الموسم 2

معلومات الإصدار

 마음의 소리 리부트: 얼간이들-The Sound of Your Heart RebootS2 E09
تعليق من moonriverteam1
@moonriverteam_sns دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما moonriverteam.mihanblog.com

الوسوم

TS
نشرت في: 2019-10-25
تنزيلات: 24
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

شما در حال تماشای

پرستاریه بی امان

...از الآن،به ده نفر

ده درصد تخفیف برای خرید گوشت کره ای میدیم

عزیزم،بیا از اون بخریم - لطفاً عجله کن -

کجا رفت؟

خدای من - خدای من -

هیچ وقت فکرشو نمیکردم اینجا باهات برخورد کنم

سلام - سلام -

سلام - سلام -

سلام - سلام -

فقط بزار داشته باشه

من اول برش داشتم

خدایا،این درست نیست من یکم سریعتر بودم

بیخیال - بس کن -

نمیخوای گوشت بخوری؟

کجا

مامان جداً اون کارو کرد؟

خدای من،این کاملاً بی معنیه

جدی میگم

ولی باز هم،این اولین بارم بود که دیدم مادرت از تخفیف دست کشید

اون مادر عروسمه انتظار داشتی باهاش دعوا کنم؟

زیادم باارزش نبود

تو حتی واسه 500 وون با سگ همسایه مون دعوا کردی

بلندشو

هی،بهت گفتم بلند شو

تو روی 500 ووونم نشستی

بلندشو

معرکه راه انداخته بود

کافیه دیگه

باشه - باشه -

این روزا حالم خوش نیست

و توی شرایط آرمانیم نیستم

درباره چی داری حرف میزنی؟

تو اونقدری قوی بودی که اون سگ گنده رو بالا نگه داری

فکر میکنم مامان حداقل تا 100 سال دیگه عمر کنه

نه، حرفمو پس می‌گیرم اون تا 150 سالگی زندگی میکنه

حق باتوئه

گفتم کافیه دیگه

این روزا مامانت چش شده؟

نمیدونم - منم نمیدونم -

بابا،باید اینم امتحان کنین خیلی خوشمزه اس

باشه - واقعاً؟ -

امتحان کن

خوشمزه نیست؟

حق باتوئه

چطور ممکنه غذای مامان انقدر خوشمزه باشه؟

خیلی خوشمزه اس - خدای من -

موندم چی اینقدر خنده داره

خیلی خوشمزه اس - خدای من -

باورم نمیشه - موندم چی شده -

چرا انقدر درد میکنه؟

چه احساسی دارین؟

احساس ناراحتی می‌کنین؟

نه،الآن احساس خیلی بهتری دارم

اما اعضای خانواده تون کجان؟

تنها اومدین اینجا؟

خب

دکتر میشه یه لطفی بهم بکنین؟

داداش- بله؟ -

گشنه نیستی؟ - جرا گشنمه -

مامان میشه چند تا پنکیک کیمچی درست کنی؟

مامان خیلی وقت پیش رفت

گفتش دیر میاد

اوه،درسته

چیپس

بابا حتماً اینو قایم کرده اینجا - واقعاً؟ -

سوک - بله؟ -

بازش کن

داداش - بله؟ -

اول به من بده

من خیلی تنبلیم میاد برش دارم

دستم بهش نمیرسه

سوک - بله؟ -

با مامان تماس بگیر

گوشیو بده بهم

ایش،شماره رو بگیر بعدش بده بهم

تلفن داره زنگ میخوره - خدای من،تلفن -

مامانه

هی،مامان کجایی؟ما گشنه

ما گشنمونه مامان

چی؟بیمارستانی؟

چی؟بیمارستان؟

خدای من

مامان - مامان -

منم،جون.میتونی منو بشناسی؟

من اولین و تنها پسر بزرگتم،جون

تو کسیو میشناسی که دوتا پسر بزرگ داشته باشه؟

پسر بزرگ احمق

خیالم راحت شد

اون بلافاصله بعد از بهوش اومدنش بهمون تشر زد.باید به این معنی باشه که حالش خوبه

مامان، مریضی؟

برای چی توی بیمارستانی؟ برای چی بهمون نگفتی مریضی؟

حتی اگه بهتون میگفتم هم

هیچی عوض نمیشد

مامان،چی داری میگی؟

اونچه باید انجام میشد انجام شد

منظورت چیه؟

چی باید انجام میشد؟ - چی شده؟ -

مامان - مامان چی شده؟ -

میشه واضح‌تر توضیح بدی؟ - به خانواده تون؟ -

من برای این دلیل خودمو دارم

خواهش میکنم

اصلاً به خانواده ام نگین من التهاب روده دارم.لطفاً

لطفاً؟ - اما شما الآن حالتون خوبه -

و ما مریضای دیگه ای هم داریم

خودم میدونم

قول میدم قبل از اینکه روز تموم بشه از اینجا برم

خواهش میکنم یه لطفی بهم بکنین

چه خبر شده؟ - مامان،زودباش بگو -

چی شده؟ - چی شده؟ -

ما خیلی نگرانیم

مسئله بزرگی نیست،بنابراین الکی شلوغش نکنین

چی شده؟ - مامان،از معده اته؟ -

معده اته؟ - معده ات درد میکنه؟ -

خدای من،مامان

ما چیکار باید بکنیم؟ - خدای من،مامان -

حالا باید چیکار کنیم؟

مامان - باورم نمیشه -

جون،بیا با بابا تماس بگیریم

اون فردا از حومه شهر برمیگرده

پس بیا وقتی برگشت بهش بگیم. نمیخوام واسه برگشتن عجله کنه

و تو راه تصادف کنه

فکر میکنی مامان واقعاً مریضه؟

...فکر نمیکنی اون

نه،امکان نداره

ببخشید،خانوم.شرمنده مزاحمتون شدم

یه سوال درباره مریض توی اتاق 510 داشتم

بیماریش چی تشخیص داده شده؟

ما نمیتونیم اطلاعات شخصیه

بیمارامونو بدون رضایتشون به کسی بدیم

وقتی نتیجه آزمایشش اومد

میتونین با پزشکش صحبت کنین

...خداحافظ، پس

نه،وایسین

چه آزمایشی؟

و چرا نباید بدون اجازه بیمار چیزی بهمون بگین؟

اوه،درسته

مامان همش می‌گفت که شکمش درد میکنه

و چند دقیقه پیش هم همینو گفت

...فکر میکنی اون سرطان - هی -

اینو نگو

پس باید چیکار کنم؟خیلی نگرانم

میرم به مامان سر بزنم

سر عقل بیا،عوضی

در حال حاضر،

ما باید کنار مامان بمونیم

نباید باهاش مثل یه بیمار رفتار کنیم

اون بچه ها کجا رفتن؟

رفتن خونه؟

خانوم،میخوام یه IV بهتون تزریق کنم

باشه

من آماده ام - ادامه بده -

یالا.ادامه بده

اونجا باید دور زنی دور بزن

یالا - بیا بریم -

ما اینجاییم

خدای من - ما تونستیم -

ما انجامش دادیم - آره -

خوبه - خوبه -

سه ثانیه - سه ثانیه شد -

هی

چیکار دارین میکنین؟ اینجا بیمارستانه

مسابقه اسکیت سواری - اسکیت -

دارین مزاحم بقییه بیمارا میشین

مامانم خیلی المپیکو دوست داره

آره - آره -

متاسفم دکتر

خدای من،این باورنکردنیه

مامان،دیدی؟ - متاسفم -

پایانش عالی بود - فوق العاده بود -

ما واقعاً کار بزرگی انجام دادیم - کاملاً -

متاسفم

خوبه

چی؟ توی بیمارستان چیکار کردین؟

خب،ما فقط میخواستیم

مامان فراموش کنه که مریضه

و لبخند بزنه - این که المپیک نیست -

برای چی باید توی بیمارستان از مسابقه اسکیت سواری تقلید کنین؟

خدای من؟

مامانت حالش چطوره؟خوبه؟

چش شده؟

نمیدونم.بهمون چیزی نمیگه

خیلی نگرانم که خدای نکرده یه چیز جدی باشه

بهم گفتی که هنوز جواب آزمایشش نیومده؟

اون حالش خوب میشه،پس نگران نباش

اما فکر نمیکنی باید برم عیادتش؟

نه،مشکلی نیست. یول بونگ هنوز تب داره

من با جون اینجا میمونم

خیلی خب، اگه چیزی شد بهم زنگ بزن

هنوزم نباید بری بهش سربزنی؟

میدونین که یول بونگ وقتی مریض میشه خیلی بدخلق میشه

اگه من برم دائم میخواد گریه کنه و بیدار بمونه

آره،درسته

مریضیش چیه؟ برای چی رفته بیمارستان؟

نمیدونم.به هیچکس چیزی نمیگه

چند روز پیش خیلی سلامت به نظر میرسید

اونقدری قوی بود که سوکو کتک بزنه

نمیدونم چش شده

جون،چیکار داری میکنی؟

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left