أول 200 سطر.
برن، دوباره شروع کرده
از شر برن راحت میشیم بهت قول میدم
نیکی رفته
اگه حتی به گوشم بخوره
که دهنش تکون خورده
خودت باید قبرش رو تو کوهستانهای دوبلین بکنی
لعنتی!
خبرش پیچیده که برن داره آدم جمع میکنه
- برای چی؟ - نمیدونم
اما حتما نقشهی بزرگی داره
اگه جای تو بودم حواسم رو جمع میکردم
فکر میکنی من ضعیفم؟
این فرصت خوبیه تا قدرتت رو ثابت کنی
اگه کسی میخواد قدرتم رو بسنجه، کافیه بهم نارو بزنه
بذار بهت بگم
قبل رفتنم به سر و سامون میرسونمت
کجا بری؟
یه جای قشنگ
ازت میخوام این موضوع...
بین خودمون دو نفر باقی بمونه، خب؟
و نگران نباش چون ترتیب همه چی رو میدم
- زدیشون؟ - آره، برو، برو، برو
مراقب باش، مراقب باش!
لعنتی!
فقط راه بیفت!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
چی شد؟
از ناکجا پیداش شد، برن اومد درست جلوی ماشین
کاری از دستم برنمیومد خوب میشه؟
خودت چی فکر میکنی؟
لباساتون رو دربیارید بندازید اون تو
اسلحهها داخل ماشینه اونها رو هم بیارم؟
نه
بذار همونجا باشه با ماشین میندازیمشون توی دستگاه لهکننده
لباسهایی که میخوای بپوشی کجاست؟
روی نیمکت
برو لباسات رو بپوش
یالا
یالا، آنتونی پاهاش رو بگیر
اجازه نمیدم تو هزینه گندکاریش رو پرداخت کنی
فقط دو نفر میدونن تو امشب اونجا بودی
تو و من
همینطوری بهتره
توی این خانواده یه عالمه خیانتکار داریم
خب؟
باشه
"خویشاوند"
« مترجم: نیما نعیمی » .:: LightWorker ::.
در مورد نقشهمون با اریک صحبت کردم
- و قبول کرد کمکمون کنه - چرا؟
برن داره نیکی رو تهدید میکنه
اصلا تو کتم نمیره
اریک در ازاش یه چیزی میخواد
چی؟
اجازه میخواد تا خرده فروشیها رو دوباره باز کنه
و خودش ادارهشون کنه
میخوام رئیس خودم باشم به روش خودم کار کنم
اونم عضوی از این خانوادهست
اینکه حواسش به خرده فروشی باشه، خوبه برای همهمون
میخواید کمکتون کنم یا نه؟
باید تماس جنسهات رو از خودمون تامین کنی
تنها راهش همینه
باشه، حله
خیلی خب
خب؟ کی اتفاق میفته؟
فردا
شوخی میکنی
برن داره آدم جمع میکنه
هر چی بیشتر صبر کنیم، سختتر میشه
باید تمومش کنیم، سریع
تو قراره شلیک کنی، پس گمونم جیمی پشت فرمون میشینه؟
هنوز با جیمی صحبت نکردیم
بابای اونم هم هست باید بدونه
باهاش حرف میزنم
ببین
یعنی چی؟
میتونم کمکتون کنم؟
اریک
- میدونی گلن رایت کیه؟ - نه
همون کسیه که پارسال به تو و جیمی شلیک کرد
خب؟
امشب کشته شده
اگه فهمیدید کار کی بوده بهم خبر بدید
براش یه نوشیدنی میگیرم
گیرشون میندازیم
وقتی داشتن فرار میکردن یه زن رو هم زیر گرفتن
به من نگاه نکن من خونه بردی بودم
کنار هم جمع بودیم میتونه شهادت بده
نگران نباش، اریک
میدونیم دقیقا کجا بودی
این زیر ماشینت سمت شاگرد بود
و رایت یه نرمافزار روی موبایلش داشت
تمام حرکاتت رو دنبال میکرد
وقتی بهش شلیک شده، اسلحه، دستکش...
و کلاه سه سوراخ تو صندوق عقبش داشته
امشب خیلی شانس آوردی، اریک
آنتونی، بریم داخل
اون پسری که به جیمی شلیک کرده بود...
امشب کشته شده
خبر خوبیه. مگه نه؟
بیا بغلم، آنتونی
خیلی خب، بابا
- بیا. شنیدی؟ - چی رو؟
اون حرومی که به جیمی شلیک کرده بود کشته شده
چی؟ کی انجامش داده؟
چه اهمیتی داره؟
طرف مُرده و فقط همین مهمه
بیا، جان! یه بطری شامپاین بده اینجا
- داریم جشن میگیریم - من باید میکشتمش
باید به خاطر جیمی خودم انجامش میدادم
یه سال آزگار زمان داشتی تا انجامش بدی
اما معطل وایسادی و دستت رو گذاشتی رو تخمات
پس داد و بیداد نکن
که یه نفر دیگه وظیفهت رو انجام داده
شب قشنگیه، جیمی
باید جشن بگیری
باید خودمون انجامش میدادیم
بیا. برو بالا و شاد باش
باید خودم میکشتمش
بله
نورای، آماندا کینزلام
میدونم کی هستی
فقط میخواستم باهات تماس بگیرم و بگم چقدر...
از شنیدن خبر فوت پدرت ناراحت شدم
به سختی میتونم تصور کنم این روزها...
چقدر برات سخت گذشتن
ممنون
متاسفم که این وسط باید صحبت کار رو پیش بکشم
اما یه موضوعی هست که باید در موردش باهات صحبت کنم
حمزه
چی شده؟
آماندا کینزلا همین الآن بهم زنگ زد
جای من بازی کن
هان؟
چی میخواد؟
میگه مبلغ دومین موعد پرداخت آمادهست
و میخواست بدونه مشکلی با پرداخت زودتر از موعد داریم یا نه
یا باید تا موعدش صبر کنیم؟
اوهم
تو چی بهش گفتی؟
گفتم قبل تصمیم گرفتن باید با تو مشورت کنم
باشه، من مشکلی ندارم بهتره پولها پیش ما باشه تا پیش اونها
به نظرم باید دوباره شخصا برای گرفتن شمارهها بریم
که بدونن جایی نرفتیم
فکر خوبیه
پس به حیدر میگم ترتیب کارای پروازمون رو بده
حله
خب بازی به کجا رسید؟
بردی!
بردی!
بردی!
بذار بیام تو! برو روی تخت خودت، برندن!
در رو باز کن
نه، دارم میخوابم
فقط میخوام سلام کنم
صبح باهات حرف میزنم
یالا، بردی باز کن
گفتم در رو باز کن!
در تخمی رو باز کن!
تلفنم پیشمه الآن زنگ میزنم مایکی
فکر میکنی به تخممه؟
دارم همین الآن بهش زنگ میزنم؟
کون لق مایکل! به تخمم هم نیست
حرومیهای لعنتی!
مایکل به تخمم هم نیست
هیچکدومتون به تخمم نیستید
حرومیهای لعنتی!
با نورای صحبت کردم
باتوکها امروز میرسن اینجا
خودم میتونم از پسشون بربیام
فقط تو با جیمی صحبت کن
مطمئنی؟
آره
موفق باشی
آره، تو هم همینطور
گرسنهای، برندن؟
دارم ضعف میرم
دیشب خیلی داستان داشتم
بشین
برات سوسیس سرخ میکنم
عالیه
فرانک رو دیدی؟
هان؟
گفتی قراره باهاش حرف بزنی
و تکلیف اعتقادات جدیدش به خدا رو یکسره کنی
آره، انجامش دادم
و؟
باهاش صحبت کردم حل شد
چی گفت؟
گفت بیخیال خداپرستی و این جریانات میشه
میدونه بیفایدهست
دیگه؟
منظورت چیه؟
یعنی حرف مهم دیگهای...
در مورد خودش نزد؟
در مورد چی؟
نمیدونم. تو بگو
نه
رستبیف دوست داری، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.