أول 50 سطر.
تقديم به تمامي پارسي زبانان جهان
نگو - چي رو نگم؟ -
احساس ميکنم ميخواي يه چيزي بگي، هرچي هست فقط نگو
فکر کنم بايد بيخيال بشيم
بني، واسه اين کار خيلي دير شده
بيخيال کلير، ما...ما که نميدونيم با چي سر و کار داريم - من ميدونم -
!نه، نميدوني - !چرا، ميدونم -
.واقعاً ميدونم، خب؟، يه چيزي از آسمون ميخواد بيفته توي شهرمون منظورم اينه که، اين يه نشانه ست، خب؟
آخه از کجا مطمئني که اين نشانه ما رو با راه درست هدايت ميکنه؟
تو بهم اطمينان ميدي
چون تو باهاش کار ميکني
هميشه ميگفتي که ليقات بهترين ها رو داريم، درسته؟
،واسه همين، نميخوام بشينم تا يکي بياد بهم يه فرصت بده ديگه وقته اينه که خودمون يه فرصتي به خودمون بديم
اميدوارم که حق با تو باشه
هست، هميشه حق با منه
هميشه در مورد تو حق با منه
خيلي خب، خيلي خب
خيلي خب
زيرنويس از اميد اکرادي
47 قطعه
چيزي که شما در شهر آلن و پنسيلوانيا درست 5 روز بعد زا جنگ نيويورک دنبالش ميگردين
بدترين کار ممکنه
خواهش ميکنم بهم بگين چجوري اين وسيله ي بيگانه ها بدون اون قطعه اي که نتونستين گير بيارين، داره کار ميکنه
چهار گزارش تأييد شده براي اين اتفاق وجود داره
در ريچموند-ويرجينيا، هفت روز بعد از جنگ نيويورک
کوئين بيوري، در شما کارولينا
دور روز بعد اون اتفاق
چارلستون در جنوب کارولينا، بعد از ظهر همان روز
پاسادنا در جورجيا، همين ديروز صبح
من اونجا بودم
توي خيابون پاييني در حوض وسط پارک بود
من فکرنميکنم اين مأموريت رو جدي گرفته باشي
بامزه بود، چون منم داشتم همين فکرو راجع به تو ميکردم
وقتي تو داشتي اينجا ويدئو ها رو به هم وصل ميکردي، من داشتم تحقيق ميکردم
به نظر مياد که 28% از مخارج شرکت جهاني آموزش در "کي وست" استفاده شده
با مالک سابقش صحبت کردم، گفت يه زن و شوهر هستن که با اطلاعات ما کاملاً مطابقت ميکنن
يه قايق هم 24 ساعت پيش از بندرگاه خارج شده، واسه همين، ميخوام که يه کاري بکنم
متوجهم، مأمور کولسون
ببخشيد، از روي عادت بود
هممون از دست داديمش
مأمور "سيت ول"، دستوراتت اينن که
اون اسلحه رو به دست بياري
و جلوي اون دوتا تبهکار رو بگير
تنبيه شدن به عنوان يه خلافکار، اين حس رو بهم داده که دارم خيلي توي کارم پيشرفته ميکنم
چيه؟
ما انجامش داديم
چه قدر گيرمون اومد؟
به اندازه ي کافي
کافيه کافي؟
به اندازه اي که هرکاري که ميخوايم بکنيم
No comments yet. Be the first to leave one.