أول 200 سطر.
دوون
،نه، نه، نه. گوش کن ما خوشحال نیستیم. ما بدبختیم
برت
اون پایین، شکنجهمون میکنن
دوون
ما زندانیایم - برت -
زندهست
تو بایستی مارک اس باشی
...من - من مارک دابلیو هستم -
شماها کی هستید؟
مایلید از یه اسم کوچیک دیگه استفاده کنید
تا اشتباه نشه؟
خوش برگشتی، مارک اس
مدت زیادی نبودی
«جداسازی»
اونها کجان؟
فکر میکنم بهتره سوالاتت رو وقتی رسیدیم
دفتر مدیریت بپرسی
اخراج شدن؟
میتونی بادکنکها رو بذاری پیش میز قدیمیم توی سالن
حرفهای زیادی برای گفتن داریم و نمیخوام حواست رو پرت کنن
بهت قول میدم کسی برش نمیداره
آقای میلچیک، لطفاً
کاری که پنج ماه پیش کردید
یکی از دردناکترین لحظاتِ تاریخ این شرکت بود
پنج ماه؟
منم از این بابت آسیب دیدم
ولی باید زخمی شد تا شفا پیدا کرد، نه؟
وایسا ببینم، گفتی دفتر قدیمیت؟
مارک، ایشون خانم هوانگ هستن
خانم هوانگ، مارک اس
سلام
خوشحال میشه که تا صحبت میکنیم حواسش به بادکنکها باشه
از این طرف، مارک
میتونی در رو ببندی
...طبیعیه که یه بچه
بابت بههم ریختگی عذر میخوام
خیلیخب، جریان چیه؟
خانم کوبل دیگه با این شرکت کار نمیکنه
دیگه مدیریت طبقهی جداشده با منه
تیم من چی؟
اخراجشون نکردیم
هلی آر. و اروینگ بی. هر دو موفق شدن با افراد بیرون تماس بگیرن
درست مثل خودت
خودِ بیرونیِ دیلن جی هم بعد از رخ دادنش، متوجه قضیه شد
شما چهار نفر به شهرت بین المللی رسیدید
گروهتون تبدیل به چهرهی اصلاحات جداسازی شده
...اصلاحات جداسا - بشین مارک -
،چند وقت قبل از شورش شما درهای امنیتی نصب کردیم
تا توی بخش پالایش نگهتون داریم
این کار با اجرای تنبیهی سرود کییر توسط خانم کوبل همراه بود
یادت میاد؟
آره
مثل یه حیوون توی یه اتاق حبست کردم، مارک
به عنوان شخصی که جداسازی نشده
تا آخر عمرم این رو به یاد خواهم داشت
ولی طی پنج ماه گذشته
ما دائم از خودمون پرسیدیم که چطور یه آدم سادیست مثل هارمونی کوبل
تونست توی خاک لومن ریشه بدوونه
و اینکه این چه نقطه ضعفی از ما نشون میده
اینم میدونیم که خانم کوبل وقتی توی خونه خواهرت بیدار شدی
اونجا بوده
آره. چرا دقیقا؟
به عقیده ما بهت هوس شهوانی داشت
و قصد داشت با خودت و خودِ بیرونیت
رابطه سه نفره داشته باشه
چی؟
خوشبختانه موفق نشد
هنوز بهم نگفتی تیمم کجاست
هفتهها تلاش کردیم که برشون گردونیم
هیچکدومشون قبول نکردن
،از اصلاحات براشون گفتیم ولی کفایت نکرد
اما من زیر بار رفتم؟
خودِ بیرونیت، اصرار داشت که برگردی
در واقع التماسمون کرد که بذاریم فوراً برگرده
پس بقیه قبول نکردن، درسته؟
آره
خب، دوست دارم این رو از خودشون بشنوم
امکانپذیر نیست
با بادکنکهات حال کن
آره. ما یه ساعت زودتر از تو رسیدیم
نسبت به بخش پالایش قبلیمون یهکم تنگ و شلوغه
ولی فرش سبزش رو دوست دارم
فرش ما زرد بود و کیبردهامون هم آلبالویی
بنفش بودن
.نه، آلبالویی بودن مطمئنم، چون برام مشمئزکنندهست
و از چیزهای شیرین هم بدم میاد
حالا که صحبتش شد، چقدر قراره آقای میلکشیک رو ببینیم؟
میلچیک
چی؟
.میلچیکه، نه میلکشیک و نمیدونم
مارکو، میدونی کجا میشه قلم رنگی پیدا کرد؟
کمد لوازم
نشونت میدم
پس واقعاً دنیای بیرونی رو دیدی؟ - آره -
آسمون چطور بود؟
نمیدونم
مگه ندیدیش؟ - خب، واسه یه لحظه رفتم بیرون -
ولی دومادم، حواسم رو پرت کرد
واقعا؟
چون ما چیزهایی که خیلی دوست داریم توی دنیای بیرون ببینیم رو لیست کردیم
آسمون، اولویت اولِ بی چون و چرامون بود
دوماد اصلا جزوشون نبود
مرسی
میتونی بگی توی کدوم ایالت بودیم؟
چون سهنفرمون، وایومینگ رو توی فرم پرسشنامهمون نوشتیم
گریوه ندیدی؟ - نه -
وای خدا، باد چطور بود؟
ملایم بود یا چی؟
سلام، پالایشگران
سلام، خانم هوانگ
وای نه، وقت بازیِ توپه
بیاید بریم آشپزخونه
...خیلیخب
اسم من خانم هوانگه
اولین روز کاریم در اینجا به عنوانِ معاون مدیره
بهگمونم نکتهی جالب مربوط به من اینه که قبل از این کار، مامور راهنمایی دبستان بودم
مارک دابلیو؟
چرا بچهای؟
بهخاطر تاریخ تولدم
صحیح. من مارک دابلیو هستم
از بخش پالایش کلان دادهی شعبهی 5 ایکس اومدم
جایی که با گوندولین وای کار میکردم
نکته جالبی که درباره من وجود داره اینه که وقتی شعبهم تعطیل شد
فکر میکردم برای همیشه بازنشسته بشم
پس این سورپرایز قشنگی شد
مارک اس؟
خیلیخب
من مارک اس هستم
و حدود دو ساله که اینجام
...نکته جالب مربوط به من
...اینه که
امروز این شانس رو داشتم تا چهار تا دوست جدید پیدا کنم
قشنگ بود، مارک
ولی باید یادآوری کنم که من سرپرستتونم
نه دوستت
سه تا دوست جدید پیدا کردم
خیلیخب
.به دوتا مارکهامون تبریک میگم ...حالا
بخش جاودانگیت چطوره؟
ایگانها حرکت میکنن؟ - نه -
احتمالاً چون شعبهی قدیمیتریه
مال ما انیماترونیک بود
یه رقص طراحیشده هم داشتن
پس مال شما ثابتن؟ عجیبه
،توی بخش جاودانگی اولم ایگانها جارو بودن
جارو؟
صورت همهشون از بشقاب درست شده بود - بشقاب؟ -
خیلی فقیر بودیم
عروسک سیپیآر داشتید؟
آره - جنس اونا چی بود؟ -
جارو بودن - آسانسور داشتید؟ -
ما... چی بود؟ طناب داشتیم
یا خدا
.من میخوام برم کاری نداری؟
نه. منم دارم تعطیل میکنم
خوبه. ممنون
،میدونی، اعضای تیم قدیمیم یه مشت عوضی بودن
.هیچوقت به حد نصاب کاری نرسیدیم حتی یهبار
ولی بهنظر میاد که تو واقعا اعضای تیمت رو دوست داشتی
پس، متاسفم
شب بهخیر مارک
شب بهخیر
سلام به همگی
خودِ بیرونی عزیزم»
،نمیدونم این بهت میرسه یا نه ولی دارم این رو مینویسم که
شرایط وحشتناک دفتر جداشدهای که من رو بهش منتقل کردی رو
به اطلاعت برسونم
شعبه توسط یه هالوی بینظم به اسم میلکشیک اداره میشه
یا خدا
حماقت این شخص فقط با نُه اصل بنیادی قابل قیاسه
،اگه میخوای بازم بفرستیم اینجا لطفا گزینهی بمب وصل کردن بهم رو درنظر بگیر
تا میلکشیک و روح کییر ایگان رو بترکونم
با خشم از طرف شخصیت درونیت؛ «مارک دابلیو
وای خدا، خیلی جدیه
متنش صادقانه نوشته شده؟
واقعا از نظرت، من یه هالوی بینظمم؟
وایسا، فکر کردی من نوشتمش؟
،میخواستی برای همهمون پاپوش درست کنی یا فقط برای مارک دابلیو؟
برای اینکه تنها مارکِ اینجا باشی روش هوشمندانهای انتخاب کردی
نمیدونم چرا از این تیم بدت میاد - از این تیم بدم نمیاد -
حتی دستخطت هم عوض نکردی
میدونی چیه؟ من اصلا این تیم رو نمیشناسم
بهت که گفتم. من تیم خودم رو میخوام
چیش برات قابل فهم نیست؟
مارک اس، از این لحظه دیگه رئیس بخش نیستی
و کسی که قصد داشتی قربانی کنی جایگزینت میشه؛ یعنی مارک دابلیو
میپذیرم
به دفتر منتقل میشی
و باید بهطور مرتب وضعیتِ پیشرفتت رو گزارش بدی
اصلا دوماد داری، عوضی؟
به چی میخندی؟
نمیدونی با آشپزخونه چی کار کردم، نه؟
لعنتی
هی
قطعاً نباید این کار رو بکنی
آقای میلچیک، مارک اس توی دفترتونه
بلندگو رو برداشته
الو؟ کسی هست؟ هیئت مدیره صدام رو میشنوه؟ مارک اس هستم از بخش پالایش کلان داده
،خیلیخب، اگر کسی صدام رو میشنوه لطفا گوش بدین
No comments yet. Be the first to leave one.