أول 200 سطر.
برترين هاي سينماي هند در باليوود وان
"جدايي" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان
پسرم ، کاستوري يه پسر به دنيا آورده
عجب خبر خوبي مادر
خدا نعمت بزرگي به ما هديه داده
کارهاتُ انجام بده و بيا بيمارستان ، فعلاً خداحافظ
چشم مادر
خانم ، شما همراه کاستوري هستي ؟
بله ، اون عروسمه - متأسفانه بچه رو از دست داديم -
چطور اين اتفاق افتاده ؟ - بچه مشکل تنفسي داشت و دووم نياورد -
خداي من
... اين چه مصيبتي بود
اگه عروسم بفهمه از غصه دق ميکنه
آروم باش خانم ، با گريه کردن که اون بچه زنده نميشه
اما اگه شما موافق باشيد من يه فکري دارم
يه زن ديگه هم امشب زايمان داشت ، دو تا پسر به دنيا آورده
فکر ميکنم خيلي فقير ـه ، اگه بدون اينکه متوجه بشه يکي از بچه ها رو برداري
هم باري از دوش اون برداشته ميشه ، هم باعث خوشحالي عروست ميشي
نظرت چيه ؟
وقتي خدا يه چيزي از انسان ميگيره يه هديه ديگه براش ميفرسته
ما هم اون بچه رو به عنوان هديه خدا ميپذيريم
دماغشُ ببين ، عين دماغ پدرمه
مگه نه مادر ؟
پس چرا اينجوري سرتُ تکون ميدي ؟
نکنه با من موافق نيستي ؟
اين چه حرفيه ميزني ؟ اتفاقاً خيلي شبيه پدرته
درسته ، ببين چقدر ناز ميخنده
متأسفم ايندرا ، چطور اين اتفاق افتاد ؟
حتماً خداوند فکر ميکرده من قدرت بزرگ کردن 2 تا بچه رو ندارم ، بخاطر همين يکيشونُ ازم گرفت
خداحافظ
شروع بشه n طبق طالع بيني اسمش بايد با
نميخوام يه اسم معمولي داشته باشه
يه اسمش هندي - آمريکايي براش انتخاب کن
شروع بشه n خانم ، طبق طالع بيني اسمش بايد با
باشه ، شما يه اسم براش انتخاب کن
خيلي خب ، ناراسيمها
مادر ، ناراسيمها
چارلو ، داري به چي نگاه ميکني ؟
چرا زل زدي به اون مرغ ـه ؟
نميدونم چرا اينجوري شدم مادربزرگ ، وقتي چشمم بهش ميوفته دلم ميخواد بخورمش
بخوريش ؟ - بخوريش ؟ يه جوري ميزنمت که اسمت هم يادت بره -
ميبيني مادر ، نميدونم چرا اين افکار پليد توي سرشه
اينجوري که داره پيش ميره آخرش باعث بدنامي خانواده ميشه
چرا انقدر شلوغش ميکني ؟ اون هنوز بچه ست ، چي سرش ميشه آخه ؟
از امروز خودم مثل يه برهما اونُ تربيت ميکنم
برهما ؟ مگه تو خودت مثل يه برهما رفتار ميکني ؟
پس چرا هيچي نميگي ؟ - بس کن ديگه -
بايد براش يه مراسم دعا بگيريم ، اينجوري افکار بد از ذهنش دور ميشه
برو آماده شو
خداوند تو رو شامل رحمت کنه
سلام بر خداي گانش
اگه يه بار ديگه براي من و دوستام دردسر درست کني ميکشمت
صبح بخير قربان - صبح بدي بود -
من 4 صبح خوابم برد ، تو هم ساعت 6 زنگ زدي بيدارم کردي
ميبيني زير چشمم چجوري گود افتاده ؟ - بله قربان -
چند نفر مردن ؟ - چهار نفر قربان ، همه از اعضاي باند پاراسول هستن -
سلمان ، پراشي ،بالتي ، گيادي
اين چهار نفر وقتي زنده بودن جنايتهاي زيادي مرتکب شدن
نصف جنايتهاي اين شهرُ اونها انجام دادن
از جمله پرونده تجاوز در قطار و قتل برادران هاندوران
فکر نميکنم توي اين شهر بدون همکاري اونها جنايتي اتفاق افتاده باشه اونها
حالا يا خوش شانسي ما بوده يا بد شانسي اونها
که به درک واصل شدن
خوب شد يا يه بار ديگه بگيريم ؟ - خوبه قربان -
چرا دفعه ي پيش اونقدر چاق نشونم دادي ؟
لطفاً با علاقه ي بيشتري کار کنيد
سلام آقاي نايير ، چي باعث شده بيايد اينجا ؟
اينجا جزو محدوده ي ما ست
اينجا محدوده ي شما ست ولي اين آدمکشها از منطقه ي ما هستن
مگه ميشه نيام ؟
اگه تيم ويژه ي شما بخواد به همه ي پرونده ها رسيدگي کنه
پس ما پليسهاي محلي بايد چيکار کنيم ؟
درسته ، بگو افرادت برن يه قهوه ي گرم بيارن
اگه ما قهوه درست کنيم تو اين پرونده ها رو رها ميکني ؟
ببين مشکل اين چيه ، فقط داره به اين فکر ميکنه که کي بايد به اين پرونده رسيدگي کنه
از صبح تا حالا همينجوري مبهوته
من خوشم نمياد به ما دستور بدي برات قهوه بياريم
قربان ، اون به حرف کسي اهميت نميده
درسته ، بخاطر همينه که به نايير باهوش معروفم
راجع به شما صحبت نميکرد ، داشت بچه هاي خبرنگارُ ميگفت
اين خبرنگارها چي ميگن ؟
ديدي اون کانتينر منفجر شده ؟
بله ، ديشب منفجر شده - شروع مشکل از همونجا بوده -
پادنام ، ميدوني اون چجوري کشته شده ؟ - قربان -
خواهش ميکنم منُ رها کن
باشه ، من يه چيزي رو رها ميکنم تو هم يه چيزيُ رها کن - چي ؟ -
من گلوله رو رها ميکنم تو هم زندگي رو رها کن
اين آخرين کسيه که کشته شده ؟ - بله ، اين آخرين قربانيه -
ببين چقدر دقيق به سرت شليک کرده
چجوري انقدر با اطمينان غيب ميگه ؟
داره مياد قربان
چرا اونها رو کشته ؟ - بعداً ميفهميم -
پليس بايد در کنار تحقيقات از تصوراتش هم استفاده کنه
... قربان ، من
چطور همه چي رو انقدر دقيق ميدونه ؟ منظورم درباره ي اين پرونده بود
صبح بخير قربان - صبح بخير -
بشين
آقاي آنند چاپاندي بگو ببينم کار و کاسبي چطوره ؟
خوب نيست قربان
يعني رزوها کم شده و تماسهات زياد شده ؟
کدوم تماسها ؟
خلافکارها ، اگه کسي پول زيادي به دست بياره به يکي زنگ ميزنه که پولها رو براش نگه داره
همچين تماسي نداشتي ؟ - نه قربان ، کسي بهم زنگ نزده -
اين تويي که داري به من فکر ميکني ؟
اين تويي که داري به من زنگ ميزني ؟
بگو ببينم اين موزيک مربوط به کدوم فيلم ـه ؟
بازار مايا قربان - درست گفتي -
بگو ببينم اين مال کدوم فيلم ـه ؟
لعنتي اين آخرين بار ـه که زنگ ميزنم
تا فردا شب بايد 2 کرور آماده کني
حتي اگه يک روپيه هم کمتر باشه ، هيچکدوم از اعضاي خانوادت زنده نميمونن
من پولُ جور ميکنم ، به خانوادم کاري نداشته باش
بگو ببينم اين ديالوگ مال کدوم فيلم ـه ؟
ميدوني ؟ - نميدونم قربان -
پادنام ، بگو بچه ها بي سر و صدا کار کنن
کاريش نميشه کرد ، ما بايد هر طور شده حقيقتُ بفهميم
بعد از اينکه پاراسول منُ تهديد کرد پولُ بهش دادم
تو پولُ بهش دادي ، خيلي خب ، اما اوني که فرستادي سراغشون کي بود ؟
من کسي رو نفرستادم قربان - واقعاً ؟ - بله قربان -
بگو دقيقاً چه اتفاقي افتاد ؟ - من رفتم اونجا قربان -
پولُ بهشون دادم و برگشتم
وقتي پولُ بردي چند نفر اونجا بودن ؟ - يه نفر قربان -
مطمئني يه نفر بود ؟ - بله يه نفر بود -
پادنام ، ميدوني وقتي اونجا رو ترک کرده چه اتفاقي افتاده ؟
بوي پولُ دوست داري ؟
تو کي هستي ؟
سلمان من به حسابش ميرسم ، تو پولها رو از اينجا ببر
برو به داداش تاي بگو
قضيه اينجوري بوده ، اون همه رو کشته و پولُ با خودش برده
اگه ما هم کاري بهش نداشته باشيم پاراسول نميذاره قسر در بره
مطمئناً ميدونه اون الان دنبالشه
حالا بايد چيکار کنم ؟ - پاراسول کجاست ؟ -
بانکوکه ، هميشه از اونجا با من تماس ميگيره
وقتي اومد اينجا تو بايد بري بانکوک ، برو
دو کرور پوله ، با اين همه پول ميخواد چيکار کنه ؟
بندازش دور ، به ما چه ربطي داره ؟
بيشتر عشق بورز
يه کم هيجان به زندگيت اضافه کن
شور و شوق بيشتري براي زندگي داشته باش
يه کم بيشتر از زندگيت لذت ببر
با سرعت بيشتري کارهاتُ انجام بده
يه کم بيشتر لبخند بزن
... يه بار ديگه به حرفهاي من گوش کن
... به اندرزهاي من گوش کن
هر لحظه ي زندگي براي ما مثل يه دوست خوبه
خودتُ توي لذتهاي دنيا غرق کن ، زندگي مثل شراب انسانُ مست ميکنه
" سلام بر شيوا " خداي نگهدارنده ي آسمانها و زمين
... يکي با زنها مست ميشه
... يکي از عشق خدا مست ميشه
تمام دنيا گرفتار اين مستي عشق هستن
يکي مست ثروت اندوزي ـه
يکي ديوونه ي دزدي
رستگاري انسان فقط در مستي و ديوانگي ـه
مستي ... مستي و ديوانگي
گذشته ، حال و آينده هرکدوم يه مستي خاصي به همراه دارن
توي لاک خودت نمون
به خوشبختي لبخند بزن
اگه غمگيني همه ي غصه هاتُ بريز دور
جواني مثل يخه ، خيلي زود از بين ميره
از فرصتها استفاده کن ، زودتر يه کاري بکن
لذت ببر ... انسان بودن يه حس فوق العاده ست
اگه قلب و پيمانه ـت لبريز باشه خدا هم کنارته
مادربزرگ
چرا داد ميزني چارلي ؟ مار ديدي ؟
اگه مار بود نميترسيدم ، ماهي بود مادربزرگ
ماهي توي درياچه ي برهمايي ها چيکار ميکنه ؟
چرا انقدر سر و صدا ميکني ؟ مگه چيه ؟ - متوجه نيستي ، ماهي اينجاست -
تمام منطقه ي برهمايي ها آلوده شده
يه نفر داره يواشکي توي اين آب ماهي پرورش ميده
کي همچين کاري ميکنه ؟ لابد اتفاقي وارد اين آب شده
ولش کن - ولش کنم ؟ چطور ميشه اينکارُ بکنم ؟ -
دفعه ي قبل کوتاه اومدم ، اما اين دفعه از ازش نميگذرم
چارلي يکي دو تا ماهي توي درياچه طبيعي ـه
يعني ميگي با هم هيچ رابطه اي برقرار نميکنن ؟
بعد از چند روز ميشن هزارتا ماهي
بدون دخالت هيچکس اونها اومدن توي اين درياچه
اصلاً اين امکان داره ؟
من بايد بفهمم کار کي بوده
چرا همه اينجا جمع شدين ؟
وقتي داشتم توي آب دعا ميکردم
يه ماهي اومد توي دستم
نزديک بود قورتش بدم
ماهي توي دست خيلي چندش آوره ، اما وقتي بذاريش توي دهنت ميبيني خوشمزه ست
آقاي گرو
من آسم دارم ، فقط يه دونه ماهي براي درمان خوردم
مگه هر روز خوردم ؟ اينُ ولش کن
بايد بريم مراسم شروع پروژه ي فيلمبرداري ، داره دير ميشه
الان بازيگرها ميرسن
اگه دير برسيم مراسم تموم ميشه
اگه دير بشه ميتونيم يه وقت ديگه اون کارُ انجام بديم
چرا هيچکس براي از بين رفتن سنتها نگران نيست ؟
پسرت ديگه داره شورشُ در مياره
... تو عصباني نشو ، مادر
انقدر به مسائل الکي گير نده ، اگه استادت ناراضي باشه تو رو خلع ميکنه
بذار خلع کنه مادربزرگ
اون حتي نميتونه يه مناجاتُ بخونه
بدون من اون هيچي نيست
تنها مشکل اين نيست که پسرم
ما يک لاک از اون قرض گرفتيم
اگه به حرفهاش گوش نکنيم ميگه زودتر پولشُ پس بديم
No comments yet. Be the first to leave one.