أول 200 سطر.
شماها قراره با من .بیاید. هر چهارتاتون
زندگیتون قرار نیست چیزی .باشه که فکر میکردید
فال دارا همیشه از مردم خودش
دفاع کرده، و همیشه هم .انجامش خواهد داد
قدرتت ممکنه به اندازهی کافی .نیرومند نبوده باشه
تو سالهای زیادی رو صرف تمرین
.با خواهرانم در تار والون کردی
یگانهی تاریک شروع به استفاده از طریقها
.برای نقل مکان ارتشش کرده
میتونم قسم بخورم پادان فین رو .دیدم که از کنارمون گذشت
همون دستفروشه؟ - !مت - !مت -
اگر مت باشه چی؟
یک چیز که نمیتونیم باهاش سروکله بزنیم
اینه که اژدها به .سمت تاریکی بره
.من نمیخوام که شماها بمیرید
ولی هر کدوم از شماها به چشم جهان بره
و اژدها نباشه،
.همونجا میمیره
ما از دو رود رفتیم،
تا از مردمی که دوستشون داریم .محافظت کنیم
صرفنظر از بهایی که ممکنه .داشته باشه
ولی همهشون به هم ارتباط دارند، .هر چهار نفرشون
این غیرعادیه؟ - .خیلی -
قدرتمندترین دالان زنی
.که توی یک هزار سال دیدیم
.واسهم دالان بزن، دختر
.نور محافظم باشه
تو چی هستی؟
تو شاهی هستی بدون پادشاهی،
مالکییر خیلی وقت پیش .توسط مرگزار تصاحب شد
!نه
.موارین پیوندمون رو پوشاند
.نمیفهمم
.اون رفته - به تنهایی؟ -
.رند
.تو تجلی اژدها هستی
.نه
...لاترا، ما
تو پروندهت رو ارائه دادی و جواب ما رو دریافت کردی
خب پس، فقط همین؟
شماها آیز سدایها رو میشکنی و دو نصف میکنید؟ مردان در برابر زنان؟
.تویی که داری ما رو میشکونی
.تو نمیتونی جلوم رو بگیری
.نمیتونم
ما الان یه فرصت داریم،
تا کاری رو انجام بدیم که قبلاً هیچوقت انجام نشده،
تا یگانهی تاریک رو .زندانی کنیم
تا اجازه ندیم دیگه هیچوقت .تاثیری روی جهان داشته باشه
وقتی من و تو آیز سدای شدیم قسم .خوردیم که به همه خدمت کنیم
چه نقشهای داری؟ .نقشهت فقط به غرورت خدمت میکنه
.اشتباه میکنی
تو خود منبع نیروی یگانه رو .در معرض اون قرار میدی
...اگر لمسش کنه و آلودهش کنه
قدرتت خارج از کنترل .میشه
بیمهار و بیکنترل .جاری خواهد شد
تو و مردانت ممکنه ما رو یک هزار سال به عقب ببرید، شاید هم بیشتر
.اگر بهمون کمک کنید، شکست نمیخوریم
ما باقی میمونیم، تا به نحو احسنت .در صورت انجام این کار تکههاش رو جمع کنیم
مشکل چیه؟
فکر اینکه سرنوشت جهان .توی یه نوزادگاه گرفته شد
.هیچ تصمیمی اینجا گرفته نشد
وقتی که باهاش روبهرو بشی، تصمیم .فقط و فقط برعهدهی تو خواهد بود
این صرفاً یه زن ناکامل،
و دلواپسه که داره سعی میکنه به دوست قدیمیش یادآوری کنه
.که اون نامیرا نیست
نور به همراهت،
لوز ثرین تلامون،
.تجلی اژدها
و تو، لاترا پوسای دِسومه،
تامرلین سیت
مراقب شعله،
.عزیزکم
.عزیزکم، بابایی اینجاست
.امروز جهان رو واسهت امن میکنم
ارائهای از وبسایت فانتزیا و کانال تلگرامی چرخ زمان
چـــرخ زمـــان
ترجمهی فردین فقیهزاده
چه اتفاقی واسهش افتاده؟
پسرهای اهل سرزمینهای مرزی
بعضی وقتها دوست دارند که خودشون رو .در برابر مرگزار، آزمایش کنند
و معمولاً آذوقه .کم میآرن
.لمسش نکن
هیچ چیز اینجا .رو لمس نکن
مرگزار یه پوسیدگیه
که از زندان یگانهی تاریک گسترش پیدا کرده
و هر چیزی که توی مسیرش .باشه رو میبلعه
مخصوصاً مردان جوانی .که توی مخمصه افتادند
.میدونی که نمیتونیم بریم
.ما اصلاً نمیدونیم دارن کجا میرن
.فقط موارین میدونه
.ما توی مرگزار میمیریم
.پرین، من عاشقشم
.من هم همینطور
مشکلی نداریم؟
.هیچوقت مشکلی نخواهیم داشت
.خوبه
.داریم نزدیکتر میشیم
.میتونیم اینجا استراحت کنیم
.برای نیم ساعت، نه بیشتر
اونها چی هستند؟
.هفت برج مالکییر
مالکییر؟
اون همونجاست که لن گفت .توش بهدنیا اومده
یه طوری به نظر میرسه که انگار .هزار ساله وضعش اینطور بوده
.حداکثر چهل ساله
سه سال پیش، کیلومترها با .دهانهی تاروین فاصله داشت
صرفاً یه نشانهی دیگهست که قدرت .یگانهی تاریک داره جمع میشه
سخت بود؟ - چی؟ -
.که لن رو رها کنی
.بیا
.مقداری ازش بنوش
باید قدرتت رو بالا .نگه داری
حالت خوبه؟
چیزی رو از طریق پیوند میتونی حس کنی؟
.موارین نمیخواد دنبال بشه
نه به چیزی که حالا .داره باهاش روبهرو میشه
بعد از حملهی ترالکها به دو رود،
وقتی که شماها رو دنبال کردم،
.رد تو رو نگرفتم
.بلکه رد موارین رو
یه چیزی بود که توی موارین متوجه شدم
طریقهش رو میتونم .بهت نشون بدم
اجازه میدی که بدون تو برم؟
.رند رو برگردون
.تو زن شگفتانگیزی هستی، فرزانه
.یه فرزانه هرگز ازدواج نمیکنه
ولی اگر به تار والون برم،
ممکنه چیزی به غیر از یه فرزانه بشم
من از مردی که انتخاب میکنی متنفر میشم،
.چون اون مرد من نیستم
و اگر بتونه لبخند به لبهات .بیاره، دوستش خواهم داشت
.تو به زیبایی طلوع خورشیدی
.مثل یه جنگجو قدرتمندی
.تو یه ماده شیر هستی، فرزانه
.بگو چطور پیداشون کنم
چی؟
خواب چی رو دیدی؟
خوابها معانی زیادی دارند،
مخصوصاً اینجا، اینچنین .نزدیک به لمس اون
.یگانهی تاریک بود
.میدونه کجاییم .داره میآد
انتظارش رو نداشتم .که تو باشی
.بفرما. اینطوری بهتره
در غیر اینصورت سخته یه مکالمهی درستوحسابی داشت.
.تو اصلاً شبیه اون نیستی
.ولی بههرحال، تو خودشی
.پشت چشمهات میبینمش
خب پس برنامهت چیه، لوز ثرین؟
یه برنامهای داری دیگه؟ - .نه، این یه خوابه -
اهمیتی هم داره؟
اینکه خواب باشی یا بیدار؟
منظورم اینه که، بههرحال که دیگه اینجاییم
بالاخره داریم یک بار دیگه .با هم حرف میزنیم
.بشین
.میدونی، رقتانگیزه
با یه تک آیز سدای همراه، .سراغم اومدی
بار آخر، تو... تو .با 99 همراه اومدی
...خیلی هم قدرتمندتر از این زن، و .و بااینحال شکست خوردی
تو اصلاً تا حالا منبع رو لمس هم کردی؟
اصلاً میدونی داری چیکار میکنی؟
.اوووه
.یه شمشیر حواصیلنشان
این رو از کجا آوردی؟
.از پدرم
.پدر تو خیلی وقته مرده، پسر جان
اوه، منظورت... منظورت اون چوپان توی دو روده؟
اسمش چی بود؟
تم؟ تم آلثور، صحیح؟
اوه، تو جدیجدی فکر میکنی .که اون پدرته
.این... این به طریقی خیلی شیرینه
کی فکرش رو میکرد که تجلی اژدها یه احمق باشه؟
خب، هر چرخش غافلگیریهای .خودش رو داره
.این یه خوابه
.لوز، مثل همیشه لجبازی
.بیا. شمشیر رو پایین بیار
بذار چیزی رو بهت بگم که اون زنها هیچوقت
.دربارهی معنای اژدها بودن، بهت نمیگن
.این یه خوابه
چی؟
خواب چی رو دیدی؟
خوابها معانی زیادی دارند،
مخصوصاً اینجا، اینچنین .نزدیک به لمس اون
.یگانهی تاریک بود
بهت چی گفت؟
حتی یک کلمهای که گفت .رو هم باور ندارم
وقتی که برسیم اونجا، برنامهت چیه؟
توی رویات بهت چی گفت؟
.نه، این دربارهی توئه
تو همیشه یه نقشه داخل یه نقشه .داخل یه نقشه داری
سعی نکن متقاعدم کنی که .واسه این هیچ نقشهای نداری
.این یه ساآنگریال هستش
.ساختهی قبل از شکستگی جهانه
از خود نیروی یگانه .ساخته شده
هزاران دالان زن مرد کل نیروشون رو
.داخل این جسم کوچیک انداختند
و زمانی که به داخلش دالان بزنی
.قدرتت رو صد برابر بیشتر میکنه
و قراره با اون قدرت چیکار کنم؟
جایی میاندازیش که بهش تعلق داره،
جایی که برای 3000 سال دیگه .زمین رو لمس نکنه
No comments yet. Be the first to leave one.