Nikita

Nikita

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 3

معلومات الإصدار

Nikita S03E17 Masks WEB-DL x264 KiNGS mRS
تعليق من erosman
erosman هماهنگی و ویرایش

الوسوم

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
نشرت في: 2013-04-16
تنزيلات: 40
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

آنچه در "نیکیتا" گذشت

یک شورش

من می ترسیدم همچین اتفاقی بیوفته

وقتی تو موضوع "دانفورث" رو به همه گفتی

تقصیر منه!؟

الکس"، تو به 300 تا آدمکش تعلیم دیده"

گفتی که حکومت اسلحه گذاشته رو سرشون

همشون که دست رو دست نمیذارند ببین چی میشه

راشل"، باید چراغ خاموش بریم جلو"

واحد" هیچوقت تعطیل نمیشه"

"ما حتماً موفق می شیم، "کریس

ما حتماً آزاد می شیم

راشل" میگه رهبر اونه" اما این حقیقت نداره

اگه "واحد" پابرجا بمونه افراد بیشتری کشته میشند

الکس"، اسلحه رو بده من"

نقشه هنوزم جواب می ده - چطور؟ -

تو باید همه چیز رو گردن بگیری

جوری وانمود کن که انگار اسلحه منو گرفته بودی

الکس

من بایست اینجا می بودم

S A R M A Proudly Presents: S03E17 نقاب ها

نگاش کن

تو می گی داری سعی می کنی به افراد اینجا کمک کنی؟

"این تنها کاریه که "رایان همیشه سعی داشت بُکنه

کمک کردن به شما که یه زندگی جدید داشته باشین

!نگاش کن

راشل"، من می دونم تو ترسیدی" اما این دیگه اون "واحد" قدیم نیست

اگه همکاری کنی هنوز یه راه نجاتی برات هست

بهمون بگو برا کی داری کار می کنی

می دونیم که کمک کردی تا سرور ردیاب ها منفجر بشه

و یه نفر سعی کرد تو رو از بازجویی فراری بده

وقتی به "رایان" شلیک کردی

پس اسمشو بهمون بگو قبل از اینکه کسی آسیبی ببینه

منو که گرفتین دیگه تموم شد

اصلاً هم تموم نشده

اون به حرف نمیاد

خب، شاید وقتشه "نیکیتا" از روش های پیشرفته استفاده کنه

با "آری" که کرد

آری" یه دشمن بود" راشل" یکی از خودمونه"

دیگه نه

راشل" فقط قله کوه یخه"

تنها دلیلی که اون اینجاست

اینه که خیلی دیگه از افراد همون احساس اون رو دارند

حتی اگه اون رفیقشو گیر بیاریم

مشکل رو حل نمی کنه

یعنی منظورت اینه باهاش موافقی؟

منظورم اینه درکش می کنم

"اینجا مرکز "عملیات

ما داریم هجوم پیامی دریافت می کنیم که فکر کنم شما هم باید ببینین

دانفورث"ه"

اون مُرده

اگه الان به ما پیوستین این یک خبر فوریست

"فرمانده "اوان دانفورث

مشاور ویژه رئیس جمهور درگذشته است

او اوایل وقت امروز در رستورانی در "جورج تاون" درگذشت

گزارش های اولیه دلالت بر پارگی "آنوریسم" مغزی دارد

آنوریسم" مغزی؟"

تشخیصش سخته صحنه سازیش آسون

"کاملاً برگرفته از نقشه های "واحد

...یعنی آماندا

آماندا؟ آخه چرا باید "دانفورث" رو بُکشه؟

چونکه داشته از ما در برابر رئیس جمهور محافظت می کرده

اونم درست بعد از اینکه تو وادار به سکوتش کردی

نیکیتا" تنها کارتی رو که داشتیم" بازی کرد

نکته اینه که "آماندا" این موضوع رو فهمید

اون می دونه که "با کُشتن "دانفورث

توجه ها به "واحد" معطوف می شه

اوون" پشت خطه" اون "دانفورث" رو زیر نظر داشت

اوون"، تو کجایی؟"

من تو محل اتفاقم

همین الان دارند جنازه رو می بَرند

چیز غیرعادی ندیدی؟

نه

همون جایی نشسته بود كه هر روز ناهار می خورد

همون میز، همون زمان درست عین عقربه های ساعت

به محض اینكه روال روزمره اونو رو فهمید، بقیه اش آسون بوده

آماندا" روال كار رو دیده" و از نقطه ضعف سو استفاده كرده

تو این شنود كردنمون یه جا سوتی داده ایم

شنود؟

"وقتی من و "الكس" رفتیم تو خونه "دانفورث

یه سری تجهیزات شنود ...اونجا كار گذاشتیم

استراق مكالمات تلفنی ثبت كاركرد دكمه های صفحه كلید

مامورین فدرال یه گشتی بزنند حتماً پیداشون میكنند

"آره، اما نمی تونن كه ردّشو برسونن به "واحد

اگه رئیس جمهور بدونه كه فن آوری ناشناسی

تو خونه "دانفورث" بوده

حتماً میفهمه كه ما پشتش بودیم

فكر می كنه ما اونو زیرنظر گرفته بودیم بعد هم كُشتیمش

"اوون"، ازت میخوام بری خونه "دانفورث"

و همه چی رو پاك كنی

میخوان سردستی و سریع انجام بشه یا پاكسازی كامل؟

پاكسازی كامل اما در عین حال سریع

مفهوم شد

"رئیس جمهور حتماً می خواد با "رایان در این مورد صحبت كنه

اگه تماس گرفت چه كار باید بكنیم؟

بگیم "رایان" قدرت تَكلّمش رو از دست داده؟ تعطیلاتش طولانی شده؟

نه واقعیت رو بهش می گیم

بهش می گیم كه "رایان" یه اتفاقی براش افتاده

اما پیش بینی میشه كه بهبودی كاملش رو به دست بیاره

...تا اون موقع

تو فرمانده اینجایی

اون قبلاً هم به یه سرباز نیروی دریایی برای اداره "واحد" اعتماد كرده

می تونه دوباره اینكارو بُكنه

فكر می كنی این كار

برای ممانعتش از اعزام نیروهای ویژه كفایت كنه؟

مركز عملیات، یه مشكلی داریم

اوون اوون؟

جواب نمیده

من دارم میرم اونجا - یه تیم همراه خودت ببر -

نگران نباش فقط یه فلج کوتاه مدته

نمی خوام تو هم سرنوشتت بشه مثل فرمانده "دانفورث" بی نوا

بر خلاف اون زنده تو بیشتر می ارزه

مگه نه، "اوون"؟

یا بهتره بگم "سام"؟

سام؟

هنوز زنده ای؟ سام؟

اوون؟

اوون؟

اوون"، حالت خوبه؟"

چی شد؟

تو تماس گرفتی گفتی یه مشكلی پیش اومده

و بعدش ارتباط قطع شد

اونا كجاند؟

اونا كی اند؟

منظورم "دانفورث"ه

دانفورث" مُرده" مگه یادت نیست؟

از وقتی تماس گرفتی یه ساعتی گذشته

اوون؟

سام

چی؟ - اسمم -

سام ماتیوز"ه"

"یگان عملیاتی نیروهای ویژه "دلتا

یادم اومد

چه بلایی داره سرش میاد؟

دچار ضربه مغزی شده

و به نظر میاد باعث شده مغزش بخش هایی رو كه قبلاً آسیب دیده بود

دوباره به هم متصل كنه

اونوقت چی باعث شده حافظه اش دوباره برگرده؟

اساساً

این مورد نادره اما دیده شده كه اتفاق میوفته

تو باید استراحت كنی

من خوبم من خوبم

بهت حمله شد؟

قبل از تو كسی اونجا بود؟

نه كسی اونجا نبود

باید حمله عصبی یا همچین چیزی بوده باشه

قاعدتاً بایست سرم خورده باشه به زمین وقتی افتادم

خوبه كه به موقع تونستیم پیدات كنیم

"سی.آی.اِ" رسید خونه "دانفورث"

درست بعد از اینكه نیكیتا" تو رو از اونجا بیرون كشید"

چیزی هم پیدا كردند؟ - نه، نه، نه -

پاكسازی خونه رو تموم كردیم

بیركاف" داره برا مطمئن شدن" سامانه شون رو هك می كنه

اما میخوام برم ببینه داره چیكار می كنه

تو هم بهتره آروم باشی

ممنون، خانم راستگو

هنوز درد می كنه؟ - نه -

عوارض بدتر از اینش رو هم تو ارتش داشتم

وقتی "سام" بودی

آره

پس واقعاً حافظه ات داره بر می گرده

جسته گریخته مثل چراغ چشمك زن

یادمه كه دسته مون تار و مار شد منم تیر خوردم

آماندا" چی؟"

یادته اون موقعی رو كه سعی كرد

حافظه ات رو پاك كنه؟

نه

باید یه دلیلی باشه كه این كارو باهات كرد

اگه اینو بفهمیم

می تونیم سر دربیاریم كه چرا سعی كرد تو روسیه تو رو بدزده

داری چه غلطی می كنی؟

اونا نگران بودند كه ممكنه تعقیبت كرده باشند

اونا؟

راشل" چطوره؟"

داره طاقت میاره

اما برا چند وقت؟

اینجا "واحد"ه اونا حتماً به حرفش میارند

حتی اگه هم نیارند به محض اینكه "رایان" به هوش بیاد

تو رو به عنوان ضارب شناسایی می كنه

اونو بذار به عهده من نقشه هنوز سر جای خودشه

ما برای همه هویت جدید و پول جور می كنیم برای شروع زندگی جدید

بعدش می زنیم بیرون

"همینطور "راشل همه ما

مجبوریم حتماً یه فكری به حال ردیاب ها بكنیم

بیركاف" سرورها رو پراكنده كرده"

بنابراین نمیتونیم صرفاً با نابود كردن یه سرور

كل سامانه رو از كار بندازیم

بنابراین به دسترسی نرم افزاری احتیاج داریم

كه ردیاب ها رو از كار بندازیم

عمراً همچین دسترسی گیرمون بیاد

بسپارش به من - چطوری؟ -

بیركاف" تنها كسیه كه" به اون سامانه ها دسترسی داره

بهت گفتم كه "بیركاف" با من

نابغه، بهت احتیاج داریم

اینجا دستم بنده - كار مُهمیه -

واقعاً؟، خب دارم سعی می كنم كاری كنم

كه اگه آشوب طلب های بین ما هوس یه حمله دیگه به سرشون زد

كل شبكه مونو از كار نندازند

این مهم تره یا اون؟

"این ممكنه سرنخی باشه از "آماندا

More Farsi Persian subtitles for Nikita

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left