أول 200 سطر.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
.این فیلم براساس داستان واقعی می باشد
کی هستی؟ انور حسین، روانشناس -
چه کسی رو میخوای ملاقات کنی؟ راوی درنده -
انور حسین رییس گفته بود شما میاید -
گوشی همراه و وسایل دیگه؟
همه رو توی ماشین گذاشتم
جناب انور سلام
حالتون چطوره؟ خوبم -
قربان میرم بیارمش
راوی درنده هفته دیگه دار زده میشه
قبل از اون باید نامه بخشش رییس جمهور برسه
و به احتمال زیاد قبول نمیشه
اون 14 تا قتل انجام داده
وقتی بهش گفتیم که کسی رو برای صحبت کردن قبل از مرگ میخواد گفت نه
یهو گفت میخواد با تو حرف بزنه
چرا میخواید که اطراف آدمایی مثل اون باشید آقا؟
آدمایی با شرایط روحی روانی متفاوت بیماران ما هستند
دو سه بار دیگه اومده بودم اما نخواست که منو ببینه
بله شانس آوردم که موافقت کرد -
آقا توی اتاق ملاقات منتظر بمونین
من میارمش باشه -
سلام جناب انور سلام راوی -
بشین تا میتونید سریع کار رو انجام بدید -
اگر کاری داشتید صدام بزنید. من بیرونم
آقا، بچه های اینجا میگن شیر آویل توی نونوایی بیرون اینجا پیدا میشه. درسته؟
تو تنها کسی هستی که چند بار اومدی دیدن من
بخاطر همین با خودم فکر کردم قبل از مرگ یه لطفی بهتون بکنم
چی میخوای بدونی؟
بپرس. هر چی دلت میخواد ازم بپرس
من میخوام همه چیزو دربارت بدونم راوی
...زندگیت
مشکلات روانی که باهاشون مواجه شدی
همه چیز
از اول برام بگو
فکر نکن دارم میخوام تو که روانشناسی خبره و معروفی هستی رو تصحیح کنم
اما اشتباه متوجه شدی جناب
مردم منو درنده و قسی القلب میدونن ولی چیزی که من دارم مشکل روانی نیست
!اکستازی
چی بهش میگفتن؟
!آهان شور و شعف
وقتی داشتم با چکش میزدم توی سر مردم
صدای باز شدن جمجمه اشون میومد
و همراه با اون صدای زجه و مویه مردم رو هم میشنیدم
بقیه اش رو برام بگو
دوران بچگی ما خوب بود
پدرم توی یه شرکت تایر کار میکرد
مادرم وقتی خیلی بچه بودیم مرد
ما سه تا خواهر و برادر بودیم
زندگی خوبی بود
...با همدیگه دعوا میکردیم
شنا میکردیم
!همه کار
نفس عمیق بکش
بده بیرون
آروم... نفس عمیق بکش
بده بیرون
خوبه
جیمز این یه روش موقتی اورژانسیه
دفعه بعدی وقتی بخاطر حمله عصبی ترسیدی
تنفست رو کنترل کن
یه کیسه معمولی مثل این همیشه باید همراهت باشه
توش فوت کن و تنفست رو کنترل کن
ضربان قلبت به آرومی پایین میاد و به حالت طبیعی درمیاد
بدون حمله عصبی میتونیم اینطوری استرس رو کنترل کنیم
اوایلش سخته
نگرانش نباش
الان نیازی به دارو نداری
باشه؟
!معلمش میگه اصلا ادب رفتاری درستی نداره
...به معلما حرف بی ادبانه میزنه، با بچه ها دعوا میکنه
!اینا عادتای این دختر خانمه
بخاطر همینم بهشون میگیم بچه، مگه نه فاطیما؟
!آره درسته
درسته عزیزم؟ بله -
!لبخندش رو ببین
آنیلتا انور -
میشه فردا عصر همدیگه رو ببینیم؟
فردا عصر؟ آره -
باشه شب خوش -
باشه شب خوش -
انور
...اگر میخوای سِمَت رسمی مشاوره جرم شناس رو بگیری
اینا قوانین این بخش از اداره هستن
غیر از مدرک ارشد روانشناسی که داری
باید دیپلم جرم شناسی رو از یه جای خوب بگیری
بخاطر اینکه از محدودیت سنی این شغل یکم بالاتری نمیدونم قراره اوضاع به چه صورت پیش بره
همین الان هم تو رو به عنوان مشاور جرم شناسی اداره پلیس کوچی استخدام کردم
میدونی دیگه، نه؟
...برای همین لطفای کوچیک دوستت دارم آنیلتان
منظورم قربانه
و من دارم برای دکترا آماده میشم که از مدرک دیپلم جرم شناسی بالاتره
برای همین من باید بیام سر صحنه جرم تا بتونم تجربه عملی داشته باشم
بخاطر دوستیمون بهت چیزی نمیگم توام همش سواستفاده کن
اول برو مدرک دکترات رو بگیر تا ببینیم چی میشه
...اگه انقدر به پرونده های در حال بررسی علاقه داری
چرا کلینیک رو نمیبندی و یه آژانس کارآگاهی خوب راه نمیندازی؟
باید به آرومی شروعش کنم
...راستی میتونیم
بریم آپارتمان من، یکم مشروب بخوریم و در این باره حرف بزنیم
چی میگی؟
اگر بشه خوبه
درباره کار حرف بزنیم؟ آره -
...برادر راننده
اگر مغازه ای دیدی لطفا وایسا
باید سیگار بکشم
اگر برسم خونه زنم نمیذاره سیگار دستم بگیرم
همینطوریه قربان
اگر توی خونه سیگار بکشیم خانواده مچمون رو میگیرن
اگر بیرون سیگار بکشیم پلیس مچمون رو میگیره
!سیگاری های بیچاره چه گناهی کردن
...پول مالیاتی که میپردازیم رو میخوان
!اما نمیذارن با این سیگار ریه هامونو به باد بدیم
!سزار
!از پانزدهم ماه مارس بپرهیز سزار
به به
!خیلی خوب انگلیسی حرف میزنی
!ژولیوس سزارم میشناسی !آره! آره -
یه کاری بکن
برو چایی بگیر و بخور
!فردا
امشب خوب بخواب سزار
به زودی خواب از چشمات ربوده میشه
شبهای بی خوابی در انتظار تو هستند
...وقتی کسی نمیتونه کاری انجام بده
...وقتی تنهایی کاری انجام نمیشه
!اون شبها در کمین نشسته اند
شبهای بی خوابی در انتظار تو هستند
انور
!انور عزیزم
فقط بخاطر اینکه یه آدم دیوونه یه سری چرت و پرت بلغور کرده
چرا میخوای خواب خوش رو از خودت بگیری؟
نه فاطیما
یه آدم دیوونه معمولی این حرفا رو نزده
...احساس میکنم که
یه اتفاق خطرناک قراره بیفته
مطمئن باش این اتفاق رخ میده
اگر یه بار دیگه درباره اش حرف بزنی
میگم که توهم زدی و اون مرد دیوونه خود تو بودی
و تو رو به تیمارستان روانی میفرستم
تو سزار نیستی
تو مکبثی، کسی که توهم داشت مکبث سرداری معروف بود که با سخنان فردی حسود) (به همسر زیبارویش شک کرد و او را کشت
فردا کار برای انجام دادن نداری؟
نگران اون 350 روپیه ای که امروز باختی نباش جناب معاون پلیس
فردا وسط بازی میتونی ازم پسش بگیری
!هی! 350 تای کوفتی بود
نمیخواد با غرور درباره اولین بُردت صحبت کنی
اگر من بخوام آبراهام کوشی 3500 روپیه رو تا فردا برمیگردونه
هی! نری خونه به زنت بگی پول باختی
!من باید یه لگد بت بزنم
میدونم وقتی مست میری خونه زنت کتکت میزنه
حالا میخوای ادای پلیسا رو دربیاری؟ !برو! برو! برو! برو -
باشه دیگه شب خوش -
برق رفت؟
کی اونجاست؟
کی هستی؟
من پلیسم
کی هستی؟
بخش کنترل، مورد اضطراری جناب معاون پلیس آبراهام کوشی مفقود اعلام شده
قبل از اینکه باز داد بزنی یکم فکر کن
چتا نرو اونجا و دردسر بساز
اونا همه آدمای کله گنده ای هستن
از وقتی حقوق گرفتیم 10 روز میگذره
حق با منه
بیا سعی کنیم یه طوری پول رو پس بگیریم
اگر این کار نشد، میریم سراغ کار دیگه
...درسته اما اگه کار گیر نیاد
...چی برای گفتن داریم چتا وایسا -
اونجا چی هست؟
یکی بخاطر مستی افتاده مرده؟ روی بدنش خون هست -
برم ببینم کیه
چتا خودتو توی دردسر ننداز
ما نمیدونیم اون چیه. بیا بریم ارشد رو بیاریم اینطوری بهتره
!هی گانش
افسردگی یه بیماری روانی رایجه آمریتا
ازم نپرسیدی چرا این وضعیت رو داری
چرا؟
چون عقل داری
خودت گفتی که بدون هیچ دلیلی احساس ناراحتی داری
پس خودت میدونی که چیزی برای ناراحتی وجود نداره
درسته؟
...تو ذهن خوبی داری
و چیزی نداری که درباره اش احساس ناراحتی کنی پس باید خوب بخوابی، درسته؟
چند تا حقه برای اینکار هست
درباره اش برات میگم
فقط یه لحظه
بله آنیلتا
وقتی جسد رو عصر پیدا کردی چند نفر اونجا روی زمین بودن؟
قربان من، اون و دو تا از رفیقامون
همتون راننده این؟ بله قربان -
چشمها و قلب آقای کوشی از بدنش خارج شدند
انور قربان -
معاون رییس پلیس آبراهام کوشی
فقط 3-4 هفته به بازنشستگیش مونده بود
به همسرش اطلاع داده بوده که بخاطر بازی ورق دیر به خونه برمیگرده
برای همین همسرش پس از صرف غذا، به خواب رفته
حتی تا صبح هم به خونه برنگشته
خانم کم کم نگران میشه
چندین بار باهاش تماس میگیره ولی کسی جوابی نمیده
پسری که صبحا شیر براشون میاورده گوشی رو پیدا میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.