایستگاه بلیط بخرم
هان؟
وقتی کارت تموم شد، تو ایستگاه بهم پیج کنن. فهمیدی؟
ولی اگه
نگران نباش
کار کاره. فقط کارت رو انجام بده
باید واقعاً یه عینک جدید بخرم
نمیگم انجامش نمیدم ولی میترسم
منم میترسیدم
کاش میتونستم از مهارتهای نینجا استفاده کنم
اینا همش خیالپردازیه. کاش یه موجود فضایی بودم
موجود فضایی وجود نداره. همچین چیزی نیست
اونو برام بخر
تاکسی یا راننده تندرو نه
فقط استیشن واگن یا ماشینهای کوچک با آرم شرکت
رانندههای زن بهترن
پسرم
اونا مرغهای دریاییان. سعی کن بگی
مرغهای دریایی
درسته. میدونی چی کار میکنن؟
ماهیها رو قاپ میزنن و میخورن
ماهی
میدونی ماهیها چی کار میکنن؟
ماهیهای بزرگ، ماهیهای کوچیک رو میخورن
ماهیهای کوچیک کرم و جلبک دریایی میخورن
جلبک دریایی
جلبک دریایی
دریا همینطور ادامه پیدا میکنه و تمام دنیا رو پوشونده
و در کف دریا
کوهها، رودخونهها و جادهها هستن
و هیولاهای شگفتانگیزی هم اون پایین زندگی میکنن
هیولاها
هیولاها
پرتوهای نور از چشماشون شلیک میشه و آتیش از دهنشون بیرون میاد
غررر... گواه
اونا بدن
ولی موجودات فضایی نابودشون میکنن
من از سحابی آندرومدا هستم
من یه موجود فضاییام که اومده دنیا رو نجات بده
فضایی... نمیدونستی، نه؟
شاید شبیه یه آدم عادی به نظر برسم
ولی یه موجود فضایی واقعی از سحابی آندرومدا هستم
سحابی آندرومدا
آندرومدا سحا
خوبه! تو منو میفهمی
اومدم تا بدکارایی رو که میخوان بشریت رو نابود کنن بکشم
من یه پیامرسان کیهانی عدالت هستم
تا حالا هفت تا کار رو انجام دادیم
دو تای دیگه چیزی عایدمون نکرد
کمکم داریم توش بهتر میشیم
حالا میتونم بدون اینکه آسیب ببینم بیفتم
بدترین قسمتش معاینههای دکترهاست
همیشه احساس میکنم میدونن که دارم دروغ میگم
بابا بهم یاد داد نفسمو نگه دارم در حالی که میگم "درد میکنه!"
به زودی به اونومیچی میرسیم
دیگه شیکوکو رو نمیبینی
مامان برای هر کار صد ین بهم میده
به زودی هزار تا خواهم داشت
درد میکنه؟ یه کم
رنگ خوبیه
پسرم
این درد میکنه؟
احمق
اگه فلج میشد چی؟
متاسفم
پسرم، منو ببخش
فکر میکنم بهتره بستریش کنیم و حسابی معاینهاش کنیم
ما داریم به زودی میریم
ما قبلاً بلیطهامون رو گرفتیم
پس چی میگی؟
من میگم اگه نقد پول بدی، حاضرم رضایت بدم
من فقط یه رانندهام. ۵۰ هزار ین نقد از کجا بیارم؟
پس مجبوریم بریم اداره پلیس
باشه. به پلیس زنگ بزن
چی؟
تو بچه مردم رو زدی
ذرهای وجدان نداری؟
سازش خارج از دادگاه
ناهار میخورید؟
من هیچی. منم همینطور. بچه؟
No comments yet. Be the first to leave one.