أول 200 سطر.
.من که خيلي هيجان زده ام، پسر
اميدوارم بتونم حداقل يک روح .باستاني رو ببينم
.فکر کنم بهتره چندتا گچ و تخته پاک کن بگيريم
به خاطر اينکه اون غبار، مي دونيد که، باعث ميشه .پرتو ليزر شناسايي بشه
!اوه .پس يک مقدار گردوغبار توليد کنيم
"بايد توي بخش "جنگ داخلي .خيلي وقت بگذرونيم
.نه "فرانک"، ما تو بخش جنگ داخلي نميريم
."مي خوايم بريم بخش "مصر باستان
.من که خيلي هيجان زده ام
.و با هم ميريم
فقط براي اينکه موضوع رو روشن کنم، شما که واقعا فکر نمي کنيد
که چيزها به خاطر اينکه شما شبي رو در موزه" مي گذرونيد"
زنده بشن، درسته؟
شرمنده، ولي ما فقط خودمون رو براي اينکه
ممکنه امروز بعد از ظهر يک ماجراي عالي پيش بياد .آماده مي کنيم
مشکلي داره؟
حالا، يا اينکه يعني، اوه، "چارلي" با روح باستاني خودش برخورد مي کنه
.يا ما کل شب رو در حال فرار از دست نگهبانها هستيم
.شب بسيار بسيار عالي اي در پيش داريم
قطعا بهتر از اينه که کل شب رو تنها همين جا بمونيم
و تو رو در حال اينکه ساندويچ بعد از ساندويچ بعد .از ساندويچ مي خوري نگاه کنيم
چه مرگته آخه؟
.چند روز که مثل اسب داري مي خوري
."چاقيه، "فرانک .واضح و ساده
.داره جلوي چشماتون چاق ميشه
،ديگه حتي نمي دونم چطور جوک پرنده اي بگم
.انگار که ديگه نميشه به کارشون برد - .من چاق نيستم. حامله ام -
.ديگه دارم حس مي کنم که هميشه همينو ميگي
بهتره يک لطفي به خودت بکني .و سقطش کني
.يک لحظه صبر کنيد. مطمئنم اينو قبلا گفتي .حق با توئه
آره و از اونجايي که هممون، همون چيزاي رو مي گيم که هميشه مي گيم
منم تکرار مي کنم. ما اهميتي به تو و بدنت
.يا بچه ات يا اون بچه پرنده اي که احتمالا تو شکمته نميديم
اوه ،واقعا؟
خوب بايد اهميت بديد
.چون يکي از شما پدرشه
چي؟ - چي؟ درباره چي حرف مي زني؟ -
.دارم درباره جشن "هالووين" مي گم
.يکي از شماها منو حامله کرد
ولي از اونجائيکه شماها هيچ اهميتي به من يا بدنم يا بچه ام يا هرچي که شما مي گفتيد که هست، نميديد
.لازم نيست درباره اش حرف بزنيم
.شماها تو راه موزه ايد که شب رو اونجا بگذرونيد
.هي، خوش بگذره بچه ها
.اوه، لعنتي
.: کي "دي" رو حامله کرد؟ :.
.: فيلادلفيا هميشه آفتابي است :.
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
:ترجمه از Hypnos & Ozymandias
ميگم، اصلا داشت درباره چي حرف ميزد؟
تو جشن هالووين حامله اش کردن؟
يعني چي؟
.من که اصلا اون جشن رو يادم نمياد .مستِ مست بودم
.آره، منم همينطور
.من اون شب "تار زده" شده بودم
تار زده؟
تار زده چيه ديگه؟
اوه، يعني وقتي خيلي مست بشي همه .چيز تار ميشه
به شدت وقتي همه چيز سياه ميشه نيست .به خاطر همين يک چيزايي يادمه
.دوست دارم بهش بگم تار زده شدم
.همم، تا حالا که همچين چيزي نشنيده بودم
."دليل خوبي هم وجود داره که نشنيدي، "فرانک
.چون فکر کنم "مک" همين الان از خودش در آورد
.آره از خودم در آوردم
از خودت در آوردي؟
.عبارت عالي ايه....تارزده شدن
دوستش داري؟
!عاشقشم
.ممنون
،من تقريبا مطمئنم که هممون يک جايي .احتمالا تارزده شديم
خب فکر کنم بهترين راه حل براي اينکه موضوع رو حل کنيم
اينه که هممون "تارزدگي" هامون رو روي هم بذاريم
.و بفهميم کدوم يکي از شما دوتا ترتيب خواهرمو داده
باشه، ولي بيايد زياد از اين تارزدگي همين اول کار
.زياد استفاده نکنيم
.آره، ولي يه چيزي هست
وقتي که يک همچين عبارتي رو تو جمع استفاده مي کني و همه دوستش دارن
ديگه عادلانه است که
.هي ازش استفاده کنيم - .ديگه متعلق به همه است -
.مال همه است ديگه
الان فقط مي خوايم بفهميم که کي ترتيب .دي" رو داد"
.کار مهم همينه
بيايد خيلي روي اين قضيه تارزده تمرکز نکنيم... هر چند که
.عبارتي که من قراره خيلي ازش استفاده کنم
.و احتمالا الان هم مي خوام خيلي ازش استفاده کنم
.خوب اين چيزيه که من از حالت تارزدگي خودم يادم مياد
يادمه که هممون لباس مخصوص جشن پوشيده بوديم و همه لباسها
.باحال بودن به جز مال تو
خيلي از دستت عصباني بودم چون قرار بود .من و تو با لباس "سوپر ماريو" و "لوييجي" بريم
من سر قرارمون موندم
.ولي تو تو آخرين دقيقه با يک لباس ديگه اومدي
پسر، داري چيکار مي کني؟
لباس سوپر ماريوت کو؟
.نه، من دنبال يک تيپ سکسي تر رفتم
سکسي؟
پسر، ما امسال قرارمون اين بود که بريم سراغ ظاهر خنده دار نه سکسي
...تا بتونيم خانوم هارو خلع سلاح کنيم
اين حرفامونو يادت نمياد؟
بدون سوپر ماريو
چي ميشم؟ ميشم شکل يک لوله کش ايتاليايي. ميشم شکل عوضيا
اين چيه؟ واقعاً اين چيه؟
من يکي شخصيتهاي "ارباب حلقه ها" هستم ."ويجيو مورگن استاين"
. اين که اسم شخصيته نيست
.اسم بازيگرشه، و تو حتي اين رو هم درست نمي فهمي
.داري به طور کامل دهنمو سرويس مي کني پسر
تو هم فهميدي؟
!بچه ها، بچه ها، بچه ها
!نگاه جمعيت برا جشن ما
!فيس! فيس
!مي خوام خونتو بمکم
!الان هوا گرگ و ميشه
.زمان خون مکيدنه
آره پسر، من اداي خون آشامها رو در ميارم چون همه دخترها
عاشق خون آشام و اين چيزا هستن به خاطر
.فيلم مسخره "توايلايت" و فيلمهاي مزخرف ديگه
خوب منم به خودم ميگم، اگه اين پيشخدمته از اين چيزا خوشش بياد چي؟
!اين بهترين فرصت منه
.مثل "شبح اپرا" لباس پوشيدي
.اون که خون آشام نيست
.اون بازيگراي تئاترو مي خوره
.نه، نمي خوره
.فکر کنم ممکنه بخوره
.مي خوره
و من از اينکه تو حتي بدوني "شبح اپرا" کيه .تعجب مي کنم
.ممکنه ندونه
.نمي دونه
.نه، نميدونم، نميدونم
.پارتي مزخرفيه
.هيچ پسر خوش تيپي نيست
.گوشت تو فريزر نيست، اگه بگيرين چي ميگم
،دي"، محض رضاي خدا" چرا لباسي پوشيدي که دوتا بال گنده داره؟
.من يک فرشته سکسيم
بايد وانمود کنيم که تو مثل يک پرنده بزرگ لباس نپوشيدي؟
منظورم اينه که اگه مي خواي سکسي به نظر .بياي مثل پرنده ها لباس نپوش
،من مثل پرنده ها لباس نپوشيدم .واضحه که من يک فرشته ام
.نه
حالا اينا به کنار، اون دختره مزخرفو که اونجا ايستاده
و مثل طاووس لباس پوشيده رو ديديد؟
.پرنده بزرگِ گنده
.پرنده سبز
.خوب لباسي پوشيده
.اوف، اوف
.خيلي خوب لباسي پوشيده
در واقع اينقدر لباسش خوبه که من الان به عنوان شکارم تو بعد از ظهر
.روش هدف گيري کردم
.آره
.مال من ميشه
در واقع، همين الان مي خوام برم عمليات .هدف گيري رو شروع کنم
.برو کنار، پرنده
.همه اينا درست به نظر ميرسه
.منم يادمه - آره؟همه اينا به نظرتون درسته؟ -
خوب بعدش بعد از ظهر بود که
کارا يکم جلو رفته بودن
..چون يادمه که هممون اون موقع مست بوديم. اما
.کاملا يادمه که از اون طرف بار صداي دعوا ميومد
!تنهامون بذار. بس کن
...به نظر ميومد که اين خانوم يک مقدار تحت فشار باشه اما
.هيچ اهميتي نمي دادم
چون با اينکه شبيه کاريکاتور يک بنا بودم
خيلي به اينکه با اين طاووس خانوم به يک تفاهمي .برسم نزديک شده بودم
.ببين، پسر .کل شبو داشتي عذابم ميدادي
،به نظرم لباست عجيبه آدم مزخرفي هستي
.و مي خوام که دست از سرم برداري
...بله
.پسر، اين لباس خيلي سکسيه
چي؟ - .باورم نميشه، پسر -
...اين دختره داشت ميگفت
.اوه،خداي من،خيلي سکسي هستي" ".مي خوام سرشار از سکست کنم
...منم مي گفتم: اوه ،خداي من
!نمي خوام سرشار از سکسم کني
و بعد دوباره به خاطر من سکسي شد، به خاطر اينکه
.من سکسي ترين لباس دنيارو دارم
.از لباسم متنفرم
خوب حالا چي؟ مي خواي از شر لباسه خلاص بشي؟
!آره، مي خواي از شرش خلاص بشي
تو اصلا ميدوني اينقدر سکسي بودن يعني چي؟
رفيق، لباست رو به من ميدي؟
.آره، برا تو
واقعا؟
لباستو با من عوض مي کني؟
!آره
.بيا عوض کنيم، بيا عوض کنيم
.يالا، بيا بريم عوض کنيم
،درست ميشه
.آره، پسر
.داره الان همه اش يادم مياد
،اومدي پيشم، قرار شد لباسامونو عوض کنيم به من لباسِ
فوق العاده سکسيتو دادي و من بالاخره .تونسته بودم اون زن وسوسه گر رو تحت کنترل در بيارم
.اوه، آره، من با اون طاووس خانوم سکس کردم
.آره، عالي شد
.خيلي عالي، رفيق
.خب، معما حل شد
!منظورم اينه که...عالي
.معما که اين نبود
.آره، آره، آره، آره، آره
.اينکه ترتيب خانم پرنده رو دادي که معمامون نبود
.مسئله "دي" معماست
..."درسته. "دي .يکي با "دي" سکس داشته و اونم حامله شده
.و ...خب، هرچي، باشه
.خب، از داستان مشخصه که "چارلي" اين تو بودي که ترتيبشو دادي
به خاطر همينه که اين همه حس پشيموني و تاسف داشتي
No comments yet. Be the first to leave one.