أول 197 سطر.
«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»
:دهکدهی شوم بخش اول
،به بئاتریس .وقتی باهم بودیم، نفس من از سینه در نمیآمد
.و حالا مالِ تو
،اگر داستان یتیمهای بودلر ،یک سفر جادهای بود
،ناخوشایند، مصیبتبار .و بینهایت طولانی میشد
،باید اعتراف کنم، بودلرها .این سفر جادهای بینهایت طولانیه
کی فکرشو میکرد "پسکرانه" اینقدر دور باشه؟
.برای همین اسمش پسکرانه ـست
.هیچ رانندهای خوشش نمیاد یکی بهش امر و نهی کنه .وقتی به اون پیچ رسیدیم بهم بگو
".ردش کردی"
،اسم من لمونی اسنیکت ـه ...و این وظیفه ناراحت کننده به عهدهی منه
تا سرگذشت ناگوارِ ،یتیمهای بودلر رو نقل کنم
،کسانی که سفر جادهای درازشون، به زودی در اینجا .بدمنظره، ختم میشه V.F.D در دهکدهی
خیلی طول نمیکشه که اونا سردرگم میشن و مورد آزار قرار میگیرن
،در یکی از جاذبههای توریستی دهکده .تالار دهکده
درموندگی و دلسردی درکنار این مجسمهی برجسته ولی ناخوشایند
.به اسم فوارهی ماکیان، فراوونه
.سرنوشت بودلرها اینه که به اینجا برسن
.ولی شما میتونین یه جای دیگه باشین
،و تا چند لحظهی دیگه .قطعا آرزو میکنین که ایکاش یه جای دیگه بودین
".یه دهکده آدم لازمه، تا یه بچه بزرگ بشه"
.چه جملهی قصار خیلی خیلی دوست داشتنیای
جملهی قصار، عبارتیه که ،به نظر مرموز میاد
.ولی در واقع، خیلی هوشمندانهـست
.میدونیم جمله قصار چیه
...پس احتمالا میدونی که معنیش یعنی
،تک تک افراد یک اجتماع .برای تربیت یک بچه مسئول هستن
و این دقیقا همون اتفاقیه که .میوفته V.F.D برای شما در دهکده
،به جای داشتن یک قیم
،که بتونه کشته بشه ،یا اینکه عاقبت همدست تبهکارها بشه
.صدها آدم کنارتون هست که مراقبتون باشن
مگه میشه چیزی اشتباه پیش بره؟
.الانش هم همهچی اشتباه پیش رفته .دوبار دوستامون رو از دست دادیم
...بله، خب
این کاتالوگ رو نگاه میکنی؟ .عکس هم داره
تمام دهکده مسئول ما میشن؟ .این که کلی آدمه
،مطمئنم سرتون دعوا میشه ."مثل اون داستان بینظیر "شرلی جکسون
،معمولا، خانواده سنتی رو ترجیح میدم
،ولی بنا به دلایل نامشخصی ...نه اشخاص قیم و نه
،موسسات آموزشی .روی شما جواب نمیده
.دلیلش نامشخص نیست .دلیلش اولافه
.همه جا دنبالمونه .کواگمایرها رو دزدیده
.اون دوقلوهای بیچاره - .سه قلو -
.دوقلو هستن ویولت .مرگ برادرشون هویتشونو تغییر داده
.نه، نداده - .اصلا مهم نیست -
،به لطف پوشش دائمی روزنامه همسر من
.مطمئنم که "کنت اومار" به زودی دستگیر میشه
.اولاف - .ببخشید منظورم اومار بود -
تازه، بعید میدونم بتونه شما رو .توی پسکرانه پیدا کنه
.مدت زمان بینهایت زیادی میبره
.مدت زمان بینهایت زیادیه که دنبال بودلرها هستیم
حیرتآور نیست؟
.هیچی مثل فرار با یه سفر جادهای نمیچسبه
واقعا هم به فرار از اون شهر کثیف و شوم احتیاج داشتم
.و تمام آدمایی که اونجا بودن
راستشو بگین. کلاهم به نظرتون چطوره؟
.فکر میکنم خیلی زیبایی - .ایکاش پوستم مثل تو بود -
.ایکاش پوست تو رو پوشیده بودم - .قشنگی -
.الان برنگردین، ولی یکی داره تعقیبمون میکنه
.گفتم الان برنگردین .هیچی اصلا
.آه، نه پاپاراتزیها هستن یا خبرنگارا؟
یا شوهرم؟ .وکیلهاش بهم زنگ میزنن
.یه تاکسیه، رییس .یه کیلومتر باهامون فاصله داره
.مدت زمان بینهایت زیادیه که دنبالمونه
تا الان فکر نمیکردی باید بگی که دنبالمونن؟
میخواستم سورپرایزتون کنم؟ - پلیسه؟ -
چرا پلیس باید با تاکسی بیاد؟
،هرکی که هست .به نظر سرعت مجاز رو رعایت میکنن
فقط یه راننده تاکسی میشناسم .که به رعایت قوانین اهمیت میده
.اینجاها یه میانبر هست .ببینیم اسنیکت بازم دنبالمون میاد یا نه
"!میانبر"
.یهو رفت به سمت چپ، بدون زدن راهنما
.شرارت اون مرد، حد و مرز نداره .ولی به زودی بهشون میرسیم
،اون دنبال بودلرهاست .و میدونیم که مقصدشون کجاست
V.F.D .چه فواره قشنگی
نباید فوارهها آب داشته باشن؟
."معمولا بله، ولی اینجا یه "محلهی خشکه .یعنی آبی نیست
.راستش یعنی محلهای که فروش الکل ممنوعه
.حالا همونه دیگه شما اینجا منتظر بمونین
تا من میرم به تالار دهکده .و کارهای اداریتون رو نهایی میکنم
.بعد از پیشتون میرم
راه درازی برای برگشت به شهر دارم
.و من و همسرم برای تئاتر بلیط گرفتیم
.سانی، به کبوترها غذا نده
"!کلاغ"
.سه تا کتاب درباره کلاغ خوندم .کاملا بیآزار هستن
.برای تعداد زیادی کلاغ، یه واژه وجود داره
.یادم نمیاد
".گروه"
.اون فقط مربوط به چکاوکها میشه - .امیدوارم جای درستی باشیم -
.ـه V.F.D اسم این دهکده .باید مربوط باشه
.اشتباهی برخوردیم V.F.D توی تالار وبلن به .شاید الان هم اشتباه کنیم
.امیدوارم دانکن و ایزادورا هم اینجا باشن
.منم همینطور .شاید بتونیم از کسی بپرسیم که دیدنشون یا نه
"کی؟" - ...منظورت اینه -
...جغدها میگن
خیلی خوبه که دارین صدای پرندهها رو تمرین میکنین
.ولی متاسفانه الان قرار ملاقات دارین
.شورای بزرگان منتظرتون هستن
شورای بزرگان؟ - .منتظرتون هستن -
.میدونن V.F.D اونا همهچیز رو درباره ...اونا به باهوشیه
اسم اون پرنده که برای هوش عجیبش معروفه، چیه؟
...اگه همهچیز رو میدونن - .شاید بتونن کمکون کنن -
.ماهیخوار! نه .مرغ مقلد
.خداحافظ آقای پو .ممنون که ما رو رسوندین
توکا؟ .نه نه، الان میگم
شاید یه نوع غاز دریایی باشه؟
اینطرفا یه مِیخونه ندیدم؟
مِیخونه بهترین جا برای پنهون شدنه .تا اینکه بودلرها رو شکار کنیم
.اووه، میله هم داره مطمئنی که اینجا یه کلاب نبوده؟
.اون میلهی آتشنشانیه، عشقم
این سالون، آتشنشانی بوده تا اینکه تعطیلش کردن
.تحت شرایطی پیچیده و مرموز
.میبینم که دکورش رو یه ذره هم تغییر ندادن !مِی فروش
.انگار خیلی وقته کسی اینجا نبوده
.شاید یه منطقه خشکه
...آه، دیاری تازه و زیبا
...نمیتو
.نفس بکش، نفس بکش، اِزمی .شبیه اون بانکداره شدی
سلام؟ کسی اینجاست؟
سلام؟
سلام؟ کسی نیست؟ سلام؟
!سلوم ...چی براتون بیارم
غریبهای که تاحالا ندیدمش؟
.قویترین و خنکترین نوشیدنیتونو بیارین
!یه نوشیدنی! چشم
.بفرمایین
،خب، بهم بگو، مسافر چی تو رو به اینجا کشونده؟
جاده چطور بود؟ بچهای همراهت آوردی؟
با کمال خوشحالی اعلام میکنم که .بودلرهای یتیم، مال شما هستن
.واقعا؟ اینکه خیلی آسون بود - .شما و بقیه مردم -
همین الان تحویلشون دادم به ،برنامهی برگرفته از جملهای قصار
!یک دهکده آدم لازمه. مبارکه
!نوش
.همیشه دلم یتیم میخواست
امروز صبح، فکر میکردم یه ...متصدیبار تنها و مجرد هستم
،و حالا ثروتی به اسم بچهها دارم
.یا حالا هرچی که برای تعداد زیادشون میگن
.خیله خب، آخرین دور چیزی دیگهای به جز صورتحساب میخواین؟
.نه، دیگه میخوام برگردم به شهر
ممنون برای این نوشیدنی سرحال کننده .ولی بسیار گرونتر از قیمت واقعیش
.از بزرگ کردن مشترک بچهها لذت ببرین
من و همسرم تصمیم گرفتیم که .ادگار و آلبرت رو خودمون بزرگ کنیم
...یه سفر به کیبوتز لازم بود تا بفهمیم
.عافیت
.بودلرها اینجان
.سرپرستیشونو به تمام دهکده سپردن
.بله شنیدیم عزیزم .ما هم کنار این میز خاکگرفته بودیم
.تو، شاهماهی قرمز رو برام بیار
.شما دوتا، یکم کهنه بیارین تا خاکگیری کنیم
نمیخوام یک دونه خاک دیگه .وارد دماغ زنی که عاشقشم بشه
وقتی درباره مجرای مخاطم .حرف میزنی خیلی خوشم میاد
نمیدونم کدوم رو بیشتر دوست دارم، مجراـت .یا مخاطـت رو
.ازمی، میخوام هرچیزی که توی شهر رو نداشتی بهت بدم
ولی توی شهر من اینقدر پولدار بودم .که هرچیزی که میخواستم رو داشتم
ولی حالا اومدم مِیخونهی خاکگرفتهای رو .با چندتا بازیگر دیگه اشغال کردم
.من خوششانسترین زن روی زمینم
.وزن این ماهی اندازهی دوتا بچهی دزدیده شده هست
.قطعا همینطوره
.خیلی ناجور ساکتن نباید سوراخ هوای بیشتری براشون میذاشتیم؟
.آه، چیزیشون نمیشن .احتمالا بهخاطر اون همه جیغ و داد، صداشون گرفته
،ولی اگه اسنیکت دنبالمون اومد
.باید جایی نگهشون داریم که کمتر توی چشم باشن
از توی یه مجسمه ماهی قرمز رنگ هم کمتر توی چشم؟
.جاش رو میدونم
حالا، تا وقتی که اینجاییم، نمیتونیم ریسک کنیم .که مقامات ما رو شناسایی کنن
.عزیزم، نوبت توـه
!لباس مبدل، همگی
!لباس مبدل
حالا، یه دهکدهی کوچیکی هست .که پر از آدمای معمولیه
،باید شبیه به آدمای خام، عادی ،شرافتمند، بیریا، نجیب
.ساده، قابل تکیه و محترم بشیم
.کلاه دیگه یکم زیاده رویه
.شورای بزرگان اعلام میدارد که این جلسه رسمیست
.سلام عزیزانم
.خیلی خوشحالیم که تونستین بیاین
.به جایگاه بیاین تا بزرگانِ شما بتونن خوب ببیننتون
...سلام، من ویولت بودلر - !سکوت -
قانون 902 میگه که هیچکس روی جایگاه .اجازه حرف زدن نداره
.بودلرها، داستانتون رو خوب میدونم .مرگ غمانگیز والدینتون
.فقدان ناگوار چندین قیم
اینکه چطور بیرحمانه یک کنت شرور .دنبالتون بوده تا ثروتتون رو بدزده
.دردسرهاتون اینجا به پایان میرسه
جدیدا یک قانون وضع کردیم .تا تمام مشکلاتتون رو حل کنه
...قانون 9833 میگه
.هیچ تبهکاری اجازهی ورود به مرزهای دهکده رو نداره
.بالاخره جاتون امنه بودلرها
...شورای بزرگان، فکر - !سکوت -
...کنت اولاف - .سکوت -
"...ولی"
.سکوت، حتی برای بچهها
.حالا، مورد بعدی
،وقتی بچهها قیمی داشته باشن .قیمها به اونا کار خونه میدن
.حالا ما همه قیم شما هستیم
.یعنی شما تمام کارهای خونه ما رو انجام میدین
.کارِ تمام دهکده
No comments yet. Be the first to leave one.