Russell Peters: Two Concerts, One Ticket
أول 200 سطر.
.کمدي. بدون سانسور
."با شرکت "راسل پيترز
."به افتخارش، "راسل پيترز
!ســــلام
!خيله خب
!جمعيت رو نگاه، پسر
!شبيه تبليغ "بنِتن" ميمونه .خوبه، پسر تبليغي براي جلوگيري از نژادپرستي) (که در آن از همه نژادهاي پوستي حضور دارند
.آدمهاي متفاوت زيادي امشب اينجا هستن
عصرتون بخير. حالتون خوبه؟
.خب، يه هندي حالش خوبه. بقيه "اوکي" هستن .خوبه
.هرچند، خيلي مسخرهست .خيله خب، خوبه
خوشحالم که برگشتم. خونهي پدر ماردم بودم .حدوداً يه ماه پيش
.داشتم با بابام تلويزيون نگاه ميکردم، خب .نشسته بوديم تو حال داشتيم تلويزيون ميديدم
.و ظاهراً آخر اون هفته، همايش گِيها (همجنسبازها) بوده
.و ما... خب، خوشحالم که خوشحال شدي
.و داشت نشون ميداد، انگار اجراي زنده داشتن
...نه اينکه اونجا از اون کارا کنن. داشتن
داشتن همايش رو نشون ميدادن، خب؟ تلويزيون داشت نشون ميداد، خب؟
بعد... کي ميخواين بزرگ شين؟
ما هم داشتيم تماشا ميکرديم، خب؟
داشتيم همايش رو تماشا ميکرديم، خب؟
و بعد يهويي، سه تا هندي گِي .ريختن رو دوربين
منظورم اين نيست که آبشون رو .ريخته باشن رو دوربين
ميدونين، يهويي ظاهر شدن، خب؟
ما هم داشتيم تماشا ميکرديم، خب؟ ...و اين سه تا هندي اومدن گفتن
"!ســلام، ما هندي هستيم و گِي هستيم"
"!ما نماينده جامعهي گِيهاي آسياي جنوبي هستيم"
،و بابام رو به من کرد و گفت "!اين خيلي زشته"
"ميشناسيشون؟"
من از کجا بايد اونا رو بشناسم؟
...چونکه اونا گِي هستن"
".و تو هم تو کار سرگرم کردن مردم هستي
و بعد بابام خيلي از دستشون عاصي شد، چون .دوربين همش اونا رو نشون ميداد
واسه من که اصلاً مهم نبود. چون، روز گِي بود .و اونا هم به گِي بودن خودشون افتخار ميکردن
.بابام کم کم از دستشون شاکي شد ".اين درست نيست! هنديها نبايد گِي باشن"
"!مردان هندي نبايد گِي باشن"
.اما بابا، ما اونجا بحران ازدياد جمعيت داريم
ديگه الان يکي دوتا همجنسباز تو هند که مسالهاي نيست، ميدونين که چي ميگم؟
خوشم مياد بعضيها خودشون رو نگران يه چيزايي .ميکنن که اصلاً تو زندگيشون تاثيري نداره
منظورم اينه که من بايد نگران چيزهاي خيلي مهمتري .باشم تا ازدواج با هم جنس خودِ آدم
.من بيشتر نگران ازدواجهاي از پيش تعيين شده هستم
...ميدونين
،وقتي با هم جنس خودشون ازدواج ميکنن شاکي ميشن حق هم دارن، ميدونين که؟
.يه خونواده هندي متوجه ميشه پسرِ جوونشون گِيه ".بايد بگرديم يه پسر خوب واسش پيدا کنيم"
...يکي باشه که خانوادهدار باشه" ".و شمبول بزرگي داشته باشه
ازدواجهاي از پيش تعيين شده تو کشور ما .معضل خيلي بزرگيه، پسر
.ميدونين، اونقدرها هم مشکل بزرگي نيست .تا وقتي خودت نخواي مشکل بزرگي نيست
واسه من که مشکل ساز بود، ميدونين؟
.پدر مادر من پارسال رو من امتحان کردن ...ميومدن پيشم و مامانم ميگفت، "راسل
".ديگه داري پا به سن ميذاري
".و هنوز آستين بالا نزيدي"
"نظرت چيه من چندتا دختر خوب بيارم خونه؟"
.مامان، من که هميشه دخترهاي خوب رو ميارم خونه
.فقط صبح خيلي زود ميرن
.اونا هم دختراي خوبين
گفت، "نه، نه، من چندتا دختر انتخاب ميکنم ".و تو از هر کدوم که خوشت اومد بگيرش
مگه زده به سرت؟ !مامانم ميخواست زنِ منو انتخاب کنه
!حتي حاضر نيستم مادرم لباسم رو انتخاب کنه
،تصور کنين مامانم با يه دختر اومده ،ميدونم الان يکمي گندهست"
".ولي کم کم اندازهت ميشه
.اگه تو کشور هند ازدواج نکني معضل خيلي بزرگيه
من ازدواج نکردم. هنوز واسه ازدواج و اين حرفها .بزرگ نشدم
خيلي از زنا خوشم مياد تا اينکه بخوام ازدواج کنم، ميدونين؟
،چون اگه عاشق زنا باشي و ازدواج کني .بعد بايد فقط عاشق يه زن باشي
.من هنوز آمادگي اين کارو ندارم
.ميترسم يه وقت مبتلا به اون بيماري بشم ميدونين کدوم بيماري رو ميگم؟ وقتي ازدواج ميکنين؟ تک واژني؟
...دوست ندارم
.نميخوام تا ابد گرفتار اين بيماريه تک واژني بشم
.اوه، پسر
.زياد سفر ميکنم. تازه از آفريقاي جنوبي برگشتم .رفته بودم به سرزمين مادري
.سرزمين مادري خودم نه. مسلماً منظورم ميدونين چيه
.سرزمن مادري سياه پوستها
.من هنديم. ما خودمون سرزمين مادري داريم
انگلستان، ديگه. ميدونين که؟
.شبي که از آفريقاي جنوبي برگشتم خيلي جالب بود ،همون شبي که اومدم برنامه داشتم ...رفتم رو استيج گفتم
تازه از آفريقاي جنوبي برگشتم." يهو يه خانم سفيدِ" ...مست از اون پشت مُشتا داد زد
"!يمن"
.ميگم آفريقاي جنوبي
"!يمن"
!مگه گفتم جامائيکا
...بهتر از اينجا پرتش کنين بيرون تا
.بعضيها نميخندن چون فکر ميکنن نژادپرستيه
فيلم "خدايان بايد ديوانه باشند" رو ديدين؟
آره؟ يادتونه اولين باري که يه برادر آفريقايي از اينا از خودش در آورد؟
از خنده روده بُر شدين، نه؟
،البته اولين باري که فيلم رو ديدم با خودم گفتم !هر کي اين فيلم رو نوشته نابغه بوده
بعد که رفتم آفريقاي جنوبي ديدم !واقعا زبونشون اين شکليه
...من خبر نداشتم. تو آسانسور هتل بودم
.سه تا آفريقايي سوار شدن
داشتن با هم حرف ميزدن، فقط اين چيزها ...از دهنشون بيرون ميومد
.منم واستاده بودم مثل خر بهشون ميخنديدم
!باورم نميشه واقعا اينجوري حرف ميزنن
نزديک بود دعوامون بشه، آخه داشتم شکلات جرقهاي .ميخوردم. خيال ميکردن دارم بهشون فحش ميدم
.اوضاع خيلي خيط بود تو اون آسانسور
.وقتي رفتم اونجا جا خوردم
.اگه قسمتتون شد رفتين حسابي جا ميخورين ميدونين از چي بيشتر جا خوردم؟
.وقتي از هواپيما پياده شدم، همه هندي بودن
.نه يکي دوتا
!ميليونها هندي
مسئله اينجاست. هنديها الان شش هفت نسلِ که .آفريقاي جنوبي هستن
.اونا قبل اينکه سفيد پوستا برن کانادا اونجا بودن
.راست ميگم، شش هفت نسله که اونا اونجان ...جالب اينجاست، هنديها رو ميبردن به آفريقا
!بعنوان برده
آخه کدوم خري از يه برده هندي استفاده ميکنه؟
من کجام شبيه اينه که بتونم کار سخت انجام بدم؟
مردم من از اين کارهاي سخت نميکنن. يه ماشين حساب .بدين بهمون واستونن مالياتتون رو حساب کنيم
.مردم من ميونشون زياد با کار فيزيکي خوب نيست
.اگه برده باشيم خيلي دست و پا چلوفتي ميشيم
تصور کنين اولين برده دار چقدر عصبي بوده؟
.خيله خب، "راج"، بزار بهت بگم چي کار کني
.برو تو زمين و اون ارابه رو بيار
.نه
.نه
.نميتونم. نميتونم
.کمرم درد ميکنه
.بزار بگم چي کار کنيم
اوکي؟
...اوکي. تو
.برو ارابه رو بيار
...و من
.ميرم تيشرتها رو آماده کنم
...و در کنار هم
.ميتونيم يکجا بفروشيمشون
.ما از اين کارهاي سخت فيزيکي نميکنيم
فکر ميکنين واسه چي ما ورزشکارهاي هندي زيادي نداريم؟
.هرگز يه هندي رو تو فوتبال آمريکايي نميبيني
!خيله خب، بشين، آماده، هايک هايک
!برو، بدو، بدو
!بدو با توپ
!من اينجا منتظر ميمونم، تو برو
!سريعتر، سريعتر
.داريم ميبريم
.خوشحالم هندي هم اينجا داريم. خوبه، پسر
.البته که بايد اينجا باشين چون مجاني ازتون فيلم ميگيرن
!اِي حرومزادههاي خسيس
،هنديها اصلاً وانمود هم نميکنن که خسيس نيستن .چون خوب ميدونيم خسيس هستيم
.خسيس بودن تو خونمونه
.بعضي از مردم ميگن يهوديها خسيسن
يهوديها در واقع خسيس نيستن. يهوديها اگه بدونن .چيزي ارزشش رو داره پولشون رو خرج ميکنن
،يه يهودي يه پيراهن بر ميداره ميگه ...نميدونم"
.احساس ميکنم جنسش خوبه
".بفرماييد
،ولي هنديه اينطوريه ...نميدونم"
".ميتونم بدم با چهار دلار عين همين رو واسم بدوزن
،و وقتي يه لحظه روتو برميگردوني !يه چاقو در مياره... زرت
"اين که پارهست؟ حالا چند؟"
".من لباس پاره نميخرم"
.ما خسيسيم، ديگه. تو خونمونه
پدرم در خسيس بودن انقدر مهارت داشت که .قانعت ميکرد که داري اشتباه ميکني
،با بابام رفتم به يه باري .بابام آبجو سفارش داد
"گارسون گفت، "ميشه 4.50$، قربان ."و بابام گفت، "اوکي
".اين 3 دلار"
،گارسون برگشت گفت، "قربان "پس 1.50$ ديگه چي ميشه؟
".نگرانش نباش"
".باشه"
".گفت، "نه، شما به من بايد 1.50$ بدين
.من به تو بدهکارم، تو به من. فرق نميکنه" ".ولش کن، انقدر خسيس نباش
.چه خوب، چندتا آسيايي هم ديدم
چيني هستين؟
!هوو
!ممکنه همين يه فاميلي باشه. هوو
!شوخي ميکنم
.اين دوتا نميتونن با هم تجارت کنن
يه چيني و يه هندي هيچ وقت نميتونن .با هم تجارت کنن
چون يه هندي نميتونه چونه نزنه و .يه چيني هم نميذاره چونه بزني
هدف چينيها اينه که تا قرون آخر ...پولتون رو ازتون بگيرن
.و هدف ما هم اينه که پولمون رو خرج نکنيم
.کشمکش خيلي سختي رخ ميده .رفته بودم يه پاساژ چيني
.شايد اسمش رو شنيده باشين .پاساژ آرام
.اونجا به درد يه هندي نميخوره که بره
.يه کيف ديدم، خواستم بخرم "گفتم، "چند؟
"رفتم جلوي پيشخوان به چينيه گفتم، "چند؟ ...برگشت گفت
".سي و پنج دلار"
"سي دلار راه نداره؟"
.چينيها هيچ وقت بهتون "نه" نميگن
ميگن، ولي طولانيترين "نه"ايه که .تو عممرتون شنيدين
انگار يه چيز مسخره گفته باشي و .تو عمرشون نشنيده باشن
".سي دلار ميخرم ازت"
".نــــــــــــــــــــه. نـــــــــــــه"
.سي دلار نميتونم بدم"
،اگه امروز بهت 30 دلار بفروشم ".فردا بايد درِ اينجا رو تخته کنم
،گفتم، "باشه، بابا. پس لاقل يه تخفيفي بده ".نميخوام 35 دلار بابتش بدم
.خيله خب، يک لحظه. با زنم صحبت کنم" ".يک لحظه. مرسي
.خيله خب. به نظر آدم خوبي مياي"
.بهترين قيمت روبهت ميدم
$50.34
".گفتم، "اين که فقط پنجاه سنته
"!گفت، "پنجاه سنت هم واسه خودش رقميه
پنجاه دلار اينجا تخفيف ميگيري بعد ممکنه بري .يه جاي ديگه اونجا هم پنجاه سنت تخفيف بگيري
.بعد ميشه يه دلار
بعد يه دلارت رو بر ميداري ميري ".يه مغازه ديگه يه چيز ديگه ميخري
.داشت کمکم ميشد مدير امور مالي من
".بزار واست برنامهريزي مالي کنم"
".گفتم، "اصلاً ميدوني چيه؟ بي خيال
".ولش کن. آبمون تو يه جوب نميره"
شروع کرد گفتن چيزهايي که اصلاً .هيچ ربطي به هم نداشت
".گفتم، "من رفتم "!گفت، "هــي
"!مرد باش"
".مرد باش! کار درست رو بکن"
منظورت چيه "کار درست رو بکن"؟
No comments yet. Be the first to leave one.