Skylines

Skylines

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Skylines 2020 720p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
تعليق من slcreza
زیرنویس از فیلیمو من فقط هماهنگش کردم

الوسوم

brrip
720p
720
x265
HEVC
2CH
نشرت في: 2021-01-21
تنزيلات: 39
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫«زیرنویس اختصاصی فیلیمو» ‫مترجم: «Mylad13»

‫اولین چیزی که باید راجع ‫به رُز باید بدونید اینه که...

‫نمیشه بهش دقیقا گفت انسان.

‫پدر و مادرش انسان بودند، ‫حداقل تا زمان خاموش شدن چراغ ها.

‫از آنجا به بعد، ماجرا پیچیده میشه.

‫جرد؟

‫آنها ذهن پدرش را درو کردند.

‫اما نتوانستند اراده اش را پاک کنند.

‫او زندگی خودش رو فدا کرد تا رز رو نجات بده.

‫اما فرد دیگری هم بود.

‫پدری که به دنبال پسرش می گشت...

‫... او را به فرزندخواندگی قبول کرد.

‫چیزی در آن نور آبی وجود داشت که ‫باعث شد رز کوچولو سریع بزرگ شود.

‫خیلی سریع.

‫به کمک انتقال خون این فرآیند آرام تر شد.

‫اما این تمام چیزی نیست که او به ارث برد.

‫قدرت های او تمام خلبان های زمین را آزاد کرد

‫خانواده ها را به هم رساند...

‫و خانواده هایی جدید درست کرد.

‫در طی ۱۰ سال بعد، ‫رز و برادرش ورق را برگرداندند...

‫- آماده ای؟ ‫- همیشه.

‫... تا زمانی که دروگرها از اسلحه ‫نهایی خود رونمایی کردند، کشتی آرمادا.

‫گفته می شود این اسلحه با یک شلیک ‫خود تمام زندگی روی زمین را درو می کند.

‫ما فقط یک شانس برای متوقف کردنش داشتیم.

‫ناوگان سرخ راه را باز کرد ‫و رز فرصت شلیک پیدا کرد.

‫اما او خشکش زد.

‫هیچکس نمی داند چرا.

‫اما آنقدری طول کشید که همه چیز از دست برود.

‫یکی از سفینه های ما در ‫این تیراندازی آسیب دید.

‫برای نجات بشریت،

‫او باید ده ها هزار نفر از ‫نسل خودش را می کشت.

‫هزینه پیروزی از حد تحمل او فراتر بود.

‫رز به همه چیز پشت کرد.

‫۵ سال میگذره.

‫از اون موقع ما دروگرها رو ندیدیم.

‫رز چطور؟ ‫اون کجاست؟

‫عذر می خوام.

‫من دنبال رز کورلی می گردم، ‫این طرفا ندیدیش؟

‫این روزا سوال متداولیه.

‫عصر بخیر خانوم ها و آقایون، ‫ببخشید که مزاحم داستانتون شدم.

‫من دنبال این خانم، رز کورلی می گردم.

‫کسی ندیدش؟

‫سلام، اسمت چیه؟

‫- کیت. ‫- سلام کیت.

‫تو که اون رو ندیدی، مگه نه؟

‫شاید الان یه ذره بزرگتر باشه، ‫شایدم خیلی بزرگتر.

‫- نه، اخیرا نه... ‫- هیچوقت نه.

‫با تو صحبت نمی کردم ملوان زبل.

‫آخرش کدوم شد، اخیرا ندیدیش یا هیچوقت؟

‫می دونید که تا ۱ میلیون براش جایزه گذاشتن.

‫برای بیرون رفتن از این سگ دونی زیادم هست.

‫می تونین واسه خودتون یه ‫خونه حیاط دار خوب دست و پا کنین.

‫فقط چشمت رو باز نگه دار، باشه پیرمرد؟

‫عوضی.

‫کسی رز کورلی رو دیده؟ ‫اینی که تو عکسه...

‫- کِو، ایناها رو هم چک کردی؟ ‫- الان می کنم.

‫ببین رفیق، من دنبال این دختره می گردم.

‫نه؟

‫رز کورلی؟

‫- چیزی پیدا کردی؟ ‫- نه، هیچی.

‫فقط میخوام داروهام رو پر کنی دکتر. ‫بعدش میرم.

‫خدا کمکمون کنه. بدترین وقت رو انتخاب کردی.

‫تو بهم بدهکاری.

‫بیا تو.

‫شوخی نمی کردی.

‫یه ویروس بد شایع شده.

‫دوبلین رو قرنطینه کردن.

‫میدونم که فقط مثل چسب زخمه، ‫ولی به نظر میاد خون پر از اکسیژن

‫تونسته همانندسازی سلول هات رو آروم تر کنه.

‫فقط این لعنتی داره بدتر میشه.

‫دستی که باهاش شلیک می کنی.

‫متأسفانه اگه زیاد در معرضش قرار ‫بدی روند بالا رفتن سن سریعتر میشه.

‫میتونم مثل هوانا تعویضش کنم.

‫فرمانده پیر حالش چطوره؟

‫اونم خیلی اوضاعش خوب نیست.

‫اعضای پیوندیش به این ویروس جدید‌ آلوده شده.

‫باید دوباره پای اون بیچاره رو تعویض می کردم.

‫خب من دوست ندارم همچین بلایی سرم بیاد.

‫تا وقتی امتحانش نکردی ‫ازش ایراد نگیر خانم جوان.

‫چشم دکتر.

‫بذار یه چیزی بهت نشون بدم.

‫رِی که اینجا می بینی اولین موردمون بود.

‫علائمش چیه؟

‫سطح تایروکسین خیلی بالاس. و بدن ‫هاشون از درون خودشون رو می خورن.

‫دارم روی ضدویروس کار می کنم، اما ‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

‫داری چیکار میکنی؟ ‫دختره کجاست؟ اون کجاست؟

‫در پشتی.

‫آروم باش!

‫برای چکاپ ماهانه ت اومدی؟

‫دست ها بالا.

‫ایست!

‫خوب نیست همیشه اینطوری هم رو ببینیم.

‫رز کورلی.

‫ری، نکن!

‫تیراندازی نکن!

‫رز کورلی...

‫تو بازداشتی.

‫- رز؟ ‫- از سر راه برو کنار، وگرنه تو هم بازداشت میشی.

‫به چه جرمی؟ اصلا اینجا چه خبره؟

‫کل شهر قرنطینه س.

‫یه پوسته آبی دیگه رو ‫توی درمانگاه مهار کردیم.

‫کل منطقه رو بررسی کردیم.

‫پیدات کرد؟

‫بابات رو میگم.

‫- فکر کردی نمی دونم مارک کورلی کیه؟ ‫- نمی دونی.

‫خب، میدونم که اون مؤسس معروف مقاومته.

‫و میدونم که اون احتمالا هنوز میتونست ‫زنده باشه... البته اگه تو فرار نکرده بودی.

‫بیا بریم.

‫رسیدن بخیر.

‫هیچ جا خونه نمیشه.

‫همینجا.

‫باید بهت تبریک بگم سرجوخه. ‫کارت رو خوب انجام دادی. شام رو مهمون منی.

‫فقط این بار کیف پولت رو فراموش نکن.

‫من هیچوقت چیزی رو فراموش نمی کنم.

‫مگر این که نوبت حساب کردن تو باشه.

‫- مراقب باش. ‫- من از تو دستور نمی گیرم.

‫و تو کی هستی؟

‫سرهنگ اوونز.

‫نمیخواد سلام نظامی بدی. ‫تو دیگه اینجا رتبه ای نداری.

‫تو بهترین سلاح ما هستی رز.

‫واقعا فکر کردی میذارم همینطوری بری؟

‫فکر کردم جنگ تموم شده.

‫اون رو برای شما به قیمت خیلی زیادی بردم.

‫فقط یه چیز از بردن جنگ سخت تره.

‫نگه داشتن صلح.

‫از سنت عاقل تری.

‫وایولت رو که یادته؟

‫رز.

‫آره. چه خبر وای؟

‫طرح قشنگیه.

‫همه چیز فدای مقاومت.

‫این تقریبا تمام آدم های زنده ‫روی زمین رو نشون میده.

‫و این تمام خلبان های آزاد شده است.

‫در پنج سال گذشته ما تا حد خوبی به ‫صور مسالمت آمیز در کنار هم زندگی کردیم.

‫تا الان.

‫خلبان ها دارن می میرن، رز.

‫چیزی که امروز دیدی فقط شروعش بود.

‫به زودی اون ها به شکل ‫اصلی خودشون برمی گردن.

و به طرز وحشیانه ای برای پیدا کردن منابع تلاش خواهند کرد.

‫که یعنی دوباره به پاره ‫کردن مغزهای ما روی میارن.

‫از کجا مطمئنی؟

‫چند مورد مجزا که به معنی پاندمیک نیست.

‫همین الانش هزاران نفر ‫رو توی دوبلین از دست دادیم.

‫اگه تا ۷۲ ساعت آینده راه ‫حلی پیدا نکنیم، لندن قربانی بعدیه.

‫اما، شاید یه راه حلی داشته باشیم.

‫آرمادا؟

‫سفینه های دروگر هسته های مرکزی ‫مقاومی دارن که دستگاه هاشون رو تعمیر میکنه

‫اما هر کدوم از اونها رو که تبدیل و ‫سر هم کردیم نمی تونن جلوی یورش

‫سه میلیارد خلبان رو بگیرن. ‫اما آرماداها می تونن.

‫هسته مرکزی اون این قدرت رو داره که تمام خلبان ‫های روی زمین رو تا صد سال آینده بازسازی کنه.

‫اما من پنج سال پیش نابودش کردم.

‫با دقت نگاه کن.

‫هسته اون جدا شد و بیرون پرید. ‫دقیقا قبل از برخورد.

‫و می دونی که کجا رفته؟

‫ما به تمام بخش های بانک اطلاعاتی ‫جهت یابی اون ها نفوذ کردیم.

‫و به این دنیا رسیدیم.

‫اسم اون رو کبالت یک گذاشتیم.

‫هر سوالی که تا حالا داشتیم... ‫اونا از کجا اومدن؟

‫اونا کی هستن؟ واقعا چی میخوان؟

‫همه پاسخ ها روی اون سنگ براق آبی قرار داره.

‫تنها راهی که می تونیم از صلحی ‫که به سختی به دست اومده دفاع کنیم،

‫و آینده ای ایمن رو برای تمام ‫بشریت، چه معمولی و چه دورگه

‫تضمین کنیم، اینه که به اونجا برسیم.

‫ما می خوایم اولین مأموریت ‫سرنشین‌دار رو به کبالت یک انجام بدیم.

‫و من می خوام که تو به ما ملحق بشی.

‫من یه تیم تشکیل دادم. ‫بهترین افراد این سیاره.

‫لئون رو که می شناسی، شکارچی ما.

‫از الان به بعد اون محافظ شخصی توئه.

‫ژی به شبکه جهت یابی اونا نفوذ کرد.

‫به خاطر اونه که می تونیم ۵ سال ‫نوری رو توی یه روز سفر کنیم.

‫سرهنگ اوونز. عضو سابق نیروی دریایی. ‫اون تک تیراندازه.

‫ممکنه بعضی وقتا یکم عوضی باشه.

‫اما دوست ندارم هیچکس به جز ‫اون پشت سرم رو داشته باشه.

‫اون کیه؟

‫اون رهبر یه واحد ضدحمله توی اروپای شرقی بود

‫تخصص اون ها ردیابی هدفه، جستجو و نابودی.

‫اون اصطلاحا میتونه سوزن ‫رو توی انبار کاه پیدا کنه.

‫و با تعصب فوق العاده ای ‫اون رو سر به نیست کنه.

‫پس نقش من این وسط چیه؟

‫ما به قدرت تو برای جدا کردن ‫هسته مرکزی احتیاج داریم.

‫ردفورد، ‫تا حالا همچین کاری نکردم.

‫خب، اینم اولین مأموریت ‫سرنشین‌دار به یه سیاره بیگانه س،

‫همه یه کارهایی رو برای بار اول انجام میدن.

‫اما برای این که قدرت کاملت رو داشته باشی

‫هرچقدر بخوای میتونی انتقال خون انجام بدی.

‫حالا دیگه اونا رو جدا نگه می داری؟

‫به نظر میاد اینطوری راحت ترن.

‫اما برای تو یه هم اتاقی پیدا کردیم.

‫ترنت؟

‫تنهاتون میذارم.

‫مواظب باش!

‫منم از دیدنت خوشحالم.

‫خواهر گمگشته برمی گرده.

‫خدایا، اینجا بوی آشغال دونی میده.

‫اینجا؟ خودت شبیه بی خانمان ها شدی.

‫واقعا؟ خب تقریبا یک سالی میشه که دوش نگرفتم.

‫تو چه بهونه ای داری؟

‫خب... منم... سرم شلوغ بوده.

More Farsi Persian subtitles for Skylines

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left