أول 200 سطر.
ايول
!چه جهنمي
دارم عرق ميريزم
دارم مي پزم
پخته ميشم
بريان ميشم
سوخاري ميشم
مثل سونا ميمونه
تنوره
ميتوني روي شکمم تخم مرغ سرخ کني
اووه
کي حاضره از اين بگذره
مسخره ست
فوق العاده ست
عاليه
فوووقالعاده
اوي، ادامه بده
اين برس مزخرفه
برس خوبيه مشکل چيه؟
برس رو سرزنش نکن خودت بلد نيستي
تکنيک بده بيشتر زور بزن
!ماش
بله، قربان
هوي، بهت پول ميدم که کار کني چند تا آبجو بيار
عاليه
بولدر
اين چيه؟ يه بولدر
يه چي؟ يه بولدر کوفتي، فکر کنم
چطوري اينطوري شد؟ نميدونم، موبايل کجاست؟
نزديک بود کشته بشم، دي
دقيقا لب مرگ بودم جدي ميگم
نزديک بود با جسد شوهرت روبرو بشي بيا زنگ بزن به دوستت
به کي؟ دوستت، همون که کاميون داشت
فيليپ؟ آره، اگه اين اسمشه حتما همونه، بهش زنگ بزن
نگران نباش عزيزم مشکلي نيست
بيا اينجا
يه مقدار مشکل پيش اومده اينجا آسيب ديده، گال
اينجا ترک خورده ببين
آره توجه کردم کي درست ميشه؟
شنبه، احتمالا
قطعي نيست - دارن بولدر رو سه شنبه ميبرن -
و روز شنبه برنامه دارن، بايد اميدوار بود
لعنت
چيز لعنتي
بايد بره توي سيرک، عجب مصيبتيه حالت خوبه عزيزم
آره، حالم خوبه
چيز لعنتي
هوي، گال
ميخواي با همون رنگ ادامه بدي؟ - منظورت چيه؟ -
آب
با همون برنامه ادامه ميدي؟
ميتوني رنگ هاي مختلف داشته باشي
گم شو - دارم بهت ميگم، اين کارو نکن -
آبي تيره، آبي آسماني
آبي فيروزه اي
اصلا صورتي هر چي که بخواي
يه جدولي هست - اينطور نيست؟ -
يه نگاهي بنداز - گال حال کرده -
ولي من نه چي ميدوني؟
ببين، گال، فقط کاري که قراره رو انجام بده
قصدم همينه حالا سوسيست رو بخور
مردم ميگن "دلت تنگ نميشه گال
من ميگم، چي، واسه انگلستان؟ نه، ريدم بهش
چرت نگو حرف خنده دار نزن
خاکستري، تلخ، دودي
عجب جاي مزخرفي عين يه توالت
يه مشت فاحشه همه مردم نگرانن
نه ممنون ولي من نيستم
ميگن کجا پس، اسپانيا؟
و من ميگم
گرمه
گرمه؟
اوه، براي من گرمه
خيلي گرمه؟
واسه من خوب نيست
عاشقشم
نميتوني با استاد اين کارها کل کل کني
بهتره که به سهمت قانع باشي
خفه شو ايچ صد به يک شرط ميبندم
وايسا
هلوي کوچولو
اين که کسي نيست، ايچ
مشکل خودشه
آماده باش که با خالقت کار کني
تفنگ کابويي، درسته يه تفنگ کابويي
چي؟
من کالا ماري ميخوام تو چي؟
هنوز تصميم نگرفتم
ماهيچه هم دارن، از ماهيچه خوشت مياد؟ ماهيچه ميخواي
نه، فکر کنم جوجه بخورم
جوجه؟ جوجه کجا بود؟ من چيزي نمي بينم، کجاست؟
نه من کالاماري ميخوام کالاماري دوست دارم
سفارش بديم؟ گشنمه
من لي ماروين هستم ايناهاش
سلام، عزيزم
هر چي هست بي خيالش شو
اينطوري ميشه يه عصر دلپذير رو گذروند
جکي خيلي قشنگ شدي
ميشه يه براندي بياري ايچ؟
:اين چيزي بود که شنيدم براندي
براندي خوني منم يکي ميخوام
حالت خوبه جکي؟ - ايچ، يه براندي واسم مياري؟ -
بعدا، بهش بگو
چي رو بهم بگه؟
جکي؟
مطمئنا بازنشسته شدي؟
آره، بازنشسته شدم، چرا؟ - مطمئني؟ -
مطمئنم که بازنشست شدم مسئله چيه؟
گال، قبل از اينکه بيايم اينجا، يه تماس تلفني داشتيم - خب؟ -
از لندن بود - مطمئنا بازنشست شده -
يه دقيقه وايسا، عشقم
بذار ببينم
شما يه تماس داشتين
اين از اين يه شغله، نه؟
آره و اونا منو ميخوان؟
درسته
هيچکس ديگه رو نميخوان نه
فقط من؟ آره
بسيار خب
خب، شما هم از من پرسيديد و منم ميگم نه
تمام پس ديگه واسه چي داريم حرف ميزنيم؟
جک
دان لوگان بود
يا مسيح
دان لوگان متاسفم گال
نميدونم چي بگم - مشکلي نيست جکي -
چرا به تو زنگ نزد؟ چرا به ما زنگ نزد؟
کي ميدونه تو کله اون احمق چي ميگذره؟
تقصير تو نيست - نبايد تلفن لامصب رو برداري -
باشه. باشه
به دان بگو
بهش بگو
ممنون...ممنون که به فکرم بودي
اما بايد اين پيشنهاد رو رد کني
نميشه اينو بهش گفت، گال - خب پس بهش بگو -
بهش بگو
وقت خوبي نيست - جدي باش، گال -
هر چي از دهنت مياد بهش بگو هر چي ميخواي
خودت بهش بگو
چي؟
آره
داره مياد؟ - فردا -
ميخواد توي فرودگاه سوارش کنيم
باشه
سنور
تو رو قبول داره، گال ريسکي در کار نيست
خوبه خوب و بي رحمانه
از اين رستوران خوشم مياد
دي دي
زن عزيزم
شنبه بيا استخر در کاره
توش شنا ميکنيم
هميشه روياش رو ميديدم
حدس بزن کجا؟
خودشه درسته
داخل
ريسکي در کار نيست
هيچ ريسکي
نه سال از زندگي لعنتي ام ريسکي در کار نيست
چي سفارش دادي؟ کالاماري
ديگه نهايتش چيه؟ بدترين حالتش چيه؟
مياد اينجا ازم درخواست ميکنه
منم ميگم نه، ناراحت ميشه بعدش ميره
ساده ست؟ آره ديگه ساده ست
بيا تو رختخواب دلم واسه ات تنگ ميشه
لازم نيست اينجا باشيم
نه، ميتونه کار اشتباهي باشه
اينو ميدوني
نبايد گوشت رو گذاشت جلوي گربه
بايد جلوي روش بگم که علاقه اي ندارم
همه کاري که بايد بکنم
و من نه
و بهش بگم
بيا اينجا بيا بغلم
اذيتت ميکنه
نا
اينطوري نيست
اذيتم نميکنه نميتونه
ميدوني که ميتونه
بيخيال ولش کن
اووي
براي روز شنبه رديفش کن
گوش کن، پسرم يه مدت ازم دور باش
الان مشکلي ندارم
آره، آره، آره
بايد لباسم رو عوض کنم، حسابي عرق ريختم مثل يه احمق عرق کردم
برادرت چطوره دان؟ مالکي، خوبه
مالکيه ديگه؟ نميدونم، ميتوني از خودش بپرسي
کارها رو مرتب کردي؟ بستگي به اون داره، مگه نه؟
پرواز چطور بود، دان؟ - خوب بود -
اين يه ويلاي اسپانياييه درسته؟
آره، درسته يه مدل قديمي
يه ذره دور افتاده نيست؟ يه کم پرته
نه، عاليه، دان ما که همينطور دوستش داريم
ميخواي يه نگاهي به اطراف بندازي؟
آره، يه ديقه برم دستشويي بعدش ميريم
بسيار خب، دخترها همه چي خوبه؟ - کجا ميري؟ -
ميخوام خانم ها رو ببرم بيرون يه چيزي بخورن
شما دو تا رو تنها بذارم من دعوت نيستم؟
نه، دان
No comments yet. Be the first to leave one.