أول 200 سطر.
ت
تی
تیم
تیم ت
تیم تر
تیم ترج
تیم ترجم
تیم ترجمه
تیم ترجمه پ
تیم ترجمه پر
تیم ترجمه پرو
تیم ترجمه پروم
تیم ترجمه پرومو
تیم ترجمه پروموو
تیم ترجمه پرومووی
تیم ترجمه پروموویز
تیم ترجمه پروموویز ت
تیم ترجمه پروموویز تق
تیم ترجمه پروموویز تقد
تیم ترجمه پروموویز تقدی
تیم ترجمه پروموویز تقدیم
تیم ترجمه پروموویز تقدیم م
تیم ترجمه پروموویز تقدیم می
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میک
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکن
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞P
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pr
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pro
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProM
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMo
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMov
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.i
رستوران جادوگر
رستوران جادوگر
رستوران جادوگر
رستوران جادوگر
رستوران جادوگر
رستوران جادوگر
رستوران جادوگر
اعلانات رستورات جادوگر
رستوران جادوگر
تو هم آرزو داری عشقت برگرده؟
نتونستم بهش جواب بدم
اگه عشقی که همین حالاشم تموم شده رو ...دوباره شروع کنم
باعث میشه خوشحال بشم؟
وقتی از قبلش میدونم که اون درونش چه احساسی داره
بیا ادای احمقا رو در نیاریم
بخاطر این نیست که ما بهم عادت کردیم
عشقمون از بین رفته
من از قبل جوابو میدونستم
فقط قبول کردنش برام خیلی ناراحت کننده بود
...الان، من
مهم نیست بقیه چی فکر میکنن زندگیم برام از همه چی مهم تره
فقط میخوام هر روز برای خودم زندگی کنم
صبر کن، اون از کجا میدونه که بهم زدم؟
=رستوران جادوگر=
= شکلاتی که عاشقت میکنه= قسمت چهار
عالی بود
ممنون
آفرین
خدایا، باور نکردنی بود- برای چهار ماه گذشته کار عالی بود-
اجرای اصلی فرداست
پس برین خونه و شبو خوب بخوابین
باشه- بیاین فردا بترکونیم-
باشه- فایتینگ-
خدایا، این چیزیه که بهش میگن ترس از استیج؟
از الان دارن تو دلم رخت میشورن
نگران نباش
ما حرفه هایی مثل بازیگر جین سون می تو تیممون داریم
اینجوری نگین
من اینو فقط به عنوان سرگرمی بعد از کار انجام میدم
میدونین چقدر برام سخت بود که خانم جین رو بیارم تو کلابمون؟
اوه یه چیز دیگه هم برای تبریک گفتن هست
شنیدم ستاره امون به زودی ازدواج میکنه
واقعا؟
خانم جین مبارکه
اما اون هنوز خواستگاری نکرده
پس میتونین بعدا بهم تبریک بگین
...شنیدم شوهر آینده ات
سون می بهتون حسودیم میشه
فقط آزمونو دومو گذرونده- پس نزدیکه قبول شدنه، حسودیم شد-
سون می فکر کنم یکی همش داره بهتون زنگ میزنه
اوه، ببخشید، یه لحظه
دوست پسرتونه؟- اوه، بله-
هنوز بعد هفت سال این همه همو دوست دارین؟
خب بچه ها برای اجرای فردا دیر نکنین
هی، ببین
فکر کنم چه یونگ جه برگشته
چه یونگ جه ست
خوشحالم که برگشتی
ممنون
وقتی نبودی برات یه مقدار نکته برداری آماده کردم
ممنون
هی چه یونگ جه ست- هی یونگ جه-
خیلی وقته ندیدمت
باید مستقیما به خودمون خبر میدادی
هی میخوای بمیری؟
بدون تو تا حد مرگ حوصله امون سر رفته بود
توی احمق
تحمل دیدنتو ندارم
به چی زل زدی؟
دیوونه شدی؟
گو هیون وو
دیگه ازت نمیترسم
دوباره بگو
بسه دیگه، خودت خسته نشدی؟
شما دوتا چی این؟ گروه سرود؟
ایندفعه باید یکاری کنم اخراج بشین؟
فکر میکنی آدم بزرگا حرفای کی رو باور میکنن؟
شما دوتا یا منو؟
کی اهمیت میده بقیه کی رو باور میکنن؟
این حقیقت که تو برای همه قلدری میکنی عوض نمیشه
هی معلم داره میاد
چی شده؟ چرا شما ننشستین؟
...نماینده ها ی کلاسمون هیون وو و سو جونگ
برنده مسابقات سخنوریِ منطقه ایِ مدارس شدن
پس ازشون خواسته شده در ...به عنوان "You Quiz on the Block" برنامه
نمایندگان دانش آموزان کره حضور پیدا کنن
از اونجاییکه آبروی مدرسه امون ...وابسطه به حضور توی این برنامه ست
امیدوارم هر دوتون تمام تلاشتونو بکنین، باشه؟
خیلی منتظر موندی؟- نه تازه رسیدم-
چی میخوای بخوری؟
من قبلا رزرو کردم، ببخشید؟
حتی با فکر کردن به اجرای فردا هم پروانه ها تو دلم بال بال میزنن
...میدونم برنامه ی کوچیکیه
اما از اونجاییکه من خواننده اصلیم وقتی تمرین میکنین خیلی اضطراب دارم
باید سخت باشه- خوبه-
غذا چطوره؟ دوستش داری؟
خوشمزه ست، حس و حال اینجا هم دوست دارم
چجوری اینجا رو پیدا کردی؟
سون می- بله؟-
این چه حالیته؟
وایسا، میخواد خواستگاری کنه؟
...چیزه
...میدونم چقدر برات سخت بوده
که تمام این مدت ازم حمایت کنی
سونگ هو اینو نگو
برای خودمون اینکارو کردم
...فکر کنم ما باید
اوه، خدایا، قلبم
بله؟
آروم باش، آروم
جین سون می، آروم باش
...فکر کنم ما باید
بهم بزنیم- باشه-
خیلی فکر کردم که چطور باید اینو بگم
ولی ممنون که خیلی راحت گفتی باشه
...این
میدونم این چقدر گرون بود میخوام برش گردونم
برای نگه داشتنش خیلی احساس شرمندگی میکردم
با این وجود بازم میخواستم برای آخرین بار یه غذای خوب مهمونت کنم
...سونگ هو، چی
...این دیگه چه جکیه؟ این
باید برم- ...سونگ هو-
سونگ هو صبر کن
سونگهو صبر کن
سونگ هو، سونگ هو
چیه؟
...سونگ ها ما هفت سال تمام
با هم بودیم
تو به من قولِ ازدواج دادی
بخاطر همینه که این همه مدت دودل بودم
اینجوری نیست که چون برای مدت طولانی قرار میذاری پس حتما باید ازدواج کنی
...منظورم اینه، ما میتونستیم ازدواج کنیم، ولی
اما من نمیخوام این منو پایین بکشه
بالاخره همه چی داره برام خوب پیش میره
سونگ هو ما نمیتونیم اینجوری بهم بزنیم
نمیتونم باهات بهم بزنم
پس بیا به جاش یکم بهم وقت بدیم؟
...بعد از اجرام، بیا- ...آه! سون می-
...واقعا نمیخواستم اینو بگم
ولی وقتی حرفی ...از اجرات میشنیدم
برام سخت بود
یه کلاب؟ کی این روزا از این کارا میکنه؟ خیلی ناراحت کنندست
بذار به عنوانِ یه دوست ...نصیحتت کنم
الان خیلی پیر شدی و ...از عهدش بر نمیای
فقط تسلیم شو
"یه دوست؟"
حالا منو دوستت میدونی؟
!تو نباید این حرفارو به من بزنی- ...فقط لطفا-
واقعا باید مجبورم کنی اینارو بگم؟
باید باهام راه میومدی و تمومش میکردی
...سونگ هو گوش کن
تمام این مدت ...تا این سن که درس خوندی
هيچوقت ناامیدانه رفتار نکردم و ...همیشه سعی کردم بهت عزت نفس بدم
اوه آره! خوبه حرفش شد
!پس ناامید شدی
...نه! منظورم این نیست
...فقط میخوای منو آدم بده کنی
حتما باید منو آدم آشغالِ داستان کنی؟ راحت شدی؟ هان؟
وای خدایا اینا چیه دیگه؟
مامان- آره، مامان اومده-
زنیکه جایی که زندگی میکنی رو تمیز کن
مامان کی رسیدی اینجا؟ زنگم نزدی
اومدم یه سر بزنم چون نگران بودم حال و روزت این شکلی باشه
...راستی مامان وقتی بچه بودم
...وقتی حدود 5 یا 6 سالم بود
خب؟
No comments yet. Be the first to leave one.