أول 200 سطر.
ویرایش و هماهنگی از میثم
سیب قرمز سیب خیلی با ارزشیه، محمد
شیرین ترینه
اطراف قسطنطنیه 1443 ده سال قبل از محاصره
رسیده ترینه
اون قلب تپندهی جهان ماست
سرزمین موعود
کسی که قسطنطنیه رو فتح کنه..
جهان متعلق به اونه
ولی پسرم به اون دیوارها نگاه کن
اون دیوارها جلوی هر سپاهی که سعی کنه شهرو بگیره ،میگیرن
اونا جلوی منو گرفتن
خب چرا دیوارا رو خراب نمیکنیم؟
هیچ سلاحی اونقدر قوی نیست که بتونه اونا رو خراب کنه
بعضی ها شک دارن حتی خود خدا بتونه اونا رو خراب کنه
پدر..
من دیوارها رو تخریب می کنم
و وقتی سلطان بشم..
من قسطنطنیه رو تصاحب میکنم
هر امپراتوری یه آغازی داره که..
که با خون ریختن،غارت و ثروت و کشورگشایی شکل میگیره
در سال ۱۴۵۳ امپراتور روم کنستانتین یازدهم..
و امپراتور عثمانی سلطان محمد دوم.
برای فتح قسطنطنیه اعلام جنگ کردند
۲۳ لشکر تلاش کردند تا این شهر نامور رو فتح کنند
و موفق نشدند
بعد از کشت و کشتار بسیار حاکمی به قدرت میرسد که..
سیر تاریخ را تا ۳۰۰ سال آینده تغییر میدهد
برای اینکه یک امپراتوری به قدرت برسد بقیه باید شکست بخورند
میخوام روز و شب دیوارها رو به توپ ببندین تا وقتی که رومی ها..
بیان التماس کنن تا بهشون رحم کنیم
آوریل سال ۱۴۵۳
سلطان محمد دوم قسطنطنیه رو به توپ میبنده..
جوری که تا اون موقع همچین موردی دیده نشده بوده
توپخانهی محمد ، بزرگترین توپخانهی موجود در جهان بود
حدود ۶۹ یا ۷۰ دستگاه در یک محل جمع شده بودند
اون دستگاه های پرتاب توپ اونایی نیستن که تو قرن ۱۸ یا ۱۹ بودن
اینا دستگاههای خیلی بزرگیان
خدای بزرگ،
اگه همینجوری ادامه بدن، این دیوارها تا غروب آفتاب دووم نمیارن
ایمان داشته باشین، جناب لوکاس
تا زمانی که روح القدس کنار ماست..
ما در امانیم
امپراتور کنستانتین از بالای دیوارها نگاه کرد و ..
با ارتش هشتاد هزار نفری محمد مواجه شد
این کار دشوار دور نگه داشتن سربازان عثمانی از شهر..
برعهدهی سرباز جویای نام و ثروت جنوایی بود
جیوانی گیستیوانی
گیستیوانی و سربازانش باید از چهارده مایل از دیوارهای شهر محافظت میکردند
امپراتور تئودئوس دوم دیوارها رو در قرن پنجم ساخت
آن ها جزو محکم ترین دیوارهایی هستند که تا به حال ساخته شده اند
دیوارهای قسطنطنیه ۱۱۰۰ سال بود که..
به همون شکل باقی مونده بودن
این واقعا نمونهی چشمگیری از مهندسی جنگ اوناست
این دیوارها پنج بخش دارن
اول یه خاکریز بیرونیه
بعدش یه فضای باز که سربازا باید ازش رد شن
که یه جورایی زمین کشت و کشتاره
بعد یه دیوار خارجی که برج ها روش قرار دارن
و بعدش یه خندق دیگه و بعد از اون دیوارهای داخلی قرار دارن
کل این مجموعه حدودا ۶۰ متر عمق داره
و از پایین خاکریز تا بالای دیوارها هم ..
حدود ۳۰ متر ارتفاعشه
هیچکس نمیتونست ازش رد شه
محمد یه نگاهی به شهر انداخت و ..
گفت: خیلی خب این شهر دیوارای خیلی بزرگی داره
کسی نمیتونه ازش رد شه
خب حالا چجوری باید خرابشون کنیم؟ به یه توپخانه احتیاج داریم
به یه دستگاه پرتاب توپ احتیاج داریم که این دیوارا رو تخریب کنه
و تصمیم گرفت که از جلو حمله کنن
میخواست با انجام این کار یه عرض اندامی بکنه
این مرد همین شکلی بود
شخصیتش این جوری بود
نقشهی محمد این بود که مثل قرون وسطی با استفاده از رعب و وحشت و به نمایش گذاشتن قدرتهاشون پیروز شن
میخواستن با به توپ بستنِ..
اون دیوارهای خیلی بزرگ ،موفق بشن
ستون اصلی حملهی توپخانهای محمد...
یک دستگاه پرتاب توپ ۸ متری به نام باسیلیکا بود
یه دستگاه عظیم الجثه ساخته شده بود خیلی بزرگ بود
اونا میگن صدها گاو نر اونو میکشیدن
باید فلزساز خیلی ماهری باشی تا بتونی همچین چیزی بسازی
پوسته بیرونیش از جنس برنز بودن و هشت اینچ ضخامت داشتند
توپهایی که داخلش قرار داشتند نیم تن بودن
تعداد زیادی از ناقوس های کلیساهای بالکان..
برای این کار ذوب شدن
عثمانی ها اسم اون دستگاه غول پیکر رو گذاشتن "خرس"
و اسم کوچیکترهاش رو گذاشتن "توله"
آروم باش
مردی که سلاحهای خیلی بزرگ محمد رو ساخت
اولین کسی بود که تو مجارستان این دستگاه ها رو ساخت و اسمش اربن بود
- پدر! - بله?
شکاف ها دارن بیشتر میشن
این دستگاه ها قدرت پرتاب خیلی بالایی داشتند ولی فقط سه ساعت یه بار قادر به پرتاب بودن
این احتمال همیشه وجود داشت که دستگاهها منفجر بشن
مثلا اگه زیاد ازشون کار بکشی
یا اگه شکاف هاشون بیشتر بشن منفجر میشن
اینا اصول ابتداییه
بعد از این یکی بهش استراحت میدیم. باشه؟
خیلی خب .برو
آماده،قربان
شلیک
روز و شب دیوارها رو توپ باران میکردند و
تمام شهر رو آشفتگی و هرج و مرج فرا گرفته بود
گیستیوانی با یه مشکلی مواجه شد که..
تا اون موقع تجربهش نکرده بود
و اون دستگاه پرتاب توپی بود که میتونست دیوارها رو از بین ببره
گیستیوانی سربازاش رو فرستاد پایین تا...
خاکریز بسازن
دیوارها رو از نو بسازن و این دیوارها از قبلی ها بهتر بودن
چون آجرهای سست و لق..
اثرات توپ ها رو به خودشون جذب میکنن
و این باعث میشه که تخریبشون خیلی سختتر بشه و انرژی بیشتری برای از فروپاشیدنشون لازمه
بعد از شش روز بمب باران مداوم،
دیوارهای قسطنطنیه آسیب دیده بودند ولی همچنان در جای خودشون ایستاده بودند
سلاحهای سلطان...
چاره ای برای سربازان امپراتور پشت دیوار باقی نگذاشته بودند
برای اینکه از حملهی بی امان نجات پیدا کنند
باید برای دفاع از خودشون در برابر عثمانی نقشهای میچیدند
گیستیوانی و سربازان ایتالیاییش خودشان را برای ..
یک ضدحمله در برابر سربازان عثمانی ،خارج دیوارها
آماده میکردند
گیستیوانی باید میرفت بیرون و یه چندتا شبیخون میزد
هم باید گارد دفاعیشون رو میشکست و ..
هم اینکه باید یه جورایی رعب و وحشت ایجاد میکرد
- برادران آمادهاین? - بله!
- برای رضایت خدا! - برای خدا!
- برای خزانه! - برای خزانه!
برای اون کسی که میجنگین تا برگردین پیشش
بله
خدا
گیستیوانی تو نزاعهای دفاعی متخصص بود
تصمیمی که گیستیوانی باید میگرفت این بود که
باید از دیوارای خارجی دفاع کنم یا داخلی؟
و تصمیم گرفت که از دیوارهای خارجی دفاع کنه
بهشون نشون میدیم که یه جنوایی با شمشیر چیکار میتونه بکنه
رفتن به پشت دیوارهای خارجی ذاتا خودکشیه
چون اونجا جاییه که توپ ها منفجر میشن
روش مبارزهی ایتالیاییها اینجوری بود:
یه چند نفر زره میپوشن میرن جلو
و پشتتشون یه سری آدم با تیرکمون وایمیستن
و اون ..
اگه بخواییم مقایسه کنیم..
مثل تانک توی جنگ جهانی دوم بود
که یه سربازی پشت تانک پناه میگرفت
صبر کنین
صبر کنین
شلیک کنین
شمشیرا
گیستیوانی با خودش یه سپاه بزرگ دو هزار نفری آورده بود که...
سربازای آموزش دیدهای داشت
اونا مهارت های مبارزه داشتند
اونا کاندوتیری بودن
یعنی ژنرال های مزدور
رعب و وحشتی که حملهی گیستیوانی به جا گذاشت..
عثمانیها رو شوکه کرد
زمین جنگ پر از افراد مرده یا در حال مردن بود
یه کاری میکنیم جنوایی ها برای این خیره سریشون تاوان پس بدن
اربن پاشا، چرا هی این پا و اون پا میکنی؟ چرا "خرس" من کار نمیکنه؟
سلطان یه دقیقه صبر کنین
اربن، من بهت پول ندادم که واسم یه چیز غیرعادی بسازی
تو قول دادی که اینا دیوارا رو خراب میکنن
لولهش داره ترک میخوره
اون روکش مسی که به کار بردم اونجوری که انتظار داشتم دووم نیاورد
اگه یه چند روز بیشتر وقت داشتم..
میخوام همین الان شلیک کنن
پاشا، من دارم تمان تلاشم رو میکنم
اگه شانس بیاریم فردا صبح میتونه شلیک کنه
اربن، اگه "تو" شانس بیاری...
این دستگاه الان شلیک میکنه
- ولی ترکهاش - الان
در محل محاصره زمان در حال سپری شدن بود
هر روز یه تهدید جدیدی وجود داشت که..
دشمنان محمد از شرق و غرب ممکنه به سپاهش حمله کنند
بزرگترین خطر این بود که پاپ از اروپا نیروهای کمکی بفرسته
پر شده ،قربان
منو رها نکن حرومزادهی خفن
اربن، آمادهای؟
بله سلطان
لطفا برای امنیت خودتون عقب وایستین
اربن، یه ذره ایمان داشته باش
شلیک
نه،نه،نه،نه
محمد
محمد
- نمیتونی منو بگیری - محمد...
بیا کنارم بشین
بیا
چی شده مامان
پدرت تو رو به پایتخت احضار کرده
باید خیلی اونجا بمونم؟
بله
پرندههام چی؟
تو پایتخت یه چند تا جدیدشو میگیری
ولی تو هم باهام میایی دیگه؟
به زودی همدیگه رو میبینیم
نیمخوام برم
محمد، از الان به بعد حق نداری گریه کنی
یک سلطان هیچ وقت گریه نمیکنه
حالا برو
- ولی مامان.... -گفتم برو!
No comments yet. Be the first to leave one.