أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
آره، ولی باید توی نور باشه.
میدونم، برش میگردونم عقب تر.
دستتو بکش.
بابا، بابا، لامپ توی...
زيرنويس از مهدي shine021
آخــــــرین ســـواری
ما همه اونجا بودیم.
کمک!
کسی هست؟
اونا به خاطر تو مردن.
حالا به ما نگاه کن.
به اون دست نزن.
پاشو. زود باش، وقت این گه خوریا رو نداریم.
باشه.
اِ، این اتلاف وقته،
پس تو رو توی نیویورک میبینم.
اگه بذارن با اون کون الکیِت دوباره سوار هواپیما شی.
هی، کجا داری میری؟
برگرد.
'دیوین'، صبر کن.
هی، صبر کن.
اوه، لعنتی، آخ! - هی، داداش!
ما تونستیم.
حالا فقط باید خودمون رو برسونیم به بالا.
من با تو اون بالا نميام،
تو یه آدم وسواسی و عوضی هستی. هی.
هی. داری شوخی میکنی؟
اگه یه بار دیگه به این دست بزنی، به خدا قسم...
این یارو کیه؟
من؟ من هیچ کسم.
اون فروشنده منه.
تو منو نمیشناسی و منم تو رو نمیشناسم.
گورتو گم کن.
من با تو اون کوه احمقانه رو بالا نمیام.
تو با من میای.
به هر دوتامون کمک میکنه.
آخه چطوری این میخواد به ما کمک کنه، مرد؟
اینجا به من بگو.
چرا باید اون بالا باشه؟
هی، میخوای یه چند تا دلار اضافه دربیاری؟
چیکار کنیم؟
آره، چیکار کنیم؟
با من تو تلهکابین تا بالای کوه بیا.
چقدر میدی؟
۵۰۰۰ کرون.
پنج هزار...
تو هیچ وقت بابت این به من پول پیشنهاد ندادی.
تو کرون به اندازه کافی نداری.
اوه، من به اندازه کافی دارم.
بهت نشون میدم.
بهت کرون نشون میدم.
پس تو واقعا میخوای بری اون بالا؟
واسه همینه که من باهاشم.
ولی تو حتی بدون اونم میری؟
معلومه که بدون اونم میرم.
باشه، مال خودت.
انگار تموم عمرتو وقت نداشتی
خودتو جمع و جور کنی، بابا.
'کاپو'؟
'کاپو'.
من سعی میکنم همه چیو بهت بگم.
داداش، اصلا برام مهم نیست.
این خیلی تغییر کرده.
چرا تغییر کرده؟
از کجا بدونم؟ من اهل فنلاندم.
خب، من میارمت اینجا.
میبرمت بالا.
و هر کی اون بالاست ازت مراقبت میکنه.
هی، باهاش آرومتر.
میای تو یا نه؟
این دیوونهبازیه، بابا، لعنتی.
هی، چقدر طول میکشه تا برسی به بالا، 'کاپو'؟
من تور لیدر نروژی نیستم که.
باید بدونم.
ولی ما هیچوقت نرسیدیم.
صبر کن، ما کی؟
داداش، خواهش میکنم بس کن.
«برخورد نزدیک از نوع سوم» فیلم مورد علاقه من نیست.
-سلام. -اینه دیگه.
-'دیوین رابینز'. -ول میکنی یا نه؟
ببخشید، نروژی حرف نمیزنم.
-راجع به چی داری حرف میزنی؟ -خفه میشی یا نه؟
ببخشید.
«برخورد نزدیک از نوع سوم» فیلم مورد علاقهته.
فیلم مورد علاقه من «طلوع مردگان»ه و فیلم مورد علاقه تو «مکس دیوانه».
روال همینه، درسته؟
-نه، نه مورد علاقه من نیست... -این سهم ما از زندگیه.
فیلم مورد علاقه من نیست.
خب، پس چیه؟
-خب؟ -«جادوگر شهر اوز».
چی؟ مگه تو یه دختربچه پنج سالهای؟
بگو ببینم، اون میمونهای پرنده ترسناک واقعی بودن؟
مجبور نیستی خوشت بیاد. من دوستش دارم.
آره، شاید نباید اینو بهمون میگفتی.
عجب دنیایی، عجب دنیایی.
اینو ببین.
اوه، اوه، چه امن به نظر میاد.
-اینو ببین. -خیله خب، بیا بریم.
بیا این کارو بکنیم قبل از اینکه پدر مادرمون بفهمن ما کجاییم.
'سید'، فکر میکنی اونا چقدر از آتیشسوزی میدونن؟
کی؟
پدر مادرمون، خنگول.
فکر میکنی چقدر نور خورشید گیرمون میاد؟
میتونیم به موقع برسیم اون بالا و برگردیم؟
هر دفعه که بحث آتیش رو پیش میکشیم، تو بحث رو عوض میکنی.
مهم نیست. بیخیال شو.
هر چی، باشه؟
هر چی درسته. من که روانشناس کوفتی نیستم.
میشه در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم؟
یادت میاد رفتیم 'کوه فضایی'؟
آره، ولی این یکی قراره واقعی باشه.
خیلی خب، بزن بریم. بیاین دیگه شروع کنیم.
هی، انگلیسی بلدی؟
زبون رو که بلدی.
انگلیسی سرت میشه.
بستگی داره.
تو بلدی؟
اون انگلیسی حرف میزنه.
میشه ما رو ببری نوک کوه، لطفا؟
کافه اون بالا چند سال پیش آتیش گرفت و سوخت،
پس برو یه فیلم تو تلویزیون پیدا کن یا یه همچین چیزی.
همهی پیشخدمتهای خوشگل و توریستهای خوش تیپ رو از دست دادی،
ولی من الان ازدواج کردم، پس به کیرم.
من به کیرمه.
اونا سینه های گنده دارن.
- سینه های گنده و آبدار. - ای خدا.
برای تو، اونجا هات چاکلت و اسنک های گرم داشت.
'قاپ زنی گرم'. شنیدی 'دیوین'؟
اون اینو نگفت. گفت اسنک.
تا حالا یه توریست حشری رو
- تو محوطه کابل کردی؟ - ای خدا.
مجبور نیستی جواب بدی آقا.
تو میکنی.
هر روز.
آره، شما نروژی ها خون وایکینگی تو رگ هاتونه.
اونا میذارن پسراشون یخ بزنن،
بجای اینکه برن تو تخت مامانشون.
من تو تخت مامانم نمیخوابم.
- آره میخوابه، آره میخوابه. - باشه، تمومش کنید.
داریم وقت تلف میکنیم.
میشه ما رو ببری اون بالا؟
نباید الان تو مدرسه باشین؟
شما پسرا دارید در میرید؟
من؟ من پول هرزه نمیدم.
ولی اگه میپرسین چرا ما تو مدرسه نیستیم،
از آتیشافروز بپرسین.
- چرا خفه نمیشی؟ - نه.
پدر مادرت کجان؟
مامان من و بابای اون تو 'چتائو' هستن.
اینو گوش کن. 'چتائو'.
اونا تو یه مسافرخونه داغون دارن میخورن.
- ای لعنتی. عجب چیزی. - وای.
چطوری این کار رو کردی؟
مزایای معدن ذغال سنگ.
فردا برگرد، باشه؟
چی؟
زنم امشب داره غذای مورد علاقه منو می پزه،
یعنی کوفته قلقلی خونگی با بهترین سسی که تا حالا خوردی.
داری شوخی می کنی؟ داداش، ما رو ببر اون بالا.
متاسفم بچه ها.
جیمی، جیمی رفت.
'اویوند بیرک'.
'اویوند جرک'، خیلی باحاله.
-'بیرک'. -'جرک'.
سید، سید بیکر.
-سلام سید. -سلام.
-داداش، تو چته؟ -چه خبره؟
-'چارلی چان'. -چه خبرته؟
من الان چی دیدم؟
از دیدنت خوشحالم، 'اویوند'، 'دیوین رابینز'.
فوق العاده ست، باشه.
-داری شوخی می کنی؟ -لذت ببرید.
ما دیگه هیچ وقت تو نروژ نخواهیم بود.
هیچ وقت.
اگه زنمو می دیدی، می فهمیدی.
بچه ها، بیاید بریم دیگه.
-اوه خدا، بیاید. -چه مزخرفاتی.
باشه، بذارید ازت یه عکس بگیرم
و می تونید دوستاتونو بپیچونید
که رفتید نوک قله، باشه؟
بیاید، جلوی 'گوندولا' وایسید.
ولی من کسی رو نمی پیچونم، اینجوری نیستم...
-لعنت بهش. -اوه، باشه.
با این دوربین. مسخره بازی در نیارید.
فقط جلوی 'گوندولا' وایسید.
باشه، چی؟
-چی چی؟ -یه کابله،
یه تله کابینه.
'گوندولا'.
-'گندوالا'. -باشه، بخندید.
شما نوک قله اید، خیلی عالی بوده.
یک، دو، سه، سیب.
-آخ، آخ. -اوه.
-داری چیکار می کنی؟ -خیلی سنگینی.
بدترین لبخندی که تا حالا دیدم.
-خیلی سنگینی. -ما خوشحال نیستیم.
-بفرمایید. -می تونستید ما رو
ببرید بالا. خیلی بهتر بود.
کاش می تونستم.
No comments yet. Be the first to leave one.