The Nun's Story

The Nun's Story

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

the nun's story1959
تعليق من dave30
داود-ر

الوسوم

other
نشرت في: 2021-01-12
تنزيلات: 81
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

داستان يک راهبه براساس داستاني از کاترين هولم کارگردان فرد زينه مان

اون زندگي شو به خاطر من از دست ميده بايد پيداش کنم

اگه سستي تو کامل باشه

برو چيزي که داري بفروش و بده به فقير

و بيا دنبال من

هر خواهر بايد بدونه به محض ورود...

به صومعه ، زندگي شو براي خدا فدا کرده

خوب اماده ايم؟

هر وقت آماده اي پدر بيا به خاطر اون صبر نکنيم

کلاهت کجه

سعي کردم بدون آينه سرم کنم تا بهش عادت کنم

خوب

ماريا نمي خواست خداحافظي کنه و ترجيحا نميخوام لوسي رو ببينم

اون خيلي ناراحت ميشه

.فرصتي نيست بيرون منتظر مي مونم

حالا لوئيس , من براي تو و ماريا چيزهاي بالا گذاشتم

لباس هارو تقسيم کنيد ولي آبي هارو نگه دار , چون آبي مال توئه

از پدر خوب مراقبت کن

و اجازه نده تو يه روز عمل جراحي زيادي انجام بده

بهرحال چرا بايد بري؟

پير

بيا گابي . من يه ميز رو براي ساعت 1 سفارش دادم

اميدوارم که شما هم به اندازه من خوشحال شده باشين

گابي من مي تونم تو رو فقير ...و پاکدامن ببينم

اما نميتونم تو رو يه دختر کله شق ببينم فرمانبردار از اون زنگ ها

... پدر تو کنگو اونا منو به کاري که دوست دارم فرا مي خونن

تو ممکنه هرگز به کنگو نروي مسلما نمي توني اينو مطالبه کني

اينو ميدوني ، مگه نه؟

وقتي که وارد اون در بشي آرزوهاي شخصيت از بين ميره

پدر ، شايد اين راحت تر باشه اگه که خودم تنها برم تو

تو يه يتيم نيستي يا اينکه بدون رضايت پدرت داري ميري

اينو يادت باشه ، گابي

يادت باشه ، که اگر هر وقت تصميم گرفتي که اين کار برات درست نيست

هيچ حس شکستني براي برگشت به خونه وجود نداره

خواهر ويليام

- دکتر وندرمال؟ - بله؟

من پيسان هستم شما من رو 5 سال پيش عمل کرديد

- اوه بله ، شش سمت چپ ، درسته؟ - نه سمت راست

- ممکنه دخترم سايمون رو به شما معرفي کنم و دخترم گابريل

روز بزرگيه

- دکتر وندرمال ؟ - دختر

من خواهر مارگاريتا هستم بانوي جديد الورودها

خوش اومدي

البته شما خواهر ويليام رو از بيمارستان مي شناسيد

خواهر ويليام و من ساعت هاي زياد ناراحت کننده اي رو با هم سهيم بوديم

خواهر ويليام ميگه که گابريل يه پرستار بزرگ با شرافت ميشه

من ميدونم که که شما در حد زيادي عهده دار اون هستيد

من اونو تو ازمايشگاهم از دست ميدم - ما پيش خودمون خوب ازش استفاده ميکنم -

روح واقعي ، فکر کنم

.ما بهش ميگيم کله شقي . شما هم چند وقت ديگه بهش ميگيد

. ما به زودي وارد ميشيم

عصر بخير دکتر - عصر بخير خواهر -

گمون ميکنم خواهر مارگاريتا کسي که بهش ميگن "قانون زندگي

يعني چي؟

اونا ميگن اگه قانون مقدس صومعه ... از بين مي رفت

مي تونست با مطالعه ي رفتار همچين راهبه ي کاملي ، پس گرفته شه

دکتر - خواهر -

فکر کنم ، جهيزيه ، پدر

اوه بله ، البته

متشکرم ، دکتر

خداحافظ پدر ، دلم برات تنگ ميشه

نهايت تلاشم رو ميکنم

ميخوام به من افتخار کني

نميخوام بهت افتخار کنم ميخوام که خوشحال باشي

من خوشحالم

اوه گابريل ، شماره تو 1072 است

متشکرم خواهر

مبارکه که اين شماره رو داري

اين متعلق به خواهر مري پوليگات بوده اون يه پرستار خواهر تو کنگو بود

وقتي اسباب تون رو تحويل گرفتيد دو ستون تشکيل ميشيد رو به در مي ايستين

از امروز به بعد ، جاي شما تو صف

بر اساس سنتون تو اين جمع تعيين ميشه

اولين پذيرفته شده بزرگترينه

که اون ايوون دواقه

حاضر

. ايوون دواق . هريت دله کووا

. سايمون پيسانت . سيسيل دپلاما

. گابريل وندرمال

.هلن درود

دستات بايد ساکن بمونن و نا پيدا

بجز وقتي که براي پرستاري و نماز لازم باشه

من خيلي خوشحال هستم که اينجا هستيد ، خواهر ويليام

وقتي از اون در عبور مي کني من اونجا نيستم

براي شش ماه که ... تو جديد الورودي

... و يک سال که نوآموزي

به جز موضوعات کاري امکان نداره ... با همديگه حرف بزنيم

من نميدونستم

نگران حجابتون نباشيد

به زودي ياد مي گيريد که بدون آينه لباس بپوشيد

همون طور که فردا ياد ميگيريد وقتي که قانون مقدس رو مطالعه مي کنيم

که زندگي ما در اين اجتماع .. رو حکمراني ميکنه

يکي از اولين شرايط "قانون سکوته"

سکوت داخلي و خارجي

ما سکوت بزرگ رو از کليساي کوچک در شب

تا کليساهاي کوچک در صبح مراعات ميکنيم

ما الان براي دعاهاي غروب به کليساهاي کوچک ميرويم

فرزندان عزيز ، شما 5 روز براي آموزش و آمادگي فرصت داريد

قبل اينکه از رسما توسط جنرال ارشد

... به عنوان جديد الورود پذيرفته شويد

ما دائما براي کمال توسط سکوت داخلي کوشش مي کنيم

هدف نهايي اين سکوت اينه که گفتگوي دائمي با خدا رو ممکن مي کنه

بنابراين ، ما با صداي بلند حرف نمي زنيم

همچنين درگير گفتگوهاي بيهوده نمي شيم

ما درهارا به آرومي مي بنديم

هر وقت ممکن باشه از زبان اشاره استفاده مي کنيم

اين يعني " اجازه دارم صحبت کنم؟"

اين يعني " معذرت ميخواهم "

اينو امتحان کنيم؟

ما اين کارو مي کنيم تا توجه يه خواهر رو جلب کنيم

فقط آستين

البته ، ما هرگز خواهر ديگه اي رو لمس نمي کنيم

مخصوصا ما در طول غذا از اين علائم استفاده ميکنيم

ما يقينا چيزاهارو براي خودمون درخواست نمي کنيم

هر خواهر گوش به زنگ نيازهاي خواهران هم نوع خودشه

تو راه رفتن اونجا ، فرزندان ... هرگز

مثله اينکه جايي براي رفتن و پرسه زدن نداريم همچنين عجله نمي کنيم

وقتي از ميان تالار ها و راهروها قدم مي زنيم

با راه رفتن نزديک ديوارها فروتني را تمرين مي کنيم

حالا

فردا ، در بخش تالار

ژنرال ارشد رسما شما رو در ميان جماعت مي پذيره

و شما ترم جديد 6 ماهه رو به عنوان جديدالورود آغاز مي کنيد

جناب مادر امانووال در بين ما نماينده مسيح هستن

به همين جهت توسط ما مورد تحسين و اطلاعت قرار مي گيره

فرزندان من چه ميخواهيد؟

که در ميان اين جماعت پذيرفته شويم

به نام خداوند برخيزيد

فرزندان عزيزم راهبه بودن آسون نيست

اين زندگي يه پناهگاه از دنيا نيست

اين يه زندگي فداکارانس

از يک جهت اين يک زندگي عليه طبيعت ه

اين يک منازعه بي پايان براي کمال نفسه

بعضي از شماها بيشتر از ديگران زجر مي کشيد

فقر ، پاکدامني و فرمان برداري به شدت دشواره

هر کدام از ما در اينجا مي تونه به شما اين اطمينان رو بده

.. فداکاري هايي که براي ما لازمه قابل تحمله

... اگه اونا رو با عشق بسازيم

مثله اينکه تو دنيا ، ما مي تونيم ... کارهاي غير ممکن رو

... با يک قلب شاد براي معشوقه انجام بديم

پس اين با ماست

... ما مي تونيم فداکاري هاي بزرگتري رو تحمل کنيم

چون مقصود عشق ما نجيب زاده ما عيسي مسيح است

به منظور نزديک شدن اجتماع ... با عيسي مسيح

شما تسليم تمرينات و آزمون ها .. مي شويد

که براي ريشه کن کردن عيب هاي شما طراحي شدن

شهوت شما رو کنترل مي کنن

و شما رو براي تقواي بخشش آماده مي کنن

اگه شما اين تمرينات رو ... با فروتني تحقيق کنيد

اين گام ها يک مشارکت نزديک تري با عيسي مسيح به صليب کشيده شده آغاز ميکنه

شما به ما تعلق ندارين

زندگي مسيح وار از بي نهايت چيزهاي کوچک تشکيل شده است

شما بايد با قانون مقدس زندگي کنيد نه اينکه روز به روز

... بلکه دقيقه به دقيقه

در وضعيت هشياري عليه عيب ها

راهبه کامل کسيه که براي عشق به خدا

در همه چيزها تا حد مرگ فرمان بردار باشه

يادتون باشه فرزندان عزيز شما به راحتي مي تونيد خواهران ما رو فريب بديد

اما هرگز نمي تونيد خودتون رو فريب بديد ، يا خدا رو

جديد الورود اطاعت سخت رو از ناقوس ياد مي گيره

که اون صداي خداست

متوقف کردن فوري هر کاري که در حال انجام دادن هست

وقتي که به کار ديگري يا عبادتي فرا مي خونه

نهار چي داريم ، تو مي دوني؟

.اين مهم نيست چون اونا بهرحال من اجازه خوردن نمي دن

... دوبار در روز براي بقيه زندگي تون

. وجدان خودتون رو امتحان کنيد

و توي اون دفترها وارد کنيد

هر يک و همه عيب ها عليه قانون مقدس

براي مثال ، اگه يک ليوان آب بين غذا بنوشيد

بدون اجازه گرفتن

اگه يک چراغ روشن اضافي رو رها کنيد

اگه براي کار ديرتون شده و الي آخر

من خودمو به خاطر شکستن .سکوت بزرگ متهم ميکنم

من خودمو به خاطر تفکرات بي رحمانه .درباره ي خواهرانم متهم مي ميکنم

من خودمو بخاطر نوشيدن يک ليوان بين غذا .بدون اجازه متهم ميکنم

من خودمو به خاطر کوتاهي در .فروتني دست ها متهم ميکنم

من خودمو به خاطر اموال .دنيوي متهم ميکنم

من خودمو بخاطر صحبت کردن .بدون نيازمندي متهم مي کنم

من خودمو براي خنديدن .در طول سکوت متهم ميکنم

.من خودمو متهم ميکنم

من خودمو به خاطر .قرار عشقي متهم ميکنم

.... من خودمو متهم ميکنم من خودمو متهم ميکنم

بيا تو

ديروز يکي از خواهرانم رو که تو بيمارستان مريض بود ديدم

و پدرت داشت ازش مراقبت ميکرد

اون از تو مي پرسيد ، و همينطور درباره کنگو

و همين طور مرکز بوش جايي که اون فکر ميکنه تو دوست داري اونجا پرستاري کني

من بهش گفتم که اين خيلي زوده که حتي بهش فکر کني

البته ، مادر بزرگوار

.... من - خوب ، ادامه بده -

من فقط ميخوام يک پرستار و راهبه خوب بشم

و به فرمان خدا هر جا فرستاده بشم

اول يک راهبه خوب شو

ما فقط خواهران خيلي نيرومندمون رو براي ماموريت انتخاب مي کنيم

شرايط لازم پرستاري تو به نظر ميرسه که تو رو شبيه يه داوطلب کرده

اما شما هنوز خيلي از رشد کمال مذهبي دور هستيد

کمال ، زره تلاش ماموريت هاي ماست

و در يک روز بدست نمي آيد

نظر به اينکه فردا روز پوشيدن لباس رسميه

وقتيکه شما لباس روحانيت نوآموز رو تحويل مي گيريد

More Farsi Persian subtitles for The Nun's Story

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left