أول 157 سطر.
:::::... پــِرنــــس جــــديــــد بــِل اِيــر :::::... ... فصـل 1، قسـمت 2 ... ... Bang the Drum, Ashley ...
# خب اين داستان درباره اينه كه چطور #
# زندگيم از اين رو به اون رو شد يهو #
# ميخوام بشينم اينجا و برات تعريف كنم #
# كه چي شد من پرنس "بـِل اِير" شدم خودم #
# زاده و بزرگ شده فيلادلفياي غربي هستم #
# بيشتر عمرمو تو زمين خاكي سپري كردم اصلاْ #
# كارم خفن، همه فن حريف، بچه باحال محله #
# همش بَسكت بازي ميكنم چون همه چي حله #
# تا يه روز تو محله چند تا اوباش #
# شروع كردن به دعوا با بچه هاش #
# يه دعواي مختصر كَردمو مامان ترسيد #
# گفت: ميري "بـِل اِير" پيشه عموت تا ياد بگيري تحصيل #
# تمنـّا كردمو خواستم نفرستتم به زور #
# اما چمدونو داد دستم گفت ميري همين امروز #
# بوسم كردو بليطو گذاشت تو دستم #
# منم واكمن روسرم گفتم پس منم هستم #
# پرواز درجه يك عجب چيزيه #
# آب پرتغال و شامپاين چه قدر مشتيه #
# اگه آدمهاي "بـِل اِير" اينطور حال ميكنن #
# پس حتماْ منم ميتونم خودمو توشون جا كنم #
# يه سوت زدم تاكسيه وايساد #
"رو پلاكش نوشته شده بود "جديد # # رو آيينه عقبشم چند تا تاس ميشد ديد
# حالا شايد بگي اينا همش تصادفيه #
# !نه فك نكنم... اصلا وِلـِـلــِش، "بِل اِير" رو نگاه چه عشقيه #
# ساعت هفت-هشت بود كه رسيدم به مقصد #
# سر راننده داد زدم: چه بو گندي ميده تاكسيت لامصّب #
# اوناهاش اون قلمرو جديدمه، بالاخره رسيدم #
# حالا به عنوان پرنس "بـِل اِير" من رئيسم #
قربان گمان ميكنم بد نباشه اگه امروز رو ...با خوردن يك آسپرين شروع كنيد
خودداري از دارو خوردن ديگه دِموده شده
"ديگه ديرشده "جفري ...همين الانشم وقتي به صداي
كار كردن كارگرا تو دفتر فك ميكنم سردردم شروع ميشه
اونا كه قرار بود ديروز كارشون تموم شه
به طرز شوك آوري بايد بگم كه تازه از برنامه عقب هم هستن
بابا، اين كه كاري نداره
اگه صداشون اذيتت ميكنه خب بهشون بگو ساكت باشن
اصلاْ نميخوام دربارش حرف بزنم
طي روز اينــجا تنها جاييكه ميتونم يه مدت تو آرامش سپري كنم
يه آسپيرين ديگه بدم قربان ؟
شايدم يه تفنگ
اون شيطان اون بالا داره چيكار ميكنه ؟
"گوش ميده به "گودباي پارتي" از "جعفــر
جعفــر" كارش حرف نداره"
"پس بزارين آلبوم جديد "داوود بهبودي بياد اونوقت بهتون ميگم
ـ به چي ميخندين ؟ ـ "كارلتون" يه جـُك گفت
نه هيلاري، "كارلتون" خودش جـُكــه
مامان، كي قراره امروز منو ببره كلاس تنيسم ؟
مطمئني امروز نوبت كلاس تنيسـه ؟ شايد بهتر باشه برنامه اتو دوباره چك كني
برنامــه ؟
ماامان-بابا اين تقويم رو برام گرفتن تا بتونم برنامه هامو دقيق توش بنويسم
تو وقتي همسن من بودي برا بعد از مدرسه ات برنامه نداشتي ؟
چرا، تلويزيون ديدن
ببين، دوشنبه ها كلاس باله سه شنبه ها سواري، چهارشنبه ها ويالون
من فك كردم امروز نوبت ويالون بود، قند عسلم
يعني ميخواي بگي "عشلي" با لباس تنيس بايد بره سر كلاس ويالون ؟
يه لحظه تصورش كردم
خب من دو امتياز جلوئم برا اينكه نبازم، انصراف ميدم
ميتونم پيشنهاد بدم برگردي به ميادين ؟
"تو تيكه هاتو بنداز، "ويل
خب حالا كي منو ميرسونه مامان ؟
اين شهر با يه معضل آلودگي هواي جدي روبه روئه و منم نميخوام بهش دامن بزنم
امكان نداره تا زماني كه يه ماشين ...بي خطر براي
،محيط زيست اختراع شه من كسي رو جايي ببرم
عزيزم كلاس عشلي نزديكه پياده هم ميشه برسونيش
اصلاْ نميخوام اينكارو بكنم، خب ؟
من يه ايده اي دارم
"تو كه امروز بيكاري "ويل تو برسونش
حلّـه. كليده "جگوار" رو رد كن بياد پس
ـ يا شايدم "بنز" ؟ ـ با "وانت پيكان" ميري
بيــخيال، اينجوري شهرتم خدشه دار ميشه
تو 17 سالتـه، هنوز شهرتي نداري
،ميبريش كلاس، همونجا واي ميستي برش ميگردوني خونه
دس بردار، ازم ميخواي 1 ساعت بشينم اونجا به صداي ناله ويالون بگوشم ؟
شايد يه چيزي ياد گرفتي
:آره مثل چيزي كه از كوبيدن كـَلم به ديوار ياد ميگيرم
"ديگه اينكارو نكن"
اين شغل جديده توئه
چهارشنبه ها تو راننده "عشلي" هستي شيرفهم شد ؟
! آيــه عمو
! خيلي خوچحال ميشم خانم قوچولو رو بيسونم
شرمندم
خانما، صب كنيد يه لحظه
بزاريد يه چي ديگه رو امتحان كنيم همه فقط بعد از من تكرار كنن، خب ؟
زود باشين دخترا ! دير كرديد
بزاريد با قطعه اي كه قرار بود : حفظ كنيد شروع كنيم
"گـيتارو با خـودت نـبر" توسط "حسـن شـماعي زاده"
... و يادتون باشه كه شما مثلا داريد
اين آهنگو براي معشوقه "حـسن" ميزنيد كه داره گيتارشو مي بره
يك، دو، سه، چار
! سريعتر
! بســه
هي يارو، چيكار داري ميكني ؟
من پسر خاله "عشلي" ام فقط اينجا منتظرم تا برسونمش خونه
داري با اون چوب منو ميترسوني خانم جان
چطور روت ميشه وقتي آثاره "حـسن" داره نواخته ميشه مطالعه كني ؟
راستش من مثل شما اونو از نزديك نميشناختم
سعي نكن برا من مـزّه بريزي من معشوقه "چاق و لاغر" هم بودم
پس بگو چرا اين شكلي شدي
هي "عش"، واقعاْ برام جالب بود ... كه به همچين موسيقي اي گوش بدم
بدون اينكه ببينم "فردي كروگر" داره كسي رو تيكه پاره ميكنه
ـ دست كم خوشحالم كه يكي خوشش اومد ـ چي ؟ مگه خودت خوشت نمياد ؟
راستش الان نه. ولي وقتي بزرگتر شم خيلي بدردم ميخوره
نه وايسا ببينم، اون تنيس بود
ـ كي اينارو بهت گفته ؟ ـ بابام
عش"، اين دليل نميشه كه چون بابات از يه" چيزي خوشش مياد تو هم بايد خوشت بياد
مثلاْ اون يه وكيلـه به اين معني نيست كه تو هم مجبوري وكيل بشي
اتفاقاْ قراره وكيل بشم
عش"، دنيا به يه "فيليپ بنكس" ديگه" هيچ احتياجي نداره
درواقع همين الانشم ممكنه منابع غذايي جهان كفاف همين يه دونه رو هم نده
نه، دنيا به يه "عشلي بنكس" نياز داره
دخترا يادتون باشه كه بيشتر بايد تمرين كنيد. خب ؟
ويالون ساز خيلي حسوديه "مثل "شهرام صولتي
اگه ببينه يكي با "شهره" قرار ميزاره سكته ميكنه
ولي شما اگه تمام و كمال ...خودتون رو در اختيارش بزاريد
ديوانه وار عاشقتون ميشه
منظورش چيه از اين حرفا ؟
انگار اون از يه تيكه چوب و چندتا سيم زيادي انتظار داره
ـ آسپيرينتون قربان "ـ متشكرم "جفري
...آيا سردردتون رو منحصراْ ناشي از
...كار پـُر سرو صداي تمعيرات دفترتون ميدونيد
يا اينكه عوامل استرس زا هم دخيل هستن ؟
بزار بهت بگم روزام چطور "سپري ميشه "جفري
ساعت 9 شروع ميكنن به كوبيدن
ساعت 10 چكش كاري ميكنن
وقتي ظهر ميشه، يه متـّه بادي بزرگ شروع به عرض اندام ميكنه
"تازه اينم بگم "جفري دارن دفترو رنگم ميكنن
.من اسم اينارم عوامل استرس زا ميزارم تو نميزاري ؟
ميدونيد قربان، چندين سال پيش ...زماني كه من
...به يك كـُنتِ انگليسي خدمت ميكردم
شاهد سردردهاي طاقت فرساي ايشان بودم
يعني داري ميگي همه اين سردردها به علت استرســه ؟
بايد عرض كنم كه شك دارم اينطور باشه
...او روزهاشو با سواركاري و شكار
و عصرها هم صرف شام ميل كردن با همسر دوس داشتنيش، بانو "سيليا" ميكرد
حالا، اين خانم يه بازيكن خبره "اسنوكر" بود يكي از بهترينها
... ـ و يك شب شرط بستــ "ـ "جفري
اون قسمتش كه درباره استرسـه چي شد ؟
يقين ميدونم كه اين كـُنتـه انگليسي مشكلي نداشت
من تا زمانيكه منزل ايشان بود نشانه اي از استرس نديدم
پس نكته داستانت چي بود ؟
سرگرم شدن و ديگر هيچ، قربان
اين ديگه چه كوفتي بود ؟
به گمانم عبارت تكنيكي اين صدا بادابيم پيس" ميباشد"
كار كي بود ؟
البته با احتكار مطلق نميشود گفت اما حدس من، ارباب "ويليام" است
... عشلي"، عزيزم"
ويالونت كجاست ؟
"ـ دست "سـِيد اسمال ـ "سـِيد اسمال" ؟
يه مغازه معركه داره حتي بدون پول هم ميتوني همه چي برداري
ميري تو و چيزايي كه ديگه ازشون ... استفاده نميكني رو ميدي بهش
...ـ اونم يه رسيد مثل اين بهت ميده، بعد ـ يه امانت فروشي ؟
ـ تو اونو بردي به يه امانت فروشي ؟ ـ آره، راستشتو بخواي كار خيلي سختي هم بود
تو "بل اير" اصلاْ امانت فروشي نيست مايه تأسفـه واقعاْ
"ـ مجبور شديم كلي راه بريم شرق "لوس آنجلس ـ شرق "لوس آنجلس" ؟
ـ معامله خوبي هم انجام دادم ـ يه ست "درام" برداشتي آوردي
...و
No comments yet. Be the first to leave one.