أول 189 سطر.
وزارت جنگ واشنگتن دی سی - سال 1942
خانم پرینس سرگرد ترور از محل عملیات ، تماسی گرفته ؟
نه ، قربان هنوز نه
ولی تمرینات مانور به زودی تموم میشه
مشکلی پیش اومده ژنرال بلنکن شیپ ؟
یه مشکلاتی میتونه پیش بیاد و من خیلی نگرانشم
استیو بدون اینکه حتی خودش بدونه میتونه تو خطر باشه
خطر ؟ متوجه نمیشم
اف بی آی شواهدی داره که " آبور " ، حلقه ارشد ...جاسوسی نازی ها
دوباره فعالیت خودش رو تو واشنگتن شروع کرده
ولی من فکر میکردم از وقتی که
استیو فرمانده اونا رو دستگیر کرد فعالیت اونا متوقف شده
همون بیوه ، وان گانتر که استیو انداختش زندون
واسه همین نگرانم
اف بی آی قراره در این باره از من سوالاتی بپرسه
ولی اگه اون آدما دوباره تشکیل حلقه داده باشن
اونوقت استیو میتونه تو خطر بزرگی باشه
به محض اینکه استیو رسید بهش بگو میخوام ببینمش
بله قربان همین الآن حرفتونو بهش میرسونم
این عدم فعالیت دیوونه کنندس
به زودی خبرا به دستمون میرسن خانم وان گانتر
میخواید یه بار دیگه دور محوطه قدم بزنید ؟
فکر کنم
ساعت چنده ، هنسن ؟
تقریبا ساعت 4 بعد از ظهره ، بانو
کامیون قراره تا ساعت 4 بعد از ظهر برسه اینجا
هدف ما گرفتن اون کامیونه
حالا ، یادتون باشه ،فرض ما بر اینه که ما تو منطقه دشمن هستیم
پس وقتی کامیون وایساد ،سریع برید تو
هیچکس حق نداره تا وقتی لازم نیست ،شلیک کنه
سوالی هست ؟
خیلی خب ، بیاید سر جامون قرار بگیریم
شما دو تا ... چرخ های جلویی رو محکم کنید
سعی میکنم کامیونو نجات بدم
واندروومن چقدر از دیدنت خوشحالم
ممنون
مشکل چی بود ، سرگرد ؟
دقیقا نمیدونم
ولی نمیتونم باور کنم که این فقط یه اتفاق تصادفی بوده
ولی به من دستور داده شده بود که از اون کامیون
برای هدف تمرینات مانورمون استفاده کنم
چطور ممکنه اون کامیون در حال حمل کردن اسلحه بوده باشه ؟
فقط اسلحه نبوده یه محموله فوق سری بوده
مسلسل های جدیدی که برای سربازای خارج از کشورمون بوده
اون اسلحه ها قرار بوده تو راهشون به
انبار مهمات فورت مایر برای پخش سراسری بوده باشن
یکی به صورت عمد ، کامیون اشتباهی به سمت قرارگاه ما فرستاده
به نظرم موقع بارگیری کامیون ، یکی باربند کامیونو خراب کرده
یکی که میدونسته بار این کامیون چیه و مقصدش کجاست
به زبون دیگه بخوام بگم ، یه خرابکاری
که کاملا برنامه ریزی شده بوده و توسط یکی از نیروهای خودی ما انجام شده
شاید اون شخص درست همینجا تو ساختمان وزارت جنگ باشه
...متاسفانه ،استیو اف بی آی هم همین نظرو داره
و بنا به اطلاعاتی که دارن به تو مشکوک شدن
من ؟ جاسوس ؟
دارین با من شوخی میکنین
متاسفانه اصلا شوخی نیست ، استیو
خلع لباس کردن یه قهرمان جنگ مثل تو
میتونه ضربه جدی به روحیه مردم کشور بزنه
ولی اونا برای این اتهامشون چه مدرکی دارن ؟
مدرکشون اونقدر محکم بوده که سناتور دستور تشکیل یه جلسه سری رو داه
آرتور دیل سوم کمیته رو تشکیل داده تا درباره تو تحقیق کنن
آرتور دیل معروف ؟ همون دلال بزرگ فولاد ؟
اون شخصا به خاطر شهرتی که
وطن پرستیش براش به ارمغان اورده توسط رئیس جمهور انتخاب شده
خب ، شهرت من چی پس ؟
شهرت من حساب نمیشه ؟
متاسفانه ،استیو ، مدارک علیه تو خیلی جدی هستن
اخیرا سه محموله دیگه از مهمات سری هم ربوده شده
اف بی آی اظهار کرده که تو هر سه اتفاق
تو تو اون صحنه حضور داشتی یا نزدیک صحنه جرم بودی
من همیشه طبق دستورات فوق سری خودتون درگیر ماموریت های نظامی تو اون مناطق بودم
درسته ... و آرتور دیل درخواست کرده
تا از تمومی اون دستورات سری یه کپی بهش تحویل بدن
من از دایانا خواستم تا اون فایل ها رو برای اونا پیدا کنه
هیچ اثری از اون دستورات فوق سری نیست
ولی باید همینجا باشن
مطمئنم اونا رو دسته بندی کردم
ولی حتی نمیتونم پوشه اون دستورات رو پیدا کنم
دفتر سرگرد ترور میتونم بهتون کمک کنم ؟
لطفا خیلی زود گوشی رو به سرگرد بدید
یه نفر هست که میخواد سریعا با شما صحبت کنه
سرگرد ترور هستم
اطلاعات ارزشمندی براتون دارم ، سرگرد
اطلاعاتی درباره کامیون مهمات نظامی که دیروز ربوده شد
چی راجبش میدونی ؟
باربند کامیون از عمد خراب شده بود
کی داره صحبت میکنه ؟
اگه میخوای درباره اینکه چه کسی سه محموله دیگه رو
دزدیده ،اطلاعاتی بهت بدم
به اصطبل ویرجینیای قدیمی تو جاده فورت مایر بیا
از کجا بفهمم که راستشو میگی ؟
نظرت چیه کپی های اون دستورات فوق سری
که دنبالشون میگشتی رو بهت پس بدم ؟
تا یک ساعت دیگه تو اصطبل باش تنها بیا ، سرگرد
منتظرت خواهم بود
شخص مهمی بود ؟
آره ... اینطور فکر میکنم یه نفر که ادعا میکنه چیز مهمی
درباره سرقت محموله های اسلحه میدونه
و همینطور دستوراتی که گم شده رو داره
ازم خواست تا اونو تو اصطبل ویرجینیای قدیمی تو جاده فورت مایر ملاقات کنم
نه ... خیلی خطرناکه
میتونه کمین یا تله باشه
به هر حال ، خطرناکه
جنگ خطرناکه ، دایانا
فکر کنم این مرد تنها شانس منه
ممکنه بهم یه سرنخی درباره اون سرقت بده
استیو ... مراقب باش
هستم
خانم پرینس
بله ، ژنرال ؟
تونستی اون مدراک رو برای سرگرد ترور پیدا کنی ؟
نه ، قربان
من همه جا رو گشتم اونا نیستن
به نظر میاد سرگرد ترور بر این باوره که اونا دزدیده شدن
خب ، به گشتن ادامه بده ...بدون اون مدراک
استیو مدرکی برای اثبات بی گناهیش نداره
باید اون مدارکو پیدا کنی
بله ، قربان
کسی اینجا هست ؟
اداره پلیس ... بفرمایید گروهبان استرنکسی هستم
یه خبر داغ براتون دارم ، گروهبان
درباره سرگرد استیو تروره
کی داره صحبت میکنه ؟
شما اونو تو اصطبل ویرجینیای قدیمی تو جاده فورت مایر پیدا خواهید کرد
اون همین الآن انبار مهمات رو به آتش کشید
استیو ... استیو بیدار شو
مدتی بعد آپارتمان دایانا پرینس
حالت خوبه ،استیو
فقط استراحت کن منم ... دایانا
تو تو آپارتمان منی
آپارتمان ؟
دایانا
چه اتفاقی افتاده ؟ من چطوری سر از اینجا دراوردم ؟
اوه ... پسر
یه چیزی خیلی محکم بهم خورد
خب ... من تنها چیزی که میدونم اینه که یه ربع پیش ، زنگ خونم به صدا در اومد
و وقتی در رو باز کردم تو رو دیدم که پشت در دراز کشیده بودی
به همراه این یادداشت
از طرف واندروومنه
آره ... اون معتقده که تو قربانی یه دسیسه از یه حلقه جاسوسی نازی هستی
بعد از تموم اتفاقاتی که افتاده مطمئنم حق با اونه
اون حلقه جاسوسی دوباره شکل گرفته
نظرت چیه از فرمانده قبلیشون ، اون بیوه که الآن تو زندونه ، سوال بپرسی ؟
شاید یه چیزایی بدونه
منم دقیقا میخواستم همینکارو بکنم ، دایانا
ممکنه فقط یه تصادف باشه
ولی تموم سرقت ها تو منطقه نزدیک فورت مایر اتفاق افتادن
این همون جاییه که اون بیوه زندانیه
نظرم اینه که یه قرار ملاقات با اون بیوه بذاریم
اون بیوه یه زندانی نمونس
آروم .... اصلاح شده ... سازگار
سخته باور اینکه اون یه دشمن خطرناک باشه
امیدوارم حواستون حسابی بهش بوده باشه ، زندان بان
مخصوصا وقتی میگید اون اصلاح شده
البته ... البته من اینجا به قواننین پایبندم
هیچ چیز اجازه نداره تا در مقررات زندان مداخله کنه
هی ! موضوع چیه ؟
ببین مجبورم کردی چیکار کنم
تو اینجا هیچ کاری نداری
عذر میخوام
مشکل چیه ، هنسن ؟
مشکلی نیست ،زندان بان فقط میخواستم جلوی پسره رو بگیرم که مزاحمتون نشه
داشت با در ور میرفت
ور نمیرفتم داشتم اثر انگشت میگرفتم
حالا کل دم و دستگاه انگشت نگاریم شکسته
تو از عمد این کارو کردی
درست مثل کاری که دکتر موریاتی ...با شرلوک هلمز کرد تا
تامی
کافیه دیگه
خیلی خب هنسن برگرد سر وظایفت
اطاعت میشه ، زندان بان
بهت گفته بودم دست از کاراگاه بازی تو طول روز برداری
برمیدارم پدر ، قول میدم
ولی اول باید معمای اون راز تونل مخفی رو حل کنم
تامی ... دیگه شرلوک هلمز بازی بسه فهمیدی ؟
حالا برو بیرون بازی کن ... باشه ؟
بعد از ظهر خوبیه ... زود باش
آفرین پسرم ... برو ببینم
پسرم تو دنیای خیالی خودش زندگی میکنه
راهرو های مخفی آدمایی که با سفینه های فضاییشون به ماه میرن
کاش چند تا بچه دیگه دور و برش بودن تا باهاشون بازی کنه
اینطوری تموم وقتشو با خوندن این کتاب ها تلف نمیکرد
ما زیاد وقت نداریم ، زندان بان
حالا میتونیم اون بیوه رو ببینیم ؟ دوست دارم دایانا باهاش ملاقات کنه
اون خیلی خوب آدما رو میشناسه
البته ، سرگرد
به خاطر گرفتن وقتتون و حرف زدن درباره مشکلاتم ، ازتون عذر میخوام
ولی بزرگ کردن بچه برای یه پدر تنها خیلی سخته
No comments yet. Be the first to leave one.