أول 190 سطر.
MINE
سلام
لی هه جین هستم
منم عضو ایلشینم
امروز دعوتم کرده بودن
چه راه عجیبی بود برای خوشآمدگویی به یه عضو جدید
...این بود؟ تو واقعا
بخاطر پسرم و من عضو شدی؟
پسرت؟
معلومه که نه
این بنیاد رفاهی اولین جایی بود که من و هاجونم رو قبول کرد
برای همین دارم لطفشونو جبران میکنم
چرا اومدی خونهی ما؟
چیزی که برای منه رو پس بگیرم
تو مراقب بچهی خودت باش منم مراقب بچهی خودمَم
نمیدونی من در اصل تلاش کردم که از بچهت مراقبت کنم؟
هی سو، بیا فعلا بریم
تو و من بعدا حرف میزنیم
به دکتر هوانگ بگو تا یه ساعت دیگه بیاد روباتو
اگه اینو به پلیس گزارش بدی
تو روزنامه چاپ میشه
...اگه اشتباه پیش بره
و بیان علیه خانوادهتون تحقیقات مالیاتی کنن چی؟
اگه پلیس دستور بازرسی بگیره و گاو صندوق رئیس رو زیر و رو کنه چی؟
خدایا، مراقب باشین
چی اون تو عه؟
قربان، نه
نه، قربان
قربان، از اونجا بیاین بیرون
قسمت هفت عشق فقط یه رویاس
فقط به ها جون و خودت فکر کن
من جای تو کاری که میخوای رو میکنم
نه
این مشکل منه
خودم باید بهش برسم
تو تو موقعیتی نیستی که جلوی کسی وایستی تو بارداری
من اول میبینمش
باید درست قضاوت کنی که چیو بندازی بره
و از چی محافظت کنی
باید قوی بمونی
الو؟- فکر نمیکنی باید حرف بزنیم؟-
اتفاقا الآن تو راه خونهی شمام
نه، اول یه چیزی هست که باید چک کنم
بعدا بهت زنگ میزنم من میگم کجا همو ببینیم
جرئت نداری بدون اجازهی من پاتو تو خونهی من بزاری
خانم جونگ
میدونی که من چرا اینجام، نه؟
کانگ جا کیونگ واقعی که پنج سال اینجا کار کرده
اون الآن کجاست؟
بله، آقای چوی
من سرخدمتکار لیون و کانگ جا کیونگ واقعی رو
بخاطر جعل اسناد و ارتکاب کلاهبرداری احضار میکنم
صبر کن، یواشتر رانندگی کن
سوزی
وای خدا
حتما اینا متعلق به مادر خونی آقای هان جی یونگ عه
بیا اینجا رو به کس دیگهای نشون ندیم
حتما، قربان
خانم یانگ دارن صدام میکنن
خانم، کمتر از حنجرهتون استفاده کنین
و بیشتر از سینه بخونین- جوونیم رو-
مامانم حتما خیلی تنهاست
خیل خب
خانم، خانم کانگ جا کیونگ اومدن
چون بچهها اونجا بودن
تند تند میرفتم کانادا
اونجا بود که هه جین رو دیدم
یه دختر مهربون بود
...گذاشت یه سال رایگان تو خونهی دومش
تو مونترال بمونم
...اونجا از گذشتهش
خبردار شدم
فقط میخواست پسرش رو برگردونه
منم میخواستم کمکش کنم
فقط میخواست که
یه سال هویتهامون رو عوض کنیم
شما بهتره برین
بله؟
خانم، خانم کانگ اومدن
اومدن شما رو ببینن
ولی آقای هان جی یونگ بهمون دستور دادن که اصلا تو خونه راشون ندیم
چیکار باید کنم؟
بزارین بره تو
بگین تو اتاق انتظار منتظر بمونه
سلام
کانگ جا کیونگ هستم
لطفا مراقب پسرم باش- تمام تلاشم رو میکنم-
خیلی نگران نباش الآن خانم کانگ رو داریم
انگار با هاجون صادقه
... باور نمیکنم، داری میگی من
تو رو فریب دادم و اونو اینجا راه دادم؟
هیوون الکترونیک
معلم ها جون
الو؟
...همه چی تمومه
زنت دیگه فهمیده من کی ام
خانم کانگ جا یونگ توی پذیرایی منتظرتونن
زود تشریف آوردین خونه
خانم کیم یو یون میتونی بری
چشم خانم
تا 15 دقیقه دیگه به خانم کانگ ...بگو بیاد اتاق مطالعهم
هیچکسی رو راه نده
چشم خانم، اطاعت میشه
...میخوای صحبتمون رو ضبط کنی و
برای هان جی یونگ هم بفرستی؟
...اگه نقشهت اینه
بهمون یه سری بزن
رئیس جانگ این روزا خبریه؟
...خیلی بنظر ناراحت میای
...راجع به مادر اِما
باهاش یه قرار ملاقات بذار ...میخوام ببینمش
میخوام باهاش مشورت کنم
وقتی باهاش حرف میزنی حرفی از من نزن
پس چرا بهم معرفی کردیش؟
روی تجارتت تمرکز کن ...نه دلایل شخصی
مشکلات شخصی رو ...با دیگران در میون نذار
چون راهبهست میشه باهاش صحبت کرد
...ببین رئیس جانگ
میخوای دو تا راز شوکه کننده ای که تازه کشف کردم رو بشنوی؟
...نمیدونم چقدر شوکه کنندن
...ولی یه سری راز ها نباید فاش بشن
رازها رو پیش خودت نگه دار
ولی واقعا مغز آدم سوت میکشه
چی میخوای؟
...ها جون
...میخوام با خودم ببرمش
همونجور که میبینین زندهم و ...حالم خوبه
بچهی 18 ماهم رو اینجا گذاشتم ...و رفتم
...فکر کردم بهتره تا مثل یه شاهزاده
توی هیوون بزرگ بشه تا با مادر مجرد بدبختش
پس چرا نظرت رو عوض کردی؟ هیچی عوض نشده
...چون اون موقع اشتباه می کردم و
...چیزی که الان بهش فکر میکنم درسته
...اومدم تا اشتباهم رو درست کنم
پسرمو میخوام
میدونی که غیر ممکنه
مُمکِنش میکنم
این اتفاق نمیفته
چی به شما این حقُ میده؟
چی به تو این حقُ میده که یه همچین حرفی بزنی؟
من نه ماه توی شکمم نگهش داشتم و ...هجده ماه هم بزرگش کردم و
راجع به حق با من حرف میزنین؟
حرفتون کاملا بیمعنیه
میخوای قضیه رو قانونیش کنی؟
...میدونم الان توی دعوا داوود علیه جالوتم
...ولی چاره دیگه ای ندارم
باید 6 سال پیش این کارو میکردم
ما مدرک و شاهدهایی ...برای اثبات سرقت هویتت داریم تا
کاملا از جامعه طردت کنیم
واقعا هنوزم میخوای این کارو بکنی؟
...تو
مجرمی
نمیتونین طرف منو بگیرین؟
میتونین به من کمک کنین ...به هر حال من مادر واقعی ها جونم
به شوهرتون کمک کردم رئیس گروه هیوون بشن
...این معامله ای که با هان جی یونگ و
مادربزرگ ها جون کردی؟
...من اصلا قصد ندارم طرف تورو بگیرم
توی معامله دخیل نبودم
...میخواین یه کاری کنم کل دنیا بفهمن که
خانواده هیوون با من چیکار کردن؟
هر کاری که دوست داری بکن
...یه کاری میکنم کل دنیا بفهمن
چجوری اومدی اینجا و ...گولمون زدی
تو و هان جی یونگ با هم
ولی هان جی یونگ پسره خانواده هیوونه
نباید ازش محافظت کنین؟
همه باید مسئولیت رفتاراشون رو به عهده بگیرن ...هر کسی هم که باشن
بالاخره شما دو تا هی سو و من رو گول زدین
نباید با من اینطوری رفتار کنین
...حتی خودمم نمیدونم
ممکنه چیکار کنم
الان به عنوانِ کانگ جا کیونگ یا ...لی هه جین اینجا نیومدم
به عنوانِ مادر ها جون اینجام
...هی سو حاملست
نمیخوای عادلانه بازی کنی؟
واقعا میخوای به یه زن حامله استرس وارد کنی؟
دقیقا به خاطر همین قضیهست که ...ها جون رو با خودم میبرم
...الان بچهی خودش رو داره
هر کی باید مسئولیت ...بچهی خودشُ به عهده بگیره
در ضمن من معلمشم ...چون قراردادم هنوز تموم نشده
الان زمانیه که ها جون ...از مدرسه میاد خونه
پس الان میرم پیشش
...مگه بهت نگفتم
نمیتونی بدون اجازه من توی این خونه بمونی؟
الو؟
مگه نگفتم معلم رو توی خونه راه ندین؟
کی؟
سو هیون؟
شنیدم حالت خوب نبوده ...واسه همین زود اومدم
No comments yet. Be the first to leave one.