أول 200 سطر.
ها ري
بيا
ازدواج کنيم
بيا ازدواج کنيم
بيا ازدواج کنيم. بيا ازدواج کنيم
ها ري
ها ري
لازم نيست همين الان
بهم جواب بدي
...قشنگ بشين فکراتو بکن
نه، من ....من فقط شوکه شدم
نه، همين الان بهم جواب نده
باشه، ببين
در مورد لحظات خوبي که با هم داشتيم فکر کن
و يه آينده ي زيبا رو تصور کن
متاسفم
چي ؟ متاسفي ؟
..پس
نه، به خاطر اينکه مردد بودم متاسفم
فکر کنم چوخ خيلي خوشحال بودم
مضطرب شدم
امروز شايد به شدت عاشق هم باشيم
ولي فردا ممکنه به هم بزنيم
نه اينکه بهت اعتماد نداشته باشم
فقط دارم به بدترين چيزي که ممکنه اتفاق بيفته فکر ميکنم
احمقانه ست، مگه نه ؟
اگه من همش اينجوري نگران بشم
ممکنه همه ي خاطرات خوشم رو از دست بدم
باشه
بيا ازدواج کنيم
..پس
دستت رو بده بهم
دستت رو بده بهم
بيا
همه ي تلاشمون رو بکنيم که خوشبخت بشيم
بيا خوشبخت بشيم
بچه ها، زود مقاله هايي که دارين روش کار مکينين رو تموم کنين
امروز ميخوام زود برم خونه
چشم- چشم-
هيو جو- بله؟-
اين مقاله ات در مورد نحوه ي رفتار کردن با گريه هاي الکي بچه ها
به نظرت همه ي بچه ها الکي گريه مي کنن ؟
بله ؟
اين نحوه ي ارتباط بچه هاست که نمي تونن حرف بزنن
وقتي يه چيزي ميخوان
يا ميخوان پدر و مادرشون بهشون توجه کنن
الکي گريه مي کنن . من اينا رو نوشتم
دقيقا. ولي بعضي وقت ها واقعا گريه ميکنن
يه بخش در مورد تفاوت اين دو تا اضافه کن بهش
چشم
به غير از اين
کارتو خوب انجام دادي
زهره ام
سرپرست جانگ ، حلقه
ازت خواستگاري کرد ؟
واقعا ؟ بذار ببينم
چه خبره ؟
اين حلقه ي کوچيک و خوشگل سنگين تر از چيزيه که فکر ميکردم
حتما از بس سنگينه که تايپ کردن باهاش سخته
فقط بدونين که ما آقاي هان رو راهنمايي کرديم
اگه اينکارو نمي کرديم ممکن بود بدترين خواستگاري روي زمين رو ازتون بکنه
ميدونم و ممنونم
بگذريم، برگرديد سر کارتون تا من بتونم زود تر برم خونه
تبريک ميگم سونبه
ما يه آهنگ عروسي تمرين ميکنيم تا توي عروسيت بخونيم
منو بيخيال بشين
ميشه من فقط بهتون هديه بدم ؟
چي چي رو بيخيال بشيم تو رو ؟
ما يه گروه سه نفره ايم- نمي خوام خب-
خفه شين و برگردين سر کارتون
خيلي رو مخي- تو هم همينطور-
مامان، من يه پرستار استخدام مي کنم. پس زود بيا خونه
خيلي خب ، باشه. خيلي در موردش نگران نباش
مامان چطور دلت مياد اين کارو بکني ؟
من از اينکه انقدر ازش نگهداري مي کني بدم مياد
به جاش ازش متنفر باش و ازش دوري کن
گفتم باشه ديگه. چرا هي هي ميگي
اگه به خاطرش دوباره مريض بشي چي ؟
لطفا هر کاري که ميکني رو تمومش کن و زود برگرد خونه
اي خدا
مامانت هنوز هم از بابات نگهداري ميکنه ؟
اصلا به حرفم گوش نميده
من بايد برم به کارم برسم. بعدا ميبينمت. متاسفم
حتما شام نخوريدن
آيگو، احتياج به همچين کاري نبود
ممنونم- خواهش ميکنم-
لطفا باهام راحت حرف بزنين
ادب و احترام و رفتار خوب براي من خيلي مهمه
براي همين حتي با اونايي که ازم کوچيک ترن رسمي حرف ميزنم
نميخوام ازت دوري کنم. پس ناراحت نشو
چشم
حال و احوال ها ري چطوره ؟
خيلي نگرانتونه
حتما خيلي عصبانيه
اون فکر ميکنه که من به خاطر پدرش زندگي خيلي سختي داشتم
...حالا که تا اينجا اومدم، چطوره
يه سلامي به پدرش بدم؟- ها ري خيلي عصباني ميشه-
اون خوشش نمياد تو مردي که ازش متنفره رو ملاقات کني
چشم فهميدم
پدر ها ري
وقتي که ها ري از مدرسه ي ابتدايي فارغ التحصيل شد، ترکمون کرد
من چون ميدونستم از لحاظ روحي آسيب ميبينه، بهش نگفتم
خوشمزست ؟- آره-
بابا نباشه هم مشکلي پيش نمياد، مگه نه ؟
آره
اون ميدونست که من هم ناراحت ميشم
براي همين کلا از پدرش حرف نميزد
اون فقط يه بچه بود. حتما دلش براش تنگ شده بود
حتما اعصابشو خورد مي کرد
تعجبي نداره مي خواست مامان بشه
و روياي داشتن يه خونواده ي معمولي رو داشت
معمولا بچه ها از اين آرزو ها ندارن
من اومدم مادر ها ري رو ببينم
بايد بري طبقه ي بالا
چند لحظه
چون از صميم قلبم نگرانم، دارم ميپرسم
اميدوارم دچار سوتفاهم نشي
آقاي هان اي سانگ
احتمالي براي درمان ناباروري شما وجود داره ؟
اونايي که بچه دار شدن براشون مثل معجزه است
حتي اگه احتمالش يک درصد هم باشه بازم اميدوارن
بچه دار شدن براي ما اتفاق ميفته
از صميم قلبم اميدوارم که
اين يه اميد واهي نباشه
ممنونم
درد ميکنه
ممنونم اوک ران
اين کارو به خاطر تو نمي کنم
جه يونگ ؟
خاله
آقاي جانگ حالتون خوبه ؟
من جه يونگ هستم. منو يادتون مياد ؟
صبر کن- آيگو-
آيگو
آيگو
خيلي وقته نديدمت- بله-
ميبينم که تو هم خيلي پير شدي
البته، من به زودي 40 سالم ميشه
عمل چطور پيش رفت ؟
خوب پيش رفت
خدارو شکر
خاله. من امشب رو اينجا ميمونم. شما برين
چرا تو ؟ اشکال نداره
برين و بخوابين
من فردا سرکار نميرم
تو الان کجا مي موني؟
تو يه آپارتمان با خدمات کامل زندگي مي کنم
حال دو آه هم خوبه، پس نگران نباشين
يه روز بايد بيام وسايل هاي دو آه رو ببرم
دو آه رو چيکار کردي ؟
چند روزه که مامانش مراقبشه
خاله
مراقب فشار خونتون باشين
برين خونه
بفرمايين
باشه. ممنونم
خواهش ميکنم
ممنونم، جه يونگ
شبتون بخير- شب تو هم بخير-
شب بخير
تو و ها ري هنوز هم صميمي هستين ؟
البته
از زمان مدرسه ي ابتدايي نديدينش ، مگه نه ؟
آره
توي مراسم فارغ التحصيلي ابتدايي
ها ري خيلي منتظرتون موند
فکر ميکرد گل ميخرين ميايين
گل ؟
صبر کن
من به مراسم فارغ التحصيلي ها ري نرفتم ؟
توي مدرسه ي راهنمايي، ها ري رييس باشگاه داوطلب ها بود
همش ناله ميکرد که کار خيلي سختيه
ولي چون جزو هيات اجرايي مدرسه بود، خوشحال بود
واسه همين تنهايي مدرسه رو تميز کرد
گي هون دستش شکسته بود
و ها ري هر روز کيفش رو مي آورد
و يه جايزه ي شهروندي هم دريافت کرد
واقعا ؟
آجوشي
...ها ري
بزرگ شد و يه دختر مهربون و خوشگل شد
رابطه ي تو با هاري چيه ؟
من هيچ رابطه اي باهاش ندارم
ما فقط دو تا دوستيم که مثل خواهر و برادر ميمونن
مثل همه دوستا,مثل همه خواهر و برادرا
ما قرار گذاشتن و
عاشق شدن همديگه رو تماشا ميکنيم
کجا مشروب خوردي که اينجوري وسط راه نشستي؟
زمينم که يخ کرده
جه يونگ
باز دست رد به سينه م زدن
باز پاشدي رفتي سر قرار آشنايي؟
چرا همش منو رد ميکنن؟
...فکرنميکنم هيچ مردي تو اين دنيا
منو دوست داشته باشه
من دوستت دارم
چه رو مخي
الآن اينو گفتي که منو دلداري بدي؟
مشکلش چيه؟
چرا من به اندازه کافي خوب نيستم؟
No comments yet. Be the first to leave one.