My Night at Maud's

My Night at Maud's (Ma nuit chez Maud)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

my night at mauds 1969 remastered 1080p bluray x264-usury
تعليق من piebaldcrow
ترجمه از مهدی. من فقط با نسخه‌ی بلوری کرایتریون هماهنگ کردم.

الوسوم

BluRay
x264
1080
نشرت في: 2020-11-16
تنزيلات: 92
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

شش قصه اخلاقي

شب من در خانه مود

،رحمتت را ...بر جملگي ما عطا فرما

به همراه مريم باکره -خجسته مادر خداوند-

،و حواريون و تمام قديسين ،که عشقت را بر آنها ارزاني ميداري

باشد که ما در حيات جاودان سهيم شده ،و تو را مورد تجليل قرار دهيم

.به واسطه عيسي مسيح، پسر محبوبت

،به واسطه او ،در اتحاد با او، همراه با او

،اي پدر قادر متعال ،در وحدت روح القدس

شکوه و جلال به تمامي .تا ابد الاباد از آنِ توست

...بگذار

دست به دعا بلند کنيم، با نظر بر فرمان منجي مان :قوت قلب بگيريم و بگوييم

،پدر ما، که در آسمانها هستي ...نامت مقدس باد

.ملکوتت فرا برسد

اراده تو چنانکه در آسمان است .بر زمين نيز سيطره يابد

،نان کفاف امروزمان را به ما بده

،و قرضهاي ما را ببخش ،چنانکه ما نيز قرضداران خود را ميبخشيم

،و ما را در دام وسوسه مينداز

،بلکه از ظلمات رهاييمان ده

،رهاييمان ده پروردگار ...استدعايت ميکنيم

،از آنچه بود .آنچه هست و آنچه در کمين است

،و به وساطت مريم هميشه باکره‌ي خجسته و فرخنده

،و نيز حواريون عافيت يافته ات ،پطرس، پولس، آندرياس و تمام قديسين

.صلح را به زمانه ما عطا فرما

،باشد که با مساعدت رحمت آميز تو

براي هميشه از هر گناهي برهيم .و از هر تشويشي در امان باشيم

،بواسطه عيسي مسيح ،پسر تو، پروردگار ما

که در حيات و سلطنت تو شريک است ،در يگانگي روح القدس

.اي خداوندِ هميشه حي و حاضر

.عافيتِ پروردگار همواره از آنِ تو باد

.و از آنِ روحت

...اي بره‌ي خدا

،که گناهان دنيا را پاک مي کني .بر ما رحمت آور

،بنگريد بره‌ي خدا را .که گناهان دنيا را پاک ميکند

،پروردگارا، خانه ام برازنده حضور تو نيست

،تنها آن کلمه را بر زبان آور .تا روحم شفا يابد

!شش و سي دقيقه

داشتيم با سرعت ميرفتيم که .رسيديم به يه پيچ تند

،بدون توجه به محدوديت سرعت .بالاي صدتا داشتيم ميرفتيم

،ماشين داشت چپ و راست قيقاج ميرفت .ولي بالاخره يه جوري کنترلش کرديم

زندگي رو ميبيني؟

تو خونه ات کجاس؟

.توي تپه هاي شانتورگ

خيلي شانس آوردم، اونطرفها .يه زمين گيرم اومد و يه خونه کوچيک ساختم

توي تاکستان؟- .توي تاکستان بالاي شانتورگ-

خونه تو کجاس؟

.ما تقريباً همسايه ايم .من درست جنوب شما هستم

.نه، شمال غربي شانتورگ

يه آپارتمان کوچيکه .ولي بي سروصداس

اينروزها زندگي توي کلرمون .تقريباً محاله

تو چي؟ کجا ميشيني؟ .سيرا-

سيرا؟ يه کمي دور نيست؟

.نه خيلي

.جاي خوبيه سيرا

.اون بالا جاده ها يخ ميبندن

.نه، تا الان که همچين اتفاقي نيفتاده

.راستش خونه يکي از دوستامه .خودش خارج کار ميکنه

،اونشب دوشنبه ،بيست و يکم دسامبر

يکدفعه بدون هيچ ترديدي فهميدم .که فرانسواز همسر من ميشه

تفکرات پاسکال

مراسم را با آب مقدس و عشاء رباني و غيره" .طوري آغاز کردند، انگار که به راستي باور داشتند

تو هم ميتواني چنين مسيري را .به سوي ايمانِ خالي از فکر دنبال کني

.اين همان چيزيست که ميترساندم- چرا؟ مگر چه براي از دست دادن داري؟-

اين راهيست براي تقليل .شهواتي که سنگ راه تو اند

براي کريسمس اينجا ميموني؟- .آره، حتماً-

ولي براي سال جديد .ميرم به خانوادم سر ميزنم

.بيا بريم اسکي .پيشبيني کردن برف مياد

.هيچوقت کريسمس برف نمياد- .دوستاي من چند وقت پيش اسکي بودن-

.نه، شوخي کردم ...من يه مدت کانادا بودم

آها، درسته. کشورهاي پروتستان .اهميت زيادي براي کريسمس قائلن

خانواده ها ميشينن تو خونه .و حتي متوجه بارش برف هم نميشن

تو پروتستاني هستي؟- آره. تو چي؟-

،کاتوليک. خانوادم کاتوليک بودن .منم راهشون رو ادامه دادم

ويدال! تو کلرموني؟- تو هم اينجايي؟-

.يه روز همديگه رو ببينيم- همين الان چطوره؟-

.خداحافظ، آقا. تعطيلات خوش بگذره- .خداحافظ. تعطيلات خوبي داشته باشي-

استاد دانشگاهي؟- .آره، فلسفه درس ميدم-

تو چي؟ چيکار ميکني؟ اجازه هست؟-

.از اکتبر دارم توي کارخونه ميشلن کار ميکنم .تازه از آمريکاي جنوبي برگشتم

.عجيبه که تا حالا به هم بر نخورده بوديم

،من شبها يه راست ميرم سيرا .خونه ام اونجاس

گهگداري هم ميرم رستوران .ولي آشپزي توي خونه رو ترجيح ميدم

.زندگي اجتماعيِ خارج سرسام آور بود .يه کم به خلوت احتياج دارم

.من ميتونم برم

نه، منظورم اينه که .دنبال آشنايي با آدمهاي جديد نيستم

آدمهاي اينجا هم مثل آدمهاي .هرجاي ديگه ان

.ولي من از برخوردمون خوشحال شدم

ازدواج نکردي؟- نه، تو چطور؟-

.نه...نکردم

.عجله اي ندارم

ولي توي شهرستانها، زندگي مجردي .خيلي لذتبخش نيست

امشب چيکاره اي؟ هيچي. شام بخوريم؟-

.من ميرم کنسرت لئونيد کوگان

.تو هم بيا .يدونه بليط اضافه هم دارم

.امشب زياد حوصله موزيک گوش کردن ندارم

.همه کلرمون ميان اونجا .کلي دخترهاي خوشگل

دانشجوهات؟

،اينجا دختراي خيلي خوشگلي هستن .ولي زياد تو خيابونها نميبينيشون

.مطمئنم ذوق مرگشون ميکني

.تا حالا که کسي رو ذوق مرگ نکردم

خيله خب، ميام ولي فقط براي اينکه .ثابت کنم در اشتباهي

.آب معدني- .آب پرتقال-

زياد مياي اينجا؟- به ندرت. تو چطور؟-

.تا حالا پامو اينجا نذاشته بودم

و با اينحال درست همينجا .سر راه همديگه قرار گرفتيم. عجيبه

.نه، برعکس، خيلي هم طبيعيه .مسيرهاي هميشگيمون هيچ تقاطعي ندارن

بنابراين، نقطه تلاقي بايد جايي .خارج از مسيرهاي هميشگي باشه

اين چند وقته اوقات فراقتم رو .رياضي خوندم

جالب ميشه اگه امکان ملاقاتمون رو .توي يه دوره دو ماهه تخمين بزنيم

مگه ميشه؟

مهم داده هاست و اينکه .چطور ازشون استفاده کني

.بشرط اينکه داده ها موجود باشن

واضحه که اگه ندونم يه نفر ،کجا زندگي ميکنه و محل کارش کجاس

نميتونم احتمال اينکه بهش .بر بخورم رو تخمين بزنم

تو هم رياضيات دوست داري؟

رياضيات براي يه فيلسوف به طور .فزاينده اي اهميت پيدا ميکنه

،مثلاً توي زبانشناسي .يا حتي مسائل اساسي‌

مثلث حسابي پاسکال .در ارتباط با اصل شرطبنديشه

اينه که از پاسکال يه آدمِ .فوق العاده مدرن ميسازه

.توامان رياضيدان و فيلسوف

.پاسکالِ خوبِ گذشته ها- تعجب کردي؟-

جالبه که اسمشو آوردي؛ .اين روزها دارم از نو ميخونمش

خب؟

.خيلي مايوس شدم

.ادامه بده، برام جالبه

...نميدونم

حس ميکنم کتاباشو از حفظم .ولي با اينحال هيچ حرفي برام نداره

.تماماً پوچ به نظر مياد

،من خودم يه کاتوليکم .يا حداقل سعي ميکنم باشم

ولي پاسکال در تلقي من .از مذهب کاتوليک جايي نداره

دقيقاً به خاطر مسيحي بودنمه .که رياضت کشي اون برام آزار دهنده س

،اگه مسيحيت اينه .پس من کافرم

تو هنوز مارکسيستي؟

،صددرصد. براي يه کمونيست .اصل شرطبندي پاسکال اينروزها خيلي به کار مياد

من به شخصه، خيلي مشکوکم .که تاريخ هيچ معنايي داشته باشه

با اينحال شرط ميبندم که داره؛ .پس در يک وضعيت پاسکالي قرار دارم

:فرضيه الف .نظام اجتماعي و سياست بي معنين

:فرضيه ب .تاريخ بامعنيه

اصلاً مطمئن نيستم که فرضيه ب .محتمل تر از فرضيه الف باشه

.حالت عکسش محتمل تره

،بيا اصلاً فرض کنيم فرضيه ب .ده درصد شانسِ درست بودن داره

.و فرضيه الف نود درصد

...با اين وجود

چاره اي ندارم جز اينکه ،فرضيه ب رو انتخاب کنم

چون فقط اين فرضيه که ...تاريخ بامعناس

.اجازه ميده به زندگيم ادامه بدم

فرض کن من روي فرضيه الف شرط ببندم و .فرضيه ب درست باشه. با وجود احتمال کمترش

.اينطوري زندگيم رو دور ريختم

پس بايد فرضيه ب رو انتخاب کنم .تا زندگي و اعمالم رو توجيه کنم

،نود درصد احتمال داره من اشتباه کنم .ولي مهم نيست

.اينو ميگن اميد رياضياتي .سود بالقوه بخش بر احتمال

،با فرضيه بِ تو

،اگرچه احتمال ناچيزه .ولي سودِ ممکن بي نهايته

.در مورد تو، معنايي براي زندگي .در مورد پاسکال، رستگاري ابدي

نميدونم گورکي بود يا لنين ...يا ماياکوفسکي

...که در مورد انقلاب روسيه گفته

که وضعيت مجبورشون کرد .شانس يک در هزار رو انتخاب کنن

چون اگه اون احتمال رو مي پذيرفتي ...به نسبت زماني که نمي پذيرفتي

.اميد تا بي نهايت بزرگتر ميشد

.بيا برا فردا قرار بذاريم

.فردا کريسمسه. من ميرم عشاء رباني ميخواي باهام بياي؟

چرا نيام؟

،ميخواستم برم پيش يه خانومي از دوستام .ولي ممکنه درگير باشه. مشکلات خانوادگي داره

.همينطوري تعارف کردم- .لطف کردي-

.به هرحال تا فردا آخر شب نميتونم ببينمش .بايد بره دنبال دخترش

.طلاق گرفته

ميتونيم بعد عشاء رباني .باهم بريم پيشش

شادماني‌اي که در اين ميلاد مسيح ،برايتان آرزومندم

شادماني‌اي که در اين عشاء رباني ...که باهم آنرا جشن ميگريم

،برايتان مطالبه ميکنم

.مسرتي ژرف و تازه است

،مسرت دوران گذشته نيست ،مسرت خاطرات کودکي نيست

مسرت رسوم مسيحي که .پرهيزکارانه حفظ شده اند نيست

،بلکه مسرتي زنده است .مسرتي براي امروز

،ميلادي که آنرا جشن ميگيريم

تنها ميلاد حضرت عيسي نيست؛ .ميلاد همه ماست

امشب بايد درون هر يک از ما .چيزي متولد شود

...از هر مرد و هر زني

امشب خواسته ميشود تا ...به مسرتي تازه و همه جانبه ايمان آورد

،زيرا که در دل امشب .ضمانت اميد ما آرميده است

.امشب نميشه بريم پيشش

.شوهر قبليش اومده بود کلرمون .مسائل ماليشون رو بايد حل و فصل ميکردن

.خسته بود و رفت بخوابه

.فردا ميريم .نه، من که نميشناسمش-

.خب، آشنا ميشين

.زن خيلي خاصيه .کمتر همچين زني پيدا ميشه

هردوتون از آشنايي با هم .ذوق زده ميشين

.پيشداوري نکن

.از زمان طلاقش در انزوا زندگي کرده

.احساس ميکنه در جمع دوستاش جايي نداره

.دکتره. متخصص اطفال .همسر سابقش هم دکتره

.اينجا استاد دانشگاه بود .الان رفته مونپلير

...اين زن

.خيلي زيباس

.باهاش ازدواج کن

.نه يعني درمورد اين مساله باهم بحث کرديم؛

،ولي اگه هرروز بخوايم باهم باشيم .آبمون تو يه جوب نميره

.ولي هنوز هم بهترين دوست همديگه هستيم

ازت خواستم بياي چون ميدونم در غير اين صورت .من و اون دوباره باهم عشق بازي ميکنيم

.اگه اينطوره نميام

More Farsi Persian subtitles for My Night at Maud's

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left