Hamnet

Hamnet

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Hamnet 2025 1080p iT WEB-DL H264 SDR DDP Atmos 5 1 English - HONE
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian Hamnet 2025 زیرنویس فارسی فیلم

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-02-03
تنزيلات: 301
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

بفرما

بیا. گرسنه‌ت بود

خودشه

تکرار کن

روز خوش، قربان

روز خوش

چی شما رو به هولندز کشونده؟

دارم به پسرهای اینجا درس می‌دم

معلمِ لاتین

تعریفت رو شنیدم

چی شد که اومدی توی باغ؟

خب

فقط یه سواله استادِ معلم

بله، من... خب

فکر کنم هوای اینجا تازه بود و

خب، تو رو با پرنده‌ت دیدم

این یه شاهینه. آه

اجازه هست؟

زیاد نزدیک نشو

تو رو نمی‌شناسه

اوه

سلام پسر

آه

از تو خوشش میاد

اسمت چیه؟

بهت نمی‌گم

می‌گی

نمی‌گم

می‌گی. -نمی‌گم

وقتی همدیگه رو بوسیدیم بهم می‌گی

داری چیکار می‌کنی؟

آگنس

اسم من آگنسه

اهل کجایی؟

حرف بدی زدم؟

هان؟ نه

تو نمی‌دونی من کی هستم. صبر کن، می‌خوام ببینم

دیگه نمی‌تونی منو ببینی

اوه

کجا بودی؟

توی مزرعه بودم، داشتم به بارتولومیو کمک می‌کردم

حالِ یه بره تازه متولد شده خوب نیست

خب، من... من رفتم به مزرعه

اونجا ندیدمت

خب، من اونجا بودم. بهش بگو بارتولومیو

اونا بود

معلم جدید لاتین رو دیدی؟

پسرِ اون دستکش‌دوز

پسرا گفتن یهو زد بیرون و دیگه برنگشت

قرار بود بهشون درس بده

تا بدهی‌های پدرش رو صاف کنه

ندیدمش

خب، باید می‌دونستم

پسر کو ندارد نشان از پدر

می‌دونی، واقعاً فکر می‌کنم شما

زیباترین دخترهای این محله هستید

هستیم. یه روزی

باید تمامِ هوش و حواسم رو جمع کنم

برای تمامِ خواستگارهایی که سراغتون میان

آگنس بزرگتره. اون اول ازدواج می‌کنه

اگه همین‌طور مثل کولی‌ها به جنگل فرار کنه

ازدواج نمی‌کنه

کجا بودی؟

ساعت‌ها منتظرت بودیم

من... -خب؟

داشتم کار می‌کردم

بشین. بشین

شامت داره سرد می‌شه

هی پسرا، پسرا! -بس کنید

برای همه غذا هست

درس‌ها توی هولندز چطور پیش می‌ره؟

اون پسرا اهلِ علم و دانش نیستن

در عجبم از این همه یادگیری. -هوم

لاتین برای پسرایی که قراره فقط چوپان بشن

این فقط افاده‌ست. نه، نه، نه

دیگه کافیه! خیلی خب، گیلبرت

شنیدی مادرت چی گفت. برای همه هست

داری از پسرهای هولندز بد می‌گی

«اهلِ علم و دانش نیستن.»

اما یه چیزی بهت بگم

اونا همیشه از تو مَردتر می‌مونن

برخلاف تو، اونا مشغولِ یه کارِ آبرومندن

بی‌عرضه و بی‌هنر، با اون افاده‌های الکیت

اون همه تحصیلات

یه ذره عقل توی کله‌ت نیست

دارم به اون پسرا درس می‌دم تا

بدهی‌های تو رو به اون خانواده بدم، مگه نه؟

بدهی‌های بی‌حساب و کتابت به اون خانواده

من... بس کن

از بقیه خانواده هولندز چه خبر؟ دیدیشون؟

فقط مادرشون رو

دختر بزرگتر رو نه؟ -نه

می‌گن اون دختر، بچه یه جادوگرِ جنگلیه

دیدمش که تنهایی توی جاده‌های فرعی پرسه می‌زنه

با یه شاهین روی دستش

یه شاهین توی هولندز؟

بله

می‌گن بدونِ همراه، پرنده رو با خودش می‌بره جنگل

آره، اما الیزا مطمئنی؟

دخترِ بزرگتر شاهین نگه می‌داره، نه یه خدمتکار؟

بله. آره

آگنس

سلام

اینجا چیکار می‌کنی؟

این رو برات آوردم

این چیه؟

خب، این

یه دستکش جدید برای پرنده‌ته

دستکش دارم

آگنس

آگنس، صبر کن

می‌دونم کی هستی

من کی‌ام؟

خب، من... نمی‌شناسمت اما چیزهایی شنیدم

اینکه دخترِ یه جادوگر جنگلیم؟

آره. مردم این رو می‌گن اما برای من مهم نیست

من دخترِ مادرم هستم

چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم

به چی نگاه می‌کنی؟

به تو. چرا؟

من... -فکر می‌کردم مردِ کلماتی، استادِ معلم

بله

نیستی؟

حرف زدن با آدم‌ها گاهی برام سخته

خب، پس برام یه داستان بگو

یه داستان؟ بله

چه داستانی دوست داری؟

یه چیزی که تکونت بده

باشه

داستان اورفه و اوریدیس رو شنیدی؟

اورفه مردِ موسیقیه

صدای فوق‌العاده‌ای داره

نواختنِ کیتاراش که

یه جور سازِ زهی شبیه به چنگه

اونقدر بهشتیه که

پرنده‌ها

درنده‌ها، حتی سنگ‌ها و درخت‌ها

همه با ریتمِ موسیقیِ اون به حرکت درمی‌اومدن

حالا، اورفه عاشقِ این پریِ زیبا، اوریدیس می‌شه

مدتِ کوتاهی بعد از ازدواجشون

اوریدیس رو یه افعی نیش می‌زنه

و زهر توی بدنش پخش می‌شه

و اون کشته می‌شه

و اورفه، غرق در ماتم

راهیِ دنیای مردگان می‌شه تا پسش بگیره

اون سگِ سه سر، سربروس رو سِحر می‌کنه

هادس رو جادو می‌کنه تا اینکه بالاخره

بهش اجازه می‌دن عشقش رو با خودش برگردونه

به دنیای زندگان اما

به یک شرط

چه شرطی؟

اون باید پشت سرش بیاد

و اون نباید برگرده تا نگاهش کنه

حالا، وقتی شروع به بالا رفتن می‌کنن

اورفه صدای قدم‌هاش رو نمی‌شنوه، پس گوش می‌ده

و گوش می‌ده و گوش می‌ده و گوش می‌ده

اما تنها چیزی که می‌شنوه صدای ضربانِ قلب خودشه

و باقی، سکوت است

و وقتی به دروازه‌های دنیای مردگان نزدیک می‌شه

دیگه نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

برمی‌گرده تا نگاهش کنه و اون

برای همیشه توی دنیای مردگان گرفتار می‌شه

هوم

داستانِ خوبی بود

خوشت اومد؟

به یاد بیار، افسنتین، آنچه را که پدید آوردی

آنچه را که در ریگن‌ملد مهیا کردی

تو را «اونا» می‌نامند، کهن‌ترین گیاه

تو در برابرِ سه تا ایستادی، در برابرِ سی تا

در برابرِ زهر ایستادی، در برابرِ بیماریِ باد

در برابرِ وحشتی که بر زمین سایه افکنده

و تو، بارهنگ، مادرِ گیاهان

از شرق گشوده‌ای و از درون مقتدر

ارابه‌ها از رویت گذشتند، زنان بر تو راندند

در برابرِ همه ایستادگی کردی و پس زدی

راسته که می‌تونی همه چیز رو درباره یه نفر بفهمی

فقط با لمس کردنِ اینجا؟

نه همه چیز رو

وقتی اینجا رو لمس کردی چی دیدی؟

یه چشم‌انداز دیدم

یه چشم‌انداز دیدی؟ ام-هوم

فضاها، غارها، نوکِ صخره‌ها

تونل‌ها و اقیانوس‌ها

این خلأ عمیق، تاریک و سیاه

سرزمین‌های کشف‌نشده

او سخن می‌گوید

او سخن می‌گوید، او سخن می‌گوید

اما، آهسته

چه نوری‌ست که از آن پنجره می‌تابد؟

آن سو مشرق است و ژولیت خورشید است

و بکُش

ماهِ حسود را

سلام

سلام

می‌خوام با تو پیمان ببندم

نه، من... باید با تو پیمان ببندم

هیچ‌کسِ دیگه‌ای نمی‌شه

من با نامادریت و برادرت صحبت می‌کنم

و البته که اونا مخالفت می‌کنن، اما

برام مهم نیست چون من صبری ندارم

More Farsi Persian subtitles for Hamnet

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left