أول 200 سطر.
• Thunder sub کاری از تیم ترجمه •
به جهنم اعتقاد دارین؟
جهنم، مکانی که همه امید رو از کسانی که واردش میشن میگیره
يه فضای تيره و تاريک، پرتگاه عميق بی رحم جايی که روح های محکوم به آن فرستاده ميشن
جایی که کشيش ها در موردش بهتون هشدار دادن
مکانی که درش شياطين وحشتناکی ساکنن که محکومين رو مجازات و شکنجه ميکنن
آتش مطلق
همه امیدهای آنها، نا امید می شود
میزبانان جهنمی به سادگی گناهکاران رو فريب ميدن
با برآورده کردن خواسته هاشون در عوض
روح فانی اونها، دچار وسوسه می شن
تعداد کمی موفق شدن که از چنين پيمان وحشتناکی فرار کنن
اين داستان مثل خيلی از داستان های ديگه
با انسانی که از جنس گوشت و خونه شروع ميشه
انسانی که آن پيمان وحشتناک فريبش داده
يه انسان نترس و با وجود
که حتی خود شيطان هم به او تعظیم میکند و از او میترسد
يه آهنگر
جنگ های داخلی اسپانیا سال 1835 سرزمین باسک
سرباز، بيا اينجا
خب؟
قربان، به نظر ميرسه اين شورشی ها
سعي ميکردند که چيزيو به سمت شمال منتقل کنن
قربان،اينو نگاه کنيد
شرط میبندم بدون این زومالاکارگی واس ورود به شهر بيلبائو به مشکل ميخوره
کافيه، پدر
ما تموم روز رو وقت نداريم
! گروهان
!حاضر
!آماده
!هدف
!آتش
اينو به مافوقت برسون، فوريه
شيطان
هشت سال بعد
يه اين گنج ها نگاه کنيد
فاستينو، همش آشغاله
سانتی، چشمات داره فريبت ميده
اينو نگاه کن. يه عتيقس
teodosio de goni حلقه هاي زنجيريه که استفاده میکرد
وقتي که شاهد مرگ اژدهاي آرالار بود به عنوان توبه به گردنش انداخت
از دست های خود مایکل مقدس
اگه اينو گاز بگيری
سردردتو خوب ميکنه، سانتی
فقط سی ريال
به کشيش بفروشش، مطمئنم ميخرش
صبح بخير
صبح بخير، جناب. چي ميتونم بهتون بدم؟
نوشیدنی هیچی، ممنون يه اتاق خالی داری؟
بله، با يه تخت راحت شبی ده ريال
خوبه
فورا آماده اش ميکنم
واقعا چیزی برای نوشیدن نمیخوای ؟
patxaran مشروب خيلی عالیای دارم ، در منطقه بهترينه
خيلي خوبه txakoli و مشروب
شراب نميخورم، مرسی
ميشه بپرسم چه چيزی شمارو به شهرک ما کشونده؟
اسم من آلفردو ارتيزه
برای دولت کار ميکنم در حال تحقيق روی موضوعی هستم
يه تحقيق؟ درباره چی؟
در اين منطقه به دنبال يک آهنگریام
فقط يدونه آهنگری اينجاس که اونم خراب شده
باید با مالک اصلیش صحبت کنم فرانسيسکو پاتشی
پاتشی؟ چیکار کرده؟
حتی فکرشم نکن، اون یه روانیه
اون يه حيوونه، خطرناک و خیلی عصبييه، مردم چکش صداش ميزنن
محلیها ازش دوری ميکنن اونم از ما دوری میکنه
من فقط باید برم و تحقيقی که براش اومدم رو بکنم
چيز با ارزشی هست؟
متأسفم، اين محرمانس
تنهایی؟ شايد بتونيم کمکت کنيم
اومدم که یه سری تحقيقات رو شروع کنم و جلو ببرم
تا چند روز ديگه مأمورین دیگه هم ميرسن اينجا
ببين، به اندازه کافی بدِ که ماليات مارو افزايش ميدن
نمیخوایم یه سری مأمور بریزن اینجا و گند بزنن به اعصابمون
اون آهنگری يه خرابس
چيز ارزش داری توش پيدا نميکنی
در جريان جنگ، براي ساخت اسلحه همه چي ذوب شد
از ديگ هاي پخت و پز گرفته تا ناقوس کلسيا
اينجا يه شهرک فقيره
و اتاق؟
بله
!بنيتو
بيدار شو و اين آقای محترم رو به اتاقش ببر
دارم ميام
و پتو هم بزار
از اينور بيايد، قربان
ضمنا، چطوری میشه به آهنگری رفت؟
به سمت چپ بريد وقتی که به رختشو خونه رسيديد
بعد مسير رودخونه رو از بين جنگل دنبال کنيد اما خيلي مراقب باشيد
در اونجا شيطان زندگی ميکنه
از اينجا بريد بيرون
چيزی که شنيدم اینه که، امروز يک مقام دولتی به شهرک ما اومده
ساده لوحیم اگه فکر کنیم اون میخواد چیزی رو با ما در میون بزاره
اينجا ما بخاطر کليسا از دولت جديد متنفریم
شيطان بين ماست ميان زمينامون راه ميره
در قالب ايده ای ليبرال کثيف که مردم رو
از کلمه خداوند دور ميکند
سه سال از پايان جنگ ميگذره
در طول سه سال آن افراد فاسد حريص طبقه ميانی متوسط کشور رو
اداره کردن
چيه؟ - هيچی -
بدش من
اون ها حتی مرز های مارو جابه جا کردن
و حالا بازرگان ها بدون هيچ کنترلی بدون هيچ سختی و مالیاتی
ميتونن از دريا عبور کنن
رسم و رسوم مارو ازمون گرفتن
قوانينمون رو هم همینطور
در آينده چی ميشه؟
بيا دعا کنيم
به ما اجازه بده که با پروردگار خودمون عيسی مسيح مناجات کنيم - ما برای تو دعا ميکنيم -
بنيتو، ميدونی اشوئه کجاس؟
چطور بدونم؟ اون حتما بايد همين اطراف باشه
اما تو هميشه دور و برش میچرخی
لعنتی منظورت چيه؟
ادب داشته باش کُره خر
ای عيسی، ای مريم، ای يوسف کودک کجا رفته؟
اجازه بده به عبادتگاه بريم اجازه بده خون خدا را بنوشيم
براي رضاي خدا، بلانکا شراب بزرگ رو کجا گذاشتی؟
اونجا
اينو دوس ندارم
گستاخ نشو، ماتيلده مثل يه خانم جوون رفتار کن
اگه مادرت زنده بود، میخوابوند تو گوشت
باز داری گريه ميکنی؟
!ای عيسی، ای مريم ، ای يوسف
معذرت میخوام، منظوری نداشتم
بفرما، این یه هديه اس
مال مادرت بود، ميدونستی؟
و تو، آقای ناپلئون،همسرت رو دلداری بده، برای رضای خدا
اجازه بده که خون خدا را بنوشيم
اين چندش آوره
سلام، شما اینجایی
دعوت نامه مارو گرفتی
پیش ما بشین یه خورده
بزارين با جمع مردم ادامه بديم
! آره مستقيم به سر
چی کار کردی، تو آدم نیستی ؟
خفه شو، صورت قشنگ، من زندگيتو نجات دادم اون ميخواست نيشت بزنه
نه، احمق! اين دوستم بود
توِ احمق بخاطر حاضر نشدن تو جمع مجازات میشی
من به جمع اهمیتی نمیدم بر خلاف شما احمقای بیشعور
پس برو به جهنم، مث مادرت
چی؟ ميخوای گريه کنی ؟
زن اعدام شده در حال سوختنه
!خفه شو
!ماتيلده
لطفا، اشوئه، کمکم کن
!نه! نه
عروسکتو بردار
پشت کن - ميدونم -
چرا وايسادی؟
اين آهنگر روانيه
ميگن بچه ها رو ميدزده
. بدنشونو ميشکافه و رودهاشونو در مياره
پدر بزرگم ميگه اون همسرشو کشته
اون ترسناکه
خب، اون منو نميترسونه به نظر ميرسه بيچاره و بدبخته
صداتو بیار پایین
شرط ميبندم ميتونم بزنمش - بنيتو، بنيتو، نه -
بانگ خروس در اين زمان نشونه بديه
بنيتو! بيا اينجا
دماغت چي شده؟
..ما داشتيم کنار آهنگری بازی ميکرديم و مارو
و من ليز خوردم
خدا ميدونه که داشتي چه کار ميکردی
چرا اونجا بودی، اصلا؟
بهت گفتم که از اون منطقه فاصله بگير
من رفتم اشوئه رو پيدا کنم - و اون کجا بود؟ -
نميدونم. اونجا وايساده بود
با اون دختر چیکار کنم؟ - گمش کردی؟
چرا همیشه باید مراقب اون دختر باشم؟
مواظب حرف زدنت باش
بفرما تشریف آورد
اشوئه بیا اینجا
به نظرت اين درسته؟ ناپديد شدن و نرسيدن به جمع ؟
اون خونه؟
شراب بزرگ... تو برداشتيش؟
...توله گراز بی شرم، نشونت ميدم
دان ماتئو اونو نزنش
بچه، تو میری به جهنم
مهم نيس! چون جهنم دروغه
اشوئه، بس کن
تنهام بزار! تو مادر من نيستی! !مادر من مرده
بايد بهش بیشتر سخت بگيری
يادت باشه مسئوليتش با تو بود نه من
سانتی - چيه؟ -
چرا پشت پیشخوان نيستي؟ - فقط يه دقيقه، عزيزم -
فقط يه دقيقه؟
...اين يه نامه از جنگه محموله کارليست،يه صندوق پر از طلا
طلا؟
گنج زومالاکارگی
يه گنج؟ اينجا در شهرک؟
ببخشيد، ولی فکر ميکنم که اون مال منه
ببين،پسر من يه آدم بی عقليه از روی کنجکاوی اينارو در آورده
بايد گزارش بدم اينو
اين کارو نکن. چي ميشه اگه بزارم اتاقت رو
با نصف قيمت داشته باشی؟
پول نده اصلا، تو مهمان مایی نظرت چیه؟
چي ميشه اگه امروز کمکم کني وارد آهنگری شم و همه چيو
فراموش کنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.