أول 200 سطر.
کـاری از ترجـمه استـار درامـا ، مـون ریـور و رویـای کـره !!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!
زن عمو
منظورت چیه ؟
....مادرت
سرطان ریه پیشرفته داره
حداکثر سه ماه دیگه زنده ست
الان نباید اینجا باشی
باید بری پیش مادرت
فهمیدی؟
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
می سون ، چی شده ؟- مامان-
!مامان، مامان
مامان ، خوبی؟
مامان، پاشو
خواهر - مامان -
چه خبر شده ؟- مامان-
...مامان
لطفا پاشو
مامان
مامان ، بیدار شو
مامان
مامان، لطفا بیدار شو
مامان، پاشو، مامان
خواهر ، بیدار شو
مامان- خواهر -
مامان - خواهر -
مامان
...مامان
...مامان
می سون
دایی، چه خاکی به سرم بریزم ؟
نسبت شما با بیمار چیه ؟
من دختر بزرگش هستم
اون چش شده ؟
بخاطر شوک از هوش رفته
اگه یکم زودتر اومده بود اینطور نمیشد
واقعا متاسفم
...پس اون واقعا
بله، تو مرحله آخر سرطان ریه قرار داره
حدود سه ماه وقت داره
... دکتر ، پس مادر من
درمان میشه ؟
میتونین عملش کنین؟
...تنها کاری که میتونیم براش بکنیم
اینه که دردش رو کم کنیم
البته اگه بخواین تا آخر کار درمانش رو ادامه بدید
میتونیم این کار رو هم بکنیم
...ولی
همش به تصمیم همراه بیمار بستگی داره
آخرین باری که بیمارستان اومده بود
بهش گفتم هر چه زودتر با یه همراه برگرده
احتمالا خیلی درد کشیده
تعجب میکنم که چطور این درد رو تحمل کرده
دکتر
لطفا واسه مادرم یه کاری بکنین
باید هر کاری که میتونیم بکنیم
لطفا نجاتش بدین
لطفا، التماستون میکنم
نمیتونه اینطوری بمیره
لطفا کمک کنین
مادرمو نجات بدید ، دکتر
واقعا متاسفم
...دکتر
لطفا کمک کنین ، التماستون میکنم
...دکتر
واقعا؟
آره ، مادر عروسمون تو مرحله آخر سرطانه
وای، نه
یه لحظه، مادر عروس چه کوفتیه
اونم یه بازیگری مثل جئون این سوکه
پس واسه همین دیگه این سوک رو نمیفرستی بره ؟
نه- عزیزم-
گفت بعد از فوت خانم پارک میره
منم بهش گفتم همین کارو بکنه
شاید میخوان بازم یه حقه ای سوار کنن
من احمق نیستم، با بیمارستان چک کردم
حداکثر سه ماه دیگه وقت داره
میتونم این مدت رو تحمل کنم
منم میخوام از شر جئون این سوک خلاص شم
...کاشکی میتونستم بزارم بره
تو یه جایی از امریکا گم وگور بشه
در هر حال، اون خیلی مسخره ست
از کی تا حالا اینقدر به اون خانم اهمیت میداده ؟
منظورم اینه اگه اینقدر بهش اهمیت میداده
نباید از اول بچشوپیش اونا ول میکرد
عزیزم
هنوزم از این تصمیم که تبعیدشو به تاخیر بندازی ، راضی نیستم
چرا یهویی اینقدر دل رحم شدی؟
چون خیلی ناراحت کننده ست
بزودی تو خانوادمون یه بچه میاد
با همچین چیز فرخنده ای که پیش رو داریم
میخوام تمام تلاشمو بکنم هر شانس بدی رو از خودمون دور کنم
....اینجوری
نمیتونی بعد از زایمان کانگ می ری هم از شرش خلاص شی
نمیتونی بچه رو ازش دور کنی
خدای من، چقدر شیطان صفتی
گاهی وقتا فکر میکنم از منم بدذات تری
پس می ری چی میشه ؟
میدونه مادری که بزرگش کرده، مریضه؟
هنوز نه
این تا وقتی که دوره خطر بارداریش تموم نشده یه رازه
حتی فکرشم نکن دهنتو باز کنی
فهمیدی؟
باشه
بزار ببینم
کانگ می ری صحبت میکنه
این یکی خوبه
اومدی
چی شده این همه راه رو تا اینجا اومدین؟
فقط یه نگاهی به فروشگاه بندازم
میخواستم ببینم چه کمکی ازم بر میاد
قبلا هم بهتون گفتم، به کمک شما نیازی ندارم
این تصمیمی نیست که تو بتونی بگیری
اینو رئیس نظر میده
...حتی اگه اصرار کنی هم
اگه اون بهت بگه چاره ای جز قبول حرفش نداری
درست نمیگم؟
من همونطور که شما و پدر خواستین از خودم زیاد کار نمیکشم
اگه قبول ندارید ، میتونین آدم بزارین منو چک کنه برام مهم نیست
شخصا فکر میکنم بهتره تو خونه مادرت استراحت کنی
چرا با مادر قلابیت اینقدر روابط خوبی داری؟
اون منو بزرگ کرده
اینطور بی احتیاط اونو مادر قلابی صدا نکنین
اون فقیر و بی پول بود
اون خودش دو تا دختر داشت، ولی مجبور بود تو رو هم بزرگ کنه
اگه من بودم که ازت متنفر میشدم
احتمالا بخاطر پولی که واسه بزرگ کردنت حروم کرده ، کلی غصه میخوره
دلش نمیخواست تو رو نگه داره ، ها؟
...مادرِ من
شبیه تو نیست
واقعا؟
...پس تو جئون این سوک رو بیشتر دوست داری
یا مادر رستوران داری که بزرگت کرده رو ؟
دلم نمیخواد به چنین سوال بچگانه ای جواب بدم
مهم نیست چقدر سخت برای شرکت کار کنی
جئون این سوک هرگز برنمیگرده
پس دیگه بیخیال شو
و برو تو اون رستوران دوست داشتنی سوپ استخوان استراحت کن
الکی خودتو به آب و آتیش نزن که جئون این سوک رو
نجات بدی، همین الانش هم کارش تموم شده
برای مادری که بزرگت کرده ، دختر خوبی باش
من هیچ وقت کار کردن رو ول نمیکنم
واقعا ؟
باشه ، هر جور تو راحتی
ولی بعدا بخاطر اینکه حرفمو گوش ندادی پشیمون میشی
حتی اگه بعدا هم پشیمون بشی
میدونی نمیشه زمانی که رفته رو برگردوند
نمیدونی؟
ممنونم
ساعت رو ببین
بهتره دیگه کارو تعطیل کنیم
خسته نباشید- خسته نباشین-
رئیس هان
ما رو برای اولین تولد بچه دعوت میکنی؟
آقای پارک
...خب
همه همینو میگم
پس سعی نکن اینو بپیچونی
برای همینه همه اینقدر نگران خانم کانگ هستین؟
ببخشید ، از حد رد شدیم
نه اصلا
ممنون که گوشزد کردین
...ولی خانم کانگ
نمیخواد کسی بدونه که حامله ست
تا یه مدتی اینو پیش خودتون نگه دارین
چرا؟خبر خوبی نیست؟- هست -
ساکت باش
در هر صورت شما ها زیادی باهوشین
نه،نه ،نـه
خانم کانگ بیسکوییت خورد ، هیچ وقت همچین چیزی رو نمیخورد
حتی کیک هویج منم گرفت ، اون موقع بود که فهمیدم
به هر حال ،تبریک میگم ، قربان
ممنون
من خوراکیایی که ازت گرفت رو بهت برمیگردونم
آره
خانم جئون
ببخشید
مزاحم شدم؟
نه اصلا
تازه کارمون تموم شده بود و میخواستیم بریم
همتون خیلی سخت کوش هستین
سلام- سلام -
سلام
خیلی وقته ندیدمتون
خان جئون
یکم چای میل دارید؟
بله ، لطفا ممنــون
چشم
ته جو
بله، مادر
...تو باید
...رئیس گروه
هانسونگ بشی
No comments yet. Be the first to leave one.