أول 200 سطر.
کُمیسر کل دستور داده ...پرونده هیوون رو ببندیم
خدمتکارشون شهادت داده که ...دوز کشندهای از قرص خواب براش گرفته
این تنها مدرکیه که داریم و شواهد مبنی بر خودکشیه
...خانم سو هی سو
شما هان جی یونگ رو کشتین، نه؟
...هیچی یادم نمیاد
واقعا هیچی یادم نمیاد
حالا که نتونستیم شواهد قطعی ...برای قتل پیدا کنیم
تحقیقات پروندهی مرگ آقا هان جی یونگ بسته میشه
...چرا نصفه شبی تلاش کردی
یواشکی فرار کنی؟
همه چی رو بهم بگو ...هیچی رو ازم قایم نکن
میذارم بری
...خیلی تنهام
!واقعا که با هیشکی توی این خونه نمیتونم ارتباط برقرار کنم
لاتاری پانصد میلیون وون
شما برندهی پنج میلیون وون شدهاید
یا خدا
من بردم !ایش
!هوی! هوی !هوی
!تا-دا
شما برندهی پنج میلیون وون شدهاید
...پنج میلیون- مال تو-
...هیجده ماه بلیت ها رو خراشیدم و
...بالاخره بردم
فکر کنم واسه همینه مردم میگن تلاش بهت خیانت نمیکنه
چرا اینو به من میدین؟
به اون پول احتیاج ندارم
!واقعا ممنونم ازش خوب استفاده میکنم
...ولی
باید در مقابلش براتون چیکار کنم؟
کاری باید انجام بدم؟
...نباید کاری بکنی
...فقط
با من هر چند وقت یه بار بیا بریم حموم
ببخشید؟
خیلی تنهام
بالاخره یه مقدار پول سر این بلیت های لاتاری بردم
برای اولین بار توی زندگیت ...یکم پول با تلاش و
سماجت بردی
!تبریک میگم !کارت خوب بود
...میخواستم شانسم رو امتحان کنم
مردم بهم میگن چون توی یه خانواده پولدار ...بدنیا اومدم خوش شانسم و
...یه جوری باهام رفتار میکنن
انگار هیچی توی زندگی خودم ...بدست نیاوردم
میخواستم عکسش رو ثابت کنم
...واقعیت داره که
...توی این زندگی خوش شانس بودی
...همین که تو و سونگ ته
در آخر جی یونگ رو نکشتین
از کجا فهمیدی؟
...آره
...به سونگ ته گفتم جی یونگ رو بکشه
توی اون لحظه واقعا میخواستم اون حرومزاده رو بکشم
انقدر بهش فکر نکن همه چی تموم شده
پس کار کی بود؟
کی جی یونگ رو کشت؟
...بهتره که ندونی
مثل همیشه
...درسته
...لازم نیست بدونم
...لازم نیست بدونم
لازم نیست
دیگه قرار نیست ببینمش
... اره میدونم داشتیم با اتیش بازی میکردیم
! ولی بووم اون اتیش از بین رفته
خیلی خب پس مسئولیت کاری که کردی رو به عهده بگیر
قراره برم همه چیو به اون شوهرت بگم
اصلا شوهرم برا تو ! تورو خدا پسش بگیر ازم
اصلا میفهمی داری چی میگی؟ خیلی مسخرهای
شوهرت ارزونی خودت علاقه ای ندارم بهش
!بله؟
خودت گفتی هیچی برات عذاب نیست و فقط عشقه
چقدر تو پررو و کثیفی
! برو به جهنم
جهنم؟- اره-
! وایسا
باید این تماسُ جواب بدم
الو؟- میای؟ زود باش بیا-
باشه
خب بیا فعلا بحث رو تمومش کنیم
باید برم کتاب مقدس رو مطالعه کنم
دنبال من راه نیوفتا
کی دنبال تو راه افتاده؟ منم دارم برای خوندن کتاب مقدس میرم
هنوز به نتیجه نرسیدین؟
...جون میده باهاش خبر بسازن
...میخواین مردَ رو گردن همدیگه بندازین
خب واقعا حیفه ...ولی باید مطالعهی کتاب مقدس رو امروز اینجا تموم کنیم
لیاقت نداریم کنار هم ...کتاب مقدس مطالعه کنیم
حیفه تازه به بخش عهد جدید مسیحیان رسیدیم
اگه این زنِ بره من ادامه میدم
من عاشق خوندن کتاب مقدسم
! خفه بابا
واقعا فکر میکنی منطقیه گناهکاری مثل تو کتاب مقدس مطالعه کنه؟
(باید به جاش کاماسوترا (کتاب راهنمای جماع هندوها مطالعه کنی
صدات رو بیار پایین اینجا گالریه
...راستی پدر پائول قراره بیان اینجا
خواسته مادر اِما بود پس منم موافقت کردم شماها رو ببینن
ولی چجوری بهش بگیم دیگه نمیخوایم مطالعه داشته باشیم؟
فکر کنم تا الان باید رسیده باشن
فکر کنم باید بخش جدید رو تموم کنیم درسته؟
این بهترین بخششه
هيچوقت نگفتم دیگه مطالعه نمیکنم
عاشق پائولم
منظورم مطالعه کتاب مقدسه
پدر لطفا اینجا بنشینید
...سلام من پدر پائول هستم
مادر اِما درمورد ...این گروه با من حرف زده بودن
اومدم اینجا تا در مطالعه کتاب مقدس بهتون کمک کنم
بله- خیلی خب-
کتاب مقدس
به من نگاه نکنین. بیاین تمرکزمونو بذاریم رو کتاب مقدس
باشه
برین به بخشِ مربوط به جان
فصل اول
"...این شهادتی است از طرف جان"
...اگر زندگی
...همانطور که ما میخواستیم پیش میرفت
در آن صورت دیگر کسی به خدا ایمان نداشت
داریم اینجا رو میخونیم
مادر اِما، یه نفر اومده شما رو ببینه
یکی از دوستای خوبم اینو بهم داد
حدوداً 20 سالی میشه که دارمش
فکر کنم دیگه وقتشه که ازش دل بکنم
میشه بدمش به تو آگاثا؟
فروشِ وسایل دست دوم اکسسوری زنانه
رایگان قدیمی اما با کیفیت
به اشتراک گذاشته شد دیدگاهها
چی؟
این واقعاً رایگانه؟ امکان نداره
لطفاً آدرستونو بهم بدین همین الآن میام اونجا
حال مادرت بهتره؟
بله
به لطف شما جراحیش خوب پیش رفت
...بخاطر همه چیز ازتون ممنونم، خانمِ
...به خدمتکارا تذکر میدم که
باهات با احترام برخورد کنن به هر حال قراره عروسم بشی
نیازی به این کار نیست
یکم زمان میبره تا بتونی به احترامی که برات قائلن و رفتاری که باهات دارن عادت کنی
اما اول از همه باید نشون بدی که لیاقتش رو داری
تو دیگه اون دختر سابق نیستی
حتی اگه قبلاً دوست داشتی ...همه چی عادی و ساده باشه
دیگه نمیتونی اینطور باشی
یه معلم خصوصی برات میگیرم اول باید انگلیسی بخونی
تو کلاس هنر و آشپزی هم شرکت کن
اونقدر پیشرفت کن تا خودت بتونی برای زندگیت تصمیم بگیری
اون وقت میتونی باهام مخالفت کنی با کمال میل این اجازه رو بهت میدم
فهمیدی؟
بله. همین کارُ میکنم
وقتی سو هیوک برگشت باهم غذا میخوریم
باشه
ممنون که مراقب اسبم بودی
تعجبی نداره که اسبم انقدر رام شده
همهش به لطف توعه
این گردنبند ازت محافظت میکنه
قول میدی پسر خوبی باشی؟
قراره تو آمریکا شجاع و قوی بمونی نه؟
آره. نگران نباش
مامان
الآن همه چی یادت اومده نه؟
فقط متن آهنگ نیست که نه؟
...اگه هنوز حافظهت برنگشته
میخوام یچیزی بهت بگم
یادت نره چقدر باحالی مامان
بهم گفتی فقط خودت میتونی از خودت محافظت کنی
هر مشکلی که پیش بیاد، باید مراقب خودت باشی
باید اینکارو کنی. باشه؟
باشه. یادم میمونه
تو کی اینقدر بزرگ شدی پسرم؟
تو خیلی باحالی- معلومه. چون پسر توعم-
کسایی که رفتن، دیگه در کنارمون نیستن ولی ما باید به زندگی خودمون ادامه بدیم
و باید از تازه واردها هم استقبال کنیم
همهمون باید با خیال راحت و بدون هیچ دغدغهای دوباره از نو شروع کنیم
دیگه غذامونو بخوریم
...از الآن به بعد
باید مراقب حرفات و رفتارت باشی. فهمیدی؟
بله خانم
میخوام تا وقتی ها جون تو خارج مشغول تحصیله اتاقش توی روباتو همینجوری بمونه
لطفاً بذارین وقتی برای تعطیلات اومد اینجا بمونه
ها جون مثل برادر خودمه
من همیشه ازش مراقبت میکنم فقط میخواستم اینو بدونین
باشه
ها جون جزئی از خانواده ماست
نظر منم همینه
خوشحالم که همهتون اینطور فکر میکنین
معلومه
...ما ها جونُ میفرستیم خارج
تا بتونه چیزای بیشتر و بهتری یاد بگیره و افقهای دیدشُ گسترش بده
...و وقتی برگشت
مطمئنم که میتونه به رشدِ گروه هیوون کمک زیادی بکنه
منم همین فکرُ میکنم
با این حال، باید هی سو رو راضی کنیم نمیتونیم خودمون هر تصمیمی که میخوایم بگیریم
به هر حال، ها جون پسر هی سو عه
فکر کردم قراره مادر بیولوژیکیش باهاش بره
قراره به عنوان معلمش بره
اون نمیتونه 2 تا مامان داشته باشه
مامان ها جون هی سو عه
...اگه خواسته مسیح اینه که
...همه چیز اینجوری تموم بشه
پس باید قبولش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.