أول 200 سطر.
من از این بچه
که زودتر از موقعش به دنیا
آوردمش و از خودم که مجبور بودم
همچین تصمیمی بگیرم، ترسیده بودم
از همه اینها ترسیده بودم
نمیتونستم خودم رو راضی کنم و بکشمش
پس رهات کردم
فکر کردم میتونم فراموشت کنم
هیونسو
...ولی بعدش میخواستم بفهمـم
چرا تو اینطوری به دنیا اومده بودی
شاید تقصیر من بود که زود زایمانت کردم
شاید هم هوسهای کثیف خودم
تو رو به کسی که هستی، تبدیل کردن
این بچهی من، چیه؟
نعمته یا نفرین؟
نمیفهمیدم
...گفتم شاید
جوابش دست تو باشه
دیر اومدم، درسته؟
نه
خوشحالم که اومدی
سلام بده
اون مادرته
سلام
تو بچهی عادیای بهنظر میاومدی
آسودهخاطر شدم
هر روزی که باهات سپری میکردم و ناراحتیم رو پنهان میکردم
هر روز عادیای که تا مرز دیوونگی میرفتم
با خودم میگفتم
شاید این زندگی اونقدر هم بد نباشه
فکر کردم از دستـت دادم
اما یهو دیگه از درد به خودت نپیچیدی
و جلوم بهعنوان یه موجود کاملا متفاوت ایستادی
اون موقع بود که فهمیدم
مهم نیست چهقدر انکارش کنم
بچهی من یه هیولاست
چهخبره؟
مجبوری اینقدر عمیق بزنی؟
من مادرشم
مهم نیست چهقدر بزرگ بشه
یا به چی تبدیل بشه
باید بشناسمش
دیگه از دستش نمیدم
نمیدونم سعی دارم از تو در برابر دنیا
محافظت کنم یا از دنیا در برابر تو
هیچوقت درشون نیار
...من فقط
میخوام کنارت باشم
باشه؟
[داستان خانه شیرین اقتباسی از وبتونی به قلم کارنبی کیم و یونگچان هوانگ است.]
« خانه شیرین »
مامان
آدمها
همهشون بَدن
مامان؟
تو هم مثل اونهایی
چا هیونسو
چا هیونسو
میخوای همینطوری بذاری بری؟
انتظار یه استقبال گرم داشتی؟
آره
حداقل حال و احوالم رو بپرس
برام مهم نیست
تمام این مدت، تو بودی؟
تو بودی که توی ساختمون کمکم کردی، درسته؟
با این آشغال هدایتم کردی
و حالا میخوای بذاری، بری
یه حرفی بزن
چیه؟
میخوای دوباره فرار کنی؟
مثل احمقها؟
من اتفاقی اونجا بودم
و تنها دلیلی که کمکت کردم این بود که میشناختمت
الان زندهای
همین کافی نیست؟
آرزوی مرگ داری؟
اینجا چی کار میکنی، نیمههیولا؟
گمشو
احمق
حتی هانی هم جونش براش عزیزه
چرا اصلا داری دنبال یه هیولا میری؟
همین که زندهای برو خدات رو شکر کن
خدایا شکرت
اون دووم آورده
زندهست
اگه تو هم میخوای با هیولاها باشی
و بیاریشون به پناهگاه
تو هم گورت رو گم کن
فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)
چرا اون کار رو کردی؟ - چون ازش خوشم نمیاد -
چرا؟
همهش دوستهام رو اذیت میکنی و بهخاطر اون، ناپدید میشی
چون میخوای ازش محافظت کنی
دیگه بهت اعتماد ندارم
اولش
کنجکاو بودم و میخواستم از کار و بار انسانها سر در بیارم
اونها مثل مامانـن
پس رفتم پیششون
ولی اونها فقط بهم آسیب زدن
جیغ زدن، کنار گذاشتنم
بهم صدمه زدن
همهی دوستهام رو آتیش زدن
مجبورم کردن، تنها باشم
اونها فقط میترسن
عزیزانشون رو از دست بدن
من هم همینکار رو با اونها میکنم
به سزای اعمالشون میرسونمشون
وقتشه شما هم حس من رو داشته باشی
تا شاید بتونید دردم
رو درک کنید
اومدم این رو بهت بگم
بریم خونه
لطفا
دیگه خونهای نداریم
داره تو آتیش میسوزه
خب
دیگه نیازی به تو
یا مامان ندارم
ییکیونگ
کجایی؟
ییکیونگ
هیونسو
ییکیونگ، خوبی؟
همهچی رو خراب کردم
میخواستم بزرگ که شدم مثل اون بشم
فقط همین رو میخواستم
تقصیر تو نیست
باید میکشتمش
موقعی که داشتم بزرگش میکردم همیشه این تو ذهنم بود
...مطمئنم
اون هم احساسم رو فهمید
نه
من مراقبت تو از اون رو به چشم دیدم
دیدم که چهطور همهچیز رو تحمل کردی
همهش تقصیر منه
تمام این خرابکاریها
اینطوری بهتره
شاید بهتر باشه، من اینجا بمیرم
...اونوقت مجبور نیستم
با دستهای خودم بکشمش
واقعا میخواستی اون رو بکشی؟
چرا؟ تو مادرشی
پس چرا؟
من لیاقت مادر بودن رو ندارم
هزاران بار دربارهش فکر کردم
که چرا بچهی من باید اینطوری به دنیا بیاد؟
تقصیر منه
هوسهای من
اون
رو به یه هیولا
تبدیل کردن
مگه هیولا بودن، چشه؟
جرم که نیست
مامانی
این بود که ازت محافظت کرد
تو رو مثل خانواده میدونست
هیولاها هم احساس دارن
و چهرهها رو تشخیص میدن
اونها هم زمانی، انسان بودن
مامانی
مامانی
اون چشه؟
چشمهات رو باز کن
چی کار میکنی؟
فکر کنم مرده، رئیس
چهخبره؟
اولش خوب بود. چی شد؟
مسموم شده
چهقدر بهش دادی؟
اونقدر
فقط یه کاسه
همهی اون رو دادی بهش؟
این دیگه چه کوفتیه؟
قارچ سمی
از نوع توهمزاش
دز اون بالاست، چیزیش نمیشه
ولی اون یکی پادزهر لازم داره
هی
هی، بیدار شو
چه عوضیای
چهطور تونست دوباره ناپدید بشه؟
اول بدون اینکه به من بگه اسمنویسی میکنه
حالا هم کاری میکنه بهخاطر یه دختر دیگه گریه کنم؟
من دیگه کاری باهاش ندارم
اگه نمیخوایش، مال من
لعنتی
اصلا ارزش این رو میدونی؟
اون گوشه، پر از اینهاست
با هم فرق دارن
چانیونگ این رو با امضاش به من داد
انداختیش دور، گفتم شاید نمیخوایش
رو مخمه
آمادهای؟ - برای چی؟ -
جایی میری؟
قراره امروز، پدر پیتر رو ببینیم
حوصله ندارم
بیا بریم. نمیخوام تنها باشم
بذار باهات بیام، گروهبان
نه
No comments yet. Be the first to leave one.