أول 200 سطر.
افسانهای قبل از شروع تمدن ما وجود داره
خدایی شرور، عظیم و قدرتمند
که با بلعیدن سیارهها تغذیه میکنه
تعداد کمی به حقیقت داشتن این افسانه باور داشتند
تا روزی که یونیکران رو با چشم خودمون دیدیم
ولی اون فقط سراغ سیارهمون نبود
اون به دنبال پیشرفتهترین تکنولوژی ما بود
کلید ترنسوارپ
و قویترین افرادش رو برای گرفتنش، فرستاد
اسکرج
دشمنهای بیشتری دارن فرود میان
اینجا جامون امن نیست
کلید پیشمونه؟
تو باید ببریش
مخفی نگهش داری
تا هرگز دست یونیکران نیفته
اما ایپلینک، ما میتونیم باهاشون بجنگیم
نه. تنها چیزی که مهمه محافظت از کلید ترنسوارپه
برو. ازش برای فرار کردن استفاده کن
خودت میخوای چی کار کنی
من معطلش میکنم
براتون وقت میخرم
پس من هم باهات میمونم
این جنگ منه
گوش کن، اگر کلید دست یونیکران بیفته
میتونه باهاش دروازهای باز کنه که از زمان و فضا رد بشه
و بینهایت دنیا رو نابود کنه
وقتشه تو مکسیمالها رو رهبری کنی
آپتیموس پرایمال
پس جنگجوی بزرگ این سیاره، تویی
سیاره زیبایی داری
پر از زندگیه
بسیار لذیذ
ارباب من گرسنهست
کلید ترنسوارپ رو بهم بده تا به سیارهت رحم کنه
ترجیح میدیم بمیریم تا اجازه بدیم به دنیاهای دیگه بره
هرطور راحتی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
از مزایای خدمت به یونیکران عظیمه
هیچوقت درس عبرت نمیگیرن
دیر کردی، اسکرج
اربابت تا ابد توی این کهکشان گیر افتاده
نه
از خودگذشتگی اون، سوگند ماست
تا به هر قیمتی شده
از کلید محافظت کنیم
گذاشتی با کلید ترنسوارپ فرار کنـن
شده تمام جهان رو بگردی مکسیمالها رو پیدا کن
وقتی کلید رو بهدست آوردی ازش استفاده کن تا بیاریش برای من
بله، سرورم
وقتی کلید رو به دست بیارم به تنهایی به جهان سلطنت خواهم کرد
خیلیخب، بزن بریم
یالا، یالا
آها، ایول
سونیک، صبحونه آماده شد؟
نوکرت نیستم، کریس
عه، اسمـم رو پشت بیسیم نگو
بگو تیلز
ببخشید
آقای کریستوفر دیاز از بروکلین خیابون ویلسون ۹۷۴
از پلاک ۲-سی
اسم واقعیم رو نگو دارن شنود میکنـن
هیچ سازمان دولتی مخفیای دنبالمون نیست، تیلس
حالا تن لشت رو تکون بده بیا تا سرد نشده
حداقل همینش هم دارم برات اتوش کردم
خودم اتو کرده بودم - مثل پختن اون تخممرغها، اتو کرده بودی؟ -
منظورت چیه؟ مال ادویهست
بیخیال
بیا غذا بخور
نمیتونم از باوزر رد بشم
صبح تو هم بهخیر
این و با داروهات بخور
همهش رو - باشه -
مطمئنی میتونی ببریش؟
آره، بیمارستان سر راهه من هم وقت دارم
و اگه مدیر اونجا
حرفی از صورتحساب زد
...فقط
بگو داریم روش کار میکنیم
باشه. تازه بعد از امروز میتونم بیشتر هم کمک کنم
توی مصاحبهت موفق باشی
یادت نره هر جوکی گفتن، بخند
سفیدپوستها عاشقشن - مامان، درست حرف بزن -
باشه - یادت نره، من امروز کلاس دارم، دیرتر میام -
دوستتون دارم - دوستـت دارم -
عجله کن، باید بریم شهر
وایسا ببینم
باز دستـت درد میکنه؟
نه، چیزی نیست
بذار ببینم
کریس
ورم کرده
حتما سیکل سلها دوباره جلوی جریان خون رو گرفتن
چند وقته اینطوریه؟
چند روزی میشه
بهت گفتم
باید این چیزها رو بهم بگی
داری تنهایی باهاش میجنگی مگه قرار نشد با هم بجنگیم؟
با هم
یه تیمایم دیگه
یه تیمایم
دو تاش ده دلاره اینقدر به همهچی دست نزن
یا خدا، کریس، مگه نگفتم نذار
با این تیپهای ضایع بیاد بیرون؟
کار زیادی از دستم برنمیاد
باشه بابا، بیا ، ببین
!داداشم
میذاری از استعدادهات استفاده کنم و یه پول درستحسابی دربیاری یا نه؟
تو که یه کابل هم نمیتونی بخری
"...تو که یه کابل هم"
من نمیخوام کابل بخرم وگرنه میتونم
برای اعتراض
به اقتصاد سرمایهگرای کشوره
توی مصاحبهت موفق باشی با اون کت خاکیت
دارم میام
این هم خوبه
ولی انکیلوساروس یه دایناسور زرهدار بود
ممنون بابت شکیباییتون
خانم کارآموز؟
سه بار زنگ کردم چرا جواب ندادی؟
گفتم اگه ماشین رو نگهدارم بیشتر دیرم میشه
پلیس اومده
یه مزایده آثار هنری رو بستن
صاحبش میگه همهچی اصله
ولی اونها نظر یه متخصص دیگه رو هم میخوان
خیلیخب
این نقاشی دا وینچیه که اصله
ولی تابلوئه جعلیه
اصلیش توی گالری ملی لندنه
کوزه رومی
گرونقیمت هستن ولی نه اونقدری که تا آخر عمر بینیازت کنه
این سنگ نفرین یونانی هم اگه اصل بود، خیلی ارزش داشت
ولی اصل نیست
از کجا تشخیص میدی؟
کلمهها رو میبینی؟ رومیه
اصلا توی اون عصر نبودن
فهمیدم
جناب سروان، فهمیدم
دا وینچیه اصله
تو از کجا اومدی؟
اصلا چی هستی؟
قشنگه، نه؟ - آره -
از کجاست؟
تازه توی سودان کشف شده
بچهها میگن هورسه پنج هزار سال قبل از میلاد مسیحه و نوبیه؟
این نشونه که هیروگلیف نیست
اگه ظاهر کمنظیرش گولزننده نباشه
دانشگاه مینروا تبلیغم رو میکنه
جولیان؟
خیلیخب، بچهها، بریم توی کارش
خب، قوانینمون چی بود؟
داداشیها به دخترها اولویت دارن
دردسرساز نباش
دنبال دردسر هم نباش
وگرنه توی دردسر میافتیم
میدونم
الان برمیگردم
آقای دیاز
میدونم از صورتحسابمون یهکم مونده
سه ماه شد. تا تسویه حساب نکردید نمیتونید برادرتون رو بیارید
گفتم که، تسویه میکنم
یهکم دیگه وقت میخوام - ببریدش اتاق اورژانس -
تا وضعیتش خطرناک نباشه نمیذارن ببرمش
آقای دیاز - اون یازده سالشه -
اون یازده سالشه
بیا، کریس، باید بریم
چی شد؟ - حالا بعدا بهت میگم -
بیا بریم
بشین اونجا
جایی نری
میتونم کمکتون کنم؟ - بله -
اومدم با مسئول حراست مصاحبه کنم، آقای بیشپ
من نوآ دیاز هستم
لغو شده - نه، حتما اشتباهی شده -
خود آقای بیشپ گفتن
...به مجوزتون جهت
آقای بیشپ، هی
چیزی نیست، واکر
منم نوآ دیاز، این رفیقتون قاطی کرده، فکر کنم
میگه مصاحبهمون لغو شده - چون شده -
چرا؟ خودتون گفتید من واسه این کار عالیام
خودتون گفتید این فقط فرمالیته اداریشه
بود. تا وقتی که افسر ارشد قبلیت بهم زنگ زد
گفتش آدم شجاع و فنیای هستی ولی غیرقابلاعتمادی
نمیشه بهت اعتماد کرد
حواست همیشه یه جای دیگه بود
قربان، میتونم توضیح بدم
یهسری مسئولیتهای خانوادگی داشتم برادرم مریضه
مسئولیتـت در قبال ارتش ایالات متحده بود
آقای بیشپ، قربان
من آدم سختکوشی هستم
فقط یه فرصت میخوام
نمیتونم اجازه بدم یکی مثل تو چیزی که درست کردم رو خراب کنه
یکی مثل من؟
شما چیزی از من نمیدونید
میدونم که کار تیمیت خوب نیست
خدایا
ببین
سوپرمن هم قبل از استخدام شدنش توی دیلیپلنت
کلی مصاحبه کاری کرد
No comments yet. Be the first to leave one.