أول 200 سطر.
هتل پالاس
امروز در چه حالین؟
خیلی بدحال نیستم
دیگه اینجا نیا واگیرداره
نه، مشکلی نیست
تغییرات رو انجام دادم
فراموشاش کن
اون دیگه رفته
فقط بهم نگاه کن
متاسفم که نمیتونم بپوشماش
نه اشتباه میکنین
شما سلامتیتون رو به دست میارین
براتون مقدوره که پُرُو کنین؟
نه
شک ندارم که کارتو عالی انجام دادی
...هنوزم یادت هست
که چطوری باهم آشنا شدیم؟
بله
دستهای منو به خاطر میاری؟
بله؛ فراموش نکردم
ببخشید! آپارتمان شمارهی یک از کدوم طرفه؟
سمت چپ
این طرف؟ بله
کیه؟
با خانم هوآ کار داشتم
شما؟
شاگرد آقای جین هستم
ایشون منو فرستادن
آقای ژائو! دارین تشریف میبرین؟
خانم! شاگرد آقای جین اینجاست
بفرستش توو
میتونین برین داخل
الان میتونین برین داخل
خانم هوآ
پس تو شاگرد جین هستی
بله اسمت چیه؟
شیائو ژانگ صدام بزنین
چت شده؟
چیزی نیس
صاف وایسا!
دستاتو بیار پایین
چه خبره اونجا؟
هیچی
شلوارتو درآر!
درش بیار!
شایدم ترجیح میدی به رییست زنگ بزنم
دربیار!
اون یکی رو هم دربیار!
اونوقت میگی هیچی نیس؟
بیا اینجا!
بده من دستات رو
هیچ زنی رو قبلن لمس نکرده بودی، نه؟
پس چطوری میتونی یه خیاط باشی؟
زنهای زیادی رو لمس میکنی
اگه اینطوری باشی
کی تو رو برای دوختودوز میخواد؟
داری لذت میبری، نه؟
خوبه
حالا گوش کن!
رییست داره پیر میشه
گفت تو بااستعدادی
یه روزی تو خیاط من میشی
این حسوحال یادت بمونه
و لباسهای زیبا برای من میدوزی
خانم هوآ!
مبارکه!
شنیدم دارین ازدواج میکنین
چه اتفاق مبارکی! معلومه که خبر داریم
شیائو ژانگ؟
رفته بیرون
بله
فستیوال نزدیکه
و ما تقریبن سرمون شلوغه
خواهش میکنم! نفرمایین این حرفو
میدونین که شیائو ژانگ در خدمت شماس
اون اصن به مشتریهای دیگه اهمیتی نمیده
اما برای لباس شما هیچ کاری ازش برنمیاد
بله، درسته
وقتی برگشت، فورن میفرستم بیاد خدمتتون
بله، بله
خیلی واضح براتون نوضیح دادم
از امروز به بعد دیگه کار نمیکنم
کی داره میاد؟
به من چه که آقای چانگ داره میاد
دخترای دیگهای هم توی کلوپ هستن
بذار با دخترای دیگه خوش بگذرونن
من ازدواج نمیکنم
تو که میدونی. اون زن داره
خب که چی؟
فقط دو تا راه داره
یا پولشو بگیرم یا باهاش وقت بگذرونم
دیگه یه آدم ژیگول نمیخوام
باعث افتخارشه که پول خرج من میکنه
نمیخوام خودمو آزار بدم
این هفته باید دنبال یه آپارتمان جدید بگردم
چند روز دیگه دوباره باهات حرف میزنم
یادم نمیره
خانم! آقای ژائو اینجا هستن
دیوونهای
مگه نگفتم دیگه اینجا نیا
اگه کسی تو رو ببینه چی؟ اونوقت کی میخواد مراقب من باشه؟
من مواظبات هستم
واقعن؟ چطوری؟ چی قراره کوفت کنم؟
میتونی منو بخوری
حرومزاده!
بسه
وقت برای این کارا زیاده
...برو خونه بهت زنگ میزنم، باشه؟
باشه میرم برو
آقای ژائو! تشریف میبرین؟
بله، یه سری کار دارم که باید انجام بدم
خدانگهدار
اینگ
اگه آقای ژائو بازم اومد بگو من خونه نیستم
چشم
شیائو ژانگ اینجاس؟ خیر
زنگ بزن بهش و بگو سریع خودشو برسونه
عاشق؟ چی داری میگی؟
آهان، اونو میگی
اون پسرعمومه
شایعهس؛ یه گوشات در باشه یکی دروازه
آقای ژانگ! کجا بودین؟
خانم هوآ بیدار هستن؟
شبیه معشوقهی منه؟ منتظرتون هستن
آدم کسلکنندهایه
بهت گفتم که یه آپارتمان پیدا کردم
امروز عصر که اومدی، دسته چکات رو بیار
باید یه چیزی بیعانه بدم
بله؟ خانم! قهوه
شیائو ژانگ اومد؟ بله
این پارچهها رو بهش بده
بهش بگو آقای ژو از فرانسه آورده
بگو خیلی مراقب باشه
یه مقدار سمبوسه بهش بده برای فستیوال
چشم خانم
سلام
چی میگی؟
نمیای؟ ترسیدی؟
گفتم که از زنت میترسی.
از من میترسی؟
خیلی خوبه
اگه ترسیدی، نمیخواد بیای
خانم هوآ گفتن اینا رو بدم بهتون
این سمبوسهها رو هم خودشون درست کردن
لطفن از طرف من ازشون تشکر کنین
حتمن. خدانگهدار
خداحافظ
LIFE TAILOR CO.
چند ساعته رفتی اون توو و داری دوش میگیری
تموم نشده هنوز؟
همین الان
آقای ژانگ! چه زود اومدین
خانم هوآ بیدار شدن؟
دارن باآقای ژائو حرف میزنن
چی کار میتونم براتون بکنم؟
کار لباسشون تموم شده خواستم برای پُرُو ببینمشون
لباس رو به من بدین
به نظر میرسه که یه کمی طول بکشه
باشه
فقط هر مشکلی که بود لطفن بهشون بگین با من تماس بگیرن
پس من میرم
تموماش میکنی یا نه؟
چند بار باید بهت بگم
ما دخترعمو پسرعمو هستیم؛ عاشق و معشوق که نیستیم
میدونم چی توو کلهات میگذره
فکر میکنی کارت با من تموم شده، نه؟
میخوای از شَر من خلاص بشی
ولی کور خوندی
بذار بهت بگم
اگه دوستانه حلاش نکنی
اونوقت بهت نشون میدم
خانم! آقای ژانگ هنوز منتظر شما هستن
خیلی جرات داره که سروکلهاش پیدا شده
با گندی که به لباسها زد
هیچکدومشون رو نمیخوام
هیچ کاری باهاش ندارم دیگه
جرئت داری دوباره بازی کن
نمیذارم ببری
شیائو ژانگ بیرونه. شما؟
اینگ تویی. حالت چطوره؟
جین هستم
رفته بیرون
چی؟
خانم هوآ باهاش کار دارن؟
وقتی برگشت، فورن میفرستماش بیاد خدمتشون
این چه حرفیه!
چشم حتمن
سلام، آقای شائو؟
خودمم
نشناختین منو از پشت تلفن!
چه نامهربون!
امروز بیرون نرفتین؟
من خوبم
زنگ زدم یه حالواحوالی بپرسم
توو این چند روز اخیر
خیلی دلم براتون تنگ شده
کی؟
اون رو میگی؟
خیلی وقته که ندیدماش
مدتهاست
No comments yet. Be the first to leave one.