Once Upon My Mother

Once Upon My Mother (Ma mère, Dieu et Sylvie Vartan)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Once Upon My Mother (2025) 720p BluRay YIFY
تعليق من shine021
زیرنویس فارسی فیلم سینمایی روزی روزگاری مادرم

الوسوم

other
نشرت في: 2026-02-13
تنزيلات: 41
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

زيرنويس از مهدي shine021

وقتی مامانم سال 1963 منو باردار شد،

خانواده زیر و رو شد.

با داشتن 6 تا بچه، درخواست خونه سازمانی یه خانواده

اولویت پیدا می کنه.

اومدن من باعث شد مامان و بابام از اون آپارتمان مهاجرتیشون برن

و به یه پروژه خونه سازمانی تو پاریس نقل مکان کنن.

فلورا، می تونی بچه ها رو ببری مدرسه؟

حتما.

دیگه جا نبود تو خونه.

ادمون بود، ریچارد...

همینطور نیکول،

ژاک...

و ژاکلین.

دارم از تلفن خانم بنتولیلا زنگ می زنم.

می شه به شوهرم بگید دارم زایمان می کنم؟

لازم نیست مزاحمش بشی.

نه، بهش احتیاجی ندارم. مگه می تونه چیکار کنه؟

سلام منو به زنت برسون.

به ژاکلین بگو تمرین آواز کنه.

ادمون رو دوش بگیرون، نه حموم.

نیکول باید قرص های جوش صورتش رو بخوره.

برو بیمارستان!

ریچارد رو هول نکن.

سلام خانم پرز.

دختره؟

پسره.

پسرا خوبن.

چه خبره؟

چی شده؟ دکتر، چی شده؟

پاچنبری داره.

پاچنبری؟

یه جور بدشکلیه.

تکون نخور. - من پسرم رو می خوام.

رولان! رولان؟

و با وجود سه تا عمل، با ناامیدی همه،

ته پای من یه حیوون بی جون آویزون بود،

یه جور مسخره بازی پا.

نه پاشنه داشت، نه روی هم جمع شده بود.

بر اساس یه داستان واقعی.

زيرنويس از مهدي shine021

برای راه رفتن به یه بریس پا احتیاج داره.

نه، دکتر باتانی، نه. - چطور؟

رولان راه می ره.

مثل بقیه.

باید از راه رفتن خودداری کنه، وگرنه بدشکلیش بدتر می شه.

رولان بدشکل نیست.

اگه بدون بریس راه بره،

فاجعه می شه.

نباید هیچ وقت وزنش رو روی اون پا بندازه.

وقتی شروع به راه رفتن کنه، به یه بریس احتیاج داره.

یه چیزی شبیه این... یا این.

اگه از بریس استفاده نکنی، فاجعه میشه.

چه فاجعه ای؟

اینکه اگه بریس ببنده، هیچوقت خوب نمیشه.

بریس ببندی، تا آخر عمر معلول میشی.

خانم...

پسرتون معلوله.

مخلوف...

من این زندگی رو برای بچه‌م نمیخواستم.

سرپیچی از سرنوشت،

این زن کوچولویی که کشورش رو ترک کرد

تا آینده بهتری به بچه‌هاش بده...

سلام خانم پرز.

...ما رو به همه جای شهر برد.

...بیماری مادرزادی ایدیوپاتیک با واروس پاشنه پا

و تحلیل رفتن اندام.

من نمیتونم کمک کنم، من پزشک عمومی‌ام. برو پیش متخصص ارتوپد.

میتونیم یه عمل رو در نظر بگیریم

که بلافاصله بعدش یه هارنس بیاد.

بعدش، بر اساس عمل اول، یه عمل دوم.

البته.

یا راه حل دوم: یه عمل،

بعدش یه عمل دوم،

بعدش یه هارنس.

سالها من و مادرم متخصص‌های زیادی رو دیدیم.

پروفسورهای معروف.

و من شما رو میبرم...

تا همکارام رو تو آمستردام ببینید.

مثلاً تو ماشین من. بچه عقب.

اینجوری نمیشه. خطرناکه.

یادت باشه که پزشکی...

خب، میبینی؟ کلی انتخاب هست.

و شیادهای رقت‌انگیز.

دیگه هیچکس نمیتونه پاش رو درست کنه. کاملاً شکل گرفته.

پسرت هیچوقت عادی راه نمیره.

خیلی دیر اقدام کردید.

خانم پرز!

خیلی، خیلی طول کشید.

و بعدش؟

سر منشیش داد زدم و رفتم.

تقصیر اون نبود. - اون میدونست.

حقیقتش اینه که همشون دزدن.

میدونی،

تنها چیزی که میخوام بگم اینه...

اینه که اگه همه...

همشون، دکترا...

تولدت مبارک، رولان...

ایناهاش!

خیلی بزرگ شده.

از وقتی که پزشکی هیچ درمان واقعی‌ای برای پای مریض من ارائه نداد،

مادرم بیشتر و بیشتر به دکتر توانا رو آورد.

نذارید اذیتش کنن و مثل بقیه راه بره.

یه نشونه... یه معجزه.

بذارید رولان راه بره.

بذارید حتی بدوئه.

سریع‌تر از هر کس دیگه‌ای.

سرش رو بالا بگیره.

*انگار ماموریتی بهش سپرده شده،*

مامانم حتی یه محراب دائمی روی شوفاژ درست کرد.

*۲۴ ساعته،*

استر به خدا و قدیس‌ها دستور می‌داد که معجزه کنن.

بابا! بیا اینجا، لطفا!

خب... اینم از این.

من کوفته درست می‌کنم.

*اون پیرمرد با لپ‌های گرد و ریش خاکستری،*

'خاخام مئیر بعل هانس'.

*کنارش 'چایم پینتو' با یه کتاب بود.*

*و البته، 'بابا صالح'.*

*بعد از همه دعاها، هر صبح، هر روز،*

مادرم چیزی کمتر از یه معجزه انتظار نداشت.

- ای استر! - فقط بازی کن!

دست از دعا کردن بردار، به خاطر خدا!

صلح جهانی! همه دارن همینو می‌خوان.

خانم مدحون تمام روز همینو می‌خواد.

تو دعا کن که کل خانواده دوتا پا داشته باشن.

مامان!

من هیچوقت تو دعاهام درباره ورق حرف نمی‌زنم، هیچوقت!

دیدی. حق با منه.

تو برای پای اون دعا کن.

فقط برای پای اون دعا کن.

من معجزه نمی‌خوام، اصلا.

یه نگاه کوچیک، فقط محض احتیاط.

فکر می‌کنی دعاهای مامان خدا رو ناراحت می‌کنه؟

راستش، خدا حتما از این وضعیت خسته شده.

شب بخیر.

'مچیک پارا'، نگران نباش.

اون دکتر یه کلاهبردار بود.

- کلاهبردار چیه؟ - دزد.

دیگه چی برداریم؟

خانم پرز،

کل محله دارن می‌پرسن: چرا صبر می‌کنید که براش ارتودنسی بذارید؟

۵ تا هویج و ۲ تا کدو سبز، همش همینه.

اون عوضی!

همونطور که بهتون گفتم،

رولان باید بدون تاخیر بیشتر تو مدرسه ثبت نام بشه.

وقتشه که از بریس استفاده کنه.

نه، نه.

آره!

قانون دستور می‌ده که ثبت نام بشه. قانونه.

نه، این درست نیست. من تحقیق کردم، خانم فلوری.

- چه تحقیقی؟ - من خانم فرهت رو دیدم.

اون به من قسم خورد که هیچ اجباری نیست.

برو از خودش بپرس.

خانم فرهت تو چه وزارتخونه‌ای کار می‌کنه؟

هیچ جا، اون همسایه منه.

- خانم پرز! - یاسمینا همه چیزو می‌دونه.

اون گفت هیچ اجباری برای ثبت نامش تو مدرسه نیست.

این درست نیست.

آموزش بچه‌ت یه وظیفه‌ست. قانونه.

این ما رو می‌رسونه به یه نتیجه منطقی

که باید رولان رو بفرستی مدرسه.

حتما خیلی واجبه.

- فلورانس! - ببخشید، دیر کردم.

الان سرم شلوغه. چی شده؟

یه سری کار داشتم که باید انجام می‌دادم.

میشه بیای کمکم کنی؟

البته، الان میام.

چطور بودم؟ خوب گفتم؟

تو الان تو یه جمهوری زندگی می‌کنی و قانون وجود داره.

باید از قوانین جمهوری فرانسه اطاعت کنی.

اینجا مراکش نیست.

من دارم میرم، یه اتفاق اورژانسیه.

بچه‌ت پیشرفت نمی‌کنه، اگه اینجوری زندانیش کنی.

باید اجازه بدی دنیا رو کشف کنه.

تو داری بچه‌تو محکوم می‌کنی به یه زندگی پر از بدبختی!

برای یه مدت،

با وجود قرار ملاقات‌های بی‌شمار دکتر،

من به جارو کردن کفپوش آبی آپارتمان ادامه دادم.

من هر نقطه زبر، هر برجستگی رو می‌دونستم.

آستانه‌ای که زانوهامو خراش می‌داد.

یا ورودی، که من از روش سر می‌خوردم،

مثل 'مسابقه سرعت' روی سورتمه.

چه خبره؟ نه!

ول کن، مال منه!

در مورد پیشرفت من توی خلوت زندانم،

من خیلی خوش شانس بودم، به لطف خواهرهام،

که دنیا به سراغ من اومد.

من دوسش دارم ولی...

من با علاقه زیادی 'سیلوی وارتان' رو کشف کردم،

بت خواهرهام و دوستاشون.

اون به خوبی، توی هر کدوم از آهنگ‌هاش،

آشفتگی نوجوانی رو به تصویر می‌کشید.

من مجذوب شده بودم.

خانم پرز؟

ما باید رولان رو به 'فستر کر' بسپاریم.

ما یه پرونده تشکیل دادیم.

ما فکر می‌کنیم شما مانع پیشرفت اون میشید.

چطور یه مادر می‌تونه مانع پیشرفت پسرش بشه؟

- غیر ممکنه. - متاسفانه، هست.

Once Upon My Mother subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Once Upon My Mother

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left