The Apartment Job

The Apartment Job (아파트)

تنزيل الترجمة Farsi/persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

The Apartment Job S01E07 1080p NF WEB-DL AAC2 0 H 264-SCOPE persian
تعليق من shine021
سریال کره ای عملیات آپارتمان

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-08-01
تنزيلات: 13
ضعاف السمع: No
FPS: 23.976

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 200 سطر.

زيرنويس از مهدي shine021

«عملیات آپارتمان»

هنوز درست معرفی نکردم خودمو.

من رئیس شرکت ساختمانی تئسان هستم.

لی چونگ‌وون.

انگار خیلی خوب چیز پیدا می‌کنید.

اینجا دنبال چی می‌گردید؟

متأسفم، ولی هرچی باشه، اینجا پیداش نمی‌کنید.

واقعاً متأسفم.

نه، پیدا کردم.

شما کنترل صندوق ذخیره تروو ولیو رو دارید.

بله؟

منظورتون چیه؟

شما سئو رو از سر راه برداشتید،

حالا دسترسی به پول خودمو دارید قطع می‌کنید.

می‌دونم نباید،

ولی دارم ازتون کینه به دل می‌گیرم.

اگه باهاش مثل دشمن رفتار کنم،

صندوق ذخیره رو از دست می‌دم.

پس چرا

کاری که سئو انجام می‌داد رو نکنم؟

چرا نمی‌ذارید

دست راستتون بشم؟

دست راستم؟

من خیلی کاربلدم.

البته که هستید.

با کار گذاشتن آثار عتیقه رئیس شدید.

برنامه‌ریزی، اجرا، بازیگری...

می‌دونم چقدر قابلید.

از رئیس سئو بهتر باشم.

سئو نگهبان گاوصندوقم بود.

واریز، برداشت،

و جابجایی پول.

نگهبانم فقط یه کار داره.

حفاظت از پول من.

همین؟

همین.

ولی کار آسونی نیست.

اینجا

پر از انگل‌هاییه که دارن پول منو می‌خورن.

مدام دست دراز می‌کنن.

یه فرصت بدید، بعد تصمیم بگیرید.

چطور بهتون اعتماد کنم؟

اومدید گاوصندوقم رو خالی کنید.

امروز فهمیدم که این گاوصندوق صاحب داره.

وقتی صاحب داره،

باید چاپلوسیشو کرد

تا یه چیزی نصیبم بشه.

باشه. هر کاری دوست دارید بکنید.

باید ازتون خوشم بیاد تا کلیدمو بسپارم بهتون.

با هر کسی کار نمی‌کنم.

باورم نمیشه رئیس اینجا همون یارو پنت‌هاوسه.

تا دیروز می‌گفتی آدمشی.

تئسان واقعاً غول ساختمانیه.

صبر کن ببین چطور کلیدشو می‌گیرم.

«عملیات آپارتمان»

وقت شامه،

ولی هنوز کسی نیومده.

پختن غذا تو قراردادم نبود.

اَه.

باور نمیشه تو این سن دارم اینو می‌کنم.

هی، بیا شام بخور!

باشه!

بعد چرت، پر انرژی شدی.

- ممنون. - نوش جون.

زنشه؟

چرا زن رئیسی؟

داری چیکار می‌کنی اصلاً؟

هاجونگ، آروم باش.

آقای پارک موکلمه...

موکل؟

نمیشه اینجوری.

میرم با شرکت حقوقیت حرف بزنم.

وکیل نشدی که مادر کسی باشی.

چرا دارن استعدادتو هدر می‌دن؟

بیا، بریم باهاشون حرف بزنم.

نه، هاجونگ.

بیا. زودباش.

هاجونگ.

هاجونگ...

من وکیل نیستم.

چی داری میگی؟

وکیل نیستی؟

بریم.

نیستم.

کانگ هاری.

اگه وکیل نیستی، پس چی هستی؟

چی هستی؟

بگو! چی هستی؟

مامان... یعنی، هاری. بیا شام بخور.

اَه.

پدرشوهرت برات شام درست کرده.

حداقل یه لقمه بخور.

اشتها ندارم. بدون من بخورید.

حداقل بیا یه تخم‌مرغ بخور...

هی، نباید همه رو خودت می‌خوردی.

پروتئین برای بچه‌های در حال رشد مهمه.

باشه. بخور.

سوپ نمی‌خوری؟

بوش...

دارم میرم خونه

مراقب خودت باش.

مارمولک، چیزی شده؟

نمی‌دونم. از وقتی بچه رو آورد، اینجوریه.

اون فرورفتگی رو روی مبل می‌بینی؟

تمام روز اونجا نشست،

멍하니 به پنجره خیره شد.

گیونگ‌بوک، چیزی شده باهاش؟

گاهی باید تنها باشه.

این رو هم نمی‌دونستی؟

اگه می‌دونست، تنها نمی‌موند که.

گیونگ‌بوک بزرگ شده.

یونگ‌جو کجایی؟

از بس حرص خوردم، یه کنسرو باز کردم.

زودتر بیا قبل از اینکه تموم بشه.

یه سرویس جانشین؟

داری شوخی می‌کنی؟

امکان نداره.

یه کار بهم دادن که نقش زن پارک هه‌کانگ رو بازی کنم.

چطور...

- چطور... - هاجونگ.

چطور تونستی اینقدر فریبم بدی؟

تمام زندگیمو گذاشتم تا وکیلت کنم.

چطور اینکارو کردی؟

من که نخواستم!

ول کن. دیگه حالم از این حرفا به هم می‌خوره!

دیگه هیچ کاری نکن.

می‌دونم سخته،

ولی دیگه برای من هیچ کاری نکن!

خیلی بدی.

چقدر بی‌شرمی.

تو...

جدی جدی خرابی.

خانم کانگ.

گریه کردی؟

آقای پارک.

خواهرم عملاً بزرگم کرد.

فکر می‌کردم طبیعیه،

ولی حالا می‌فهمم چه لطفی بود.

منم یه بدهی از این جنس دارم.

یه نفر هست

که به جای پدرم، پناهم داد و حفاظتم کرد.

اون...

هیچی در عوض نمی‌خواد،

ولی من می‌خوام جبران کنم.

نه از سر احساس بدهی،

از سر قدردانی.

قشنگه.

ولی،

می‌دونی که همین بدهی‌ها

گاهی انگیزه ادامه دادن میشن؟

حق با توئه.

ولی الان

مطمئن نیستم این رویا مال منه

یا مال خواهرم.

شکست من، شکست خواهرمم حساب میشه.

مگه شکست خوردن بد داره؟

چرا باید شکست بخورم؟

بعضی چیزا رو فقط بعد از شکست می‌فهمی.

چیزایی می‌بینی که قبلاً نمی‌دیدی.

خب تو بعد از شکست چی دیدی؟

آدما.

اونایی که دارن ازم محافظت می‌کنن،

و اونایی که باید ازشون محافظت کنم.

پس تو هم بعد از شکست، ببین چی می‌بینی.

چرا یهو اینقدر باحال شدی؟

یونگ‌جو

آره، یونگ‌جو!

چیکار کنم؟

بازداشتگاه مرکزی سئول

زندانی شماره ۳۴۱۷، پارک یونگ‌مان، در بهداری بستریه.

به دلایل پزشکی، ملاقات ممنوعه.

سون، رئیس پلیس سئول

احمق. دیوونه شدی؟

چطور جرأت کردی اینجا بیای؟

اول یونگ‌مان رو با وثیقه پزشکی آزاد کن.

- پول رو اول بیار. - اون مریضه!

پول رو اول بیار!

اون مریضه!

پیرا همیشه مریضن.

اگه اتفاقی براش بیفته،

اون ده میلیارد رو نمی‌گیری.

دیوونه شدی؟

جرأت داری تهدیدم می‌کنی؟

داری دوباره لات‌بازی درمیاری؟

لعنتی.

بچه پررو.

آقای پارک.

پارک هه‌کانگ.

به خودت بیا.

نمی‌تونم آزادش کنم.

ولی می‌ذارم بیرون درمان بشه.

بقیه‌اش رو

بعد از آوردن پول حرف می‌زنیم.

اون دست پنهان، رئیس شرکت ساختمانیه؟

آدم عجیبیه.

داره از آپارتمانی که خودش ساخته پول می‌کشه؟

خلاقه.

ولی نباید گزارشش بدیم؟

پس همه‌مونو گزارش بده.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left