أول 137 سطر.
بازم اون دخترا
اونا منو از فیلم دارینگ دو بیرون انداختن و حالا هم
اونا همه جا هستن
مطمئنا امشب برای دیدن فیلم میان و شرط میبندم من افتخار نشون دادن جاشون رو بهشون به عهده میگیرم
جونیپر کجایی؟ بیا ما اینجا برای پخش پاپ کورن ها بهت نیاز داریم
چی گفتی؟
رئیس صداتو نمیشنوم
صدات دیگه نمیاد
اگه سر و کله اون دخترا پیدا نمیشد من نقش دارینگ دو رو بازی میکردم
و امشب درمورد من میشد و من ستاره میشدم
راست میگی خیلی هم بهم نمیاد
این دیگه چی بود؟
شگفت انگیزه
باقیش مال خودت
یک چیزی به من میگه که این کار میکنه
ترجمه و زیرنویس از نوید جمشیدی مدرسه واندرکولس در تلگرام : @CanterlotWondercolts
قسمت سوم : جادوی آینه
شاهدخت تولایت عزیز امشب شب نمایش فیلمه
و دوستام همه هیجان زدن منم باید باشم ولی نمیتونم دست از فکر کردن راجب این قدرتای جدیدمون
و این جادوی عجیبی که همه جای دنیا میره بردارم
ترسناک ترین ولی جذابترین همه این قضایا اینه که این جادو چجوری کار میکنه و ما چجوری باید براش آماده بشیم
کی دوباره سر و کلش پیدا میشه
ولی خب خودت داری مشکلو میبینی دیگه
ولی از اونجایی که همه چیز تو اکوستریا رو شونه توئه حتما باید یک توصیه ای برای من داشته باشی
نه
لعنتی
چه خبر شده سانست شیمر؟
هیچی داره کاغذای دفترچه خاطراتم تموم میشه همین
خونسرد باش سانشین
سانشین کیه؟
این اسم جدید سانست شیمر برای فیلمه
از خودم در آوردمش
عزیزم ما فقط یک بخشی از این فیلم بودیم بازیگر که نبودیم
هنوز نشدیم هنوز
فکر میکنم یک چیزی بیشتر از تموم شدن کاغذا تو رو اذیت میکنه
درسته سانست؟
بیا دیگه بگو مشکلت چیه مطمئنا حالتو بهتر میکنه
نمیخوام حالتونو برای امشب بگیرم
فقط بگو سانست
باشه باشه این اخیرا اتفاقات جادویی نیافتاده
و این چجوری ممکنه بد باشه؟
نه بد نیست
فقط به جای اینکه فکر کنم چقدر شادمانی داریم الان به این فکر میکنم که چه مشکلی ممکنه پیش بیاد
مثلا چی؟
من نمیدونم و نبایدم درمورد این چیزا فعلا فکر کنم
نمیخوام حال شما رو هم خراب کنم
نگاه کنید تولایت داره جواب میده
بچه ها سانست پیامک اکوستریایی داره
چی نوشته؟
شاهدخت تولایت از من میخواد که بیام اکوستریا
به نظر میاد آینه تنها کسیه که این اطراف منو میفهمه
یکم پاپ کرن کنار سطل آشغال ریخته
این شبیه کسیه که آشغال پاپ کرن جمع میکنه؟
نه شبیه کسیه که میخواد یک نفر دیگه رو اخراج کنه
این خیلی بده
میدونم چی الان به من انگیزه میده یکم به آینه نگاه کردن
اینطوری بیشتر دوست دارم
ای کاش این پاپ کورن ها خودشون از روی زمین جمع میشد
اونوقت همش میتونستم نگات کنم
تموم شد؟ به همین زودی؟
غافلگیر شدم
جفتمون غافلگیر شدیم
شاهدخت تولایت؟
خودتی؟
نه استارلایت گلیمر هستم
یکم حس عجیبیه بعد از اینهمه مدت
استارلایت گلیمر
تو شاگرد تولایتی درسته؟
آره
اون از من خواست اینو بهت بدم
میخواست خودش بهت بده ولی خب یکدفعه با خبر شد که باید برای حل مشکل دوستی بره جایی
این اتفاقا زیاد میفته
باید استرس زا باشه اگه ندونی کی باید دنیا رو نجات بدی
باید همه چیزو تو لحظه بیخیال بشی
چجوری این کارو میکنه؟
شرمنده ولی فقط گفت که این دفترچه رو بهت بدم
پس مطمئنی به این زودیا بر نمیگرده؟
کاملا مطمئنم
باشه فکر کنم الان باید برم
اونور چه شکلیه؟
کاملا متفاوته
ولی همون اول نمیفهمی
سخته که بشه توضیح داد
فکر کنم باید بری اونجا تا بفهمی نه؟
من نباید که
تو واقعا فکر میکنی شاهدخت تولایت با این مشکلی نداره؟
مطمئن نیستم که با این کار موافق نباشه
همچین استدلال متقنی هم نبود
اون از من میخواد تا جایی که میتونم درباره دوستی یاد بگیرم
و من خیلی چیزی یاد نمیگیرم اگه همینطوری تو قصر باشم
تو اون دنیا ندیدمت پس احتمالا با خود دومیت برخورد نمیکنی
چیز عجیبی گفتی
پس شاید تو اون دنیا خیلی توجه جلب نمیکنی
تو حتی نمیدونی من اونجا هستم
توجه دوستام رو جلب میکنه
تازه تو باید حواست به منم باشه
این ممکنه چیزایی که تو رو ناراحت میکنه رو از ذهنت ببره
خب پس چی میگی؟ میتونم با تو بیام؟
چه خبر شده؟
شاید اولش عجیب باشه ولی سعی کن باهاش کنار بیای
سلام
....اینا
دستن
و بقیه بدنم چی شده؟
پا اونا پا هستن
یادت باشه بهت گفتم که جلب توجه نکن الان وقت خوبی برای نقش بازی کردنه
آره درسته
نقش بازی کردن
گفتی که جلب توجه میکنما
آینه این پاپ کورن ها رو بردار
آینه من به تو دستور میدم که این پاپ کورن ها رو برداری
چرا دیگه کار نمیکنه؟
یکم از اون پاپ کورن ها میخوایم بخوریم
آینه یک کاری کن این آدمای مزاحم دور بشن
خب این یکی یکجورایی کار کرد
جونیپر مونتاژ؟
اینجا چی کار میکنی؟
تو رو هم دعوت کردند که برای نمایش اول فیلم دارینگ دو بیای؟ خیلی خوبه نه عجیبه نه خوبه نه فقط نه
قصد توهین نداشتم
نه من دعوت نشدم که بیام فیلم رو ببینم دایی من کانتر زوم حس بدی راجب اخراج کردن من داشت پس گذاشت اینجا کار کنم
تو اینجا کار میکنی؟
تا وقتی که ممکن باشه
میدونی اگه انقدر کارهای احمقانه روی صحنه فیلم برداری نمیکردی تو هم الان داشتی با ما خوشحالی میکردی
اگه شماها نبودید من تو فیلم بودم و نقش دارینگ دو رو بازی میکردم
اونوقت همه عاشقم میشدن
ببینید
مغزشو از دست داده؟
چیزی که جلو چشمتونه رو نمیتونید ببینید؟
ای کاش شماها میرفتید و تنهام میذاشتید
به نظر میرسه بالاخره لم این آینه دستم اومد
سلام خودم
برای ششمین بار دارم براشون پیام صوتی میفرستم
مطمئنم همین اطرافن آخه چه اتفاق بدی ممکنه براشون افتاده باشه؟
ما قبلا مشکلات جادویی اینجاها داشتم و مثل اکوستریا هم نبوده
خیلی چیزهای وحشتناکی میتونه اتفاق بیافته
من خیلی وقتم رو راجب فکر کردن درموردشون گذاشتم
احتمالا دوستام حالشون خوبه دوباره منفی نگر شدم
No comments yet. Be the first to leave one.