أول 179 سطر.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
!اولین زیارت معبد
!سال نو مبارک
!همچنین
!نیشیکاتا
...تاکاگی سان
.سال نو مبارک
...سال نو مبارک
.واقعا گرمن
.این دستکش هارو میگم که کریسمس بهم هدیه دادی
.اوه، آه، خوبه
.این شال گردن هم که بهم دادی واقعا گرمه
خودت تنها اومدی؟
.نه، با خانواده اومدم
اونا چنتا از آشناهامونو دیدن .و دارن سلام و احوال پرسی میکنند
.اوه، که اینطور
.هی، چطوره باهم بریم زیارت معبد
.حتما، مشکلی نیست
!ایول
.خیلی شلوغه
.خب، ناسلامتی اول ژانویست
جای تعجب نیست، اما امروز .بیشتر خانواده ها و زوج ها اومدن
ما توی هیچکدوم از این دو دسته قرار نمیگیریم یکم عجیبه، نه؟
آه، پس قراره صدفه بدیم و دعا کنیم، نه؟
.آره، همینطوره
امیدوارم امسال !تاکاگی سان اذیتم نکنه
چه دعایی کردی؟
.این چیزا خصوصیه
شاید دعا کردی که امسال اذیتت نکنم، نه؟
.پس درست گفتم
!لعنتی! اون همین الانشم داره اذیتم میکنه
!آخه چرا؟
تاکاگی سان، تو چه دعایی کردی؟
.این یه رازه
.حدس بزن
شرط میبندم دعا کردی تا .فرصت های بیشتری برای اذیت کردن من گیرت بیاد
.نه
همینجوریش کلی فرصت برای اذیت کردنت گیرم میاد .لازم نیست به خاطرش دعا کنم
!لعنت بهت، تاکاگی سان
.هی، نیشیکاتا
.بیا اولین مسابقه سال جدیدمونو انجام بدیم
چی؟
هردومون اینو امتحان میکنیم .و هرکی طلسم شانس بهتری گیرش اومد، برندست
جالبه، پس این یعنی اینکه .بردن کاملا بر اساس شانسه
از همین اول سال داره اذیتم میکنه .پس این فرصت خوبیه که این اوضاع رو تغیر بدم
.این چالشو قبول میکنم، تاکاگی سان
.میتونی تو اول شروع کنی
.اون اصلا نگران نیست
!فقط بشین و تماشا کن، خودم شکستت میدم
!چقدر سریع
!تروخدا شانس شگفت انگیز باش
!اوه
متوسط هم خوب به حساب میاد؟
.اگر درست یادم باشه بعد از شانس شگفت انگیزه
.به نظرم بهتره از شانس کم و شانس خیلی کمه
اوه! پس اگر تاکاگی سان ،شانس شگفت انگیزو نگیره
!در بدترین حالت مساوی میشیم
!حتما داری شوخی میکنی
.من دوتا میخوام
!چشم! میشه 400 ین
خوشمزست، نه؟
.آره
وایسا ببینم، آرزوی سلامتی کردی؟
اوه، هنوز درگیر اونی؟
.اشتباهه
.لعنتی! امسالم به جز باختن کار دیگه ای انجام نمیدم
!باید عجله کنم و اینو درست حدس بزنم
.اوه، مامانمه
.اوهوم، الان دارم آمازاکه میخورم
.باشه، حتما
.فهمیدم، آره
.شرمنده، من باید یه سر برم به دیدن خانوادم
!وایسا
چیه؟ میخوای یکم دیگه با من وقت بگذرونی؟
...آه، نه اینطور نیست
.شوخی کردم
.توی اولین مسابقه سال برنده شدم، احساس خیلی خوبی دارم
.خوشحالم که اینجا دیدمت
خب، بیا سال بعدی دوباره انجامش بدیم !اون موقع حتما شانس بهتری گیرم میاد
پس، داری دعوتم میکنی که سال بعد باهات به معبد بیام، نه؟
...آه...عـه...خب
...فقط اگر اتفاقی همو دیدیم
.امیدوارم سال بعد هم همو ببینیم
.درست مثل امروز
.آه...آره، بیا همین کارو سال بعدم انجام بدیم
میدونم که سال بعدم پدر و مادرم !میخوان با آشناهامون سلام و حوال پرسی کنند
.خب، دیگه باید برم، آرزوم هم برآورده شد
ها؟
دعا کرده بودم که نیشیکاتا .سال بعد باز منو دعوت کنه
!چی؟
...و-وایسا، اینطور نیست
!من تورو دعوت نکردم
!مطمئنم داری درباره دعات دروغ میگی
!منتظر سال بعدم
!لعنت بهت، تاکاگی سان
!آدم برفی
!عالیه! برف اومده
!ایول
!هی، تاکاگی سان
!اوه! نیشیکاتا
.خیلی سریع اومدی اینجا
حتما به خاطر اینه که خیلی هیجان زده ای، نه؟
.نـ-نه، اصلاهم اینطور نیست
اما خب خودت که میدونی .بارش این همه برف توی این منطقه غیر عادیه
آره،فکر کنم از آخرین باری که !چنین برفی اومده 5 سالی گذشته
...آه، من اصلاهم جوگیر نشدم
به هرحال، بیا شروع کنیم! تو کسی بودی که !پیشنهاد مسابقه آدم برفی رو داد
.درسته، بزن بریم
.خب، من میرم این طرف
من امروز این دستکش هارو پوشیدم .تا دست هام توی برف خیس نشه
عـه؟
یه جفت دستکش ضخیم، ها؟ !حتما فکر میکنه برتری با اونه، اما اشتباه میکنه
چون اون خبر نداره !وقتی پای ساخت آدم برفی های بزرگ بیاد وسط، از من حرفه ای تر پیدا نمیشه
.هرچند، از دوران دبستان تا الان، حتی یدونه هم نساختم
.سی دقیقه وقت داریم
نمیتونیم از هیچ ابزاری استفاده کنیم، درسته؟
.درسته، هرکی بتونه آدم برفی بهتری درست کنه برندست
.خیلی خب، من آمادم
!ها؟ گفتی آدم برفی بهتر؟
!نباید آدم برفی بزرگتر درست کنیم؟
.آدم برفیه بهتر
!چطور آدم برفیه بهترو تشخیص بدیم؟
.چطوره با نمره دادن به هم دیگه اینکارو بکنیم
!بدبخت شدم
!فکر میکردم باید بزرگتر درست کنی
!یه آدم برفی خوب اصلا چه شکلیه؟
.خب، مشکلی نیست، میتونیم بزگر بودنش هم برای نمره دادن در نظر بگیریم
.اینطوری منصفانه تره، چون یادم رفته بود جزئیاتو برات توضیح بدم
.مطمئنم از قصد بهم نگفته
خب
!شروع
.امتیاز بهتر بودن و امتیاز بزرگتر بودن
هرکی در مجموع بیشترین امتیازو بگیره برندست، نه؟
پس
!تنها کاری که باید بکنم اینه که، روی بزرگ درست کردنش تمرکز کنم
اوه؟
.خب، من میخوام اول چنتا چیز برای ترئینش بیارم
فکر میکنی خیلی راحته، نه، تاکاگی سان؟
!اما فقط سی دقیقه وقت داری
خیلی خب، بهتره برم سراغ آدم برفی خودم ...باید حسابی محکم درستش کنم
!خب! اینم از این! باید بزرگترش کنم
!واو! خیلی بزرگه
!پشماش ریخته
!فکرشو نمیکرد که از من انقدر بزرگ بشه
!هنوز تموم نشده، این تازه شروعشه
!تموم شد
!این بدنشه ، حالا باید برم سراغش سرش
ببینم تاکاگی سان چیکار کرده
...اوه، اون
!واقعا یه آدم برفیه خوبه
یعنی کی نمره بهتری میگیره؟
!خب! من از خودمو بزگرتر میکنم
!حرکت فوق العاده غلتیدن برفی
.یه دقیقه دیگه مونده
!ببین چقدر بزرگ شدن
،فقط یکم کثیف شدن که اونم به خاطر غلتیدنشونه
اما انقدر بزرگن که !اون آدم برفی رو شکست میده
.سی ثانیه مونده
...هرطور شده! باید تمومش کنم
!لعنتی
!خیلی سنگینه
!باید فکر اینجاشو هم میکردم
!من خیلی خرم
!فقط 15 ثانیه دیگه مونده
!باید انجامش بدم
از اونجایی که کار ساخت آدم برفیتو به موقع تموم نکردی
.پس فکر کنم من برنده شدم
...فکر کنم حتی اگرم تمومش میکردم، بازم میباختم
.خب، بزار کمکت کنم
ها؟
.نه، مشکلی نیست، خیلی سنگینه
...تازشم، من باختم
!تو خیلی روش کار کردی پس بای تمومش کنیم
!آره! تموم شد
...میدونستم
.آخرش در هرصورت شکست میخوردم
خب، بریم خونه؟
.آه...آره
یه لحظه مثل یه زوج رفتار کردیم، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.