أول 200 سطر.
یه کابوس بود. این همه آدم مرده.
این همه قربانی. همهش از چند روز پیش شروع شد...
وقتی اومدم اینجا برای یه پارتی.
و حالا، جز بوی گندِ مرگ، چیزی نمونده.
باید جلوی کورین رو بگیری...
وگرنه یه فاجعهی بزرگ اتفاق میفته!
"ترجمه توسط فرهـــاد"
خوبه. پس کجان، داداش؟ داریم قایق رو از دست میدیم.
گرگ و سایمون.
گرگ همونیه که دانشگاه باهاش بسکتبال بازی میکردم.
آدم خوبیه، هرچند یه کم دستوپا چلفتیایه.
سایمون. میگن خدا هیچوقت همهچی رو یهجا به آدم نمیده، انگار درست میگفتن.
ظاهر رو گرفته، ولی تو مغزش چیز چندانی نیست.
سینتیا... دوستدختر گرگ. فقط یه چیز تزئینیِ ناز.
من سایمونم.
کارما. فکر میکنه فوکسی براونِ (اسکارلت جوهانسون).
به سایمون علاقه داره، ولی سایمون فقط الیشیا رو میبینه، دوست دختر قبلی من.
چند هفتهست که به خاطر درسخوندنِ من و شمشیربازیِ اون، بهم زدیم.
عاشقشه. من که فایدهش رو نمیبینم.
یکی اون دعوتنامهها رو داره که روش نقشهست؟
مطمئنی قراره قایق از اینجا حرکت کنه؟
شاید جانی اشتباهی بهت گفته.
آره عزیزم، من کاملاً مطمئنم.
اینجا نوشته قایق تا ساعت ۵ حرکت نمیکنه.
آره، و الان ۵ و ربع شده، سایمون.
لعنتی به گا رفتیم.
قایقِ پارتی رو از دست دادن.
کاش همونجا تو سیاتل مونده بودن...
همهشون الان زنده بودن.
باورم نمیشه. تا آخر هفتهست. حتماً باید بیای.
اصلاً حدس بزن کیه اینجا؟
الو؟ اینجا آنتندهی تخمیه.
الو عزیزم؟ صداتو نمیشنوم. هستی؟
الو؟ لعنتی!
حالا، کجا میخواستی ببرمت؟
سعی میکردم بهترینِ پسر مجرد اونجا باشم.
ولی یه چیزی ته ذهنم، داشت مخم رو میخورد.
سلام
اونجا چیکار میکنی؟
عصر بخیر. روز قشنگیست، نه؟
مگه کمشنوایی داری؟
یه سوال ازت پرسیدم.
اومدم قایقت رو اجاره کنم، آقا.
آها، آره؟ خب، خیلی متاسفم...
چون این یه قایق ماهیگیریه، نه کشتیِ کروز.
چرا کتاب زرد (فهرست راهنما) رو امتحان نمیکنی؟
ما باید به یه مهمونی تو یه جزیره برسیم، امیدوار بودیم قایقت رو اجاره بدی.
انگار تیزترین چاقوی انباری نیستی، نه؟
گفتم برو پی کارت. مگه انگلیسی بلد نیستی؟
چرا فقط قیمتت رو نمیگی، و این حرفهای...
پیرمردِ دریایی رو ول نکنیم
آدم باید بخوره، نه؟
کدوم کلمهی «برو پی کارت» رو نفهمیدی؟
صبر کن.
یا خدا. این فرماندهی زیردریاییه
چی؟ چقدر؟
۳۰۰ دلار چطوره؟
۶۰۰ تا شاید. ۶۰۰؟ نه بابا.
کسی از تو نظر نخواست. حالا با اون دخترا کجا میخواین برین؟
ها؟ نمیدونم. این نقشه رو داریم.
یه جایی تو جزایر سن خوانه. حتماً میدونی کجاست، نه؟
دیوونهاید؟
دیوونهان. نه، فکر نمیکنم.
ببخشید؟ گفتم، فراموشش کن.
آره، فراموشش کن. فراموشش کن.
یعنی بسه دیگه، برو پی کارت. چرا؟
چرا؟ چرا؟ چرا؟ همیشه میپرسن «چرا».
میدونید به این جزیره چی میگن؟
جزیرهی مُردگان.
مورته، یعنی «مرگ» به اسپانیایی، اگه بلد نیستید.
خب، گوش کن رفیق، من خودم یه جزیره برای ماهیگیری دارم.
و اگه این یه حرکته که بخوای پول بیشتری ازم بگیری...
نیست.
همهی پول دنیا هم باشه، نمیارزه که دوباره بریم اونجا.
پول رو نگه دار. پول رو نگه دار بریم دیگه از اینجا.
لعنت بهش هزارتا!
نظرت در مورد پانصد تا الان، و پانصد تا دیگه سر راه برگشت چیه؟
آدم میتونه خیلی قانعکننده باشی اگه بخوای، آقای...
سایمون کروز. و شما؟ اسم من کرکه.
صبر کن، صبر کن. کاپیتان کرک؟
این یعنی اون میشه آقای اسپاک؟
شوخیِ کاپیتان کرک رو دوست ندارم.
حالا بریم قبل از اینکه یه چیز دیگهای بگی که پشیمون بشی.
باشه.
همهچیز اوکیه.
کاپیتان! کاپیتان!
نمیرم. من اونجا نمیرم.
روی اون جزیره ارواح خبیث هستن.
تو فقط طنابها رو جمع کن، بذار من نگران ارواح خبیث باشم، باشه؟
سلام بهت، کاپیتان کرک.
این گشت دریاییِ آمریکاست.
<i) متوقف شو و آمادهٔ بازرسی بشو، کاپیتان.</i)
اه، لعنتی!
چکار میخوای بکنی؟
چارهای نیست. باید حرف اون خانم رو گوش بدیم.
هرچند حرکتمون یه کمی به تاخیر میافته.
تاخیر؟ چقدر؟
خب، فکر میکنم دنبال اسلحه، مواد، هرچی هست میگردن.
احتمالن چند ساعت طول بکشه.
اونم اگه چیزی پیدا نکنن.
چقدر میشه که گمشون کنیم؟
یادت رفته امروز چیه؟
میتونی گمشون کنی، نه؟
مطمئناً.
کی داره حرف میزنه، الکساندر همیلتون، بن فرانکلین یا خودتی؟
- امروز جمعهی دوم ماهه! انجامش بده.
فقط یه بازرسی عادی، کرک.
حتی به فکر ترک کردنِ بندرِ من هم نباش.
بایست! فکر میکنی داری کجا میری؟
بایست!
این کاسپر هست. من و مکگایور داریم حرکت میکنیم. پیام تمام.
ناراحتت میکنم، پسر، ولی من این کار رو مجانی هم انجام میدادم.
خانومه گاهی باید از اون بالای بالاها بیاد پایین
یعنی قبلاً هم باهاش برخورد داشتی؟ برخورد؟
آره دیگه. از وقتی که از خدمت اومدیم بیرون، دل خوشی از من نداره...
از وقتی که از خدمت اومدیم بیرون...
و من هم مثل اون نرفتم واسه عمو سام کار کنم.
نمیتونی سرزنشش کنی که هنوز با دیدن من از خودش بیخود میشه، نه؟
چه عالیه.
بیا. برای چی؟
بیا بریم شنا.
الان؟
دیوونهای. اونقدر خوشگلی که آدم میخواد بخورت.
دیوونهای، عزیزم. بیا.
باشه.
آه، آره.
بیا.
ای خدا. چه آب سردیه، عزیزم.
بیا دیگه، اینقدر سوسول نباش.
نه، تو برو یه شنای خوب بکن، عزیزم.
آره، باشه.
وقتی بری تو، خوبه. بیا دیگه، مت.
چقدر ضد حالی.
داره میره سمت جزایر سن خوان، کاپیتان.
فقط سرعت و فاصلهات رو حفظ کن.
نمیخوام هنوز بفهمه که ما دنبالشیم.
سینتیا واقعاً آدم سرسختیه. به من نزدیک نشو.
حتماً یه چیزی اونجا خورده...
میدونی چیه؟ هرچی تو بگی، عزیزم.
خدا، چه سرده. میدونم.
گرگ، قیافت افتضاحه، داداش. بیا.
یه نوشیدنی دیگه بخور. حالت بهتر میشه.
روی صورتم!
آه، آره.
برگرد اینجا. بیا دیگه، مت!
بیا دیگه، مت. بازی درنیار.
مت، کجایی؟
چه افتضاحی. عجب احمقی.
خوب نگاه کردی؟
میخوام این رو بهت بدم.
این برای چیه؟ برای محافظتت.
مشکلی نیست. من قرص میخورم.
ارواح خبیث رو دور میکنه.
از تو و دوستات در برابر خطر محافظت میکنه.
هرچی تو بگی، گندالف.
مت، کجایی؟
گم شدم. تو کجایی؟
اون چیه؟
این چیه؟
اون تویی؟
تو اون تویی؟
این تویی، مت؟
ای خدا!
هی کاپیتان، میتونم یه کمی بهشون نزدیکتر بشم.
بیا فاصلهمون رو حفظ کنیم و ببینیم کجا میره.
آهستهتر، آهستهتر. بیا.
صدا رو شنیدی؟
آب کم عمقه! باشه، سالیش.
هی بچهها، اونجاست.
آره!
آره! بالاخره!
آروم، حالا.
نزدیکه.
خاموشش کن!
هیجانزدهام! بالاخره!
میدونم کجا پهلو میگیرن. من رو اون طرف جزیره پیاده کن.
- میخوای با بیسیم کمک بفرستم؟ نه.
فکر کنم از پس ویکتور بربیام.
خیلی خب. دارن میان.
حالا چی کار میخوای بکنی؟
بیا بریم. یه جا برای کالاهامون پیدا کردم.
شروع کن به خالی کردن. اگه کاسپر دنبالمون بیاد...
چیزی توی قایق پیدا نمیکنه.
آره، درست همین بالا.
صبر کن. صبر کن. بذار یه نگاهی بندازم.
خب، مشخصه که نقشه خوان نیستی.
چی؟ بیا دیگه. این طرفه.
باهوشه، نه؟ آره.
به قدری باهوشه که با کسی مثل تو درنیفته، داداش.
این چیه؟ بیا.
بوی گوز میاد، انگار یکی اون بالا گند زده.
حال بهم زنه.
انگار طوفان داره میاد.
شاید. ولی اشکالی نداره.
جلوی کاسپر رو میگیره که نیاد دنبالمون...
تا وقتی ما هم از اینجا میزنیم به چاک
بچهها چطور؟ نمیتونیم تنها بذاریمشون.
این جزیرهی بدیه.
من منتظرشون نمیمونم، نه وقتی میتونیم از دست کاسپر فرار کنیم.
بهتره به خالیکردن ادامه بدی. باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.