Tale of the Nine Tailed (Gumihodyeon / 구미호뎐)

Tale of the Nine Tailed (Gumihodyeon / 구미호뎐)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

구미호뎐 Tale of the Nine Tailed E07 WEB-DL❤️(Barcode)❤️
구미호뎐 Tale of the Nine Tailed E07 HD❤️(Barcode)❤️
تعليق من Mary_fall
❤@Barcodesubtitle❤

الوسوم

HD
نشرت في: 2020-10-28
تنزيلات: 26
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

سلام

...چیزی که از چاه خارج شده بود

فورا مخفی شد

هرچند تازگیا یه بخشش پیدا شده

یه بخشش؟

...نکنه

روی بدن اون دختر

مهره ی روباهی که بهش داده بودیو گم کرده

در نتیجه یه چیزی درونش بیدار شده

چی؟

...اون

...چرا باید اونجا باشه

...اونم وقتی 600 سال طول کشیده

تا تناسخ پیدا کنه

...اون دختر فقط میخواد

...کنار خانواده اش

یه زندگی عادی داشته باشه

... چرا

چرا باید درون اون باشه؟

این سرنوشتشه

سرنوشتش؟

کی گفته؟

مگه چیکار کرده که سزاوار همچین چیزی باشه؟

جرات میکنی

که خواسته ی خدایان رو زیر سوال ببری؟

خبر داشتی مگه نه؟

واسه همین مدام میگفتی باید فراموشش کنم

الان

حس میکنم بانکی که سرمایه امو توش پس انداز کرده بودم

همه ی پولمو بالا کشیده

که چی؟

باید خسارتشو بدی

موقعی که هیچی نداشتی گرفتمت زیر پروبالم و بهت کمک کردم

چطور جرات میکنی منو بدهکار خودت بدونی؟

!بسه

آروم باش یون

تو هم همینطور عزیزم

خوب گوشاتو باز کن ببین چی میگم

اگه بفهمم قراره جی آ جوون مرگ بشه

دنیای فانی ها و مردگان رو به هم میریزم

نمیخوام دیگه جلو چشمم باشی.برو پی کارت

دیدینش؟

کنجکاوم بدونم چه حسی دارین

حس میکنم الانه که گریه ام بگیره

...مدت زیادی صبر کردم

تا بالاخره اون شخص رو ملاقات کنم

فکرت خیلی درگیره

ببخشید؟- فکر میکنی من عجیب غریبم-

دیگه اون ایموگی که قبلا میشناختی نیستم؟

اگه تغییری کردم به خاطر اینه که دنیا عوض شده

ایموگی ها و روباهای نه دم تو دنیایی زندگی میکنن که به سرعت در حال تغییره

لازم نیست دنیا رو همونجوری که قبلا بوده ببینی

از الان میان دنبالمون

این همون چیزیه که منتظرش بودم

نمیتونم واسه دیدن اون آدم صبر کنم

حرفاش نیش دار بود ولی مطمئنم منظوری نداشت

...آدم سرد و بی عاطفه ایه ولی از تو

عین پسر خودش مراقبت کرده

بهم دلداری نده

همین الانم نزدیکه گریه ام بگیره

یون خودتو قاطی این جریان نکن

وانمود کن از هیچی خبر نداری

وقتی میدونی آتیش خطرناکه نرو وسطش

ولی اگه نرم آسیب میبینه

...نمیخوای که اون تراژدی

دوباره تکرار شه

...اگه دخالت کنی آخرش یکی از شما دوتا

باید بمیره

...از لحظه ای که اون موجود دوباره متولد شد

این سرنوشت واسه اتون مقدر شد

نه جی آ نمیمیره.هرگز

بهش قول دادم

قول دادم کمکش کنم این بار یه زندگی درست داشته باشه

حتی به قیمت جونمم باشه ازش محافظت میکنم

قسمت هفتم : تله ی سَمساره (سمساره یا تولد ادواری اسم چرخه ی مرگ و زندگی در آیین هندو است)

بچه از چیزی که فکر میکردم تو لحظات بیشتری به والدینش نیاز داره

مثلا وقتی بچه داره اولین قدم هاشو برمیداره

...غیر از اونا دیگه کی میتونه اونقدری تشویقت کنه

که بلند شی و تنهایی چند قدم برداری؟

وقتایی که میرفتیم اردو و فقط من بودم که ناهار خونگی نداشتم

یا موقعی که تو کلاس با یکی دعوام شد و بهم گفت

"به مامانم میگم بیاد دعوات کنه"

نمیتونستم بچه هایی که مامان دارنو بزنم

اگه خشن و سخت گیر بودن

...ممکن بود بتونم

راحت فراموششون کنم و به زندگیم ادامه بدم

چرا این همه وقت دنبال والدینت میگشتی؟

ساده ست

دلم براشون تنگ شده، همین

مهره ی روباه؟

نمیدونستم انقدر چیز مهمیه

دادیش به اون فالگیر مگه نه؟

...یهو شروع کرد به حرف زدن درباره ی سرنوشتم

و قول داد اگه بهش بدمش آزادت کنه

...ولی آخه چطور تونستی

به همین راحتی عین یه شکلات بدیش بهش؟

چون نمیتونستم تورو از دست بدم

یه مدت اینجا میمونم

میخوای اینجا بمونی؟

تو خونه ی من؟

یعنی میخوای اینجا زندگی کنی؟- آره-

تا حالا روباه نه دم به این روشن فکری ندیده بودم

پس میخوای بیای خونه ی من؟

منظورم این نبود.حالا چرا یهویی؟

این کم ترین کاریه که میتونم واسه حفظ امنیتت بکنم

مجبورم نکن واسه نجاتت رو زندگیم ریسک کنم

میخواستم ازت بپرسم رو کاناپه راحتی یا نه

داری با زندگیت مذاکره میکنی

پس رد کردنش ممکن نیست

راستی چرا بیداری؟ وقتی رفتم خواب بودی

خواب بد دیدم

خواب؟- یه پسر بچه دیدم-

و بهم سلام کرد

بعدش؟- همین دیگه-

اولش بدجوری ترسیدم

ولی وقتی بیدار شدم

نمیدونم چرا از دیدنش حس خوبی داشتم

انگار از قبل میشناختمش یا همچین چیزی

درسته، با ارزش ترین آدم زندگیته

داداشت رو میگم

یه کولا

چرا کولا؟

دفعه پیش مست شدم و کبوترای محله رو خوردم

بعد از اون سعی میکنم مست نشم

ورم روده گرفتم

...تو بودی که یه کبوتر مرده

انداخته بودی جلو در خونه ام؟

تا اونجا اومده بودم؟

یادم نیست

مگه گربه ی ولگردی؟

نتونستی چیزی که دنبالشیو پیدا کنی؟

این ابروی ببره؟

یعنی اگه اینو بزنم میتونم زندگی گذشته ی مردمو ببینم؟

چرا قیافت ناراحته؟

ناراحت نیستم عصبانیم- چرا؟-

عصبانیم که هنوز درونم احساسات انسانی دارم

شاید به این خاطره که یه دورگه ام

آره گفته بودی مامانت انسان بوده

مامانت بغلت میکرد و رو کولش دورت بده؟

واست مرغ میگرفت و بهترین قسمتاشو بده بهت؟

داری الکلو زهر مارم میکنی

فقط خواستم بدونم اینکه یکی عاشقت باشه چه حسی داره

"عشق؟"

مامان

یه لحظه همینجا صبرکن

نمیخوام، میترسم

همین که فندق جمع کردم برمیگردم

بذار منم باهات بیام.میخوام باهات بیام

چرا زندگیو واسم سخت میکنی؟

به خاطر تو ـه که هنوز دارم زندگی میکنم

میخوای هردومون بمیریم؟

مامان؟

...عشق

میتونه به کشتن بده ات

اونی که عاشقه قربانی میشه

خوشم نمیاد.ترجیح میدم شکارچی باشم

شین جو ـه؟

چیکار کرده که دلتو لرزونده؟

تعجب کردم که درباره ی عشق حرف زدی

دل من نمیلرزه

هرچیم که بشه

دشمنات تا ابد دشمنای من باقی میمونن

برو

میخوام تنها باشم

کی، کو، یو، شین، ری، جو

کی، کو، یو، شین، ری، جو

نود و نه شدیم

جناب لی یون و خانم تهیه کننده فقط بیست پنج شدن

دیدی؟

بر اساس قانون علمی احتمالات

حتما اینجا یه خبراییه. آره

حتی اگه از یه کشور دیگه باشه و کنفوسیوس رو نشناسه

‌...توی اولین دیدارمون، لپم رو بوس کرد و

چی میگی؟

چرا باید عقیم بشم؟

منظورت چیه که هنوز داغم؟ حواستو بده چی میگی

...به هر حال مامانت

وانمود کرد خوشش نمیاد اما همه ی سوپ مرغ رو خورد

با بدجنسی حرف میزنه اما چیزی توی دلش نیست

تو هم میدونی نه؟

چی؟ سوپ مرغ میخوای؟

همین نیم ساعت پیش غذای مخصوص سگ خوردی

یادت نمیاد؟

وای دیوونه شدم از دست تو

هی

تا کی میخوای اونجا وایسی؟

همه شبو- همه شب؟-

به من توجه نکن

وایسادی اونجا به من زل میزنی

چطوری میتونم بهت توجه نکنم؟

پس برم از بیرون نگاه کنم؟

عین فیلم ترسناک شد

نه اینجوری دوست داری نه اونجوری خب من چطوری ازت محافظت کنم؟

روی مبل بخواب

نه اونجا خارج از دیده

پس اینجا بخواب- باشه-

منظورم توی اتاق بود نه روی تختم

قبلا هم بهت گفتم که من مدرن زندگی میکنم برای خوابیدن تخت لازم دارم

اگه میترسی میتونی روی زمین بخوابی

نمیترسم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left