أول 200 سطر.
تاکسی تاکسی
ببخشید خانم
متاسفم. من نمی توانم فهمم
چه تاس؟
لطفا قطار بعدی چه زمانی به میلان می رود؟
میلانو؟
در ساعت 20 ، ساعت 7:00 یکی وجود دارد.
پس می توانم به من بگویید با چه قطاری می توانم از میلان به پاریس بروم؟
چرا از ساعت 8:30 که مستقیماً به پاریس می رود استفاده نکنید؟
نه ، نه ، یکی را را ساعت 7:00 می گیرم. بلیط را از کجا بخرم؟
- پنجره پنج. - متشکرم.
- بله قربان؟ - لطفا اولین قطار برای جنوا
- 7:30. - بسیار از شما متشکرم.
متشکرم.
- پیش - متشکرم.
لطفا
متشکرم.
پرونتو این Signora Forbes است.
خواهرم آنجاست؟
خواهر من. سیگنورا استیونز.
او بیرون است؟
پس بگذارید با برادرزاده ام صحبت کنم ، لطفا
از Pescara وارد قطار پنج شوید.
از Pescara قطار کنید ...
رسیدن به مسیر پنج.
سلام؟ پل؟
این عمه ماری است.
من به کمک شما نیاز دارم عزیز
یکی از چمدان های من را پایین بیاورید ، بزرگترین چمدان ...
و از خدمتکار بخواهید همه چیزهایی را که می تواند در آن قرار دهد.
من در ایستگاه هستم من ترک می کنم.
نه نه. هیچ اتفاقی نیفتاده است ، اما من ... من باید هواپیمای خانه را از پاریس بگیرم .
به محض رسیدن به مادرت با من تماس می گیرم.
اما عجله کن ، پل. تاکسی بگیر.
نه نه. فقط یک کیسه.
آنها می توانند همه چیزهای دیگر من را بعدا ارسال کنند.
اوه ، و ، و ، و کت خز من را نیز بیاور عزیزم.
اما سریع باشید
ساعت 7:00 را به میلان می رسانم و به دنبال شما می گردم.
خوب ، پس عجله کن عزیز
پرمت ، سیگنورا خانم ببخشید.
خانم مرا ببخش.
ببخشید. قلم.
متشکرم.
"چهارشنبه ساعت 7:00 بعد از ظهر وارد می شود
در ایستگاه ملاقات کنید. برکت ، پاپا ، مادر. "
"برکت" را کنار بگذارید.
ببخشید.
"عشق ، عشق ، عشق ، عشق ، عشق".
سه هزار لیر.
مال من 10 کلمه بود. تسلیت.
نه ، مال من است
- سه هزار لیر. - بسیار از شما متشکرم.
"عشق من ، چند دقیقه پیش جلوی درب تو ایستادم.
"من می دانستم که فراتر از آن در آنجا خوشبختی منتظر من است که هرگز نمی شناختم ...
"اما من نتوانستم آخرین قدمها را به سمت تو بردارم ...
"زیرا اراده من اگر نزدیک باشید اراده شما شده است ...
"و این بدان معنی بود که من همه چیز را برای همیشه رها کردم.
"عشق من به تو باعث شده وجدانم ، شوهرم را فراموش کنم.
"به نظر می رسد حتی فرزند من دور است.
"آنها واقعی هستند و چگونه می توانم آنها را برای همیشه فراموش کنم؟
و بدانید که من همیشه شما را دوست دارم. "
آیا شما انگلیسی صحبت می کنید؟
نه ، سیگنورا؟
لطفاً آن لباس دهقانان را از پنجره ببینم ؟
فرما ، باستا
لباس کوچک سیسیلی؟ لطفا کدوم اندازه؟
من نمی دانم اندازه شما در اینجا چگونه اجرا می شود.
دخترم هفت ساله است ، اما از نظر سن قد بلند و لاغر است.
- آیا لبه پهن وجود دارد؟ - سی ، سیگنورا
او خیلی سریع رشد می کند. میترسم...
اکسپرس به میلان در مسیر 11.
اوه ، من فکر می کنم همه چیز درست خواهد بود.
لطفا سریع آن را برای من بسته بندی کنید؟
- چقدر است؟ - هشت هزار لیر.
آتنزیون آتنزیون
پرمسو
بلیط های خود را از دستگاه فروش بخرید .
بلیط های ورودی پایین.
- از کدام مسیر به قطار میلان می روید؟ - آهنگ 11.
پرمسو!
Attenzione.!
پرمسو! پرمسو!
Attenzione! پرمسو!
ببخشید. بلیط ندارم
- می توانید آن را در قطار سوار کنید. - متشکرم.
اجازه. اجازه.
اجازه.
رایگان؟ رایگان؟
می بینی
اجازه.
از دست دادن.
متاسف. رایگان.
بخشش خانم خیلی ببخشید
بس است! بس است! بس است!
اجازه. اجازه.
مادر.
چرا این راه ، بدون هیچ حرفی؟
من برای شما صبر کردم.
من نگران بودم.
- ببخشید جیووانی. - اما چرا؟
چرا؟
آیا من لایق خداحافظی نیستم؟
- من برات نوشتم ، اما ... - اگر تلفن نمی زدم ...
از طریق تلفن به خانه خواهرت ، من نمی دانستم
- اینجا. - چی؟ من نمی خواهم آنچه را که می گوید بخوانم.
چرا نمی توانی به من بگویی؟
خاله مریم.!
من انجامش دادم. من انجامش دادم!
متشکرم ، پل تو خوبی.
مادرت را برای من بوسه بده. و یک بوسه هم برای شما عزیز.
شما را خیلی دوست دارم.
چی شد؟ آیا مسئله از عمو هوارد است؟
نه ، نه ، همه چیز ... همه خوب هستند.
من فکر کردم شما در حال ماندن است.
من روی دیدن خیلی چیزها با شما حساب کردم.
شما بهتر است که هم اکنون بدوید ، پل.
قطار فقط در یک لحظه حرکت می کند.
- کیفت را بگذارم روی قطار؟ - نه ممنون عزیزم.
من ... باربر از آن مراقبت خواهد کرد.
فکر می کنم یولاندا همه چیزهایی را که ممکن است لازم داشته باشید به خاطر می آورد .
من اسباب بازی هایی را که برای کتی خریده اید و ساعت دیگری را برای عمو هوارد گذاشتم .
ممنون عزیزم.
- حالا همراه باش - خداحافظ خاله مریم. دلم برات تنگ میشه
دلم برایت تنگ خواهد شد ، پل.
خداحافظ عزیزم.
خوب ، ماریا ، به نظر می رسد زمان زیادی وجود ندارد ، درست است؟
خداحافظ.
سفر خوب.
به هر حال برای من فوق العاده بوده است .
فقط نمی توانم ... من ... نمی توانم اینگونه تو را ترک کنم.
نه ، برای من متاسف نیست ، ماریا.
نمی توانم از ایستگاه خارج شوم. من ... من باید ساعت 8:30 را برای پاریس بروم.
خیلی خوب. هرجور عشقته.
یک خودکار؟ قلم خودنویس؟
یک خودکار؟ هه
بیایید به جایی برویم که بتوانیم مدتی بنشینیم.
می توانم ببینم که به من کمک نمی کنی
من ممکن است اشتباه کنم ، اما ...
اگر ... اگر من ... اگر شما را درک کنم ...
من کسی است که حق کمک دارد.
این هفته ها ، این ماه ...
بعد از دیروز
یا دیروز یادت نیست؟
آن وقت به من چه گفتی؟
- که دوستت داشتم. - بیشتر از؟
- بیش از همه دنیا. - بیش از همه دنیا.
و؟
و هر کسی که در آن باشد
اما این بی رحمانه من بود.
چون درست نبود ، درسته ؟
- شما یک بلیط خریداری کرده اید ، و آن را در جیب خود دارید. - نه
من چی هستم که ... ناگهان برای تو؟
برخی ... یک کتاب راهنمای قدیمی که دیگر واقعاً آن را نمی خواهید؟
واقعاً نمی خواهید؟
پس شما نمی دانید خواستن چیست.
اوه ، مگه نه؟
یک ماه پیش ، یا همین حدود ، من پایین آمدن تو را تماشا کردم ...
مراحل اسپانیایی
من از پاهای شما خوشم آمد
شاید نگاهت نمی کردم شاید ...
اگر آن پاها نبود
شما در غرفه ایستگاه توقف کردید.
یک دسته گل رز خریداری کردم.
میخک
من نمی دانستم من...
خیلی هیجان زده بودم.
و خیلی خوشحال وقتی به من گفتی ...
"ببخشید آقا ، American Express کجاست؟"
فکر کردم ایتالیایی هستی
از آنجا که مادرم از آمریکا می آید من را ایتالیایی نمی کند.
در این کشور مردها هستند که حساب می کنند.
شما زنان آمریکایی بیش از حد رها شده اید.
اگر من آزاد نشده بودم ، خوب ...
آیا می توانستم کاری را که آن روز انجام دادم انجام دهم ...
اجازه دهید از من بخواهید به یک کافه بروم و ... و یک قهوه برای من بخرید؟
چندین قهوه.
سه ساعت.
چرا با من اومدی؟
خوب...
چرا از من پرسیدی؟
چون وقتی تو را دیدم ...
می دانستم خواستن چیست.
اما شما به س myال من پاسخ نداده اید.
چرا با من رفتی؟
خیلی بدجنس به نظر نمی رسیدی
من زن خیالی نیستم . من...
من هرگز کار خارق العاده ای انجام نداده ام ، جز ...
به شما اجازه می دهم ، خوب ، من را بردارید.
تو بودی ، رم بود و ...
و من یک خانه دار از فیلادلفیا هستم.
اما من ... من فقط فکر می کردم این یک ماجراجویی کوچک خواهد بود ...
چیزی II حتی می تواند به خواهرم بگوید ...
یا شوهرم را بنویس
یک ماجراجویی کوچک. می بینم.
عزیزم ، مرا مسخره نکن
وقتی این کار را می کنی ، به نظر نمی رسد کاملاً ایده آل زیبایی من باشی.
چه ... "بهترین ایده آل" چیست؟
وقتی من در مدرسه دختر بودم ، همه ما ایده آل بودیم.
مین پسری بود به نام پرسی تاتل.
No comments yet. Be the first to leave one.