أول 136 سطر.
. شوهرِ يک زن دهقان به دار آويخته شد . آن مرد بر عليه کسي نجنگيده بود
، او چند کيسه سيمان دزديده بود . و آنها بخاطر اخطار او را کشتند
، زن ، همان شب شوهرش را به خاک سپرد ... جبهه در حال پيشروي بود
. و هيچکس نمي دانست که آنها چقدر منتظر ميشوند ...
پيش از سپيده دم ، دو سرباز به سمت . خانه ـي او سرازير شدند
. آنها از اين ماجرا ، اطلاعي نداشتند
آنها به آن بيوه زن دستور دادند که اسب و کالسکه اي . براي آنها آماده کند و به همراه آنها راهي شود
و او گفت که اين نشانه ـي خداست و . دعا کرد تا بتواند عدالت را اجرا کند
لزومي نداره بترسي . چون کاري باهات نداريم
من آلماني نيستم
من اتريشيم و خونمون هم توي وينه
چي شد ؟
آهان
... صداي مسلسله ! چهل و دو
صداشو ميشنوي ؟
! تف به اين شانس
! از سمت چپ برو ! بپيچ سمت چپ
! برو
! از سمت چپ برو
. اينجا ، سمت چمن ها ميفهمي چي ميگم ؟
. از اينجا که بري سرو صدا ايجاد نميشه
زنويمو کجاست ؟
متوجه ميشي ؟
زنويمو
چند کيلومتر تا اونجا راهه ؟
چهل کيلومتر ؟ پنجاه تا ؟
... نگهدار
ديوونه شدي ؟
! بذار خودمو خلاص کنم
جلوتر اگه خيال ورت داشت که شليک کني، بهت ميدمش - تفنگو بهم بده -
. خيالت راحت ، بهت ميدمش
ميدوني کي هستي ؟ - زياد جوش نزن -
! تو يه خوکي ! يه خوک بي شرف ! و مثه يهوديايي
به چي زل زدي ؟ ! راهتو برو
! وايسا
... اون حالش خوش نيست
. زخمش عميقه
چرا حرکت نميکنيم ؟
اسبه چيزيش شده ؟
اين جنگله چقدر بزرگي داره ؟
آهان
! بدش به من
. الان درستش مي کنم
يکي يا دو تا ؟
. منم بايستي کشاورز باشم
. فکر کنم کشاورز خوبي ميشدم
به چکسلواکي چي بهشون ميگين ؟
! ده دقيقه استراحت مي کنيم
! نوش جان
! ممنونم
! حرکت کن
! ناقوسه
! صداي ناقوسه
... بيم بام ، بيم بام
! هيتلر مُرد ! جنگ تموم شد
! بيم بام
! گونتر
. جنگ تموم شد ميفهمي ؟
. همه چي تموم شد
! پيش به سوي اتريش
. مادرمه
! مامان
پدرم
... برادرم
ما اينجا زندگي مي کنيم
اينم دوست دخترم
آنا
. اين حلقه رو خودش بهم داد
اين جنگل ، راهزن هم داره ؟
داره ؟
! حرف بزن ... چريک ها
. نگران نباش
کسي اينجاست ؟
اينجا ميشه ؟
اينجا هم نه ؟
. اينجا خوبه
. بايد پهناش بيشتر باشه ، متوجه شدم
! زنجير ! آره خودشه
... زنجير و اسب ها و بعدشم هوي
! خودشه
. و حالا زنويمو اين چه شهريه ؟
. بايد سريعا به زنويمو بريم
. بايد خودمونو به اولين روستاي توي اطريش برسونيم
متوجه شدي ؟
داريم درست ميريم ؟
. زنويمو
اگه سربازاي روسي رو ديديم بايد سريعا دور شيم
! توي سيبري آدم يخ ميزنه
. اينا مال تو باشن
. مال تو
! ساعته خوبيه ، از طلا ساخته شده
! همه ـش از طلاست
مال تو
! نميخوامشون
! همه چي مال تو ! مال خودت
! بگيرش ! خجالت نکش
! بنيه نداري
! ممنونم
ناخوشي ؟
نوشيدني ميخواي ؟
منم توي پراتر سواري مي کردم
، روز يکشنبه بود . هر کي پول ميداد ، ميتونست سواري کنه
. مادرمم همرام بود
. با اينکه خوب هدايتش ميکردم بازهم مادرم نگران بود . مثه يه شواليه ـي واقعي بودم
چپ يا راست ؟
اينطرف يا اونطرف ؟
. خيله خب برو
. هميشه خوش شانس بودم
، حتي توي دوران مدرسه هم . همه چي داشتم
. نبايستي باهات حرف ميزدم
. بخاطر حرف تو نبود . خودم ميخواستم بيام
اسم اين شهر چيه ؟ - زنويمو -
... زنويمو
ميدونستي تا حالا توي دهات نبودم ؟
... اول توي روسيه و بعدشم - . توي لهستان -
تفنگم کجاست ؟
... بغل دستته . فعلا که لازمش نداري
. سعي کن بخوابي
. جنگ تموم شد
ناقوس ها به صدا در اومده بودن . و از چند جايي هم صداي موسيقي ميومد
. از چندتا روستا
امروز ميشه دوم يا سومه ماه مه ؟
. سوم
... هيچ جنگي سوم ماه مه تموم نشده
. جنگ سي ساله ، 24 ماه مه تموم شد
. جنگ پروس - اتريش سوم ژوئيه تموم شد
جنگ فرانسه و پروس . بيست و ششم فوريه
جنگ جهاني
در يازده . يازده
اين تفنگه کجاست ؟
! گور پدر تفنگ - ميخوام پيش خودم باشه -
نذاشتيش توي کيفت ؟ - من فقط مهمات رو ورداشتم -
واسه چي داره مارو نگاه ميکنه ؟
. نميدونم . شايد گذاشته باشمش توي کيف
ساعته رو بهش ندادي ؟
. اينو بدون که تفنگمو خودت ورداشتي
No comments yet. Be the first to leave one.