معلومات الإصدار

ㆍ세상에서 제일 예쁜 내 딸 Mother of Mine E25-E26
تعليق من moonriverteam1
❤️تیم ترجمه اسـتار دراما ، مـون ریور و رویـای کره❤️ @moonriverteam_sns دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما moonriverteam.mihanblog.com

الوسوم

other
نشرت في: 2019-05-05
تنزيلات: 22
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

کـاری از ترجـمه استـار درامـا ، مـون ریـور و رویـای کـره !!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!

خانم کانگ

چطور جرات میکنی؟

من دوستت دارم

خیلی زیاد دوستت دارم

هان ته جو

فردا سر کار میبینمت

تو رئیسمی ، خب که چی؟

گفتم که دوستت دارم

مثل یه زن میبینمت و بهت حس دارم

فکر کنم عاشقت شدم

سلام

تازه کارمون ، به همین زودی از زیر کار درمیره؟

زودتر بیا سر کار

...وقتی من کارآموز بودم

!سلام ، خانم کانگ - بله، صبح بخیر-

بنظر نمیاد که برای اون صبح خوبی باشه

یه دقیقه صبر کن

...خانم پارک

...بزار ببینم

بله، مادر

خوبی

مادرتو فرستادی سفر؟

ببخشید

...از من خواستی مراقب دابین باشم

تا مادرتو بفرستی سفر؟

نمیدونم درباره چی حرف میزنین، کدوم سفر؟

الان داری ادای بیگناها رو در میاری؟

مادرتو دیدم که سوار اتوبوس تور شده بود

اتوبوس تور؟

بله، درسته

...من به اتوبوس مدرسه دابین نرسیدم

...و دیدم مادرت با اتوبوس تور رد شد

یه اتوبوس بزرگ اندازه یه نهنگ

چطور میتونی با من همچین کاری بکنی؟

....من تو این سن برای اینکه به اتوبوس دابین

برسم زانومو زخمی کردم

چطور میتونی مادرتو بفرستی بره سفر؟

نباید این کارو میکردی

اینطور نیست، من نمیدونستم اون داره میره مسافرت

مهم نیستش

فکر میکنی از رابطه تو و مادرت خبر ندارم؟

...فکر میکنی خبر ندارم هر روز تلفنی

همه چیو به مادرت گزارش میدی؟

...میدونم تو و مادرت هر روز پشت سر من

و جین سو غیبت میکنین

میخوای باور کنم که از هیچی خبر نداشتی؟

سعی نکن اینقدر دروغ بگی

مادر

بیخیال

امروز کی میای خونه ؟

کی میای خونه؟

تا کارت تموم شد بیا خونه

فهمیدی چی گفتم ؟

چرا جوابمو نمیدی؟

چشم همین کارو میکنم

چطور میتونه بدون اینکه به من بگه، بره مسافرت؟

مادرت رفته سفر؟

!آه ، واقعا که

!ترسوندیم بابا

خدای من- من خیلی خسته شدم-

اون میبینی؟- ببین-

بریم - بزن بریم -

اون چیه ؟- اونو ببین -

سون جا اینو امتحان کن- وای خدا-

خیلی شیرینه- میدونم ، درسته؟-

بزار ببینم - اوه خدای من -

درد میگیره! تمومش کن- سون جا -

سون جا - ولم کن -

حال میکنی ؟- من عاشق بهارم -

پوستم میدرخشه

حتی پشه هم رو صورتم سُر میخوره

حق با توئه

همه استرسم از بین رفته- میدونم ، درسته ؟-

به هر حال ، از آخرین باری که سون جا اومد خیلی میگذره

فکر کنم از آخرین سفرت هفت 8 سالی میگذره، درسته؟

درسته - فکر کنم همینقدر بوده-

بعد از به دنیا اومدن دابین این اولین باریه که اومدم

...چطور میتونی نور چشمتتو

راحت ول کنی؟

هی! زندگی من که فقط به نگهداری از اون خلاصه نمیشه

منم همینو میخواستم بگم

اون زندگی خودشو به بچه هاش اختصاص داده

حالا اونا میخوان که خودشو برای نوه ها ، فدا کنه

بچه ها بدترین چیزای این دنیا هستن

چطور میتونن اینقدر بی چشم و رو باشن؟

بریم

حتی اگه سرزنش هم بکنیشون، هیچی تغییر نمیکنه

زندگی همینه دیگه

بهار اومده

حس خوبی دارم

زندگی چیه؟

برام مهم نیست

اومدم یکمی هوای بهاری به سرم بخوره

!و حس فوق العاده ایه

هوا خیلی تازه و خوبه گلا هم خیلی خوشگلن

اون خیلی خوشحاله - خیلی عاشق اینجا شده -

من همیشه عاشق شکوفه های گیلاس بودم

ولی مشغول نگهداری از دابین بودم

طوری که حتی متوجه گذر سالها نشدم

فقط وقتی میفهمم بهار شده، که لباسای بهاره میخرم

وقتی میفهمم تابستون شده که صندل پام میکنم

وقتی میفهمم پاییزه که تولد دابین بشه

وقتی سرفه میکنم

آروز میکنم زمستون زودتر بگذره

ایگو! بس کن دیگه

تا وقتی اینجایی ، به فکر دابین نباش

حوصلتون سر رفت؟- آره -

....ولی من خوشحالم قبل از اینکه

گلا بریزن اومدیم - درسته -

اوه خدا - عاشقشم-

خیلی هیجانزده ام - بریم -

!عجله کن

برید کنار- برید کنار-

یکمی بیشتر

خوبه دیگه- لبخند-

به دوربین لبخند بزنین - لبخند-

لطفا اینجا رو نگاه کنین

1, 2, 3.

! قشنگ لبخند بزنین

1, 2, 3.

از کجا بدونم ؟

وقتی من بیدار شدم ، مامان رفته بود

از دایی شنیدم

چطور میتونه بدون اینکه یه کلمه بگه بزاره بره ؟

تو با مامان دعوا کردی

اون گفت دیگه باهات حرف نمیزنه

و تا وقتی برگرده جواب تلفنشو نمیده

و گفت مزاحم آزادیش نشیم

آزادی؟ چه مسخره

....ممکنه دیگران فکر کنن

تو اردوگاه کار اجباری احضارش کردن

خب اردوگاه کار اجباری بود دیگه - چی گفتی؟-

اون به کارای خونه تو و دابین رسیدگی میکرد

خب این کار اجباریه دیگه

! هی

من دارم کار میکنم، خداحافظ

واقعا که

چرا مامان جواب تلفنشو نمیده

من باید زود حرف بزنم پس با دقت گوش بده

مامان رفته سفر

وقتی من بیدار شده بودم رفته بود

دایی بهم گفت و گوشیشم از دسترس خارج کرده

...گفته بهش زنگ نزنیم

تا از آزادیش لذت ببره ، متوجه شدی؟

خوبه

به هر حال میخواستم یه مسافرت ببرمش

پس وقتی برگشت این کارو میکنم

چی؟ سرت شلوغ نیست مگه؟

ممکنه به زودی یه مرخصی بگیرم

چی ؟ مرخصی؟

اتفاقی افتاده؟

می ری- سخت کار کن -

هی، می ری

این چی بود؟

چی شده ، جناب سردبیر؟

خانم کانگ می هی

...میشه در زمان کاری

بخاطر مسایل خانوادگی با تلفن حرف نزنی؟

ببخشید خواهرام بهم زنگ زده بودن

حواسمو جمع میکنم

چطور انتظار داری اینجوری بنویسی؟

میتونی تمرکز کنی؟

پس چیکار کنم؟

... نمیتونم جواب خواهرامو ندم

یا روابطمو باهاشون قطع کنم که

به هر حال ، این یه هشدار بود

...بیا سر صبح وقتی هنوز ذهنمون بازه

خوب تمرکز کنیم

بله قربان

هی ، می هی ، داروی گیاهی منو ندیدی؟

منظورم اینه

تو این سن داروی تقویتی برای بدنم لازمه

من تا دیروز22 تا از 30 تا بسته رو خورده بودم

باید 8 بسته باقی مونده باشه

ولی الان هیچی نمونده

تو خوردیشون؟

میدونم اونا رو دوست داری

از همه بیشتر به تو شک دارم

می هی ، تو خوردیشون یا نه؟

همین الان بهم بگو

کانگ می هی

ببخشید

آقای کیم ، من میرم دیدن رئیس

بله

خدایا، خوابم میاد

چطوره یه فنجون قهوه بخوریم؟

ته جو برو برامون قهوه درست کن

!ته جو، ته جو

الان حرف ارشدشو نادیده گرفت ؟

امروز خیلی عجیب شده

خدا

خانم کانگ

چیکار میکنی؟

باید حرف بزنیم

من دارم میرم که امضای رئیسو بگیرم

بیا اول حرف بزنیم

یادت رفته؟ الان سر کاریم

عقلتو از دست دادی؟

نه عقلم کاملا سر جاشه

Mother of Mine subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left