My Royal Nemesis

My Royal Nemesis (멋진 신세계)

تنزيل الترجمة Farsi/persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

My Royal Nemesis S01 NF WEB Fa
تعليق من PersianSUB
Marshall, Azad, Haneol, Samar, Verna, KoKo, Anna, Heaven, Nazaninrjb, Illusion:مترجمین Tara :سرپرست مترجمین

الوسوم

webdl
netflix_synced
نشرت في: 2026-08-22
تنزيلات: 0
ضعاف السمع: No
FPS: 23.976

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 200 سطر.

.: ✿ ❤ :. .: TV :.

وقایع سلسلهٔ چوسان) (آن‌جونگ، سال ششم، جلد ۱۲، ۲۳ می

ستاره‌ای با دم قرمز ظاهر شد) (و تا دو ماه محو نشد

(همان موقع بود که بانو کانگ از یه صیغهٔ عادی)

تا با جدی گرفتن هشدار آسمان‌ها) (جلوی وقوع یک فاجعه را بگیرند

به فرمان سلطنتی، دستور داده شده" "فوراً باید اجرا بشه

،همسر سلطنتی هی از خاندان کانگ، از دربار"

"مرتکب جرم سنگینی شده

"جرم برهم زدن سلسله مراتب دربار"

"جرم زنا"

"و سوءقصد به جان شاهزادهٔ ارشد و همسر گیونگ"

بنابراین، همسر سلطنتی هی" به خاطر خیانت به تاج و کشور

"به مرگ با زهر محکوم می‌شه

همسر سلطنتی هی، بیا جلو !و فرمان سلطنتی رو دریافت کن

علیاحضرت، باید برین بیرون

لازم نیست هولم کنی

تموم شد

شکوفه‌های آلو وسط تلخی برف زمستون شکوفا می‌شن

مجذوب‌کننده نیست؟

گل‌هایی که توی یه روز آروم بهاری …شکوفه می‌زنن، هیچوقت

برای خشنود کردن کافی نیستن

علیاحضرت- علیاحضرت-

علیاحضرت

بریم

اومدین از این منظرهٔ تماشایی لذت ببرین؟

…فقط با شایعهٔ مرگ من

اونایی که می‌خوان سر مزارم برقصن

مثل سگ‌های شکاری یکی یکی هجوم آوردن

می‌گن هیچ شکوفه‌ای برای همیشه موندگار نیست

قرار بود تا الان تحویل داده بشه

بله

الان از ظهر گذشته، پس حتماً فرمان سلطنتی رو تحویل دادن، اعلی‌حضرت

قسمت فاسد بریده شده دیگه لازم نیست عضوی قطع بشه

،ولی، اعلی‌حضرت

به‌واسطه قحطی‌ای که به خاطر خشکسالی پیش اومده ،و اون ستارهٔ بدیمنی که ظاهر شده

مردم بی‌قرار شدن

باید سریعاً باقی‌موندهٔ کسانی که از بانو کانگ پیروی کردن رو پیدا و نابود کنین

وزیر، می‌خواین دوباره مثل سال گی‌هه

حمام خون راه بندازین؟

بذارین وزراء حرفشون رو بزنن

تا در مورد این موضوع دیگه حرفی به میان نیاد

با آرامش برو

مردن من رو نخواهید دید

فکر کردین ساکت می‌مونم و چیزی نمی‌گم؟

!چطور جرئت می‌کنین

جدی بگین جرم من دقیقاً چیه؟

چون می‌خواین نظم سلسله مراتب دربار رو‌ برگردونین؟

چون با وجود اینکه از طبقهٔ رعیت‌ها بودم، جرئت کردم بالاتر از دخترهای خانواده‌های اشراف‌زاده بایستم؟

…یا چون

،توی این قصر کثیف، جایی که همه علیه‌ همدیگه توطئه می‌کنن

برای زندگی‌ام جنگیدم؟

…اگه جرمم این باشه

!پس شما هم همه همین گناه رو به گردنتون دارین

!چه گستاخ

چطور جرئت می‌کنین از خوردن زهری که با !فرمان سلطنتی بهتون داده شده امتناع کنین

برو به اعلی‌حضرت بگو

این خنجر زنگ‌زده هنوز کلی حرف برای گفتن داره

…تا اون موقع

من یه جرعه هم نمی‌خورم

گوش کنین. زهر رو بیارین

!چطور جرئت می‌کنین

…شماها

بهشون بخورونین

!ولم کنین

چطور جرئت می‌کنین !دست‌های کثیفتون رو به من بزنین

!ولم کنین

!ولم کنین

شمن، حالتون خوبه؟

باید چیکار کنیم؟

!داره بارون میاد! داره بارون می‌باره

علیاحضرت

من قدرتی ندارم این تنها راه بود

من از ته دل سلامتی و آرامش شما رو می‌خوام

،حالا که اون روباه بدکاره رفته حتی آسمان‌ها هم حواسشون جمعه

بالاخره بارونی که براش دعا کردیم بارید

صبر کن، این سرما ریزه‌ست، نه بارون

چی؟ سرما ریزه وسط تابستون؟

اون چیه؟

…خورشید

چه خبره؟

خورشید همین الان ناپدید شد

…این‌طوری

از این دنیا می‌رم؟

…شاید

…این همون

!همسر سلطنتی هی از خاندان جانگ باید زهر بخوره

…من

هنوز نمردم؟

خدای من

حتما یه لحظه هوش و حواسم رو از دست دادم

چرا خورشید اینقدر نزدیکه؟

چقدر از اون زهر رو خوردم؟

همه‌اش یه چیزایی می‌بینم

این آدم‌ها دارن چیکار می‌کنن؟

کات! این عالی بود. واقعاً عالیه

بیاین برش گردونیم

بعدی چیه؟

دکورها، داریم از اول تنظیم می‌کنیم- ...کارگردان، دربارهٔ سکانس بعدی-

سکانس ۱۸ـه

اول کادر کامل- بله، قربان-

اول کادر کامل

‫صدا خوب بود؟

‫وای، اون بدلکاره واقعا عالیه

‫صحنه‌ی مرگ رو خیلی باورپذیر اجرا کرد ‫قرار نبود تا این حد غم‌انگیز باشه

‫جی ‌هیو واقعا برای این صحنه ‫به بدلکار نیاز داشت؟

‫گفت به داروی گیاهی که ‫برای سم استفاده می‌شه حساسیت داره

‫-چی‌کار می‌شه کرد؟ ‫-ای بابا

‫خوبه

‫خیلی خب، دوباره می‌گیریم. همین الان

‫اینجا چه خبره؟

‫...طرز لباس پوشیدن اون آدما

‫حتی موهاشون رو ‫بالای سرشون هم نبستن

‫توی روز روشن، اون زن

‫انقدر گستاخانه پر و پاچه‌اش رو لخت ول داده بیرون

‫عجب بی‌شرمی‌ای

‫شروع می‌کنیم

‫باشه، دوباره می‌گیریم. همین الان

‫-آماده؟ بریم ‫-باشه، صدا آماده

‫دوربین، برو!

‫آماده، حرکت!

‫صیغه‌ی سلطنتی هوی از خاندان جانگ ‫باید زهر رو بنوشه!

‫خاندان جانگ؟

‫حالا دیگه نام خانوادگی‌ام رو هم اشتباه می‌گی؟

‫من از خاندان کانگ‌ام!

‫هی، بذارین ضبط بشه

‫می‌دونستم سلیطه‌ای مثل تو ‫به این راحتی تسلیم نمی‌شه

نگهبان‌ها! زهر رو ‫توی حلقوم این سلیطه بریزین!

به من گفتی، سلیطه؟

‫اونا باید تو رو تیکه‌تیکه کنن!

‫شین سوری دیوونه شده؟

‫ببین چطور بداهه‌گویی می‌کنه ‫در حالی که فقط بدلکار منه

‫-فکر کرده چه خریه؟ ‫-آره واقعا، مگه نه؟

‫مگه فقط یه سیاهی‌لشکر نیست؟

!بگیرینش! فورا اون سلیطه رو بگیرین

‫معلومه که برای جونت ارزشی قائل نیستی

‫تو، یه افسر ساده

‫جرات می‌کنی دهن کثیفت رو جلوی یه ‫صیغه‌ی سلطنتی رده اول باز کنی!

‫بگیرینش!

‫عقب وایسین، ای رذل‌ها!

‫قبل از اینکه بدم دست‌های کثیفتون رو قطع کنن

‫بگیرینش! مجبورش کنین زهر رو بنوشه!

‫لعنتی

‫لعنتی!

‫همه‌اتون، بگیرینش!

‫-بگیرینش! ‫-بگیرینش!

‫چطوری انقدر زورش زیاده؟

‫ویدیویی که امروز صبح منتشر شده ‫نشون می‌ده

‫که مدیرعامل چا سه گه داره از قدرتش سوءاستفاده می‌کنه

‫و بهش لقب بدترین وارث چه‌بول نسل سومی ‫رو در تاریخ کشور دادن

‫و به بحث‌ها درباره‌ی ‫جانشینی شرکت‌ دامن زده

‫آقای چا سه گه، نوه‌ی بنیان‌گذار گروه چا ایل، چا دال سو

‫که پس از استعفا از این گروه ‫حالا استارتاپ بیوجی رو اداره می‌کنه

‫درگیر یه رسوایی دیگه درباره‌ی سوءاستفاده از قدرت شده

‫خودشه!

‫یه سلاخ بی‌رحم توی ادغام و تملک شرکت‌ها

همه چا سه گه رو این‌طوری می‌شناسن‫

‫یه وحشی طردشده ‫توسط دنیای تجارت

‫یه خون‌آشام، یه پول‌پرست ‫یه هیولای سرمایه‌داری

‫می‌دونم رسم شرکت شماست ‫که هیچوقت هیچ کارمندی رو اخراج نکنین

‫پس، منو قانع کنین

‫چرا باید به خودم زحمت بدم ‫و از اون سنت لعنتی محافظت کنم

‫وقتی که می‌تونم شرکت رو ‫تیکه‌تیکه کنم و بفروشم؟

‫این با شرایط توافق‌شده‌ی خرید فرق داره

‫اگه قراره این‌طوری حرفتون رو ‫عوض کنین، نمی‌تونم امضا کنم

‫مجبور می‌شین که این کار رو بکنین

‫این اولین و آخرین فرصتتونه

تا حداقل یه پول ناچیزی ‫برای اون شرکت بی‌ارزشتون گیرتون بیاد

‫آهان راستی

‫اگه قصد دارین تاییدیه سازمان غذا و دارو رو

‫برای مواد آرایشی‌تون ‫به‌عنوان یه محصول دارویی بگیرین

‫تا ارزشش رو بالا ببرین، بهتره کلا قیدش رو بزنین

‫اما این اطلاعات محرمانه‌ست...

‫لابی‌گرهای حرفه‌ای من ‫همیشه سخت مشغول کارن

‫به‌خاطر نگرانی‌های ایمنی ‫قراره رد بشه

‫آقای چا

‫بیاین کلا این معامله رو لغو کنیم. باشه؟

‫حدس می‌زدم این کار رو بکنین برای همین یدونه اضافه آوردم

‫آقای چا، فکر کردین دارین چه غلطی می‌کنین؟

‫دارم بهتون حق انتخاب می‌دم

‫یا به‌خاطر شایعات مربوط به عوارض جانبی مواد اولیه‌تون ‫ورشکست بشین

‫یا تعدیل نیرو کنین، شرکت رو تحویل بدین

‫و حداقل با سهامتون از اینجا برین

‫حالا، توی هر ده ثانیه ‫یک میلیارد وون از مبلغ گفته شده کم می‌شه

جدی که نیستین

‫همین الان یه میلیارد وون ضرر کردین

‫خیلی خب، الان می‌شه دو میلیارد

‫اینجا سمساری نیست ‫که بتونین چونه بزنین

‫این چه جور مذاکره‌ای...

‫و سه میلیارد ضرر کردین

‫چی شد؟ زمان بیشتری می‌خواین؟

‫نه. امضا می‌کنم

‫خیلی لفتش دادین

‫همین الان سه میلیارد وون بی‌زبون رو دور ریختین

‫سلام، من هاندی‌ام، دوست نیمروزی شما

‫مطمئنم همه‌اتون درباره‌ی خورشیدگرفتگی‌ای که ‫هر ۳۰۰ سال یه بار اتفاق میفته شنیدین

‫می‌گن اجدادمون به ‫خورشیدگرفتگی می‌گفتن بلای طبیعی

‫شاید یه بلای طبیعی بتونه ‫یه روز برام مرخصی جور کنه

‫این خورشیدگرفتگی خیلی خاصه ‫چون با یه ستاره‌ی دنباله‌دار

‫که هر ۳۰۰ سال برمی‌گرده هم‌زمان شده

‫ما می‌تونیم اون ستاره‌ی دنباله‌دار رو ‫!با چشم‌های خودمون ببینیم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left