SPY x FAMILY

SPY x FAMILY (SPY×FAMILY)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

[AnimWorld] Spy x Family - 24
تعليق من Yasin_Max
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه 30n

الوسوم

other
نشرت في: 2023-01-04
تنزيلات: 44
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 197 سطر.

!اِهــهه، همچین حرفی زده بود؟ نگو، واقعنی؟

...آره! واسه همینم رفتم رک تو روش بهش گفتم

.آرا؟ صبح‌بخیر، فورجر سان

.چی‌شده؟ رنگ به‌ رخسار نداری

یعنی قراره دور انداخته بشم؟

ها؟

حالا که خوب بهش فکر می‌کنم بردن یه مسابقه‌ی تنیس چی رو ثابت می‌کنه آخه؟

داستان چی بود؟

.حتماً آقاش شلوارش دوتا شده .ببین کِی بهت گفتم

!وای، نگو! خاک تر سرش کنم مرتیکه رو

!هرچی نباشه خوش بَر و روئه دیگه .همچین دور از انتظارم نبود

.خانوم‌ها با یه نگاه واسه‌ـش غَشُ ضعف می‌رن

،فقط امیدوارم مثل اون خانومه تو آپارتمان 15

.شوهرشُ تحویل پلیس مخفی نده

یور سان، نگران توباری‌ـه یعنی؟

.اوضاع خیطه

...اگه همینطوری پیش بره وجهه‌ی عمومیم خراب می‌شه و

...اگه یه‌وقت بره به داداش کوچیکه‌ـش قضیه رو بگه...

.همچین اتفاقی افتاد

!اون مرتیکه آشغال !جَلدی می‌دم اعدامش کنن ملعونُ

!کُل بخش امنیت داخلی رو میذارم پای پرونده‌ـش

.قشنگ مطمئنم همچین می‌شه

.مادر بودن یا همسر بودن، مسئله این است

!وایییی

...بورف

!فِر، فِر، فِر

!گیرت انداختم، بوندمن

!لعنت بهت، شاهِ فِرفِر موی

!فِر فِر فِر فِر

.حالا می‌خوام نقاشی کنم

همــــف. بهت این افتخارُ می‌دم تا .از خودکار چند رنگی که خودم اختراعش کردم استفاده کنی

!راستی! واسه آقا سگه هم یه فیریزبی آوردم

!بورف

!بریم تـــو کارش

__خب‌دیگه، وقتی خونه نیستم حواست به بقیه چیـ

!آخ

!خبر مرگت بیاد! چند دفعه باید بهت بگم من لَلِه‌ی بچه‌ـت نیستم؟

.بهت توضیح دادم که

،اگه سوءتفاهمی که در مورد همکارم واسه یور سان پیش اومده رو حل نکنم

.رو مأموریت تأثیر می‌ذاره

!اگه مشکل خانوادگیه خب تو خونه حلش کن

.سخته یه‌سری چیزها رو جلوی بچه گفت خب

.بگذریم، بیا

!فکر نکن می‌تونی همه چیزُ با پول حل کنی، مردک فاسد

!خُب‌دیگه، وقت پارک بازیه !بزن بریم عشقُ حال

!باوـــــــش

.بــــــورف

.یور سان

.می‌بخشید. امروز اضافه‌کاری بودم واسه همین یکم دیر کردم

.خسته نباشی

چیزه، مناسبت امروز چیه...؟

.پیش خودم گفتم بریم بیرونُ یه ساکه‌ای چیزی بزنیم

.اتفاقاً یه جای خوبم واسه‌ـش سراغ دارم

.رِدُ کویینی که خواستین، خدمت شما

.ممنون

.منم طبق معمول، همون اسکاچ همیشگی رو می‌خوام

.اسکاچ: ویسکی اسکاتلندی

ممنون که همیشه زحمت کارهای خونه و .مراقبت از آنیا رو می‌کشی

.به‌سلامتی

...آ-آه، بـ-به‌سلامتی

ا-این چه حسی‌ـه دارم؟

.حس می‌کنم می‌خواد راجب موضوع جدی‌ای باهام صحبت کنه

واسه همه‌ی کارهایی که .تا حالا کردی خسته نباشی

.از این به بعد قراره با عیال جدیدم زندگی کنم

.عصر بخیر

.تــه-هِــه

!آهـــههه، پس واقعاً قضیه از این قرار بود

...راستی، یور سان

__راجب اتفاقی که اون روز با فیونا کون افتاد

یور سان؟

...مـ-می‌بخشید

.چه‌خاکی تو سرم بریزم؟ قضیه بیخ پیدا کرده

...اگه رابطه‌ـمونُ تموم کنه

.متوجهم... هرچی نباشه از اوّلشم این وصلت بخاطر منافع مشترک سر گرفته بود

.من حق دخالت تو زندگی خصوصی لوید سانُ ندارم

...چیزه

،اگه یه‌وقت لوید سان عاشق اون خانوم‌ـه شده باشه ...به این معنی‌ـه که دیگه استفاده‌ای ندارمُ

.باید سنگینُ رنگین برم پِی کارم...

...می‌گم، لوید سان

...اگه این چیزی‌ـه که شما می‌خواین، من با کمال میل

...چیزه

ها؟ چرا آخه؟

...می‌گم

.زبونم قفل شده و کلمات ازش بیرون نمیان

یعنی بخاطر علاقه‌ـم به ادامه‌ی این زندگیه؟

!نباید این کارُ کنی، یور

.خوشبختی لوید سان خیلی مهم تر از امنیت من‌ـه

!باید اینُ بهش بگم

!اِی، ساکه‌ی توانمند

!به من قدرت بده و راه گلومُ باز کن

!کافی نیست! لوید سان مال خودتُ هم بده من ببینم لطفاً

!یور سان! اگه اینطوری بخوری میمیری‌ها

...ویدُ سان

هِـع؟

!اون ژنیکه ددوم خریه اصن؟

!ازش خوشت میاد؟

...اگه امون می‌دادی همین الآن می‌خواستم واسه‌ـت توضیح بدم

!پس‌اینطور! پس واقعاً شلوارت دوتا شده بود! گـــــاد دَمِــــن

می‌خواستم واسه‌ـتون آرزوی خوشبختی کنم !ولی الآن دیگه نمی‌دونم چی باید بگـــــــــــــم

...آرامشتُ حفط کن، یور سان

.اون بنده‌خدا فقط یه‌همکار ساده‌ـست

.به‌هیچ‌وجه همچین رابطه‌هایی باهم نداریم

.بچه‌خوشگل بودن هم بدبختی‌ایه‌ها

.به‌هرحال خودمم می‌دونم که زنِ بدردنخوری هستم

.تازه مثل فیونا سان خوشگل هم نیستم

اصلاً گوش کردی چی گفتم؟

...هوم؟ وایسا ببینم

.ولی قبل اون زنیکه، به من هم یه‌بار گفته بودی که خوشگلم

یعنی دروغ تو کارت بود؟

فکر می‌کردم چون یور سان اعتماد به نفسشُ راجب توانایی‌هاش از دست داده ...از این می‌ترسه که یه‌وقت قراردادمونُ فسخ کنم، ولی

الآن یعنی حسودیش شده؟

به‌این زودی ازم خسته شدی؟

!وایسا ببینم، نکنه یه‌وقت یور سان بهم احساسات عاشقانه‌ای داشته باشه؟

.من توایلایتم

.تا حالا واسه‌ی پیشبرد مأموریت‌هام رابطه‌های متعددی با خانوم‌ها داشتم

.ببخشید که نگرانت کردم، یور سان

،اگه یور سان یه همچین حسی بهم داره .طبیعیتاً باید ازش به‌نفع خودم استفاده کنم

.به‌عبارت دیگه، دامِ عسلی

.ولی، ازت می‌خوام که بهم باور داشته باشی

!هاا؟

از من بدت میاد؟

...هِـــع؟ نه... اینطوری‌هام نیست

ع ل ا ق ـه س ن ج

،یور سان، من بعد از اینکه یه‌مدت طولانی رو باهات گذروندم .بالأخره متوجه یه‌سری از احساسات درونیم شدم

ع ل ا ق ـه س ن ج

....چیزه...لـ-لـ-لویـ

...لـ-لـ-لـ-لو

ع ل ا ق ـه س ن ج

!لوید؟

___دلم می‌خواد شوهر واقعیـ

!هاع؟ این چه‌غلطی بود کردم؟

...اوووو

!در اشتـــبـــاه بودم

...قدرتی که پشت اون لگد بود

!از سر خجالت نبود، بلکه یه‌جواب رَد قاطعانه بود

!هیچ احساسات عاشقانه‌ای توش حس نکردم

!شکرِ اضافی خوردم! ببخشید

!حالتون خوبه، لوید سان؟

!نمی‌فهمم! پس این حالتی که الآن داره دیگه چی‌چیه؟

یعنی یه ضد تله‌ی سطح بالا پیاده کرده بود که منُ قانع کنه از تله‌ی عسلی استفاده کنم؟

یعنی یور سان هم جاسوسی‌چیزیه؟ .نه، آروم باش، توایلایت. همچین چیزی اِمکان نداره

...ببخشید! خیلی ببخشید! لویدُ سان! لویـ

.ولی باورم نمی‌شه یه‌همچین افتضاحی بالا آوردم __بودن با یور سان یه‌جورایی حواسمُ پرت میـ

...زیر نور نقره‌ای مهتاب لالا کُن

ترانه؟

.یادش بخیر .همون لالایی‌ایه که اون قدیما همیشه‌ی خدا بهش گوش می‌کردم

...شاهزاده‌ی نازنینِ من

...خوب بخوابی...

مامان؟

...بقیه‌‌ی...لالایی رو...نمی‌دونم...

...صبح‌ عالی متعالی، لوید سان

!ا-اینجا کجاست؟

!چقدر بی‌هوش بودم؟

.تو یکی از پارک‌های نزدیک بار هستیم

.متصدی بار گفت خیلی جیغ‌ویله می‌کنیمُ با تیپا بیرون‌ـمون کرد

.کلاً یه پنج دقیقه خواب بودی

آخرین باری که اینطوری شَتک شدم به زمانی که !مربیم باهام لج افتاده بود برمیگرده

!دیگه زیادی گاردتُ پایین آوردی، توایلایت

!درضمن، چرا منُ رو پاهاش خوابونده بود؟

.واقعاً ببخشید، لوید سان

...خب طبیعیه که زنی رو که جز زورِ خرکی هیچ‌چیز دیگه‌ای تو خودش نداره رو ول کنی دیگه

...من وقتی کوچیک بودم

...دیگه یادم نیست چه‌شکلی بود، ولی

.عاشق وقت‌هایی بودم که مادرم بغلم می‌کرد...

حتی تو شب‌هایی که ،هر لحظه ممکن بود کُلی بمب رو سرمون هوار بشه

،همین که می‌دونستم مادرم پیشمه .باعث می‌شد با خیالت راحت سرمُ رو بالشت بذارم

.مادرم زن قوی‌ای بود

می‌دونی آنیا همیشه بهم چی می‌گه؟

حتی اگه اوضاع خطرناک بشه هم باز .مامان میادُ نجاتم می‌ده، پس نگران نباش

...اینکه اون کوچولو می‌تونه بخنده و شاد باشه

بخاطر اینه که تو بهش جایی رو دادی که... .می‌تونه توش احساس امنیت کنه

،درحالی که ما دولتی‌ها در تلاشیم با چَنگُ دندون صلح جهانی رو به ارمغان بیاریم

.تو به‌تنهایی تونستی آرامشُ بهمون هدیه کنی

.تو زن قوی‌ای هستی

...شاید گفتن این حرف به‌ یه خانوم مجرد بی‌ادبی باشه، ولی

.تو همین الآنشم یه مادر فوق‌العاده هستی...

...فکر کنم خر زوری‌ـه منُ جور دیگه‌ای تعبیر کردین

.حالا که تا اینجا پیش اومدیم دیگه کوچیک‌تری قصدی واسه‌ی تغییر نقش مادرش ندارم

...و-ولی هیونا سان

،حتی اگه خدای نکرده یه‌وقت از اون می‌خواستم نقش مادری رو به‌عهده بگیره

.اون آدم اصلاً واسه بچه‌داری مناسب نیست

من فقط در تلاشم همون کارهای رو که ...موقع مراقبت از یوری انجام می‌دادمُ انجام بدم

.موضوع همینه

،این مهارتی‌ـه که تو از بچگی تو خودت پرورش دادی

.مهارتی‌ـه که توش به‌ هیچ‌کس نمی‌بازی

.یه‌خورده بیشتر اعتماد به‌نفس داشته باش لطفاً

واسه همینم هست که .خوشحال می‌شم در ادامه بازم به مادری کردن برای آنیا ادامه بدی

.در کنار همسری کردن برای من

...با کمال میل قبول می‌کنم .البته اگه با یکی مثل من مشکلی نداشته باشین

.یور سان، آب‌دماغت راه افتاده

...ببخشید که انقدر لَچَرم

بریم خونه یا چی؟

.بریم

.همینکه برسیم خونه یه‌چای دبش واسه‌ـتون درست می‌کنم

.بابا و مامان دیر کردن .حتماً یه‌جایی دارن تو هم وول می‌خورن

کجا یه همچین کلماتی رو یادت دادن؟

.بیشترشُ از بِکّی

More Farsi Persian subtitles for SPY x FAMILY

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left