The Inspector Wears Skirts

The Inspector Wears Skirts (霸王花)

تنزيل الترجمة Farsi/persian

معلومات الإصدار

The inspector wears skirt 1988
تعليق من Mitic
ترجمه و زیرنویس فارسی از مهدی عطایی [email protected]

الوسوم

other
نشرت في: 2026-07-26
تنزيلات: 10
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 200 سطر.

0.5

‫صداتو دارم

‫سرکار خانم، شیخ رسیدن

‫متوجه‌ام

‫سرکار خانم، همه‌چی آماده‌ست

‫بسیار خب

‫وقتی این زوج سلطنتی رو معرفی می‌کنم

‫یادت باشه اصلاً به دست خانم دست نزنی

‫چشم

‫اوضاع چطوره خانم؟

‫- فقط حواست به اطراف باشه ‫- چشم

‫حالتون چطوره؟

‫سلام

‫والاحضرت شیخ علی

‫ایشون آقای چاو هستن

‫از آشنایی‌تون خوشبختم

‫هارلی

‫حتی اجازه نمیده بقیه به دست زنش دست بزنن

‫این مردهای خاورمیانه چقدر متعصبن!

‫اگه به زنش دست بزنی ممکنه خونت رو بریزه

‫چرا تصویر نداریم؟

‫چی شد؟ الان درسته؟ ییپ

‫درست شد

‫رفیق، این یه بار رو به خاطر من ریسک کن

‫باشه

‫- برگرد سر جات ‫- همه‌چی حله، آماده‌ام

‫دوربین ردیفه؟

‫- آره ‫- خب، بگیریم

‫من که گفتم حرکت

‫تو از پنجره می‌پری پایین

‫مراقب باش

‫حرکت

‫پوششم بده

‫داری چه غلطی می‌کنی؟

‫جرئت داری به زن من دست بزن! برو بیرون

‫پدرسوخته

‫شلیک نکن

‫شما از قبل این پرونده رو خوندین

‫همین الان تصمیمتون رو بگیرین

‫من آدم منطقی‌ام. راحت نظرتون رو بگین

‫ویلیام، تو چی فکر می‌کنی؟

‫یه راهی هست، اما مسئله اینه که چطور انجامش بدیم

‫مزخرفه

‫پس یعنی هیچ راه حلی نداریم

‫ما واسه این پروژه بودجه نداریم

‫نگران نباش

‫از بودجه‌ی بخش شما استفاده می‌کنم

‫چی؟

‫یه دختر ظریف و ضعیف چه کاری از دستش برمیاد؟

‫چرا صورتت از دست زنت باد کرده؟

‫آقای تونگ، حس می‌کنم برای یک مرد کسر شأنه

‫که دخترا بیان و ماموریت کماندوها رو به عهده بگیرن

‫پس آبروی

‫یه دختر چی میشه؟

‫شما با بانو علی اون کار رو کردین

‫شما کمربند عفتش رو خدشه‌دار می‌کنین

‫ممکنه وقتی برگرده کشورش مجازات بشه

‫رئیس، نیتمون خیر بود

‫ما رو سرزنش نکنین. اون وحشیه

‫دردسر اینجاست که ما باید از همین وحشی‌ها پول دربیاریم

‫امروز صبح مشاور تنگ بهم گفت

‫که از طرف شیخ‌نشین تلکس زدن و تمام سفارش‌ها رو لغو کردن

‫شورای توسعه‌ی تجارت حسابی منو مؤاخذه کرد

‫به هر حال، فکر می‌کنم گروه زنان

‫می‌تونه کارهایی بکنه که از توان مردا خارجه

‫و ما باید این گروه رو تشکیل بدیم

‫نظری هست؟

‫خیر. با اتفاق آرا تصویب شد

‫خانم وو رو راهنمایی کنین داخل

‫خانم وو، بعد از بررسی‌های دقیق

‫تصمیم گرفتیم یه گروه ویژه‌ی زنان تشکیل بدیم

‫شما به عنوان افسر آموزش منصوب شدین

‫تبریک میگم

‫ممنونم قربان

‫پیتر، یادت نره از انگلیس برام نامه بنویسی

‫این پیشت بمونه

‫بتی، من برای خودم غرور دارم

‫از اینکه هزینه‌ی سفر و تحصیلم رو دادی

‫ازت ممنونم. نمی‌تونم قبولش کنم

‫پیتر، برای گذران زندگی بهش نیاز پیدا می‌کنی

‫همینقدر از دستم برمی‌اومد

‫اما هر ماه مرتب برات پول می‌فرستم

‫فقط خوب درس بخون، این تنها چیزیه که ازت می‌خوام

‫بتی، وقتی مدرکم رو از انگلیس گرفتم

‫باهات ازدواج می‌کنم و با یه رولزرویس میام

‫تا عروسم رو با خودم ببرم

‫این چیه؟

‫واسه جلوگیری از چین و چروک خوبه

‫راست میگی، دیگه هیچ چروکی نداری

‫اصلاً نمی‌شناسمت

‫من هیچ‌وقت چروک نداشتم

‫مارکش چیه؟

‫پرینرا، پ.ر.ی.ن.ر.ا

‫تو مِی نیستی؟

‫همونی که اون افسر آموزش

‫تنبیه‌ش کرد یادته؟

‫اون خدمتکار پیر خارجی رو یادت میاد؟

‫آره، قیافه‌ت آشناست

‫تو رژ لبش عصاره‌ی فلفل ریختی

‫و در نتیجه دهنش اونطوری باد کرد

‫فقط به خاطر اینکه خیلی پررو بود

‫قبلاً تو اردوگاه با پادراز بدتر از اینا تا می‌کردیم

‫یه نامه‌ی الکی از طرف دوست‌پسرش جعل کردیم

‫که می‌خواست باهاش به هم بزنه

‫اونقدر گریه کرد که چشماش پف کرد

‫خوبه. از همین حقه برای افسر آموزش جدیدمون هم

‫استفاده می‌کنیم، اِیمی هیچ ترفندی بهتر از این نیست

‫عالیه

‫من مِی هستم. حالت چطوره؟

‫سلام، من کارن هستم

‫منم اِیمی‌ام

‫من آیلینم

‫منم امینم

‫- خوشبختم ‫- منم همینطور

‫اسم من اِیمی‌ئه. اسم تو چیه؟

‫من جین هستم

‫اسم تو چیه؟

‫من آیرین هستم

‫اسم تو چیه؟

‫من افسر آموزشم

‫به من بگین خانم وو، یا سرکار خانم

‫وقتی با من صحبت می‌کنین ادای احترام کنین

‫وقت تمومه. راه بیفتین سمت اردوگاه

‫بله سرکار خانم

‫بد شد، سرکار خانم رو عصبانی کردی

‫می‌دونی کی از همه کوته‌فکرتره؟

‫زن‌ها

‫می‌دونی کی از همه بدجنس‌تره؟

‫زن‌ها

‫با یه مرد در بیفتی بهتر از اینه که با...؟

‫یه زن در بیفتی

‫موفق باشی

‫می‌دونین

‫کی از تعریف و تمجید بیشتر از همه خوشش میاد؟

‫سرکار خانم

‫سرکار، پوست شما چقدر لطیفه

‫واقعاً؟ من معمولاً آرایش نمی‌کنم

‫شما ذاتاً زیبایید

‫سرکار، شما برای افسر آموزش بودن

‫خیلی جوون هستین

‫میشه رازتون رو به منم بگین؟

‫همیشه به قوانین نچسب

‫کمی انعطاف‌پذیر باش. از پسش برمیای؟

‫بله

‫می‌تونی اعتبار رو مال خودت کنی و از زیر بار مسئولیت در بری؟

‫بله

‫همیشه باید هندونه بذاری زیر بغل رئیست

‫می‌تونی؟

‫تو همه‌ی اینا استادم

‫از همه مهم‌تر

‫باید تمام این روش‌های انجام کار رو دور بریزی

‫این رمز موفقیته

‫ممنون، سرکار

‫اون تو کیه؟

‫کماندوهای زن

‫ما باید سعی کنیم به اندازه‌ی اونا توانا باشیم

‫با این چیزای کوچیک راضی میشی؟

‫محشره

‫خوش‌تیپه

‫چه بزرگه

‫چی گفتی؟

‫بد برداشت نکن. منظورم اون توپ بود

‫صبح بخیر، خانم

‫آقای کان، حالتون چطوره؟

‫اینا رو از بین

‫هزار تا پلیس زن انتخاب کردن؟

‫بله

‫سرزنده، بانمک و دوست‌داشتنی‌ان

‫بله

‫به باهوشی شما که نیستن

‫گروه ببر ما الان همسایه‌ی شماست

‫راحت باشین و هر وقت کمکی خواستین

‫بیاین پیش من

‫حالا می‌تونیم بریم کان؟

‫باشه، ممنون

‫بوی گند میده، بوی گند میده

‫آقای کان، این بوی گند میده

‫پلیس‌های مرد معمولاً

‫مسئول عملیات هستن

‫می‌دونین چرا؟

‫- شما به من بگین ‫- تبعیض جنسیتی

‫نه، یه مرد از نظر فیزیکی از یه زن قوی‌تره

‫پس معمولاً،

‫یه زن برای کارهای پشتیبانیه

‫اما در شرایط خاص

‫شاید وقتی یه فرد مهم میاد مسئولیت امنیت رو به عهده بگیره

‫یا برای نجات گروگان بره

‫یه پلیس زن با آموزش‌های سخت و اصولی

‫ممکنه این ماموریت‌ها رو بهتر انجام بده

‫هدف تشکیل این واحد کماندویی زنان همینه

‫وظیفه‌ی من اینه که کاری کنم این دوره رو با سطح آ

‫طبق استاندارد کماندوهای اس.ای.اس انگلیس تموم کنین

‫مفهومه؟

‫بله، سرکار

‫آموزش کامل شامل آمادگی جسمانی،

‫تیراندازی، یورش و نجات میشه

‫جذابیت جنسی جزوش نیست. روشنه؟

‫بله، سرکار

‫حالا، رژ لب و سرخاب‌هاتون رو پاک کنین

‫چرا یه همچین سنگ بزرگی رو می‌ذاری توش؟

The Inspector Wears Skirts subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left