Do Not Enter

Do Not Enter

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Do Not Enter 2026 1080p AMZN WEB DL DDP5 2026
تعليق من Don Milo

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-06-19
تنزيلات: 41
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

>

‏‫به «ملت کریپر» خوش اومدید.‬

‏‫خیلی هیجان دارم که در مورد مأموریت امروز‬ ‏‫بهتون بگم.‬

‏‫فقط همین‌قدر بدونید که لازمه‌ش اینه که‬ ‏‫از یه قطار در حال حرکت بپریم پایین.‬

‏‫آره، خلاصه اینجوریاست.‬

‏‫برای اینکه کل داستان رو‬ ‏‫براتون توضیح بدیم،‬

‏‫ریکِ جذاب و‬ ‏‫بسیار بسیار خوش‌تیپِ من اینجاست.‬

‏‫این چیه دیگه؟‬

‏‫فکر کنم بهتره یه ذره توضیح بدیم...‬

‏‫- که قراره چه اتفاقی بیفته.‬ ‏‫- چی قراره پیدا کنیم؟‬

‏‫یه شاهکار از‬ ‏‫تنها و بی‌نظیرترین...‬

‏‫بهشون نگو.‬ ‏‫باید خودشون ببینن.‬

‏‫اصلاً دلتون نمی‌خواد‬ ‏‫این یکی رو از دست بدید.‬

‏‫اون‌ور می‌بینمتون.‬

‏‫به قسمت ۲۷ خوش اومدید.‬

‏‫- قدم اول: جیم شدن از دستِ نگهبانا.‬ ‏‫- حله.‬

‏‫کل تجهیزاتمون رو لازم داریم‬ ‏‫که دست «جی‌دی»ـه.‬

‏‫- مأمور زباله.‬ ‏‫- اون مأمور زباله‌ست.‬

‏‫سلام!‬

‏‫ببخشید خانم.‬ ‏‫این واگن بسته‌ست.‬

‏‫برو شکایت کن.‬

‏‫از دیدنتون خوشحال شدم.‬

‏‫مگه چی می‌تونه خراب بشه؟‬ ‏‫هیچی، مگه نه؟‬

‏‫- نه. بزن بریم.‬

‏‫- قطار!‬ ‏‫- بدو!‬

‏‫بفرمایید تو، لطفاً.‬

‏‫خودِ خودشه!‬

‏‫وای خدای من،‬ ‏‫این همونیه که فکرشو می‌کنم؟‬

‏‫- یه اثر از «باسکیا»؟‬ ‏‫- این‌طور می‌گن.‬

‏‫مال زمانیه که کارهاش‬ ‏‫هنوز میلیون‌ها دلار فروش نمی‌رفت،‬

‏‫وقتی که هنوز فقط یه نقاشی رو دیوار بود.‬

‏‫- این بی‌نهایت باارزشه.‬ ‏‫- آره.‬

‏‫شک نکن.‬

‏‫خب بچه‌ها،‬ ‏‫خودتون که روال کار رو می‌دونید.‬

‏‫تا جایی که می‌تونیم مدرک جمع می‌کنیم‬ ‏‫و بعدش می‌زنیم به چاک.‬

‏‫- ببینید، ولی از همه مهم‌تر...‬ ‏‫- دست نزنید.‬

‏‫«ورن»، نوبت توئه.‬

‏‫داداش،‬ ‏‫لازم نیست دو بار بگی.‬

‏‫هی، هی، هی،‬ ‏‫«جی‌دی»، این کار درست نیست مرد.‬

‏‫- چه غلطی داری می‌کنی؟‬ ‏‫- جی‌دی، بهت گفته بودم.‬

‏‫ببین، من اصلاً مطمئن نیستم‬ ‏‫این واقعیه یا نه.‬

‏‫این می‌تونه شانس ما باشه، ریک.‬

‏‫نه، ما دست نمی‌زنیم.‬ ‏‫قانونمون اینه.‬

‏‫آره خب، ریدم به این قانون.‬

‏‫بسه دیگه، عوضی‌بازی درنیار.‬ ‏‫اون وسایلو بذار سر جاش.‬

‏‫یالا بریم.‬

‏‫دمت گرم، خودشه.‬

‏‫هی، هی، هی! بچه‌ها! بچه‌ها!‬

‏‫- بچه‌ها تمومش کنید! هی! هی!‬ ‏‫- بچه‌ها، بس کنید!‬

‏‫- شل کن مرد.‬ ‏‫- عوضی.‬

‏‫دیگه شورشو درآوردی، جی‌دی.‬

‏‫وسایلتو جمع کن و بزن به چاک.‬ ‏‫اخراجی.‬

‏‫ما این‌کاره نیستیم. برو.‬

‏‫میدونی، در هر صورت ترجیح میدم پولدار باشم‬ ‏‫تا اینکه مثل شماها یه آدم هیچ‌کاره باشم.‬

‏‫-حالت خوبه؟‬ ‏‫-آره.‬

‏‫بیاین اینجا!‬

‏‫اوم... بچه‌ها؟‬

‏‫هشتاد و دو.‬

‏‫هشتاد و دو هزار بازدید؟‬

‏‫-پشمام، ترکوندیم!‬ ‏‫-نه.‬

‏‫هشتاد و دو. دقیقاً فقط ۸۲ تا.‬

‏‫وای، عجب. من که سر در نمیارم.‬

‏‫آخه باید چیکار کنیم‬ ‏‫تا کانالمون بترکونه؟‬

‏‫-پورن‌هاب؟‬ ‏‫-عمراً. من یکی تن به این کارا نمیدم.‬

‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫فکر کنم اصلاً به چشم نمیایم.‬

‏‫یه چیزی دارم که شاید‬ ‏‫حالتونو جا بیاره.‬

‏‫از طرف اداره‌ی آب و برق.‬

‏‫اسمش «پاراگون»ـه.‬

‏‫یه هتل قدیمیه‬ ‏‫اون‌طرفِ ساحل.‬

‏‫خب، من یه جستجوی حسابی‬ ‏‫تو اینترنت کردم.‬

‏‫ظاهراً پاراگون همون جاییه که‬ ‏‫اون گانگستر افسانه‌ای،‬

‏‫«مایر لانسکی»، ۳۰۰ میلیون دلارِ‬ ‏‫مفقودشده‌شو پنهان کرده.‬

‏‫پسر، پول خیلی زیادیه!‬

‏‫خلاصه ظاهراً هر کسی که‬

‏‫رفته دنبال این پول،‬ ‏‫دیگه هیچ اثری ازش پیدا نشده.‬

‏‫افسانه‌های محلی میگن‬

‏‫اینجا قلمروِ شیاطینه،‬

‏‫و اصلاً خوشش نمیاد‬ ‏‫کسی مزاحمش بشه.‬

‏‫به نظر... خطرناک میاد.‬

‏‫پسر، فکر کن با ۳۰۰ میلیون‬ ‏‫چه کارهایی که نمی‌شد کرد.‬

‏‫منم دقیقاً همین‌و میگم.‬

‏‫منظورم اینه اگه دستمون‬ ‏‫به اون پولا برسه،‬

‏‫دنیا به آخر نمیرسه اگه‬ ‏‫یه مقدارشو واسه خودمون برداریم.‬

‏‫ببینید بچه‌ها، ما یا برای خودمون‬ ‏‫اصولی داریم یا نداریم.‬

‏‫کار ما فقط مستندسازیه، همین و بس.‬

‏‫قبل از اینکه فکر و خیال به سرتون بزنه،‬ ‏‫ما تیمی میریم تو.‬

‏‫دیگه از کارهای انفرادی برای‬ ‏‫جلب‌توجه تو شبکه‌های اجتماعی خبری نیست.‬

‏‫قول میدین؟‬

‏‫-آره، آره.‬

‏‫-باشه.‬ ‏‫-خوبه.‬

‏‫در واقع، اوم...‬

‏‫منم یه غافلگیریِ کوچیک‬ ‏‫براتون دارم.‬

‏‫-واقعاً؟‬ ‏‫-آره.‬

‏‫اوه. واو. یه جورایی... متمایزه.‬

‏‫اه، چه وحشتناک!‬

‏‫متمایز؟ اوم، خب.‬ ‏‫این زیاد به نظر نمیاد که...‬

‏‫نه، منظورم متفاوت‬ ‏‫از نوعِ خوبش بود.‬

‏‫میدونی،‬ ‏‫مثلاً متفاوت مثل لیدی گاگا، خب؟‬

‏‫-آره، درسته.‬ ‏‫-دایان، وایسا.‬

‏‫وایسین، بچه‌ها؟‬

‏‫چه خبر، بچه‌ها؟ این تیپ و کلاس ما رو می‌بینین؟‬

‏‫آره، مطمئنم کارِ باسکیاته.‬

‏‫تا حالا اسم این یارو رو نشنیده بودم، ولی می‌دونم خیلی می‌ارزه.‬

‏‫در ضمن، فقط می‌خواستم یه سلامی هم بکنم به‬

‏‫گروه قبلیم.‬

‏‫چه خبر، خزنده‌ها؟ می‌دونم دارین نگام می‌کنین.‬

‏‫و چه حسی داره که یه مشت آس‌وپاسِ هیچکاره‌این؟‬

‏‫بله، بله، تادِ رئیس وارد می‌شود. همه‌چیز رو به هم می‌ریزم.‬

‏‫روانیِ کامل.‬

‏‫خائن.‬

‏‫دایان کجاست؟ تا الان دیگه باید می‌رسید.‬

‏‫تو نباید بدونی دوست‌دخترت کجاست؟‬

‏‫ورنون؟‬

‏‫- جدی؟ اینجا؟ - چی؟‬

‏‫و سفر تفریحی همچنان ادامه داره.‬

‏‫به علم من بی‌احترامی نکن، باشه؟‬

‏‫ببین، زرده بهم کلی انرژیِ مشتی میده.‬

‏‫قرمزه‌ به گردش خونم کمک می‌کنه،‬

‏‫و مغزم رو تیز نگه می‌داره.‬

‏‫و سبزه‌ هم، خب، سبزه‌ بهم‬

‏‫تمام مواد مغذی که بدنم نیاز داره رو میده، افتاد؟‬

‏‫پس اون بنفش‌ها چی، ورن؟‬

‏‫انگار بنفش‌ها خیلی زیادن.‬

‏‫خب، یعنی، گوش کن،‬

‏‫بدون تی‌اچ‌سی که سلامتی معنا نداره!‬

‏‫- وای، خدای من.‬

‏‫- بالاخره.‬

‏‫فکر کنم اتاق رو اشتباه اومدی، رفیق.‬

‏‫نه، اشتباه نیومدم. من از رسانه وایس هستم.‬

‏‫- وایس؟ - همون خبرگزاریه، نابغه.‬

‏‫- سلام، فرانک. - تو کورا هستی؟‬

‏‫- این یارو رو می‌شناسی؟ - آره.‬

‏‫بهم پیام خصوصی داد. بیا تو.‬

‏‫چقدر وسیله! نه؟‬

‏‫اون بمبه؟‬

‏‫خیلی‌خب.‬

‏‫فقط منم که اینجا بوی مأمور به دماغم می‌خوره،‬

‏‫یا واقعاً بوی مأمور میاد یا من دیوونه شدم؟‬

‏‫من پلیس نیستم.‬

‏‫بیشتر شبیه قرب... دایان، بهترین موقع اومدی.‬

‏‫این پیرمردِ اُمُّل کیه؟‬

‏‫اسم من فرانک بالینجره.‬

‏‫خبرنگارِ وایس نیوزم.‬

‏‫اینجام چون می‌خوام هک کردنِ پاراگون توسط شما رو ببینم.‬

‏‫تو از کجا درباره پاراگون می‌دونی؟‬

‏‫پستِ دایان رو دیدم.‬

‏‫مثل بقیه.‬

‏‫معذرت می‌خوام.‬

‏‫گفتم که معذرت می‌خوام.‬

‏‫خب، همه‌مون داشتیم درباره این حرف می‌زدیم که چطور نیاز داریم‬

‏‫تا پیج اینستاگرام‌مون رو‬ ‏‫ببریم یه لول بالاتر.‬

‏‫«فرانک» اینجا می‌تونه‬ ‏‫تو این کار بهمون کمک کنه.‬

‏‫- هی، ورن، نظرت چیه؟‬ ‏‫- به نظر من که پلیسه.‬

‏‫- ریک؟‬ ‏‫- نه، اصلاً حرفشم نزن.‬

‏‫- فکرِ بدیه.‬ ‏‫- دایان.‬

‏‫بهت اعتماد دارم. انجامش می‌دیم.‬

‏‫باشه.‬

‏‫ونِ باحالیه، نه؟‬

‏‫حیف که با خودش‬ ‏‫یه سگِ کارآگاه نداشت.‬

‏‫هی کورا، از ریک بپرس ببین‬ ‏‫یه گالن گازوئیلِ اضافه آورده یا نه،‬

‏‫همون‌طور که قرار بود بیاره.‬

‏‫صبر کن، فکر کردم‬ ‏‫نوبتِ «ورن» بود.‬

‏‫اصلاً و ابداً.‬

‏‫کورا به من گفت دایان گفته‬ ‏‫نوبت توئه.‬

‏‫یا اینکه می‌تونیم با ماشین من بریم.‬

‏‫این واقعاً مسخره‌بازیه.‬

‏‫راستش، من مشکلی ندارم.‬

‏‫جام کاملاً راحته.‬

‏‫برنامه هواشناسی هیچ‌وقت دروغ نمی‌گه.‬

‏‫خب، فقط بیاید مطمئن بشیم‬

‏‫قبل از اینکه طوفان شروع بشه‬ ‏‫از تونل‌ها زدیم بیرون.‬

‏‫تونل؟‬

‏‫مگه در یا پنجره‌ای نداره؟‬

‏‫همه‌اش رو تخته‌کوب کردن و حصار کشیدن.‬

‏‫اوه.‬

‏‫بالاخره داستانت رو می‌خوای یا نه؟‬

‏‫این مال جی‌دی بود،‬ ‏‫الان امانتیه.‬

‏‫- تفریحِ خیلی شیکیه، نه؟‬

‏‫فکر کنم همون تماشای پرنده‌ها‬ ‏‫برام بهتر باشه.‬

‏‫واقعاً اون‌قدرها هم بد نیست.‬

‏‫البته به جز یه سری شرایطِ خاص.‬

‏‫جدی؟ مثلاً چی؟‬

‏‫خب می‌دونی، من زیاد از اینجور...‬

‏‫حشرات موذی و صداهای عجیبِ‬ ‏‫توی تاریکی خوشم نمیاد.‬

‏‫چقدر دیگه باید بریم تو؟‬

‏‫دیگه باید نزدیکش باشیم.‬

‏‫فقط یه مشکل کوچیک هست.‬

‏‫اون دیگه چیه؟‬

‏‫همون.‬

‏‫- جدی؟‬ ‏‫- آره.‬

‏‫ورن، بوی توئه یا بوی تونل؟‬ ‏‫چون بوش خیلی بده.‬

‏‫حرف دهنت رو بفهم داداش.‬ ‏‫من بدنم همیشه تمیزه.‬

‏‫وایسید، همگی یه لحظه‬ ‏‫صبر کنید.‬

‏‫چی شده؟‬

‏‫کورا عزیزم،‬ ‏‫اصلاً از این خوشت نمیاد.‬

‏‫چی شده؟‬

‏‫همه سراتون رو بیارید پایین، زود!‬

‏‫وای، نه!‬

‏‫دورشون کنید!‬ ‏‫دورشون کنید!‬

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left