Sugar

Sugar

تنزيل الترجمة Farsi/persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Sugar 2024 S02E07 720p 1080p 2160p AppleTVPlus Web persian
تعليق من shine021
سریال شوگر قسمت هفتم فصل دوم

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-07-31
تنزيلات: 3
ضعاف السمع: No
FPS: 23.976

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 200 سطر.

زيرنويس از مهدي shine021

سعی کردم.

واقعاً سعی کردم، همه‌چیزو رو میز گذاشتم.

نه!

تمام تلاشمو کردم.

ولی بعضیا اینجا با خشونت زندگی می‌کنن.

و برای اونا به نظر می‌رسه...

تنها زبونیه که می‌فهمن.

زيرنويس از مهدي shine021

سرگی اوخدا؟

بهت می‌گم، خوشم نمیاد. فکر بدیه.

همش همینو می‌گی.

چون همش به همین فکر می‌کنم.

حتی شیطان هم بهش بدهکاره.

دقیقاً. همه‌ی آدمای درست رو می‌شناسه.

در ازاش سهم خودشو می‌خواد.

ببین، می‌گم ریسک کنیم، بذاریمش تو سیستم.

مدرک داری، الان بیشتر از یه ویدیوئه.

زنگ خطر رو به صدا دربیار، رفیق.

ببین، کی میاد به کمک؟ پلیس؟

یعنی...

شهرداری؟

می‌دونی؟ این «حراج آتش» خیلی بالاتر از یه معاون کلانتره.

اگه تصمیم اشتباه بگیریم، تام،

دنی می‌میره.

وگا منو گیر انداخته.

وقت نداریم، سرگی رو لازم دارم.

زنگ بزن.

ترتیبشو بده. می‌رم دنی رو ببینم. مطمئن می‌شم حالش خوبه.

باشه، موتورها رو روشن کن.

یادت باشه، اونجا قلمرو کلانتره. دارن گوش می‌دن.

آره. چشم و گوش باز.

می‌بینمت.

- ورا نواک؟ - خب که چی اگه باشم؟

- یه چیزی برات دارم. - جدی؟

چشم و گوش باز.

- وگا. - می‌خوام ببینمش.

و می‌خوام جی رو ببینم. فردا.

باشه، قبل از هر کاری، می‌خوام ببینمش،

می‌خوام مطمئن بشم حالش خوبه.

آره، قول می‌دم، ولی باشه.

- بیا پایین. - دارم میام.

رابینو!

در!

هی.

- هی. - حالت چطوره؟

خوبم.

جدی؟

آره، زیاد نخوابیدم، ولی خوب می‌شم.

خوشحالم می‌بینمت.

ممنون که اومدی، رفیق. ببخشید باید تا اینجا میومدی،

باید بدترین موکل تاریخت باشم، ها؟

نه، دنی، نیستی. اصلاً.

آره، ولی پولی بهت نمی‌دم. دعوا راه میندازم، گوش نمی‌دم.

باعث می‌شم کت‌وشلوارامو بشمرم.

خب، باید از اول حسابشو نگه می‌داشتی.

درسته.

خب...

یه مشکل داریم.

منظورت... منظورت چیه؟ جی خوبه؟

آره، خوبه. فعلاً.

ولی همه‌ی این‌ها، زندان بودنت، دستگیر شدنت.

یه بهونه‌ست.

همش راجع به جی و وگاست.

از جی خبر داره؟

باشه پس. اون پلیسه چیکار می‌کنه؟ چی می‌خواد؟

دنی، گوش کن. باید بهم اعتماد کنی، باشه؟

چی کوفتی می‌خواد، شوگر؟

می‌خواد معامله کنه.

چی؟

- مون. تمومش کن. - صبر کن، تازه اومدم.

- ولی نمی‌خوای این کارو بکنی، درسته؟ - دنی، گوش کن.

نه، خواهش می‌کنم، من...

- وقت رفتنه. - فقط... جدی می‌گم، نمی‌تونی این کارو بکنی.

دنی، گوش کن، هرچی که شد، هرجوری به نظر رسید...

معامله نکن... وای! فقط لعنتی...

- هی! هی! - نه، این کارو نکن!

شوگر، این کارو نکن!

باشه، باشه! باشه!

نکن!

هی، استنلی، چه خبر؟

واقعاً شرمنده‌ام مزاحمت شدم. من...

حالت خوبه؟

نمی‌دونستم به کی... به کی زنگ بزنم، پس فقط...

باشه. کجایی؟

فقط یه پرنده‌ی احمق.

نه، دوستش داشتی.

دخترام بزرگ شدن، رفتن.

زنم منو ول کرد برای یه استاد علوم انسانی.

علوم انسانی.

هرچی که هست.

متوجه... متوجه خارها می‌شی؟

آره، چون این‌جوری از خودشون در برابر گیاه‌خوارها محافظت می‌کنن.

یه نقل‌قول از پیکاسو درباره‌ی جوانی هست...

یه... دارم سعی می‌کنم یادم بیاد.

می‌دونی، ذهنم...

می‌خوای بشینی؟

خوب می‌شه.

یالا.

اوه، رفیق.

استنلی، من وکیل مالیاتی نیستم.

- چی؟ - تو کووینا زندگی نمی‌کنم.

باشه، پس کجا زندگی می‌کنی؟

می‌خوام... می‌خوام باهات حرف بزنم، استنلی. می‌خوام درباره‌ی سناتور پاویچ حرف بزنم.

- پاویچ؟ - آره،

استخدامت کرده روی یه چیزی باهاش کار کنی.

یه پروژه‌ی جورواجوره.

ببخشید ناامیدت می‌کنم،

هرکی که هستی، ولی چیزی بهت نمی‌گم.

چرا می‌گی، استنلی.

استنلی، استنلی، صبر کن، گوش کن.

خواهش می‌کنم.

پس، حرف زدن درباره‌ی سریالای تلویزیونی، اهمیت دادن به گیاه‌ها،

وانمود کردن به اینکه به طوطیم مانتی اهمیت می‌دی، اون همش دروغ بود؟

نه.

دروغ نبود. از دوست بودن باهات لذت بردم. هنوزم می‌برم.

خیلی دوست دارم، استنلی، فقط کمکت رو لازم دارم.

باشه، چهار دایره.

چیه اونا؟

مدام ظاهر می‌شن. نمی‌دونم معنیشون چیه.

فکر می‌کنم پاویچ، با کمک مردی به اسم هنری تورپ...

فکر می‌کنم به خیلی از آدمایی که دوست دارم خیانت کرده.

مجبورشون کرده مخفی بشن، و من... نمی‌دونم چرا.

نمی‌دونم چرا، نمی‌دونم چی شده،

ولی فکر می‌کنم به این چهار دایره ربط داره، و کمکت رو لازم دارم.

خواهش می‌کنم. چهار دایره.

اونا دایره نیستن.

اون دایره‌ها گره‌های جوی هستن.

گره‌های جوی؟

- برای استفاده به‌عنوان چی؟ سلاح؟ - نه.

اصلاً. نه، برای کمک به اقلیمه.

- کمک به اقلیم چطوری؟ - هر جوری که بخوایم.

پخش گازهای گلخانه‌ای،

بالا بردن اکسیژن، پایین آوردن دی‌اکسید کربن،

بهینه‌سازی محصولات کشاورزی،

جلوگیری از آتش‌سوزی جنگل، جلوگیری از سیل‌های ناگهانی، و همینطور ادامه داره.

جان، این می‌تونه دنیا رو تغییر بده.

واقعاً.

تو این رو اختراع کردی؟

وای، خدای من، نه. من فقط یکی از مهندسینم.

کمک کردم بزرگش کنیم، سرهم کنیم.

درباره‌اش نظریه‌پردازی کردم...

ولی این تکنولوژی فراتر از یه سطح دیگه‌ست. سلاح نیست.

نه، من هیچ‌وقت...

آره، ولی می‌ترسونتت.

می‌ترسونه، رو صورتت دیدم. حتی الانم دودلی. چرا؟

آره، خب، باید یه کاری بکنیم.

سیاره داره می‌میره! دنیا داره به‌خاطر ما می‌سوزه.

این چیزیه که منو می‌ترسونه.

ولی آره، همچین قدرتی؟ نقش خدا بازی کردن؟

احمق باشی اگه نترسی، پس...

- باید جواب بدم... - من... من الان می‌رم.

استنلی...

- هی. - همه‌چی حاضره.

- با سرگی هستی. مواظب باش. - باشه، خوبه.

- چه خبر؟ - جی چطوره؟

می‌دونی، غر می‌زنه انگار خودش زندانه.

خب، داره سم‌زدایی می‌شه، می‌دونی؟

نوسانات خلقی طبیعیه.

آره، همه‌شو می‌دونم.

مهمه که اونجا باشی، وال.

باشه، باید حواست بهش باشه.

- باشه، رئیس. - باشه، باید برم.

بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

- آقای شوگر. چه افتخاری. - دیه‌گو.

تو دفترم بودم داشتم خدا می‌دونه چیکار می‌کردم

که بابا اومد بهم گفت باهاش تماس گرفتی.

قیافه‌اش.

خیلی خوشحال بود.

اجازه هست؟

می‌دونی که سلاح حمل نمی‌کنم، دیه‌گو.

می‌دونم.

شرمنده.

برای احتیاطه.

سرگی اوخدا.

رئیس یه کارتل به اسم لوس یونیورسالس،

که تقریباً معنیش می‌شه «همه‌جا هستیم».

یه‌بار براش کار کردم، سال‌ها پیش.

البته، اون می‌گفت نصف کار رو براش کردم،

و اون مردی نیست که براش نصف کار بکنی.

خوب به نظر می‌رسی.

- ممنون. - بشین.

من چطور به نظر می‌رسم؟

پیر.

ببین، دارم سعی می‌کنم باهات مهربون باشم. ها؟

تو اومدی پیشم.

نمی‌خوای باهات مهربون باشم؟

احتمالاً، ولی ضروری نیست.

تو چیزایی می‌خوای که انجام بشه،

و بعضی وقتا تو توان منه که انجامشون بدم.

می‌دونی، رابطه‌ی ما تجاریه.

به نظرم میاد، تو گذشته، اونجا بود که دردسر پیش اومد.

می‌دونی، وقتی این رو فراموش کردیم.

باهام صادقی.

همیشه باهات موافق نبودم، ولی هستی.

این خصلت نادریه.

این بد بانی رو می‌شناسی؟

اسمشو شنیدم.

دارم نوه‌مو تو میامی می‌بینم تا برم ببینمش.

خوبه.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left