Bokutachi no Remake (Remake our Life!)

Bokutachi no Remake (Remake our Life!)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

[AnimWorld] Bokutachi no Remake - 11
تعليق من Yasin_Max
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه Yasin :مترجم @AWsub @AWforum

الوسوم

other
نشرت في: 2022-04-13
تنزيلات: 18
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

Yasin

Yasin

‫تف تو روحش! حتما یه راهی پیدا می کنیم!

‫خیلی‌خب، انجامش میدم.

‫بخاطر چی یهو داد زدی؟

شرمنده. فقط فکر کردم کمکم می‌کنه انگیزه بگیرم.

‫اه، که اینطور!

‫پس قراره این موضوع رو هم مثل همیشه حل کنی، نه؟!

‫خیالم راحت شد!

پس مشکلی ندارین که من رهبری واکنش رو به عهده بگیرم؟

‫ا-ایرادی نداره.

ولی یه سری موارد قابل مذاکره نیستن، متوجهی؟

‫متوجهم.

‫برای شروع، باید همین الان موتور میس‌کلا رو عوض کنیم.

‫منظورت چیه؟!

مشکلی هست؟

‫اکثر باگ‌ها مستقیما ریشه تو موتور درون‌توسعه‌ دارن.

‫پس برین درست‌شون کنین!

‫کاواسگاوا کون همین الان داشت می‌گفت ‫چجوری میشه از پسش براومد!

‫کاملا مطمئنم اون حرف رو از روی ناچاری زده، ‫بخاطر اینکه شما خیلی پافشاری می‌کردین.

‫ولی در رابطه با چیزی که تیم باهاش روبروئه، ‫صادقانه خیلی برای اصلاح کردن دیره.

و-واقعا اینطوره، کاواسگاوا کون؟

‫بله.

‫ولی نمیشه الان موتور رو عوض کرد، میشه؟!

‫وقتی نداریم! چجوری قراره یدونه جدیدشو درست کنیم؟!

‫ما همین الان هم یه موتور داریم.

‫ببخشید که دیر کردم!

‫برو کار رو شروع کن.

‫بسپرش به من. فوری اوضاع رو درست می‌کنم.

‫لطفا صفحه‌هاتون رو با من به اشتراک بذارین.

‫این فایل اجرایی میس‌کلائه.

‫همینجوری می‌کشمش اینجا...

ها، یعنی چی؟ به هماهنگ‌سازی یا همچین چیزی نیاز نداره؟

‫مشکلی نیست.

‫بعدش فایل اجرایی رو اجرا می‌کنیم، و...

‫واقعا شد! بدون هیچ کار اضافه‌ای بالا اومد!

‫بعلاوه، اصلا هم سیستم رو سنگین نمی‌کنه.

‫بخاطر باگ هم کرش نمی‌کنه.

تو دقیقا چیکار کردی؟

‫کار آسونی بود.

‫این موتور انیدی‌‍ه، که بخاطر پایدار بودنش معروفه.

‫ا-انیدی؟!

‫اون کلی واسمون آب می‌خوره! ‫و بدون پرسیدن سفارشش دادی؟!

‫این مسئله‌ی خیلی مهمیه!

‫همینطوره، برای همین از بودجه‌ی تیم B استفاده کردم.

‫این عملا اختلاسه!

‫فکر کردی به عنوان رئیس تیم چـ-

‫من از بودجه‌ی تیم B استفاده کردم،

ولی چرا این کار رو نکنم، وقتی برای همینه که بودجه رو بهمون دادن؟

‫متوجه شدم.

‫تو موتوری رو انتخاب کردی که علاوه بر تیم B،

‫با بازی تیم A هم سازگار باشه، درسته؟

‫مثل همیشه باهوشی. همینطوره.

‫از چی داری حرف می‌زنی؟!

‫این مسلما نقض قوانین مجوزه!

‫باید یه عالمه پول واسه مجوز اضافی-

‫این دیگه چیه؟!

‫تخمینی از هزینه‌ی مجوز های اضافی،

‫و بودجه‌ی کامل تولید تیم A.

‫حتی با هزینه‌ی اضافی، بازم ‫مبلغ زیادی باقی می‌مونه.

تمام این مدت دنبال همین بودی؟

‫ترجیح میدم برای بدترین شرایط آماده باشم.

‫در حالت مطلوب اوضاع به اینجا نمی‌کشید، ‫ولی ما از اون نقطه رد شدیم.

‫خب، بیاین واکنش رسمی رو مشخص کنیم.

‫تهیه‌کننده کاواسگاوا و من در این باره با هم صحبت کردیم.

‫میگم، هاشیبا-

‫مشکلی نیست.

‫اول از همه، کسی که مسئول ‫حساب‌های شبکه‌های اجتماعی‌مون میشه...

‫موریشیتا سان، شما هستین.

‫ها، من؟!

‫شما از بین افراد حاضر بیشترین افق دید رو دارین،

‫که باعث میشه شما نزدیک‌ترین فرد ‫به احساسات بازیکن‌ها باشین.

‫شما بهترین انتخابین.

‫ولی من تو نوشتن متن‌های رسمی زیاد خوب نیستم...

و اگه کاربر‌ها رو ناراحت کنم چی؟

بعضی وقتا همچین واکنشی

‫بیشتر از یه صحبت سرد و رسمی کمک‌حاله.

‫م‍-متوجه شدم!

‫برای شروع، می‌تونی با مدیربرنامه‌های ‫اون صداپیشه، از اون اتفاق تماس بگیری؟

منظورتون سوئنوموری سانه؟

‫بله.

‫ما تو تماس و با ایمیل ازشون عذرخواهی می‌کنیم،

‫و به صورت عمومی، شفاف می‌کنیم که ‫ایشون هیچ کار اشتباهی انجام ندادن.

بعلاوه، بهشون بگین تصمیمات انتخاب شخصیت‌ها برای شخصیت‌های جدید

‫که تا مدتی در اضافه میشن رو بهشون می‌سپریم.

‫هوی، نمی‌تونی همینجوری انتخاب شخصیت رو بذل و بخشش کنی!

‫می‌دونی چقدر ارزش-

‫بخاطر همون ارزشه که باید انتخاب شخصیت رو بهشون بدیم.

اگه این تبدیل به یه قضیه‌ی افترا با درگیری مالی بشه

‫ضرر بیشتری می‌بینیم.

خب، بعدش... کی مسئول برنامه‌نویسی‌‍ه؟

‫من مسئولشم.

فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه تا یه بررسی کامل از سیستم‌ها داشته باشی؟

‫نمی‌تونم دقیق بگم...

‫ولی اگه همه‌ی بررسی‌های پیش‌پاافتاده رو اینجا بدیم، ‫فکر کنم حدود شیش روز زمان ببره!

‫شیش روز؟!

‫سه روز وقت داری!‌ تو سه روز انجامش-

‫باشه، دو هفته زمان داری. ‫مطمئن شو که درست انجامش میدی.

‫عقلتو از دست دادی؟! نمی‌تونیم ‫بازی رو برای دو روز ببند-

‫اگه در نظر بگیری که فقط ده روز کاریه،

‫می‌مونه پنج روز برای اصلاحات، سه روز برای بررسی،

‫و دو روز برای پیاده‌سازی.

چطوره؟

‫اینقدر زمان زیادم هست، عالیه!

‫خب، حالا...

ما معمولا چقدر الماس عذرخواهی اهدا می‌کنیم؟

‫برای این پروژه...

‫معمولا اندازه دو یا سه تا قرعه‌ی ده‌تایی گاچا مناسبه.

‫در این صورت، بیاین ده برابرش کنیم.

‫گ‍-گفتی ده برابر؟!

‫تا حالا نشنیدم هیچ بازی‌ای انقدر الماس اهدا کنه!

‫اضافه کردن یه قرعه‌ی ده تایی دیگه کافیه!

‫اگه این کار رو بکنیم، ایراداتی که داشتیم ‫بیشتر از هر چیزی خودشون رو نشون میدن.

‫ما به واکنشی به اندازه‌ای بزرگ نیاز داریم ‫که همه مردم رو مجبور کنه راجبش حرف بزنن.

‫و از اونجا که این بخش، مهم‌ترین بخشه...

‫از همه‌تون می‌خوام خیلی دقیق بهم گوش کنین.

‫همه‌ی اعضا برای دو روز آینده مرخصن.

از کار خبری نیست. مفهومه؟

‫تعطیلی؟!

‫وقتی اوضاع انقدر قاراشمیشه، تعطیلی دادن ‫به چه دردمون می‌خوره؟!

‫البته، قبلش واکنش اولیه‌مون تو فضای مجازی رو انجام میدیم.

‫اگه از قبل برنامه‌هامون رو عمومی کنیم، ‫نباید مشکلی داشته باشه.

‫داری چی بلغور می‌کنی؟!

‫این یه پروژه‌ی بزرگه که رو آینده‌ی کل شرکت تاثیر می‌ذاره!

‫اصلا حالیت هست؟!

‫اگه متوجه نبودم، به این نقشه نمی‌رسیدم، قربان.

‫بنظر نمیاد حالیت شده باشه!

‫هیچ کدوم از پیشنهاد‌هایی که دادی به شرکت هیچ سودی نمی‌رسونن!

‫می‌شنوی چی میگم؟! تو تجارت، ‫اگه نتونی سود بیاری-

‫رئیس!

قبلا یه بار گفتین که بهم اعتماد دارین، یادتون میاد؟

‫آ-آره...

‫یه چیز دیگه هم گفتین.

‫راجب اینکه الان موقع مهمی برای اعتماد تو شرکته.

‫بنظرم شما دقیقا می‌دونین اعتماد داشتن چقدر مهمه.

‫و انکار نمی‌کنم که به موقع تحویل دادن کار ‫بخش مهمی از کسب اعتماده.

‫مطمئنم همه‌ی کسایی که اینجان ‫حسرت می‌خورن که چرا این اتفاق محقق نشد.

‫د-درسته...

‫برای همین هرچه زودتر بازی دوباره عملیاتی-

برای همین، بهترین راه برای برگردونن اعتماد بعد از همچین اشتباه بزرگی

‫این نیست که فقط بازی رو دوباره بالا بیاریم و عملیاتی کنیم.

‫ما باید به روش مشهودی نشون بدیم ‫که از قصورمون مطلعیم،

‫و مطمئن شیم برنامه‌های آینده‌مون ‫تا جای ممکن شفاف باشن.

‫در حال حاضر، این بازی ‫بدترین تاثیر اولیه‌ی ممکن رو گذاشته.

‫برای همینه که باید از مرز فراتر بریم،

‫وگرنه هیچ‌کس به بازی برنمی‌گرده.

واکنش‌ها نسبت به میس‌کلا واقعا انقدر بد بود؟

‫زمانی، توی یه نرم افزار باگ حیاتی‌ای بوجود اومد.

‫تیم بازاریابی در تلاش بود تا اونو پوشش بده،

‫ولی کسی که تو مرکز توسعه بود تصمیم گرفت بدون هیچ بهانه‌ای،

‫این موضوع رو علنی کنه.

تو اینو از کجا می‌دونی؟

‫یکی از دوستان قدیمی‌تون بهم گفت.

‫چون شما با مشکلات روراست بودین،

‫درنهایت، مردم به نرم‌افزار بیشتر از چیزی که قرار بود اعتماد کردن.

‫اون مال چندین سال پیشه. جاهلیت دوران جوونی.

واقعا؟

چون فکر نمی‌کنم صادق و متاسف بودن

‫بتونه چیز بدی باشه.

‫همه‌ی حرفایی که می‌خواین بگین رو درک می‌کنم، قربان.

‫ولی...

‫شاید باید دوباره راجب اینکه چی واقعا مهمه تجدیدنظر کنین،

‫مخصوصا تو همچین موقعیت حساسی.

‫مجبور نیستین همه‌ ذهنتون رو بهش اختصاص بدین. ولی لطفا...

‫یکم راجب اتفاقاتی که داره اینجا میفته فکر کنین.

‫باشه. می‌تونی هر جور که به نظرت درست میاد کار رو انجام بدی.

‫خدا رو شکر!

‫شاید حالا بتونیم نجاتش بدیم!

‫من میرم و آماده‌سازی بررسی‌ها رو شروع می‌کنم.

‫و بعدش بیاین بالاخره بریم خونه!

‫تو هم بهتره بری خونه. ‫وگرنه، همه‌ی اینا بی‌فایده‌ست.

‫نگران نباش، لازم نیست بهم بگی.

‫بالاخره می‌تونم یه حموم درست حسابی بگیرم ‫و یکم بخوابم.

‫هاشیبا...

‫ممنون.

‫کاری نکردم.

‫ببخشید قربان.

‫بخاطر چند لحظه پیش، ازتون ممنونم.

با اینکه می‌دونستی رد می‌کنم، اون درخواست رو مطرح کردی؟

‫نه. در حقیقت، نمی‌دونستم چجور واکنشی نشون میدین.

‫پس از اون قمارباز‌ها هستی.

‫این طور خطابش نمی‌کنم. فقط...

‫من جدی بودم.

‫و نتونستم به جواب دیگه‌ای برسم.

این "جدی" بودنت بود، ها؟

‫تعجبی نداره که انقدر بحث سنگین بود.

‫در عوض لطفی که کردین، می‌خوام ‫براتون تضمینی بذارم.

چه تضمینی؟

‫و اون تضمین...

این بود که منو دوباره به طراحی برگردونی، درسته؟

‫بله.

‫واقعا دوست داشتم کمک کنم، ولی...

سنسی، چرا واقعا تلاش نمی‌کنین تا به ریشه‌هاتون برگردین؟

ریشه‌هام؟

‫سنسی، من فکر می‌کنم دلیل اینکه شما نقاشی کردن رو شروع کردین،

‫میتونه بهتون کمک بزرگی کنه.

‫اینا...

‫این بسته‌ی طراحی هاروسورائه.

ولی... چجوری؟

‫من هیچ‌وقت بهت نگفته بودم...

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left